نقد و بررسی
نقد فیلم ترسناک ۳ (Scary Movie 3) | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قلمرو هجو «Scary Movie 3» در ظاهر ادامهای دیگر از مجموعهای است که از هجو فیلمهای ترسناک نیرو میگیرد؛ اما دامنهٔ شوخیهایش را به علمیتخیلی، معما و فرهنگ عامه نیز گسترش میدهد. فیلم به کارگردانی David Zucker، سیندی کمبل را در مسیر تحقیق دربارهٔ دایرههای مرموز مزارع و نوارهای ویدئویی هولناک قرار میدهد؛ مسیری که سرانجام پای او را به ماجرای تهدیدی فرازمینی و کاخ ریاستجمهوری باز میکند.
عناصر آشنای «The Ring» و «Signs» در کنار ارجاعهایی به آثار و پدیدههای فرهنگی دیگر، مصالح اصلی این کمدی را تشکیل میدهند. فیلم از همان ابتدا اعلام میکند که قصد ندارد تعلیق را جدی بگیرد: هر موقعیت ترسناک میتواند در لحظهای نامنتظر به شوخی بدل شود. طنز میان ترس و خنده مهمترین دارایی فیلم، بازیگوشی بیپروا و میل آشکارش به برهمزدن قواعد ژانر است.
«Scary Movie 3» از تصاویر آشنا و انتظارهایی که مخاطب از فیلم ترسناک دارد استفاده میکند، اما بهجای آنکه صرفاً آنها را بازسازی کند، اغلب با اغراق، حماقت عامدانه یا واکنشی نامتناسب از مسیرشان منحرف میشود. ترس در اینجا زمینهای برای خنده است، نه احساسی که فیلم بخواهد مدت زیادی حفظش کند.
« طنز میان ترس و خنده مهمترین دارایی فیلم، بازیگوشی بیپروا و میل آشکارش به برهمزدن قواعد ژانر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رویکرد در بهترین لحظاتش نتیجه میدهد؛ بهویژه هنگامی که شوخی از دل صحنه و شخصیت بیرون میآید و تنها به شناخت قبلی تماشاگر از یک فیلم مشهور وابسته نیست. فیلم میداند که گاهی مکثی کوتاه، نگاه جدی بازیگر یا برخورد کاملاً بیاعتنا با خطری آشکار، از توضیح اضافه خندهآورتر است. بااینحال، جسارت کمیک همیشه به ظرافت نمیانجامد: بعضی شوخیها بیش از آنکه غافلگیرکننده باشند، بر شدت اغراق یا بیپروایی خود تکیه میکنند.
ساختار روایی و انسجام داستان، چند رشتهٔ روایی و چند نوع تهدید را به یکدیگر پیوند میدهد: نشانههای مرموز در مزارع، نوارهای ویدئویی، روزنامهنگاری سیندی و نگرانی از حملهٔ موجودات فضایی. چنین ترکیبی برای فراهمکردن موقعیتهای متنوع و ورود ناگهانی شخصیتها سودمند است، اما انسجام دراماتیک را به اولویت نخست بدل نمیکند.
روایت بیشتر نقش چارچوبی برای عبور از مجموعهای از صحنههای کمیک را دارد تا آنکه بخواهد معمایی دقیق و پرکشش بنا کند. این انتخاب با ماهیت هجوآمیز اثر تناسب دارد، ولی محدودیتهایی نیز بهبار میآورد. برخی انتقالها ناگهانیاند و بعضی ایدهها پیش از آنکه به اوج برسند، کنار گذاشته میشوند تا فیلم به شوخی بعدی برسد.
« این انتخاب با ماهیت هجوآمیز اثر تناسب دارد، ولی محدودیتهایی نیز بهبار میآورد. »
شخصیتها و اجرا
بنابراین، تماشاگرانی که از کمدی انتظار خط روایی منسجم و شخصیتپردازی پیوسته دارند، ممکن است از پراکندگی اثر فاصله بگیرند؛ در مقابل، مخاطبی که به دنبال ریتم تند و مجموعهای از موقعیتهای نامنتظر است، احتمالاً با آن همراهتر خواهد شد. بازیگران و انرژی اجرایی Anna Faris بار دیگر نقش سیندی را با ترکیبی از جدیت و ناآگاهی کمیک پیش میبرد.
او شخصیت را چنان بازی میکند که گویی وقایع عجیب پیرامونش، با وجود همهٔ نامعقولیشان، سزاوار واکنشی کاملاً واقعیاند. همین تضاد یکی از منابع اصلی خنده است. Charlie Sheen، Regina Hall، Anthony Anderson و Kevin Hart نیز به فضای گروهی فیلم رنگوبو میدهند؛ هرکدام با نوعی انرژی متفاوت که به صحنهها تنوع میبخشد.
نکتهٔ قابل توجه این است که Regina Hall در «Scary Movie 3» حضور دارد و نقش Brenda Meeks را بازی میکند؛ پس تصور غیبت برندا در این قسمت درست نیست. اگر منظور از ناامیدی، تغییر جایگاه یا میزان حضور او در مقایسه با قسمتهای پیشین باشد، این تفاوت میتواند برای برخی طرفداران محسوس باشد، اما شخصیت از فیلم حذف نشده است.
« بازیگران و انرژی اجرایی Anna Faris بار دیگر نقش سیندی را با ترکیبی از جدیت و ناآگاهی کمیک پیش میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترکیب بازیگران قدیمی و چهرههای تازه، در مجموع، به اثر سرزندگی میدهد؛ هرچند همهٔ بازیگران فرصت یکسانی برای شکلدادن به لحظات ماندگار پیدا نمیکنند. کارگردانی و ریتم کمدی کارگردانی David Zucker با سنت کمدیهای هجوآمیز و موقعیتهای اغراقشده پیوند دارد. فیلم معمولاً درنگ زیادی نمیکند: شوخیها پیدرپی میآیند و هنگامی که صحنهای به نتیجهٔ کمیک خود میرسد، روایت بهسرعت راهی موقعیت بعدی میشود.
این شتاب، بهخصوص برای کمدیای که از ارجاعهای فراوان و تغییرهای ناگهانی لحن ساخته شده، امتیاز مهمی است. فیلم در بسیاری از بخشها اجازه نمیدهد فضای تهدیدآمیز بیش از حد جدی شود و همین امر به تماشایش سبکی و جنبوجوش میبخشد. در برابر این ریتم، گاهی احساس میشود شوخیها بیش از اندازه فشرده شدهاند.
صحنهها فرصت کافی برای پرورش ایده پیدا نمیکنند، یا ضربهٔ کمیک با تکرار و توضیح اضافه ضعیف میشود. تدوین سریع میتواند مانع ملال شود، اما بهتنهایی جایگزین ظرافت در نگارش نیست. به همین دلیل، فیلم میان لحظات واقعاً بامزه و لحظاتی که صرفاً میکوشند پیوسته خنده تولید کنند، نوسان دارد.
« کارگردانی و ریتم کمدی کارگردانی David Zucker با سنت کمدیهای هجوآمیز و موقعیتهای اغراقشده پیوند دارد. »
قوتها و کاستیها
نقاط قوت و کاستیها قوت اصلی «Scary Movie 3» دسترسپذیری آن است. برای همراهشدن با فیلم لازم نیست مخاطب همهٔ ارجاعها را بشناسد؛ بسیاری از شوخیها بر بدنمندی، واکنشهای غیرمنتظره و تضاد میان خطر و بیخیالی استوارند. بازیها نیز بهجای آنکه فضای هجو را بیش از اندازه مهار کنند، به بیمنطقی آن مجال میدهند.
ریتم پرتحرک و چند صحنهٔ واقعاً خندهدار باعث میشود فیلم حتی در بخشهایی که داستان شل میشود، جذابیت خود را کاملاً از دست ندهد. در سوی دیگر، بخشی از طنز به آشنایی تماشاگر با فیلمهای مورد اشاره وابسته است و بعضی ارجاعها پس از آشکارشدن، چیز تازهای به صحنه نمیافزایند. شوخیهای تکراری یا کمزحمت نیز ممکن است حس کنند فیلم بهجای ساختن طنزی تازه، همان روش را دوباره به کار میگیرد.
افزون بر این، مقایسه با دو قسمت نخست برای طرفداران مجموعه اجتنابناپذیر است؛ گروهی ممکن است قسمت سوم را سرگرمکننده بدانند، اما نه به همان اندازه متمایز یا ماندگار. این اختلاف سلیقه بیش از آنکه از ضعف مطلق اثر ناشی شود، به انتظاری برمیگردد که هر تماشاگر از ادامهٔ یک مجموعهٔ محبوب دارد.
« نقاط قوت و کاستیها قوت اصلی «Scary Movie 3» دسترسپذیری آن است. »
جمعبندی
جایگاه فیلم در مجموعه «Scary Movie 3» در میان آثار مجموعه، نقطهای برای تغییر در ترکیب خلاقه و لحن آن به شمار میآید. خانوادهٔ Wayans دیگر در ساخت فیلم نقشی نداشتند، هرچند شخصیتهایی که در شکلگیری مجموعه سهم داشتند در تیتراژ نویسندگی و خلق شخصیتها ذکر شدهاند. این دگرگونی به معنای گسست کامل از گذشته نیست: سیندی و برندا بازمیگردند و فیلم همچنان به الگوی هجو فیلمهای شناختهشده وفادار میماند.
بااینحال، گستردهترشدن دامنهٔ ارجاعها و تکیه بر شیوهٔ کمیک دیگری ممکن است برای بخشی از مخاطبان، حالوهوای متفاوتی نسبت به دو فیلم نخست بسازد. جمعبندی
ثبت دیدگاه