نقد و بررسی
نقد راز بالها (Secret of the Wings) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو جهان «Secret of the Wings» چهارمین فیلم بلند مجموعهٔ پریان تینکربل است؛ اثری که ماجراجویی آشنای قهرمانش را از فضای سبز و معتدل درهٔ پریان به جنگلی سرد و پوشیده از برف میبرد. تینکربل، پری کنجکاو و اهل تجربه، به محدودهای قدم میگذارد که ورود به آن برای پریان فصلهای گرم ممنوع است.
همین گذر از مرز، او را با دنیایی تازه و پریای به نام پریوینکل روبهرو میکند. فیلم از این برخورد برای ساختن روایتی دربارهٔ پیوند خانوادگی، کنجکاوی و فاصلههایی بهره میگیرد که گاه میان دو گروه یا دو جهان شکل میگیرند. کارگردانی را پگی هولمز و بابز گناوی بر عهده داشتهاند و می ویتمن و لوسی هیل صداپیشگان دو شخصیت محوریاند.
قصه، بیآنکه از چارچوب فانتزی خانوادگی خود بیرون برود، پرسشی ساده اما پرظرفیت پیش میکشد: اگر آنچه دربارهٔ مرزهای جهانمان میدانیم تمام حقیقت نباشد، چه چیزی در سوی دیگر انتظارمان را میکشد؟ پاسخ فیلم بیش از آنکه بر معماپردازی پیچیده تکیه کند، از راه دیدار دو شخصیت و واکنش آنها به شباهتها و تفاوتهایشان شکل میگیرد.
« تینکربل، پری کنجکاو و اهل تجربه، به محدودهای قدم میگذارد که ورود به آن برای پریان فصلهای گرم ممنوع است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه، ماجرایی صمیمی است که برای تماشاگر کمسنوسال بهراحتی دنبال میشود و برای خانوادهها نیز موضوعی روشن و دلنشین فراهم میآورد. خانواده و کشف خویشتن در مرکز عاطفی فیلم، رابطهٔ تینکربل و پریوینکل قرار دارد. آشنایی آنها صرفاً دریچهای برای افزودن یک شخصیت تازه به مجموعه نیست؛ بلکه بهانهای برای پرداختن به احساس تعلق و شناخت بخشی از خویشتن است که پیشتر ناشناخته مانده بود.
فیلم میکوشد شور کشف را با گرمای رابطهٔ خانوادگی پیوند دهد: هیجان آشنایی با جهانی دیگر، همزمان با آرامشِ یافتن کسی که نزدیکیاش معنایی شخصی دارد. جذابیت این ایده در سادگی آن است. اثر نمیکوشد کشمکش خواهرانه را به رقابتی پرتنش یا ملودرامی سنگین تبدیل کند. عواطف عمدتاً صریحاند و انگیزهها بهسرعت قابلفهم میشوند؛ انتخابی که با مخاطب کودک سازگار است، هرچند گاهی از پیچیدگی روابط میکاهد.
شخصیتهای فرعی نیز به شکلگیری فضای گرم و همراهانه کمک میکنند، اما همه به یک اندازه مجال رشد پیدا نمیکنند. برخی بیشتر کارکردی داستانی دارند تا شخصیتی مستقل و چندلایه. جهان زمستانی و جلوههای بصری قویترین امتیاز فیلم، ساختن فضای زمستانیِ جنگل است. برف، یخ، نورهای سرد و جزئیات درخشان، محیطی پدید میآورند که در عین تفاوت با سرزمین آشنای تینکربل، همچنان با زبان بصری رنگارنگ مجموعه هماهنگ است.
« خانواده و کشف خویشتن در مرکز عاطفی فیلم، رابطهٔ تینکربل و پریوینکل قرار دارد. »
شخصیتها و اجرا
تضاد میان فضای گرمتر درهٔ پریان و جنگل سرد، فقط تغییر پسزمینه نیست؛ این تفاوت به فیلم امکان میدهد حس ورود به قلمرویی ناآشنا را از راه تصویر منتقل کند. طراحی رنگ نیز نقش مهمی دارد. سپیدی و آبیهای سرد، بهجای آنکه سراسر تصویر را یکنواخت کنند، در کنار رنگهای زندهٔ شخصیتها و درخشش عناصر جادویی قرار میگیرند.
حاصل، فضایی چشمنواز و قابلفهم برای تماشاگر خردسال است؛ جهانی که دعوتکننده به نظر میرسد، حتی وقتی قانونها و خطرهای خودش را دارد. انیمیشن در خلق پسزمینهها و تأکید بر لطافت محیط موفقتر از آن است که بتواند در همهٔ لحظهها به شخصیتها عمق بصری یا حرکتی یکسان ببخشد؛ بااینحال، تخیل تصویری فیلم برای پیشبرد ماجراجویی کفایت میکند.
ماجراجویی، ریتم و روایت ساختار روایت روشن و سرراست است: کنجکاوی قهرمان به ورود به مکانی ممنوع میانجامد، دیداری تازه رخ میدهد و سپس شخصیتها باید معنای آنچه کشف کردهاند را در نسبت با جامعهٔ خود بفهمند. این مسیر برای مخاطب کمسنوسال مناسب است، زیرا انگیزهها و پیامدها بهآسانی دنبال میشوند.
« این مسیر برای مخاطب کمسنوسال مناسب است، زیرا انگیزهها و پیامدها بهآسانی دنبال میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم همچنین از ماجراجوییهای کوچک و موقعیتهای شیرین بهره میگیرد تا فضای داستان را سبک و سرگرمکننده نگه دارد. اما همین وضوح گاه به پیشبینیپذیری میانجامد. مسیر کلی قصه چندان غافلگیرکننده نیست و تماشاگر آشنا با داستانهای خانوادگی ممکن است زودتر از شخصیتها حدس بزند که اختلافها به کجا میرسند.
افزون بر این، فیلم همیشه نمیتواند میان مکثهای عاطفی و حرکت داستان تعادل برقرار کند. بعضی بخشها، بهویژه وقتی روایت بر توضیح قواعد جهان یا آمادهسازی رخداد بعدی تمرکز میکند، کشدار به نظر میرسند. ماجرا از حرکت نمیایستد، اما شدت کشش آن در سراسر فیلم یکسان نیست. شخصیتها و مضمون پیوند تینکربل همچنان نیروی محرک داستان است: میل به دانستن و آزمودن مرزها، او را از فضای آشنای خود بیرون میبرد.
این ویژگی با تصویری که مجموعه از او ساخته سازگار است و باعث میشود تصمیمهایش، حتی وقتی شتابزدهاند، باورپذیر بمانند. پریوینکل نیز حضور تازهای است که حالوهوای متفاوتی به روایت میدهد؛ او راه ورود به فرهنگ و محیط زمستانی را باز میکند و رابطهاش با تینکربل بار اصلی عاطفی فیلم را بر دوش میکشد.
« اما همین وضوح گاه به پیشبینیپذیری میانجامد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، شخصیتپردازی همهٔ چهرهها به همین اندازه پرداختشده نیست. برخی شخصیتهای فرعی بیشتر برای پیشبرد موقعیت یا روشنکردن تفاوت میان دو گروه حضور دارند. در نتیجه، جهان داستان از نظر محیط و ایده غنیتر از بعضی آدمهایش جلوه میکند. مضمون اصلی فیلم، کنار هم قرار گرفتن تفاوتها و یافتن راهی برای همدلی است؛ پیامی که بیواسطه و مناسب مخاطب خانواده بیان میشود.
گاهی صراحت این پیام به سادهسازی تعارضها میانجامد، اما برای قصهای که بر پیوند و مهربانی تکیه دارد، با لحن کلی اثر هماهنگ است. موسیقی و لحن خانوادگی موسیقی جوئل مکنیلی با لحن فانتزی فیلم همراه است و در برجستهکردن لحظههای جادویی و عاطفی نقش دارد. موسیقی، بیش از آنکه بخواهد توجه را از تصویر برباید، به تماشاگر کمک میکند میان شگفتیِ کشف جهان تازه و گرمای رابطهٔ شخصیتها رفتوآمد کند.
در کنار طراحی رنگارنگ و موقعیتهای شیرین، این همراهی به اثر حالوهوایی امن و دلپذیر میدهد. فیلم از نظر لحن نیز بهروشنی خانواده را مخاطب خود میداند. شوخیها و خطرها ملایماند و تعارضها به صورتی طرح میشوند که تماشاگر کودک بتواند آنها را دنبال کند، بیآنکه فضای تلخ یا هراسآور غالب شود.
« بااینحال، شخصیتپردازی همهٔ چهرهها به همین اندازه پرداختشده نیست. »
جمعبندی
این رویکرد ممکن است برای بزرگسالانی که در پی طنز پیچیده یا کشمکشهای چندلایهاند کافی نباشد؛ اما برای یک ماجراجویی خانوادگی، انسجام لحن و دسترسپذیری روایت از امتیازهای مهم آن است. جمعبندی «Secret of the Wings» فیلمی گرم و خوشتماشا دربارهٔ کنجکاوی، پیوند خانوادگی و آشنایی با جهانی تازه است.
جنگل زمستانی و طراحی رنگارنگ آن، به داستان هویت بصری مشخصی میبخشند و رابطهٔ تینکربل و پریوینکل قلب عاطفی روایت را شکل میدهد. در مقابل، قصه از مسیری نسبتاً آشنا پیش میرود، بعضی شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای عمقیافتن ندارند و ریتم در بخشهایی افت میکند. با وجود این محدودیتها، فیلم در هدف اصلی خود—ساختن ماجرایی لطیف و سرگرمکننده برای مخاطب خانواده—موفق است.
ارزش آن نه در پیچیدگی داستان، بلکه در فضای دلنشین و پیامی روشن دربارهٔ شناخت، تفاوت و نزدیکی نهفته است. برای کودکان و دوستداران جهان تینکربل، تماشایی جادویی و صمیمی فراهم میآورد؛ بزرگسالان نیز اگر با انتظار یک قصهٔ ساده و تصویری وارد آن شوند، میتوانند از لطافت و خیالپردازیاش لذت ببرند.
« با وجود این محدودیتها، فیلم در هدف اصلی خود—ساختن ماجرایی لطیف و سرگرمکننده برای مخاطب خانواده—موفق است. »



ثبت دیدگاه