نقد و بررسی
نقد September 5 | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازسازی بحرانی در دل رویداد «September 5» به کارگردانی Tim Fehlbaum رویدادی تاریخی را از زاویهای کموبیش غیرمنتظره روایت میکند: نه از منظر سیاستمداران یا نیروهای امنیتی، بلکه از درون اتاق کنترل گروه ورزشی شبکهای آمریکایی که ناگهان باید پوشش زندهٔ گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی در المپیک مونیخ را بر عهده بگیرد.
این انتخاب، هم به فیلم امکان میدهد تجربهای تازه از واقعهای شناختهشده بسازد و هم پرسشی دشوار را پیش بکشد: وقتی خبر و جان انسانها در یک قاب تلویزیونی به هم میرسند، مسئولیت خبرنگار و تهیهکننده دقیقاً چیست؟ فیلم بهجای آنکه پاسخ آمادهای عرضه کند، مخاطب را درون فرایند تصمیمگیریهای شتابزده و اطلاعات ناقص نگه میدارد.
«September 5» بازسازی یک بحران است، اما همزمان دربارهٔ ساختهشدن تصویر عمومی یک بحران نیز فکر میکند. تعلیق از جنس انتظار قدرت اصلی فیلم در این است که تنش را تنها از خطر بیرونی نمیگیرد. بخش بزرگی از ماجرا در اتاقی میگذرد که تلفنها، مانیتورها و گفتوگوهای ناتمام در آن پیوسته خبر تازهای میآورند یا خبرهای قبلی را زیر سؤال میبرند.
شخصیتها باید میان عجله برای پخش، ضرورت بررسی اطلاعات و نگرانی از پیامدهای هر تصمیم تعادل برقرار کنند. در چنین وضعی، مکث هم میتواند پرمخاطره باشد و شتاب نیز ممکن است به خطا بینجامد. ریتم فشرده و کنترلشدهٔ روایت این تناقض را به موتور تعلیق بدل میکند: مخاطب، مانند کارکنان اتاق پخش، منتظر میماند تا بداند چه چیزی واقعاً رخ داده و کدام خبر را میتوان با اطمینان به آنتن سپرد.
« September 5» بازسازی یک بحران است، اما همزمان دربارهٔ ساختهشدن تصویر عمومی یک بحران نیز فکر میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از هیجانسازی آشکار پرهیز میکند و بهجای آن، اضطراب را در تکرار پرسشها، سکوتهای کوتاه و تغییرهای ناگهانی در فضای اتاق مینشاند. همین خویشتنداری، تأثیر بحران را بیشتر میکند. رویدادها در خلأ اتفاق نمیافتند؛ هر گزارش تازه به تصمیمی تازه نیاز دارد و هر تصمیم ممکن است بر کسانی اثر بگذارد که در محل وقوع حادثه گرفتارند.
تعلیق فیلم، بنابراین، فقط پرسش از سرنوشت رویداد نیست؛ پرسش از این است که رسانه در لحظهٔ وقوع آن چگونه باید عمل کند. اتاق کنترل بهمثابه صحنهٔ اصلی طراحی صحنه و فیلمبرداری، فضای اتاق کنترل را به قلب تپندهٔ اثر تبدیل میکنند. قابهای نزدیک، تجهیزات تصویری و ارتباطی آن دوره، رفتوآمد کارکنان و صداهای همزمان، حس فشردگی و آشفتگی را میسازند.
دوربین کمتر به تماشاگر اجازه میدهد از دور و با آرامش به رویداد نگاه کند؛ ما میان چهرهها، میزها و نمایشگرها محصور میشویم و به همین دلیل، تجربهٔ دیداری فیلم به تجربهٔ کاری شخصیتها نزدیک میشود. صدا نیز نقشی کلیدی دارد: صداهای ارتباطی، صدای پخش و گفتوگوهای داخلی، لایههایی میسازند که گاه با هم رقابت میکنند و گاه بر یکدیگر سایه میاندازند.
استفاده از تصاویر آرشیوی پخش المپیک به این بازسازی عمق میدهد و پیوند میان درام و سند را تقویت میکند. تصاویر تاریخی صرفاً تزئینی نیستند؛ در جهان فیلم، بخشی از مادهٔ خامیاند که کارکنان برای ساختن روایت تلویزیونی در اختیار دارند. همین انتخاب یادآوری میکند که آنچه بینندگان میبینند، واقعیت بیواسطه نیست، بلکه نتیجهٔ انتخاب قاب، ترتیب اطلاعات و تصمیم دربارهٔ آن چیزی است که باید روی آنتن برود.
« همین خویشتنداری، تأثیر بحران را بیشتر میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و شخصیتپردازی John Magaro در نقش Geoffrey Mason، تهیهکنندهای که مسئولیتهایش بهسرعت سنگینتر میشود، محور عاطفی فیلم را شکل میدهد. بازی او نه بر قهرمانسازی تکیه دارد و نه بر نمایش آشکار درماندگی؛ شخصیتش بیشتر از راه واکنشهای سریع، نگاههای سنجیده و فشار فروخورده شناخته میشود.
Peter Sarsgaard در نقش Roone Arledge حضوری مقتدر و حسابگر دارد و Ben Chaplin در نقش Marvin Bader بُعدی محتاطتر و انسانیتر به فضای تصمیمگیری میافزاید. Leonie Benesch نیز با بازی ظریف خود، به شخصیت Marianne Gebhardt اهمیتی فراتر از نقش یک مترجم میدهد؛ او یکی از کسانی است که میان زبانها و برداشتهای متفاوت پل میزند.
این گروه بازیگری، شخصیتها را به نمایندگان سادهٔ مواضع اخلاقی تبدیل نمیکند. هرکدام از آنان با محدودیتهای حرفهای، اطلاعات ناقص و فشار زمان روبهرو هستند و همین امر اختلاف دیدگاهها را باورپذیر میکند. برخی از شخصیتها فرصت کمتری برای پرداخت مستقل مییابند، زیرا فیلم تمرکز خود را بر مجموعه و سازوکار پخش حفظ میکند؛ بااینحال، در این انتخاب نوعی انسجام وجود دارد.
قهرمان اصلی، بیش از آنکه فردی خاص باشد، خودِ گروهی است که باید در شرایطی استثنایی کار کند. روزنامهنگاری و اخلاق پخش زنده یکی از لایههای مهم فیلم، بررسی دشواری مرزبندی میان اطلاعرسانی و نمایش است. در پوشش زنده، اطلاعات ممکن است متناقض، ناقص یا نادرست باشند؛ در عین حال، انتظار عمومی برای دریافت خبر بیوقفه ادامه دارد.
« این گروه بازیگری، شخصیتها را به نمایندگان سادهٔ مواضع اخلاقی تبدیل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم نشان میدهد که «زودتر بودن» همیشه به معنای «بهتر بودن» نیست و تصویر یا گزارشی که با نیت اطلاعرسانی پخش میشود، میتواند پیامدهایی پیشبینینشده داشته باشد. از همینجا پرسشی محوری شکل میگیرد: آیا رسانه فقط باید آنچه را رخ میدهد نشان دهد، یا باید دربارهٔ اثرِ نشاندادن آن نیز مسئولیت بپذیرد؟
اثر پاسخ آسانی به این پرسش نمیدهد؛ این یکی از امتیازهای آن است. بهجای سخنرانی دربارهٔ اصول خبرنگاری، تصمیمهای روزمرهٔ تیم پخش را در مرکز توجه میگذارد: کدام گزارش قابل اعتماد است، چه چیزی هنوز باید بررسی شود، و آیا ضرورت خبررسانی توجیهی برای پخش هر تصویر به شمار میرود؟ بااینحال، چون تمرکز فیلم بر تجربهٔ رسانهای است، زمینههای سیاسی و تاریخی گستردهتر واقعه در حاشیه میمانند.
این محدودیت را میتوان پیامد آگاهانهٔ زاویهٔ دید دانست، اما مخاطبی که به دنبال شرحی جامع از همهٔ ابعاد بحران باشد، ناگزیر با تصویری گزیده روبهرو خواهد شد. محدودیت زاویهٔ دید وفاداری فیلم به فضای اتاق پخش، هم سرچشمهٔ تازگی آن است و هم مرز آن. گروگانها و دیگر افراد بیرون از ساختمان، در بخش مهمی از روایت از خلال خبر، تصویر و گزارش دیگران دیده میشوند.
این فاصله به مضمون رسانهای فیلم خدمت میکند، زیرا نشان میدهد چگونه واقعیت از راه واسطهها به مخاطب میرسد؛ اما ممکن است بعضی تماشاگران را از تجربهٔ انسانی کسانی که مستقیماً در خطرند دور نگه دارد. فیلم بیشتر میپرسد رسانه با بحران چه میکند تا آنکه بحران را از همهٔ جایگاههای انسانی آن بازگو کند.
« اثر پاسخ آسانی به این پرسش نمیدهد؛ این یکی از امتیازهای آن است. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب همچنین اقتضا میکند که مخاطب تفاوت میان بازسازی دراماتیک و ثبت تاریخی را در نظر داشته باشد. اثر بر یک واقعهٔ واقعی و مواد تصویری آرشیوی تکیه دارد، اما همچنان فیلمی روایی است که شخصیتها، گفتوگوها و لحظهها را در قالبی سینمایی سامان میدهد. همین آمیختگی، جذابیت و مسئولیت اثر را افزایش میدهد: بازسازی میتواند گذشته را ملموس کند، اما نباید با خودِ سند تاریخی یکی گرفته شود.
جمعبندی «September 5» تریلری تاریخی و در عین حال تأملی دربارهٔ کار رسانه در لحظهٔ بحران است. روایت فشرده، فضای باورپذیر اتاق کنترل، استفادهٔ مؤثر از صدا و تصاویر آرشیوی و بازیهای مهارشده، تجربهای پرتنش میسازند؛ تجربهای که بدون تکیه بر صحنههای پرزرقوبرق، مخاطب را درگیر نگه میدارد.
مهمتر از همه، فیلم دربارهٔ دشواری تصمیمگیری در موقعیتی است که زمان اندک، اطلاعات ناقص و پیامدها سنگیناند. تمرکز محدود آن بر گروه پخش، اجازه نمیدهد همهٔ ابعاد انسانی و سیاسی واقعه با گستردگی یکسان بررسی شوند؛ اما همین تمرکز، پرسشهای اخلاقی اثر را روشن و ملموس میکند. فیلم نه رسانه را یکسره قهرمان میسازد و نه آن را به دستگاهی بیاعتنا فرو میکاهد.
در عوض، نشان میدهد خبررسانی زنده حاصل انتخاب انسانهایی است که باید در شرایطی نامطمئن عمل کنند. حاصل، اثری دقیق و سنجیده است که پس از پایان تماشایش، توجه مخاطب را از خودِ تصویر به شیوهٔ ساختهشدن آن میبرد.
« این انتخاب همچنین اقتضا میکند که مخاطب تفاوت میان بازسازی دراماتیک و ثبت تاریخی را در نظر داشته باشد. »
ثبت دیدگاه