نقد و بررسی
نقد شش دست انتقام (Seis Manos) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثری بر مرز چند جهان «Seis Manos» از همان ایدهٔ مرکزیاش وعدهٔ برخوردی نامتعارف میدهد: هنرهای رزمی شرقی در کنار اسطورهها و باورهای مکزیکی، در شهری خیالی از مکزیکِ دههٔ هفتاد. این پیوند در نگاه نخست میتوانست مجموعهای از تزئینات غریب باشد؛ اما سریال میکوشد عناصرش را در جهانی واحد جای دهد؛ جهانی که در آن کارتل، فساد و خشونت روزمره با آیینهای رازآلود و نیروهای فراطبیعی همخانهاند.
حاصل، اثری است پرجنبوجوش و گاه آشفته، اما بهندرت بیهویت. «Seis Manos» خود را به یک ژانر محدود نمیکند. درام جنایی، اکشن رزمی، وحشت بدنی و فانتزی در روایتش به هم راه مییابند و لحن آن نیز میان تلخی، شوخی و خشونت تغییر میکند. این تنوع به سریال شخصیت میدهد، هرچند همیشه به انسجام نمیانجامد.
« حاصل، اثری است پرجنبوجوش و گاه آشفته، اما بهندرت بیهویت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی انگار اثر میخواهد همهٔ ایدههای جذابش را یکجا عرضه کند؛ در چنین لحظاتی، پیوند میان اجزا سست میشود و داستان کمی از تمرکز میافتد. سه یتیم و معنای خانواده در قلب روایت، سه یتیم قرار دارند که زیر نظر استاد هنرهای رزمیشان، چیائو، پرورش یافتهاند. رابطهٔ این سه نفر صرفاً به مهارتهای متفاوتشان در میدان مبارزه خلاصه نمیشود؛ آنها خانوادهای ساختهاند که گذشتهٔ دردناک و تجربهٔ مشترک، پیوندهایش را محکم کرده است.
همین وجه انسانی به ماجراهای پرهیاهوی سریال وزن میدهد: مبارزهها زمانی اثرگذارتر میشوند که تماشاگر بداند پشت آنها چه چیزی برای شخصیتها در خطر است. ایزابلا، عیسی و سیلنسیو هر یک با خلقوخویی متمایز وارد داستان میشوند. ایزابلا ارادهمند و سرسخت است؛ عیسی گرمایی شوخطبعانه به جمع میآورد؛ و سیلنسیو، با سکوت و خشم فروخوردهاش، حضوری سنگینتر و رازآلودتر دارد.
« ایزابلا، عیسی و سیلنسیو هر یک با خلقوخویی متمایز وارد داستان میشوند. »
شخصیتها و اجرا
سریال در پرداخت همهٔ آنها به یک اندازه موفق نیست، اما مثلث اصلی را چنان میچیند که تفاوت شخصیتها در کنشها و واکنشهایشان دیده شود، نه فقط در معرفیهای اولیه. سیلنسیو؛ سکوتی پر از خشم سیلنسیو از برجستهترین شخصیتهای مجموعه است؛ نه فقط بهسبب سکوتش، بلکه بهخاطر نیرویی که آن سکوت در شخصیتپردازی او پیدا میکند.
او بسیاری از احساساتش را با نگاه، مکث و حرکت بدن منتقل میکند و همین امر حضورش را در صحنهها به تجربهای دیداری بدل میسازد. خشم درونی او موتور مهمی برای تنش داستان است، بیآنکه لازم باشد مدام دربارهٔ آن سخن گفته شود. با این همه، سریال همیشه میان رازآلودگی و عمق روانشناختی تعادل کاملی برقرار نمیکند.
« خشم درونی او موتور مهمی برای تنش داستان است، بیآنکه لازم باشد مدام دربارهٔ آن سخن گفته شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاه گذشتهٔ شخصیتها بیشتر بهعنوان زمینهای برای تشدید خشونت به کار میرود تا فرصتی برای تأمل آرامتر در پیامدهای زخمهایشان. با وجود این محدودیت، سیلنسیو از آن شخصیتهایی است که پس از پایان تماشا در ذهن میماند؛ بخشی از این ماندگاری را باید به طراحی و اجرای حرکتی او نسبت داد و بخشی را به تضاد میان سکون بیرونی و آشوب درونیاش.
اکشن؛ زبان اصلی سریال مبارزهها از نیرومندترین دستاوردهای «Seis Manos» هستند. صحنههای اکشن ریتم و جهت دارند و هر شخصیت در نبرد، شیوهٔ خاص خود را به
« اکشن؛ زبان اصلی سریال مبارزهها از نیرومندترین دستاوردهای «Seis Manos» هستند. »
ثبت دیدگاه