نقد و بررسی
نقد چیزهای پنهان (Secret Things) | 2002
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاهطلبی در هیئت بازی اغواگری «Secret Things» ساختهٔ ژانکلود بریسو، فیلمی فرانسوی است که از همان آغاز، میل و قدرت را نه دو قلمرو جداگانه، بلکه دو روی یک سازوکار واحد معرفی میکند. ناتالی، رقاصی آشنا با نگاههای خریدارانه و مناسبات خشنِ زندگی روزمره، و ساندین، پیشخدمتی که هنوز در برابر این جهان موضعی مردد دارد، پس از از دستدادن کارشان به هم نزدیک میشوند.
دوستی آنها بهتدریج بدل به نوعی پیمان میشود: میکوشند جذابیت و میل جنسی را از کالایی که دیگران مصرف میکنند، به ابزاری برای پیشروی خود تبدیل کنند. مقصدشان دنیای اداری و مالی است؛ جایی که مناسبات ظاهراً متمدنانه، از رقابت، سلطه و معاملههای پنهان خالی نیست. فیلم در سطح نخست، داستانی جسورانه دربارهٔ دو زن و نقشهای حسابشده برای بالا رفتن از نردبان اجتماعی است.
اما جذابیتش فقط در خود نقشه نیست؛ در این پرسش نهفته است که آیا میتوان با استفاده از قواعد یک بازی نابرابر، بر آن مسلط شد؟ «Secret Things» پاسخ سادهای نمیدهد و هرچه شخصیتها جلوتر میروند، مرز میان اختیار، بهرهکشی و فریب مبهمتر میشود. همین ابهام، نیروی پیشبرندهٔ روایت است. از فضای شبانه تا راهروهای شرکت فیلم با فضایی شبانه و نمایشی آغاز میشود؛ جهانی که در آن بدن زیر نگاه دیگران قرار دارد و ارزشش بر اساس میزان توجهی سنجیده میشود که برمیانگیزد.
« مقصدشان دنیای اداری و مالی است؛ جایی که مناسبات ظاهراً متمدنانه، از رقابت، سلطه و معاملههای پنهان خالی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سپس روایت به محیط اداری میرود، اما این تغییر مکان به معنای تغییر بنیادین قواعد نیست. شرکت، با سلسلهمراتب و مناسبات رسمیاش، نسخهای آراستهتر از همان میدان قدرت به نظر میرسد. در این فضا نیز افراد میکوشند دیگری را به ابزار خواستههایشان بدل کنند؛ فقط زبان معامله، پوشیدهتر و لباس آن رسمیتر است.
این جابهجایی، یکی از ایدههای مؤثر فیلم است. بریسو میان نمایش اروتیک و دسیسهٔ سازمانی تقابل سادهای نمیسازد، بلکه نشان میدهد چگونه هر دو میتوانند بر پایهٔ نگاه، میل و کنترل عمل کنند. پاریسِ فیلم نه تصویر کارتپستالی شهر، بلکه صحنهای برای بقا و رقابت است؛ شهری که در آن صعود اجتماعی بیشتر از آنکه وعدهٔ رهایی باشد، ورود به بازی پیچیدهتری از وابستگیهاست.
ناتالی و ساندین؛ دو شیوهٔ مواجهه با قدرت تقابل دو شخصیت محوری، به روایت جان میدهد. ناتالی از آغاز زنی باتجربه و حسابگر جلوه میکند؛ کسی که سازوکارهای نگاه و میل را میشناسد و میکوشد آنها را به سود خود به کار گیرد. ساندین در برابر او قرار میگیرد: محتاطتر، کمتر آشنا با این قواعد و در عین حال مشتاق آموختن.
« سپس روایت به محیط اداری میرود، اما این تغییر مکان به معنای تغییر بنیادین قواعد نیست. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ میان آنها، بنابراین، فقط همراهی دو زن برای رسیدن به هدفی مشترک نیست؛ نوعی آموزش و بازآموزی است که در آن نقش آموزگار و شاگرد میتواند تغییر کند. بازی کورالی روِل و سابرینا سِیکوو در ساختن این تفاوتها اهمیت دارد. روِل به ناتالی وقار سرد و نوعی اطمینانِ آمیخته به خطر میبخشد؛ سِیکوو نیز تحول ساندین را بیآنکه آن را به جهشی ناگهانی فروبکاهد، مرحلهبهمرحله پیش میبرد.
بازیهایشان بهویژه در لحظاتی مؤثر است که گفتوگو و سکوت، هر دو، بخشی از راهبرد شخصیتها میشوند. با این حال، فیلم کمتر فرصت مییابد تا لایههای درونی این دو را مستقل از نقشهٔ مشترکشان بکاود. آنها گاه بیش از آنکه آدمهایی با تناقضهای خصوصی باشند، حاملان ایدهٔ مرکزی فیلم به نظر میرسند.
اروتیسم بهمثابه زبان روایت اروتیسم در «Secret Things» زینتی برای جذب مخاطب نیست؛ بخشی از زبان فیلم و از ابزارهای اصلی نمایش قدرت است. بدنها نه فقط موضوع میل، بلکه عرصهٔ کنش و محاسبهاند. فیلم از این راه میکوشد نشان دهد که کشش جنسی چگونه میتواند رابطهٔ میان افراد را دگرگون کند و چگونه همان چیزی که ظاهراً به دیگری واگذار میشود، گاه در قالبی تازه به ابزار نفوذ بدل میگردد.
« بازی کورالی روِل و سابرینا سِیکوو در ساختن این تفاوتها اهمیت دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد، در لحظاتی به فیلم نیرویی نامتعارف میبخشد. صحنههای اروتیک با تعلیق و دسیسههای محیط شرکت درهم میآمیزند و فضایی میسازند که در آن تماشاگر نمیتواند بهسادگی تشخیص دهد چه کسی هدایتکنندهٔ بازی است و چه کسی در دام آن افتاده. اما همین صراحت گاه به تکرار میانجامد. فیلم چنان بر بدن و اغواگری تأکید میکند که فرصت تحلیل دقیقترِ انگیزهها و پیامدهای روانی آنها محدود میشود.
در نتیجه، ایدهای که میتوانست از راه ایجاز و ظرافت اثرگذار باشد، گاهی با نمایش مکرر توضیح داده میشود. بازی قدرت و محدودیت شخصیتپردازی وجه تلخ فیلم در این است که مناسبات قدرت را مختص یک جنسیت یا یک طبقه نمیداند. ناتالی و ساندین میکوشند مردان را دستکاری کنند، اما به جهانی قدم گذاشتهاند که در آن پول، منزلت و نفوذ از پیش به دیگران امکان میدهد قواعد بازی را تعیین کنند.
موفقیتهای اولیهٔ آنها به معنای تسلط قطعی نیست؛ هر پیشروی، آنها را به حلقهای تازه از وابستگی و خطر میکشاند. روایت از این نظر، وعدهٔ سادهٔ توانمندسازی را پس میزند و نشان میدهد که استفاده از ابزارهای قدرت، الزاماً به معنای رهایی از منطق آن نیست. با این همه، شخصیتپردازی مردان و زنان فیلم همیشه به اندازهٔ ایدهٔ محوری پیچیده نیست.
« این رویکرد، در لحظاتی به فیلم نیرویی نامتعارف میبخشد. »
قوتها و کاستیها
بسیاری از شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد روایی دارند: مانعی بر سر راه، هدفی برای اغوا، یا واسطهای برای مرحلهٔ بعدی نقشه. حتی شخصیتهایی که میتوانند امکان بررسی عمیقترِ آسیبپذیری یا سلطه را فراهم کنند، گاه در محدودهٔ نقش نمادین خود باقی میمانند. این کاستی باعث میشود برخی روابط، بیش از آنکه از تجربه و روان آدمها برآیند، به حرکت مهرهها در طرحی از پیش چیدهشده شباهت پیدا کنند.
لحن، تعلیق و نوسان روایی یکی از امتیازهای فیلم، تواناییاش در آمیختن فضای اروتیک با حالوهوای تریلر روانشناختی است. دسیسههای محیط کار، وسوسهٔ صعود اجتماعی و بیاعتمادی میان شخصیتها، به روایت کشش میدهند. تماشاگر فقط با این پرسش روبهرو نیست که نقشهٔ دو زن تا کجا پیش خواهد رفت؛ باید مدام بسنجد که قدرت واقعی در دست چه کسی است و چه کسی ممکن است زودتر از دیگران بازی را تشخیص دهد.
همین ناپایداری، به بخشهای میانی فیلم انرژی میبخشد. اما این انسجام در سراسر اثر حفظ نمیشود. روایت گاهی به جای آنکه موقعیتها را با کنش و جزئیات روانی بپروراند، به توضیح مستقیم و نتیجهگیریهای آشکار نزدیک میشود. از سوی دیگر، بخش پایانی با چرخشی محسوس به سوی ملودرام، حالوهوایی را که پیشتر بر سردی و محاسبه استوار بود، دگرگون میکند.
« دسیسههای محیط کار، وسوسهٔ صعود اجتماعی و بیاعتمادی میان شخصیتها، به روایت کشش میدهند. »
جمعبندی
این تغییر میتواند برای برخی مخاطبان تکاندهنده باشد، اما از نظر باورپذیری، پیوند میان مراحل مختلف قصه را سست میکند. بدون ورود به جزئیات رخدادهای پایانی، میتوان گفت فیلم در جمعکردن دسیسههایش گاه بیش از حد به تصادف و شدت نمایشی تکیه میکند. جمعبندی «Secret Things» فیلمی بیپرده و بحثبرانگیز دربارهٔ میل، جاهطلبی و مناسبات سلطه است؛ اثری که میکوشد اروتیسم را به زبان یک بازی اجتماعی بدل کند و از دل آن، روایتی دربارهٔ خطرهای صعود و محدودیت اختیار بسازد.
بازیهای دو بازیگر اصلی و ترکیب فضای شبانه با دسیسههای اداری، به فیلم هویت و کشش میبخشند. در مقابل، شخصیتپردازی گاه سطحی میماند، تأکیدهای روایی از ظرافت میکاهند و تغییر لحن در واپسین بخشها انسجام اثر را آسیب میزند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخهای قطعیاش باشد، در پرسشهایی است که دربارهٔ اختیار و بهرهکشی پیش میکشد.
آیا میتوان از قواعد ناعادلانه برای رسیدن به آزادی استفاده کرد، یا هر پیروزی در چنین بازیای فقط شکل تازهای از اسارت است؟ «Secret Things» این پرسش را با جسارت مطرح میکند، هرچند همیشه در پرداخت سینمایی آن به همان اندازه ظریف و قانعکننده نیست.
« بازیهای دو بازیگر اصلی و ترکیب فضای شبانه با دسیسههای اداری، به فیلم هویت و کشش میبخشند. »
ثبت دیدگاه