نقد و بررسی
نقد رازهای سطح: نگاه ریاضی مریم میرزاخانی (Secrets of the Surface: The Mathematical Vision of Maryam Mirzakhani) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از زندگی، نه فقط از یک جایزه «Secrets of the Surface: The Mathematical Vision of Maryam Mirzakhani» مستندی است دربارهٔ زندگی و کار مریم میرزاخانی؛ ریاضیدانی که در سال ۲۰۱۴ نخستین زن و نخستین ایرانیِ دریافتکنندهٔ مدال فیلدز شد. بااینحال، فیلم نمیخواهد او را صرفاً در قاب یک موفقیت تاریخی محصور کند.
موضوع اصلیاش چگونگی شکلگرفتن یک ذهن پژوهشگر است: از سالهای تحصیل و علاقه به حل مسئله تا ساختن مسیر علمیای که مرزهای شناختهشدهٔ ریاضیات را گسترش داد. این انتخاب، به مستند امکان میدهد از شرح یک افتخار فراتر رود و به پرسشی انسانیتر نزدیک شود: نبوغ در عمل چه شکلی دارد و چه چیزی آن را پرورش میدهد؟
فیلم در کانادا، ایران و ایالات متحده تصویربرداری شده و با ترکیب گفتوگوها، یادها و تصویرهای پویانمایی، زندگی و آثار میرزاخانی را برای مخاطب عام روایت میکند. ساختار آشنا و کارآمد فیلمسازی جرج سیسری در این اثر بر ساختاری نسبتاً کلاسیک تکیه دارد: گفتوگو با نزدیکان و همکاران، مرور دورههای مهم زندگی و توضیح زمینهٔ پژوهشهای ریاضی.
این ساختار از نظر فرمی چندان غافلگیرکننده نیست؛ کمتر با بازیهای زمانی یا شیوههای روایی نامتعارف روبهرو میشویم و پیشروی مستند عمدتاً روشن و خطی است. اما همین سادگی برای فیلم موضوعمحور، امتیازی عملی دارد. مخاطب بهجای آنکه در پیچیدگی فرم گم شود، میتواند بر پیوند میان زندگی شخصی و دستاورد علمی تمرکز کند.
« بااینحال، فیلم نمیخواهد او را صرفاً در قاب یک موفقیت تاریخی محصور کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
البته روایت گاهی بیش از اندازه به الگوی آشنای مستندهای زندگینامهای نزدیک میشود. بخشهایی از فیلم با کنار هم گذاشتن مصاحبهها و اطلاعات زندگینامهای پیش میروند و از حیث تصویر یا تدوین، کشفی تازه عرضه نمیکنند. بااینهمه، این محافظهکاری به معنای بیاثری نیست. فیلم بهجای آنکه با شگردهای نمایشی توجه را به خود جلب کند، به آدمهایی میدان میدهد که میرزاخانی را میشناختند و از تجربهٔ کار، دوستی یا شاگردی در کنار او سخن میگویند.
دشواری ریاضی و هنرِ دیدنیکردن آن مهمترین دستاورد آموزشی مستند، تلاش برای تبدیل مفاهیم انتزاعی به تصویر است. موضوعاتی چون هندسهٔ سطوح و مسئلههای مربوط به مسیرهای حرکت، بهسادگی در قالب توضیح لفظی قابل انتقال نیستند؛ بهویژه برای بینندهای که آموزش تخصصی ریاضی ندیده باشد. فیلم با پویانماییهایی که شکلها و حرکتها را به نمایش میگذارند، راهی برای نزدیکشدن به این مفاهیم فراهم میکند.
تصویرها قرار نیست جای اثبات ریاضی را بگیرند، بلکه کمک میکنند مخاطب شهود اولیهای از مسئله پیدا کند و بتواند تصور کند پژوهشگر دقیقاً با چه نوع پرسشی روبهرو بوده است. در همین بخش است که مستند گاهی از زندگینامه فراتر میرود و به تجربهای دربارهٔ خودِ اندیشیدن بدل میشود. ریاضی در فیلم نه مجموعهای از پاسخهای خشک، بلکه فرایندی پر از آزمون، تغییر زاویهٔ دید و بازگشت به مسئله است.
بااینحال، پویانماییها همیشه نمیتوانند بار همهٔ توضیحها را به دوش بکشند. بعضی بخشها همچنان برای مخاطب ناآشنا دشوار میمانند و ممکن است بیننده معنای کلی حرکتها را دریابد، بیآنکه جزئیات استدلال را کاملاً دنبال کند. فیلم در این نقطه بهجای سادهسازی افراطی، پیچیدگی موضوع را تا حدی حفظ میکند؛ انتخابی که از نظر علمی قابل احترام است، اما گاهی از روانی تماشا میکاهد.
« البته روایت گاهی بیش از اندازه به الگوی آشنای مستندهای زندگینامهای نزدیک میشود. »
شخصیتها و اجرا
پرترهای جمعی از یک شخصیت میرزاخانی در این مستند عمدتاً از خلال نگاه دیگران شناخته میشود: همکاران، آموزگاران، همکلاسیها و شاگردانی که دربارهٔ او سخن میگویند. همین تعدد دیدگاهها، تصویر یکبعدی قهرمان نابغه را تعدیل میکند. جایگاه علمی او مهم است، اما آنچه در خاطرهها برجسته میشود فقط توانایی حل مسئله نیست؛ کنجکاوی، جدیت، فروتنی و علاقهٔ عمیق به کار نیز جایگاهی اساسی دارند.
فیلم از این راه نشان میدهد که اثرگذاری یک دانشمند تنها در مقالهها و نظریههایش خلاصه نمیشود؛ شیوهٔ حضور او در جامعهٔ علمی و خاطرهای که برای دیگران بهجا میگذارد نیز بخشی از میراث اوست. گفتوگوها از نقاط قوت احساسی فیلماند. صمیمیت برخی خاطرات، روایت را از حالت یک گزارش صرف بیرون میآورد و به آن گرمای انسانی میبخشد.
در عین حال، تکیهٔ فراوان بر مصاحبه، محدودیتهایی هم دارد: وقتی چند گفتوگو پشت سر هم با کارکردی مشابه قرار میگیرند، ریتم ممکن است یکنواخت شود. فیلم در این لحظهها بیشتر به محتوای سخنان اتکا میکند تا به تنوع بصری. با وجود این، حضور صداهای گوناگون مانع میشود که پرترهٔ میرزاخانی به یک روایت رسمی و بیفاصله تقلیل یابد.
مهاجرت، آموزش و امکانِ پیشرفت مسیر زندگی میرزاخانی در فیلم، هم داستانی فردی است و هم روایتی دربارهٔ اهمیت دسترسی به آموزش و حمایت. مستند با پرداختن به تجربهٔ تحصیل او در ایران و ادامهٔ مسیر علمیاش در ایالات متحده، موفقیت را نه معجزهای ناگهانی، بلکه حاصل پیگیری طولانیمدت و قرارگرفتن در محیطهای علمی گوناگون نشان میدهد.
« همین تعدد دیدگاهها، تصویر یکبعدی قهرمان نابغه را تعدیل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نگاه، از ستایش مبهم «نبوغ» فاصله میگیرد و تلاش، فرصت و آموزش را در کنار استعداد میبیند. وجه اجتماعی فیلم بهخصوص در تأکید آن بر دختران و زنان علاقهمند به ریاضیات اهمیت پیدا میکند. موفقیت میرزاخانی در رشتهای که زنان در آن کمتر دیده شدهاند، برای نسل جوان معنایی فراتر از یک دستاورد شخصی دارد.
فیلم در این زمینه میکوشد الهامبخش باشد، اما اثرگذاریاش فقط از پیام صریح آن نمیآید. اهمیت بیشتری دارد که مخاطب ببیند پشت جایگاه برجستهٔ میرزاخانی، سالها کنجکاوی و کار فکری قرار داشته است. این تصویر، الگوسازی را از ستایش دوردست به امکان ملموستری برای دنبالکردن یک علاقه تبدیل میکند.
نسبت میان دستاورد و میراث عنوان فیلم به «سطح» اشاره میکند؛ مفهومی که در کار ریاضی میرزاخانی اهمیتی بنیادی دارد و در عین حال برای تماشاگر استعارهای گویا میشود. سطح، در نگاه نخست چیزی قابل مشاهده و ساده به نظر میرسد، اما پژوهش ریاضی میتواند ساختارهای پیچیده و روابط پنهان در آن را آشکار کند.
مستند نیز میکوشد از سطحِ خبرِ دریافت مدال عبور کند و لایههای پشت آن را نشان دهد: شیوهٔ پرسیدن، همکاری، سماجت فکری و تأثیری که یک پژوهش بر مسیر دیگران میگذارد. فیلم در توضیح گسترهٔ آثار ریاضی میرزاخانی گاه ناگزیر به زبان تخصصی نزدیک میشود؛ بنابراین همهٔ مخاطبان به یک اندازه با جزئیات علمی ارتباط برقرار نمیکنند.
« این نگاه، از ستایش مبهم «نبوغ» فاصله میگیرد و تلاش، فرصت و آموزش را در کنار استعداد میبیند. »
قوتها و کاستیها
اما حتی آنجا که فهم کامل نظریهها دشوار است، مستند تصویری روشن از اهمیت پرسشها و شیوهٔ کار او ارائه میدهد. این تمایز مهم است: اثر لازم نیست از هر بیننده متخصص ریاضی بسازد تا بتواند کنجکاوی او را برانگیزد. کافی است نشان دهد پژوهش علمی چگونه از مشاهده و پرسش آغاز میشود و چرا یک ایدهٔ تازه میتواند سالها بعد در حوزههایی پیشبینینشده اثر بگذارد.
محدودیتهای فرمی و تأثیر عاطفی مهمترین کاستی فیلم، همانطور که در ساختار و ریتم آن پیداست، کمبود تنوع سینمایی است. قالب مصاحبهمحور، گاه مانع از آن میشود که تجربهٔ تماشا به اندازهٔ موضوعش پویا باشد. برخی گذارها و بخشهای توضیحی نیز بیشتر وظیفهٔ انتقال اطلاعات دارند تا خلق معنایی تصویری.
ازاینرو، کسانی که انتظار مستندی با زبان سینمایی جسورانه یا ساختاری بسیار خلاقانه دارند، ممکن است فیلم را محافظهکارانه بیابند. اما این محدودیت، تأثیر انسانی اثر را از میان نمیبرد. مستند با پرهیز از هیجانسازی، اجازه میدهد احترام و اندوه از دل خاطرات و شواهد شکل بگیرند. نتیجه، ستایش پرزرقوبرقی نیست که شخصیت را دستنیافتنی کند؛ بلکه پرترهای است از انسانی که به کاری دشوار دلبستگی داشت و با پشتکار، افقهای تازهای گشود.
اثر احساسی فیلم از همین فاصلهگرفتن از اغراق میآید: دستاورد علمی در مرکز میماند، اما شخصیت انسانی پشت آن فراموش نمیشود. جمعبندی «Secrets of the Surface: The Mathematical Vision of Maryam Mirzakhani» مستندی است روشن، آموزنده و عاطفی که زندگی و کار مریم میرزاخانی را به مخاطبی فراتر از جامعهٔ ریاضی معرفی میکند.
« اما حتی آنجا که فهم کامل نظریهها دشوار است، مستند تصویری روشن از اهمیت پرسشها و شیوهٔ کار او ارائه میدهد. »
جمعبندی
پویانماییها در قابلتصورکردن برخی مفاهیم دشوار مؤثرند و گفتوگوهای شخصی به روایت گرما میبخشند. در مقابل، ساختار آشنا، تکیهٔ زیاد بر مصاحبهها و باقیماندن بخشی از دشواری علمی، از روانی و خلاقیت فرمی فیلم میکاهد. بااینحال، ارزش اصلی اثر در این است که نبوغ را از کوشش جدا نمیکند و میراث را به یک جایزه فرو نمیکاهد.
فیلم هم تصویری از یک پژوهشگر برجسته عرضه میکند و هم دعوتی است به جدیگرفتن کنجکاوی، آموزش و امکان حضور زنان در علم. برای بینندهٔ علاقهمند به زندگینامههای علمی، و نیز برای کسی که میخواهد از راهی انسانیتر با ریاضیات روبهرو شود، این مستند تجربهای ارزشمند و ماندگار است.
« پویانماییها در قابلتصورکردن برخی مفاهیم دشوار مؤثرند و گفتوگوهای شخصی به روایت گرما میبخشند. »



ثبت دیدگاه