نقد و بررسی
نقد Secret Headquarters | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای درخشان، اجرایی آشنا «Secret Headquarters» ماجراجویی ابرقهرمانیای است که از یک خیال ساده و مؤثر نیرو میگیرد: اگر نوجوانی در زیر خانهٔ پدرش به مقر مخفی قهرمانی افسانهای برسد، چه خواهد کرد؟ چارلی و دوستانش با ورود به این فضای پنهان، با فناوریهایی روبهرو میشوند که هم امکان بازیگوشی و کشف دارند و هم خطر را به قصه وارد میکنند.
فیلم بهسرعت وعدهٔ سرگرمی میدهد؛ وعدهای که در بخشهای آغازین، بهویژه هنگام کشف مقر و آزمودن ابزارهایش، جذابیت قابلتوجهی دارد. اما فیلم بهجای آنکه این ایده را به قلمرویی واقعاً تازه ببرد، بیشتر به الگوهای آشنای ماجراجویی نوجوانانه و ابرقهرمانی تکیه میکند. بنابراین، پرسش اصلی نه این است که آیا premise فیلم قابلیت سرگرمکردن دارد، بلکه این است که آیا روایت میتواند از جذابیت اولیهٔ آن فراتر برود.
پاسخ فیلم دوگانه است: گاهی بله، اما نه بهاندازهای که ماجراجوییاش ماندگار شود. مقر؛ بهترین دارایی فیلم مقر مخفی قلب تصویری و تخیلی اثر است. فضای زیرزمینی، ابزارهای ناشناخته و حس ورود به جهانی ممنوعه، به چارلی و دوستانش امکان میدهد تا از زندگی روزمرهٔ مدرسه فاصله بگیرند و وارد قلمرویی شوند که هر گوشهاش میتواند غافلگیری تازهای داشته باشد.
« پاسخ فیلم دوگانه است: گاهی بله، اما نه بهاندازهای که ماجراجوییاش ماندگار شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین بخش است که فیلم را در ابتدا سرزنده میکند: تماشاگر همراه شخصیتها میخواهد بداند این فناوریها چه میکنند و چگونه میتوان از آنها استفاده کرد. بااینحال، مقر بیشتر از آنکه بهتدریج معنا پیدا کند، به انباری از امکانات پرزرقوبرق شباهت مییابد. فیلم ایدههایی را معرفی میکند که میتوانستند به جهان داستان عمق بدهند، اما همیشه آنها را به نتیجهای روایی یا عاطفی نمیرساند.
در نتیجه، شگفتی اولیه کمکم جای خود را به احساس فرصت ازدسترفته میدهد. سازندگان میدانند چگونه توجه را به ابزارها و جلوههایشان جلب کنند، اما کمتر میکوشند نشان دهند این دنیای پنهان چه نسبتی با زندگی و انتخابهای شخصیتها دارد. نوجوانان؛ نیروی زندهٔ روایت گروه نوجوانان از هماهنگی و شیمی دلنشینی برخوردار است.
چارلی، دوست نزدیکش برگر و دیگر همراهان، هرکدام واکنشی متفاوت به موقعیت نشان میدهند؛ همین تفاوتها به شوخیها و لحظات پرتحرک فیلم رنگ میدهد. رابطهٔ میان بچهها صرفاً وسیلهای برای پیشبرد حادثه نیست و در چند صحنه، حس واقعی رفاقت و همراهی در آن دیده میشود. فیلم بهخوبی میفهمد که کشف یک مقر مخفی زمانی هیجانانگیزتر میشود که شخصیتها تجربهای مشترک داشته باشند.
« بااینحال، مقر بیشتر از آنکه بهتدریج معنا پیدا کند، به انباری از امکانات پرزرقوبرق شباهت مییابد. »
شخصیتها و اجرا
واکر اسکوبل در نقش چارلی، انرژی نوجوانی کنجکاو و گاه بیقرار را به شخصیت میبخشد و کیث ال. ویلیامز نیز در نقش برگر حضوری گرم و شوخطبعانه دارد. بازیگران جوان در مجموع بخش مهمی از بار سرگرمکنندگی را به دوش میکشند. گاهی حتی زمانی که موقعیتهای داستانی تکراری میشوند، تعامل آنها صحنه را زنده نگه میدارد.
بااینحال، شخصیتپردازی محدود است و فرصت چندانی برای شناخت عمیقتر اعضای گروه فراهم نمیشود؛ آنها بیشتر بهعنوان یک تیم دوستداشتنی کار میکنند تا افرادی با مسیرهای شخصیتی مستقل و کامل. پدر، قهرمان و غیبتِ معنادار یکی از ایدههای بالقوهٔ جذاب فیلم، پیوند میان داستان ابرقهرمانی و رابطهٔ پدر و پسر است.
چارلی پدری دارد که حضورش در زندگی او منظم و مطمئن نیست؛ از سوی دیگر، همین پدر در جهانی بیرون از خانه نقشی خارقالعاده بر عهده دارد. این تضاد میتوانست محور عاطفی محکمی بسازد: قهرمانی که جهان را نجات میدهد، اما در انجام وظایف سادهٔ پدرانه با دشواری روبهروست. فیلم به این امکان اشاره میکند، ولی آن را با عمق کافی پی نمیگیرد.
« واکر اسکوبل در نقش چارلی، انرژی نوجوانی کنجکاو و گاه بیقرار را به شخصیت میبخشد و کیث ال. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اوون ویلسون، با خونسردی و جذابیت آشنایش، در نقش جک حضور دارد، اما سهمش از روایت محدودتر از آن است که بتواند وزن عاطفی این رابطه را کامل کند. همین کمرنگی، احساس فقدان را در داستان پررنگ میکند، اما نه همیشه به شکلی ثمربخش؛ گاهی بیشتر چنین به نظر میرسد که فیلم قهرمانش را از مرکز ماجرا کنار گذاشته، بیآنکه این غیبت را به فرصتی برای تحول شخصیت چارلی تبدیل کند.
در نتیجه، پرسش مهم فیلم دربارهٔ مسئولیت و ارتباط خانوادگی مطرح میشود، اما پاسخ آن چندان پرورده نیست. ضدقهرمان و کشمکشی کمفشار مایکل پنیا در نقش آرگون، چهرهٔ تهدیدآمیز داستان است؛ شخصیتی که حضورش باید ماجراجویی نوجوانان را از بازی و شیطنت به موقعیتی جدیتر تبدیل کند. او لحظاتی سرگرمکننده دارد و لحنش گاه به فضای سبک فیلم میخورد، اما انگیزه و شخصیتپردازیاش بهاندازهای گسترش نمییابد که کشمکش را پیچیده کند.
تهدید عمدتاً از این واقعیت میآید که گروهی از بزرگسالان خطرناک در پی فناوری مقر هستند، نه از رویارویی با دشمنی که باورها یا انتخابهای قهرمانان را به چالش بکشد. این سادگی با حالوهوای خانوادگی فیلم سازگار است، اما هزینهای هم دارد: خطرها بهندرت واقعاً سنگین به نظر میرسند. فیلم گاهی میخواهد تنش بسازد و گاهی به شوخی و شیطنت بازمیگردد، بیآنکه همیشه میان این دو لحن تعادل کاملی برقرار کند.
« در نتیجه، پرسش مهم فیلم دربارهٔ مسئولیت و ارتباط خانوادگی مطرح میشود، اما پاسخ آن چندان پرورده نیست. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، صحنههای تقابل بیشتر پرسرعتاند تا پرتعلیق؛ تماشاگر ممکن است از تماشای آنها لذت ببرد، اما کمتر نگران سرنوشت شخصیتها شود. اکشن و کمدی؛ سرگرمیهای پراکنده صحنههای اکشن از
« اکشن و کمدی؛ سرگرمیهای پراکنده صحنههای اکشن از »



ثبت دیدگاه