نقد و بررسی
نقد تحقیرشده (Scorned) | 1993
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای که باید ویران شود «Scorned» از همان طرحی بهره میگیرد که برای تریلری روانشناختی آماده و وسوسهانگیز به نظر میرسد: زنی پس از مرگ همسرش، مردی را که در شکست حرفهای او نقش داشته مقصر میداند و با هویتی تازه به خانه و زندگی خانوادهٔ او راه مییابد. از اینجا، قصه وعدهٔ بازی قدرت، فریب و انتقام میدهد؛ وعدهای که فیلم بیش از آنکه بخواهد آن را با منطق دقیق بسط دهد، به هیجان و اغراق میسپارد.
اثر را Andrew Stevens کارگردانی کرده و Shannon Tweed در نقش زن انتقامجو، مرکز ثقل آن است. عنوان فیلم، که بر آزردگی و خشم فروخورده دلالت دارد، بهدرستی حالوهوای اثر را معرفی میکند؛ اما خشم شخصیت اصلی بهتنهایی نمیتواند جای خالی علت و معلول محکم را پر کند. فیلم از تماشاگر میخواهد وارد بازی زنی شود که هم رنجدیده است و هم خطرناک، بیآنکه همیشه بتواند باورپذیری مسیر او را حفظ کند.
حاصل، تریلری است که گاه با شور و جسارت پیش میرود و گاه در پیچوخم انگیزههای خود دستوپا میزند. انتقام و مسئلهٔ مسئولیت نقطهٔ آغاز داستان، فقدان و سرخوردگی است: زنی که پس از خودکشی همسرش زندگیاش از هم گسیخته، مردی دیگر را در این فاجعه مقصر میبیند. انتخاب این نقطهٔ عزیمت، زمینهای بالقوه غنی فراهم میکند.
« اثر را Andrew Stevens کارگردانی کرده و Shannon Tweed در نقش زن انتقامجو، مرکز ثقل آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
میتوان از دل آن پرسشهایی دربارهٔ مسئولیت، جاهطلبی، مناسبات قدرت و شیوهٔ مواجهه با سوگ بیرون کشید؛ از جمله اینکه آیا خشم پس از فقدان، داوری را روشنتر میکند یا بهانهای برای هدف گرفتن کسی میشود که دسترسپذیرتر است. بااینحال، فیلم در پرداخت این پرسشها چندان پیگیر نیست. فاصلهٔ میان آنچه برای همسر رخ داده و دامنهٔ انتقامی که قهرمان برای خانوادهٔ مرد تدارک میبیند، گاه بیش از اندازه بزرگ به نظر میرسد.
این شکاف، بیش از آنکه پیچیدگی اخلاقی بسازد، تماشاگر را به پرسش از منطق نقشه وادار میکند: چرا این خانواده باید هدف قرار گیرد و چرا خشم شخصیت تا این اندازه گسترده میشود؟ روایت پاسخهایی که به اندازهٔ کنشهایش قانعکننده باشند، بهندرت فراهم میکند. در نتیجه، انتقام بیشتر موتور حرکت قصه است تا نتیجهٔ روانشناختیِ کاملاً پرورده.
شنن توئد و نیروی حضور مهمترین امتیاز فیلم، حضور پرانرژی Shannon Tweed است. او نقش زنی را بازی میکند که جذابیتش بخشی از ابزار اوست، اما شخصیت را صرفاً به چهرهای اغواگر تقلیل نمیدهد. در لحظاتی که روایت میخواهد او را دلسوزیبرانگیز نشان دهد، بازی توئد بر تلخی و آسیبپذیری تکیه میکند؛ در لحظاتی دیگر، همان ظاهر دلنشین رنگی تهدیدآمیز میگیرد.
« بااینحال، فیلم در پرداخت این پرسشها چندان پیگیر نیست. »
شخصیتها و اجرا
همین تغییر لحن، به شخصیت نیرویی میدهد که گاه از خود فیلمنامه قانعکنندهتر است. توئد نقش را با جسارتی متناسب با فضای تریلر اروتیک دههٔ نود پیش میبرد. او میفهمد که این فیلم به حضوری پررنگ نیاز دارد: شخصیت باید هم صحنه را تصاحب کند و هم تماشاگر را نسبت به نیت واقعی خود مردد نگه دارد.
البته این توانایی، ضعفهای نگارش را از میان نمیبرد. بازیگر هرقدر هم نقش را زنده نگه دارد، نمیتواند برای تصمیمهایی که زمینهٔ کافی ندارند منطق بسازد؛ اما دستکم باعث میشود تماشای مسیر شخصیت، حتی در بخشهایی که طرح سست میشود، همچنان جذاب بماند. خانوادهٔ وستون؛ میدان بازی قدرت خانوادهٔ مردی که قهرمان او را مسئول مرگ همسرش میداند، در این فیلم فقط مجموعهای از شخصیتهای فرعی نیست؛ خانهٔ آنان به صحنهای برای نمایش فریب و جابهجایی قدرت بدل میشود.
ورود زنی با هویتی تازه به این محیط، امکان ایجاد تعلیق را فراهم میکند: او چه چیزی را پنهان میکند؟ چه اندازه بر دیگران اثر گذاشته است؟ و اعضای خانواده تا چه زمانی قادرند میان رفتار عادی و نقشهای حسابشده تفاوت بگذارند؟ این سازوکار در سطح طرح، ساده و مؤثر است و به فیلم اجازه میدهد رابطههای خانوادگی را همچون شبکهای از بیاعتمادی و خواستههای پنهان تصویر کند.
« همین تغییر لحن، به شخصیت نیرویی میدهد که گاه از خود فیلمنامه قانعکنندهتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، پذیرش آسان موقعیت تازهٔ قهرمان و گسترش نفوذش در خانه، گاه باورپذیری را قربانی سرعت میکند. برخی رخدادها چنان پیش میروند که گویی شخصیتهای دیگر برای پیشبردن نقشه، از دیدن نشانههای آشکار ناتواناند. از همینرو تعلیق فیلم همیشه از خطر واقعی نمیآید؛ گاهی از این انتظار سرچشمه میگیرد که روایت تا کجا میتواند بیاعتنایی شخصیتها به قرائن را ادامه دهد.
تعلیق، فریب و لحن اروتیک «Scorned» آشکارا به سنت تریلرهای اروتیک دههٔ نود تعلق دارد: میل و اغواگری نه حاشیهای تزئینی، بلکه بخشی از سازوکار فریباند. روابط در فیلم اغلب با دوگانگیِ کشش و تهدید آمیختهاند و بدن، نگاه و فضای خصوصی به ابزارهایی برای ایجاد قدرت بدل میشوند. فیلم در این زمینه از بیپروایی ژانر خود پرهیز نمیکند و همین صراحت، برای تماشاگرانی که با این جنس سینما آشنا هستند، بخشی از جذابیت آن است.
با وجود این، فیلم گاهی میان ساختن تعلیق و نمایش تحریکآمیز مردد میماند. بعضی صحنهها بهجای آنکه رابطهٔ شخصیتها را پیچیدهتر کنند یا اطلاعاتی تازه به روایت بیفزایند، بیشتر برای حفظ لحن اروتیک حضور دارند. در چنین لحظاتی، ریتم داستان متوقف میشود و تماشاگر احساس میکند فیلم به جای پیشبردن بحران، بر ویژگیهای آشنای ژانر تکیه کرده است.
« بااینهمه، پذیرش آسان موقعیت تازهٔ قهرمان و گسترش نفوذش در خانه، گاه باورپذیری را قربانی سرعت میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، فضای پرتنش و رازآلود آن کاملاً بیاثر نیست؛ فیلم در بخشهایی، با بازی دادن اطلاعات و حفظ ابهام دربارهٔ نیتها، سرگرمیای فراهم میکند که از منطق رواییاش فراتر میرود. تصویر، بازیهای مکمل و لغزشهای روایت قاببندیهای چشمنواز از معدود عناصریاند که به فیلم شخصیت بصری مشخص میبخشند.
دوربین در برخی صحنهها بر فاصله، نگاه و حضور پنهانی تأکید میکند و از همین عناصر برای ساختن حس مراقبت و ناامنی بهره میگیرد. خانهها و فضاهای داخلی نیز صرفاً پسزمینه نیستند؛ به نظر میرسد هر اتاق میتواند محل شکلگیری توطئه یا آشکار شدن بخشی از بازی باشد. این انتخابهای تصویری به فیلم وقاری میدهند که با روایت پرهیاهوی آن تضاد جالبی میسازد.
بازیهای مکمل کیفیتی یکدست ندارند. برخی چهرهها به فضای ملودراماتیک اثر پاسخ میدهند، اما در صحنههایی دیگر اجراها تصنعی یا کمجان به نظر میرسند. این نابرابری در کنار فیلمنامهای که از پیش پیوندهای علت و معلولی محکمی ندارد، گاه ضعف موقعیتها را برجستهتر میکند. قصه به ایدههای بزرگی چون سوگ، گناه و انتقام نزدیک میشود، اما بیش از آنکه آنها را به کاوشی جدی بدل کند، به کارکردشان برای ایجاد بحران تکیه میکند.
« این انتخابهای تصویری به فیلم وقاری میدهند که با روایت پرهیاهوی آن تضاد جالبی میسازد. »
جمعبندی
همین تفاوت میان جاهطلبی موضوعی و سستی اجرایی، یکی از سرچشمههای نوسان فیلم است. جمعبندی «Scorned» تریلری اروتیک و پراغراق است که بهترین داراییاش بازی کاریزماتیک Shannon Tweed و حالوهوای خاص سینمای عامهپسند دههٔ نود به شمار میآید. فیلم در ایجاد فضایی از وسوسه و بیاعتمادی تواناییهایی دارد و گاه چنان بیپروا وارد بازی انتقام میشود که تماشایش، حتی در لحظات نامعقول، سرگرمکننده میماند.
اما قصه در پرداخت انگیزهها و استحکام نقشه، به اندازهٔ کافی دقیق نیست؛ برخی شخصیتها بیش از آنکه انسانهایی با منطق مستقل باشند، مهرههایی برای حرکت روایت به نظر میرسند. ضعف بعضی اجراها و افت بخش پایانی نیز مانع از آن میشود که فیلم از ظرفیتهای ژانر خود فراتر رود. حاصل، اثری نه چندان منسجم اما پرکشش در لحظاتی است: فیلمی که بیشتر با انرژی بازیگر اصلی و جسارت لحنش به یاد میماند تا با منطق انتقامش.
« همین تفاوت میان جاهطلبی موضوعی و سستی اجرایی، یکی از سرچشمههای نوسان فیلم است. »
ثبت دیدگاه