نقد و بررسی
نقد بخش هشت (Section 8) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی میان انتقام و توطئه «Section 8» ساختهٔ کریستین سسما، تریلری اکشن است که از دل روایتی آشنا آغاز میشود: جیک آترتون، سربازی پیشین که پس از خشونتی ویرانگر به زندان افتاده، پیشنهادی وسوسهانگیز دریافت میکند. سازمانی مخفی آزادی او را در برابر پیوستن به مأموریتی محرمانه قرار میدهد؛ اما هرچه جیک بیشتر در این جهان تازه پیش میرود، اعتمادش به کسانی که او را به کار گرفتهاند کمتر میشود.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تقابل میان انتقام فردی و سازوکارهای پنهان قدرت را میدهد، ولی همیشه نمیتواند این دو خط را در روایتی منسجم به هم پیوند بزند. قهرمانی زخمی، نه شکستناپذیر یکی از امتیازهای فیلم، انتخاب رایان کوانتن برای نقش جیک است. او تصویر قهرمانی را عرضه میکند که بهجای برخورداری از صلابت بینقص و اطمینان همیشگی، زیر بار اندوه و درماندگی خم شده است.
رنج شخصیت در چهره و سکوتهای او حضور دارد و همین آسیبپذیری، دستکم در بخشهایی از فیلم، به خشونتهای بعدی وزن عاطفی میبخشد. جیک صرفاً ماشینی برای پیشبردن صحنههای درگیری نیست؛ او مردی است که زندگی پیشینش فروپاشیده و هنوز نمیداند نیروی خود را در خدمت چه کسی قرار داده است. بااینحال، فیلمنامه فرصت کافی برای پرورش این کشمکش درونی فراهم نمیکند.
فیلم خیلی زود از سوگ و انتقام به عملیاتهای پیاپی میجهد و گاه چنان شتاب میگیرد که واکنشهای عاطفی شخصیتها بیش از آنکه نتیجهٔ تجربهای باورپذیر باشند، حلقههایی اجباری میان دو بخش اکشن به نظر میرسند. جیک ظرفیت آن را دارد که قهرمانی پیچیدهتر باشد، اما روایت اغلب او را در چارچوبهای آشنای ژانر نگه میدارد.
« قهرمانی زخمی، نه شکستناپذیر یکی از امتیازهای فیلم، انتخاب رایان کوانتن برای نقش جیک است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طرحی آشنا با پیوندهای سست داستان فیلم از چند مادهٔ آشنا ساخته شده است: سرباز سابق، خانوادهای ازدسترفته، مأموریتی دولتی، گروهی پنهانی و پرسش همیشگی دربارهٔ وفاداری. آشنایی با این عناصر بهخودیخود ضعف نیست؛ فیلم اکشن میتواند از الگوهای دیرپا بهره ببرد و همچنان سرگرمکننده باشد.
مشکل «Section 8» آن است که بهجای پرداختن تازه به این الگوها، اغلب به عبور سریع از آنها بسنده میکند. بخش انتقام، ورود جیک به سازمان و شکلگیری سوءظن او، گاه همچون قطعاتی جداگانه کنار هم قرار گرفتهاند. فیلم اطلاعاتی دربارهٔ سازمان و انگیزههای اشخاص ارائه میکند، اما میان این افشاگریها و تحول روانی قهرمان پیوندی محکم نمیسازد.
در نتیجه، تعلیق داستان بیشتر از ابهام موقعیتها نیرو میگیرد تا از پیچیدگی روابط یا تصمیمهایی که شخصیتها میگیرند. ایدهٔ مرکزی ظرفیت یک تریلر سیاسی تلخ را دارد، اما پرداخت آن به روایت اکشنی متعارف نزدیکتر میماند. سایهٔ توطئه و مسئلهٔ اعتماد فضای رازآلود فیلم از نقاط قوت آن است.
جیک وارد جهانی میشود که در آن هر وعده میتواند پوششی برای منفعتی دیگر باشد و آزادی نیز بیهزینه به دست نمیآید. حضور سازمانی با نام و مأموریتی مبهم، حس ناامنی را تقویت میکند؛ قهرمان نمیداند چه کسی حقیقت را میگوید و چه کسی تنها برای هدایت او به سوی هدفی پنهان تلاش میکند. این وضعیت به فیلم نیروی تعلیق میدهد و مخاطب را با پرسشی ساده اما کارآمد همراه میکند: آیا جیک واقعاً اختیار انتخاب دارد؟
« مشکل «Section 8» آن است که بهجای پرداختن تازه به این الگوها، اغلب به عبور سریع از آنها بسنده میکند. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، رازآلودگی همیشه به عمق تبدیل نمیشود. سازمان و ساختار قدرتی که پیرامون آن شکل گرفتهاند، بیش از آنکه در جزئیات و پیامدهای ملموس دیده شوند، گاهی به ابزارهایی برای جابهجایی داستان بدل میشوند. فیلم دربارهٔ اخلاقِ خشونت دولتی، مسئولیت مأمور و بهای اطاعت پرسشهایی پیش میکشد، اما بهندرت مکث میکند تا آنها را بکاود.
توطئه فضای تنشآمیزی میسازد، ولی اندیشهٔ زیرین آن کمتر از وعدهٔ اولیه گسترش مییابد. اکشن؛ انرژی لحظهای و اجرای نابرابر سکانسهای درگیری قرار است موتور اصلی فیلم باشند. برخوردهای تنبهتن و تعقیبوگریزها در لحظاتی انرژی بصری دارند و حضور بازیگرانی چون اسکات ادکینز انتظار تماشای حرکات دقیق و سخت را بالا میبرد.
فیلم همچنین میکوشد خشونت را زمینی و نزدیک به بدن نگه دارد؛ این انتخاب با حالوهوای خشن داستان تناسب دارد و در بهترین لحظات، به درگیریها فوریت میبخشد. اما کیفیت اجرا یکدست نیست. فیلمبرداری لرزان و تدوین پرشتاب در برخی صحنهها بهجای افزایش هیجان، وضوح حرکت را کاهش میدهند. ضربهها و واکنشها گاهی از وزن لازم برخوردار نیستند و در نتیجه، آنچه باید برخوردی سخت و نفسگیر باشد، کمجان جلوه میکند.
تناقضی میان ظرفیت بازیگران اکشن و شکل نهایی سکانسها پدید میآید: فیلم از مهارت بدنی آنان بهره میبرد، اما همیشه امکان تماشای روشن و کامل آن مهارت را فراهم نمیکند. از این رو، اکشن گهگاه سرگرمکننده است، اما بهندرت به تجربهای واقعاً ماندگار بدل میشود. بازیها و دیالوگها کوانتن با تکیه بر حضور فیزیکی و چهرهای فرسوده، مرکز قابلقبولی برای فیلم میسازد.
« بااینهمه، رازآلودگی همیشه به عمق تبدیل نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او در نقش مردی که هم از گذشته میگریزد و هم ناچار است با آن روبهرو شود، باورپذیرتر از بسیاری از اجزای پیرامون خود است. بازی او به جیک نوعی آسیبپذیری میدهد که از کلیشهٔ قهرمان بیتزلزل فاصله میگیرد. در سوی دیگر، گروه بازیگران شناختهشدهٔ فیلم همیشه به انسجامی مشابه نمیرسند. شخصیتهای فرعی گاه با لحنهایی خشک و بیشازحد تأکیدشده ظاهر میشوند و دیالوگهایی که باید تهدیدآمیز یا پرمعنا باشند، در بعضی لحظات تصنعی و حتی ناخواسته مضحک شنیده میشوند.
حضور بازیگران باتجربه به فیلم نوعی جذابیت اولیه میبخشد، اما فیلمنامه از این ظرفیت بهخوبی استفاده نمیکند. شخصیتها اغلب برای اعلام موضع یا رساندن اطلاعات وارد صحنه میشوند و کمتر فرصت مییابند از طریق رفتار و رابطه، به چهرههایی چندلایه تبدیل شوند. ریتم و انسجام روایی «Section 8» با شتاب آغاز میشود و بهسرعت مخاطب را از تراژدی شخصی جیک به جهان عملیاتهای محرمانه میبرد.
این سرعت میتواند برای تریلری کمتکلف مزیت باشد؛ فیلم زمان زیادی را صرف مقدمهچینی نمیکند و پیوسته موقعیتهای تازه میسازد. اما شتاب، هنگامی که جای بسط روایی را بگیرد، نتیجهای معکوس دارد. بعضی رخدادها پیش از آنکه اثر عاطفی یا منطقی خود را بر شخصیتها بگذارند، با رخداد بعدی پوشانده میشوند.
پراکندگی داستان بهویژه در پیوند میان انگیزهها و تصمیمها محسوس است. گاه به نظر میرسد فیلم تنها برای رسیدن به مواجههٔ بعدی حرکت میکند؛ بنابراین تغییر مسیر شخصیتها آنقدر که باید زمینهسازی نمیشود. این مسئله در کنار دیالوگهای کمظرافت، باورپذیری جهان فیلم را تضعیف میکند و از تعلیق آن میکاهد.
« بازی او به جیک نوعی آسیبپذیری میدهد که از کلیشهٔ قهرمان بیتزلزل فاصله میگیرد. »
قوتها و کاستیها
پایانبندی نیز، بیآنکه جزئیاتش فاش شود، با تصمیمهایی همراه است که ممکن است برای برخی مخاطبان نامعقول یا کمپشتوانه جلوه کند. جمعبندی «Section 8» اثری است که مواد اولیهٔ جذابی در اختیار دارد: قهرمانی زخمی، سازمانی مشکوک و جهانی که در آن آزادی و وفاداری بهآسانی از خشونت جدا نمیشوند.
بازی رایان کوانتن به فیلم مرکز عاطفی قابلقبولی میدهد و فضای توطئهآمیز آن، بهخصوص در آغاز، تعلیق مناسبی میسازد. بااینحال، داستان کلیشهای و ناپیوسته، بازیهای فرعی نابرابر، دیالوگهای تصنعی و اجرای لرزان برخی صحنههای اکشن، مانع میشوند که این ظرفیتها به فیلمی منسجم و اثرگذار تبدیل شوند.
فیلم برای مخاطبی که از تریلرهای اکشن مستقیم و قهرمانان گرفتار در دسیسههای پنهان لذت میبرد، لحظاتی سرگرمکننده دارد؛ اما برای کسانی که انتظار شخصیتپردازی عمیق، تعلیق دقیق یا اکشنی خوشطراحی دارند، احتمالاً رضایتبخش نخواهد بود. «Section 8» بیش از آنکه از کلیشههای ژانر فراتر برود، درون آنها حرکت میکند؛ گاهی با انرژی، اما اغلب بدون انسجامی که روایتش به آن نیاز دارد.



ثبت دیدگاه