نقد و بررسی
نقد پیشاهنگها در راهنمای آخرالزمان زامبیها (Scouts Guide to the Zombie Apocalypse) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای سرخوشانه در دل آخرالزمان «Scouts Guide to the Zombie Apocalypse» از همان عنوانش وعده میدهد که با اثری جدی و متین درباره فروپاشی جهان روبهرو نیستیم. فیلم، هجوم مردگان متحرک را بهانهای میکند تا سه نوجوانِ عضو گروه پیشاهنگی را در موقعیتی قرار دهد که مهارتهای اردو، نظم و مسئولیتپذیریشان ناگهان به درد بقا بخورد.
این تضاد، هستهی جذاب ایده است: آنچه در نگاه نوجوانان مجموعهای از تمرینهای خستهکننده و نشانهای کماهمیت به نظر میرسد، در شهری گرفتار آشوب بدل به ابزار نجات میشود. فیلم در عمل بیش از آنکه به وحشت یا جهانسازی آخرالزمانی علاقهمند باشد، به کمدی نوجوانانه و شوخیهای بیپروا دل میبندد.
زامبیها تهدیدی واقعیاند، اما حضورشان عمدتاً برای برپا کردن موقعیتهایی عجیب، پرتحرک و گاه عمداً زننده است. این انتخاب، اثر را از همان ابتدا در مسیر مشخصی میاندازد: قرار نیست با روایتی پیچیده یا هراسآور روبهرو شویم؛ قرار است در همراهی با شخصیتهایی دستوپاچلفتی و پرانرژی، از آشفتگی ماجرا لذت ببریم.
سه نوجوان و مسئلهی بزرگشدن در مرکز داستان، بن، کارتر و آگی قرار دارند؛ سه دوست قدیمی که پیوندشان از سالهای کودکی شکل گرفته، اما حالا در آستانهی فاصلهگرفتن از روزگار نوجوانیاند. هرکدام به شکلی با مسئلهی تغییر روبهروست: میل به استقلال، نگرانی از طردشدن و دشواری گفتن حقیقت به دوستی که هنوز همان رابطهی گذشته را میخواهد.
« زامبیها تهدیدی واقعیاند، اما حضورشان عمدتاً برای برپا کردن موقعیتهایی عجیب، پرتحرک و گاه عمداً زننده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این لایهی بلوغ، ظرفیت عاطفی فیلم را فراهم میکند و به ماجراجویی زامبیمحور آن چیزی بیش از زنجیرهای از شوخیها میبخشد. با این حال، پرداخت شخصیتها به اندازهی ایدهی آغازینشان بسط نمییابد. فیلم گاهی بهسرعت از لحظههای صمیمانه به شوخیهای غلیظ و موقعیتهای اغراقآمیز میجهد؛ بنابراین، تنش میان وفاداری و استقلال بیشتر در حد طرح باقی میماند تا نیرویی که مسیر داستان را عمیقاً شکل دهد.
بازیگران جوان، بهویژه در تعامل گروهی، از شور و هماهنگی لازم برخوردارند و اجازه میدهند رفاقت این سه نفر باورپذیر بماند؛ اما فیلمنامه کمتر مکث میکند تا دگرگونی درونی آنها را با ظرافت دنبال کند. کمدی، اغراق و مرز سلیقه مهمترین دارایی فیلم، جسارتش در آمیختن کمدیِ زمخت با فضای زامبیمحور است.
شوخیها گاه از منطق عادی فاصله میگیرند و درست در همین فاصله، انرژی اثر را میسازند: بدنهای آسیبدیده، موقعیتهای ناخوشایند و واکنشهای نامتناسب شخصیتها به فاجعه، به کمدیای تکیه میکنند که نه زیرپوستی است و نه خجالتی. فیلم از مخاطب میخواهد با قواعد اغراقآمیزش همراه شود و اتفاقها را بیش از آنکه باور کند، به چشم بازی ببیند.
این شیوه همیشه موفق نیست. بعضی شوخیها بهجای آنکه از غافلگیری یا شناخت شخصیتها نیرو بگیرند، صرفاً بر شدت و زنندگی خود تکیه میکنند. تکرار چنین لحظههایی میتواند حس شوخطبعی را به لودگی نزدیک کند و برای مخاطبی که با کمدی نوجوانانهی عامدانهی زمخت ارتباط نمیگیرد، فیلم را فرساینده سازد.
« با این حال، پرداخت شخصیتها به اندازهی ایدهی آغازینشان بسط نمییابد. »
شخصیتها و اجرا
با این همه، اجرای بازیگران اغلب چنان جدی و بیتکلف است که بخشی از شوخیها جان میگیرد؛ آنها بهجای چشمکزدن به مخاطب، در دل موقعیت احمقانه باقی میمانند و همین جدیت، حماقت صحنه را خندهدارتر میکند. ریتم پرشتاب و طراحی موقعیتها فیلم بهندرت اجازه میدهد سکون طولانی بر فضای آن مسلط شود.
تعقیبوگریزها، برخوردهای ناگهانی و ایدههای تصویری نامتعارف، ریتمی پرجنبوجوش پدید میآورند که با لحن سبک و بازیگوش اثر تناسب دارد. ساختار ماجراجویی نیز روشن است: شخصیتها از یک موقعیت خطرناک به موقعیتی دیگر میرسند و در هر مرحله، ناچارند راهی تازه برای ادامهی مسیر پیدا کنند. این حرکت پیوسته، حتی وقتی داستان از نظر روایی ساده میشود، مانع افت کامل انرژی فیلم است.
در عوض، همین شتاب گاهی به بهای پرداخت جزئیات تمام میشود. فیلم ایدههایی را مطرح میکند که میتوانستند به جهان داستان عمق بیشتری بدهند، اما زود از کنارشان میگذرد تا به شوخی یا درگیری بعدی برسد. مهارتهای پیشاهنگی، که قرار است وجه تمایز قهرمانان باشند، همیشه نقشی محوری در حل بحرانها پیدا نمیکنند.
در نتیجه، عنوان و premise فیلم وعدهی استفادهی خلاقانه از آموزشهای اردو را میدهند، اما اثر تنها در بخشهایی از مسیر بهطور کامل از این امکان بهره میبرد. گروه مکمل و رابطهی عاشقانه ورود دنیس، پیشخدمتی جسور و عملگرا، به جمع نوجوانان، ترکیب گروه را از یک ماجراجویی صرفاً پسرانه فراتر میبرد.
« ریتم پرشتاب و طراحی موقعیتها فیلم بهندرت اجازه میدهد سکون طولانی بر فضای آن مسلط شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور او در بسیاری از لحظهها نیرویی زمینیتر به داستان میدهد: در جهانی که پسرها میان ترس، خودنمایی و خیالپردازی گرفتارند، دنیس معمولاً واقعبینتر و آمادهتر است. فیلم از این تفاوت برای ساختن تقابلهای کمدی استفاده میکند و او را صرفاً همراهی منفعل در حاشیه نگه نمیدارد. اما خط عاشقانهی مرتبط با بن، از ضعفهای روشن فیلمنامه است.
کشش میان نوجوانی کمتجربه و دختری بزرگتر، بیش از آنکه از شناخت متقابل یا تحول رابطه شکل بگیرد، به الگویی آشنا و خیالپردازانه متکی است. همین امر باعث میشود بخشی از احساسات بن نه بهعنوان تجربهای پیچیده از بلوغ، بلکه بیشتر به شکل آرزویی نوجوانانه و کمباور جلوه کند. این مسیر، در کنار شوخیهای جنسی و نگاه سادهانگارانهی فیلم به جذابیت، گاه لحن اثر را نامتوازن میکند.
زامبیها بهمثابه ابزار کمدی زامبیها در این فیلم بیش از آنکه موضوعی برای تأمل دربارهی مرگ، فروپاشی جامعه یا ترس از ناشناخته باشند، موتور محرک شوخی و حرکتاند. فیلم به قواعد ژانر وفاداری سختگیرانهای نشان نمیدهد؛ هرگاه نیاز به تشدید خطر یا ساختن موقعیتی مضحک باشد، مردگان متحرک در خدمت آن قرار میگیرند.
از این رو، روایت آخرالزمانی عمق چندانی پیدا نمیکند و سازوکار گسترش بحران نیز بیشتر نقشی کاربردی دارد تا معمایی که مخاطب را درگیر کند. این سطحیبودن لزوماً نقصی بیرون از قصد اثر نیست. فیلم از ابتدا خود را سرگرمیای سبک معرفی میکند و قرار نیست بار فلسفی زامبیمحوری را به دوش بکشد.
« فیلم از این تفاوت برای ساختن تقابلهای کمدی استفاده میکند و او را صرفاً همراهی منفعل در حاشیه نگه نمیدارد. »
قوتها و کاستیها
با این حال، اگر مخاطب انتظار جهانی منسجم یا هراس ماندگار داشته باشد، احتمالاً از کمبود توضیح و جدیت روایی ناامید خواهد شد. در بهترین لحظهها، همین بیاعتنایی به وقار ژانر، به فیلم آزادی میدهد تا از تصاویر و شوخیهای نامتعارف بهره ببرد؛ در ضعیفترین لحظهها نیز زامبیها بهانهای ساده برای مجموعهای از gagهای نوجوانانه به نظر میرسند.
جمعبندی «Scouts Guide to the Zombie Apocalypse» فیلمی آگاهانه آشفته، سبک و زمخت است که از برخورد پیشاهنگیِ منظم با هرجومرج زامبیها کمدی میسازد. ریتم تند، انرژی بازیگران و شوخیهای غافلگیرکنندهاش میتوانند تجربهای سرگرمکننده و خندهآور رقم بزنند؛ بهخصوص برای مخاطبی که از کمدیهای نوجوانانهی بیپروا و اغراقشده استقبال میکند.
در سوی دیگر، شوخیهای گاه لوس، خط عاشقانهی کمباور و داستانی که زامبیها را بیشتر وسیله میبیند تا موضوع، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری ماندگار یا عمیق بدل شود. ارزش فیلم بیش از هر چیز در سرخوشی و بیتعارفی آن است. نه در پی ساختن وحشتی جدی است و نه در پرداخت درونی شخصیتها به موفقیتی کامل میرسد؛ اما وقتی فضای خلوچلش را میپذیریم، میتواند سرگرمیای پرتحرک و خوشریتم باشد.
اثری که شاهکار نیست، اما برای تماشاگر همسلیقهاش، همین آشوبِ شوخ و بیپروا کفایت میکند.
« ارزش فیلم بیش از هر چیز در سرخوشی و بیتعارفی آن است. »



ثبت دیدگاه