نقد و بررسی
نقد عاشقان ماه (Scarlet Heart: Ryeo) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصری که در آن عاطفه سیاست است «Scarlet Heart: Ryeo» از یک جابهجایی زمانی آشنا آغاز میکند، اما خیلی زود روشن میشود که سفر گو هاجین به دوران گوریو صرفاً وسیلهای برای آشنایی با شاهزادگان و شکلگیری یک عاشقانه نیست. ههسو با ذهنی متعلق به جهان امروز وارد جامعهای میشود که در آن جایگاه خانوادگی، فرمانبرداری و نزدیکی به قدرت، مرزهای زندگی و مرگ را تعیین میکنند.
از همین برخورد، پرسشی محوری شکل میگیرد: فرد تا چه اندازه میتواند در جهانی سخت و از پیش قاعدهگذاریشده، اختیار زندگی خویش را حفظ کند؟ سریال بهتدریج از فضای خیالپردازانه آغازین فاصله میگیرد و دربار را به صحنهای برای آزمودن همین پرسش بدل میکند. در اینجا، سیاست رویدادی جدا از زندگی روزمره نیست؛ در پیوندها، سکوتها و تصمیمهای شخصی حضور دارد.
حتی لحظههای صمیمیت نیز سایهای از رقابت و ناامنی بر خود دارند. ههسو؛ بیگانگی بهمثابه نیروی درام قرار گرفتن ههسو در موقعیتی ناآشنا، به سریال امکانی میدهد تا آداب و مناسبات دربار را از نگاه کسی بنمایاند که با آنها خو نگرفته است. ذهن امروزی او گاه در برابر محدودیتهای گوریو مقاومتی آشکار نشان میدهد و گاه از فهم پیچیدگی آنها بازمیماند.
« در اینجا، سیاست رویدادی جدا از زندگی روزمره نیست؛ در پیوندها، سکوتها و تصمیمهای شخصی حضور دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد، هم سرچشمه موقعیتهای جذاب است و هم منشأ بخشی از ضعفهای شخصیتپردازی. تغییر ههسو از زنی گرفتار در گذشته به شخصیتی آگاهتر از پیامدهای انتخابهایش، یکی از مسیرهای اصلی روایت است. او در آغاز، گویی تصور میکند شناختش از آینده میتواند راهنمای مطمئنی باشد؛ اما دربار بهسرعت نشان میدهد که آگاهی از تاریخ، لزوماً به معنای تسلط بر آن نیست.
بااینحال، برخی تصمیمهای او ناگهانی یا سادهلوحانه جلوه میکنند. سریال همیشه فرصت کافی نمیدهد تا فاصله میان نیت، فشار محیط و انتخاب نهایی او روشن شود؛ در نتیجه، گاه ورودش به مرکز بحرانهای سیاسی بیش از آنکه حاصل روندی کاملاً باورپذیر باشد، به اقتضای پیشبرد داستان به نظر میرسد.
بازیها و چهرههای چندلایه لی جیاون در نقش ههسو، لطافت و سرسختی را کنار هم مینشاند. اجرای او زمانی بیشترین اثر را دارد که شخصیت میان میل به حفظ مهربانی و ضرورت سازگارشدن با محیط خشن گرفتار است. ههسو نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه صرفاً تماشاگر حوادث؛ ضعفها و تردیدهایش به او کیفیت انسانی میبخشند، هرچند فیلمنامه در پرداخت برخی واکنشها یکدست عمل نمیکند.
« این تضاد، هم سرچشمه موقعیتهای جذاب است و هم منشأ بخشی از ضعفهای شخصیتپردازی. »
شخصیتها و اجرا
لی جونگی نیز به وانگ سو عمقی فراتر از تصویر شاهزادهای هراسانگیز میدهد. تنهایی و خشم این شخصیت، در کنار میل پنهانش به پذیرفتهشدن، از او چهرهای متناقض میسازد. رابطه او و ههسو نیز از آن رو تأثیرگذار است که مسیرش یکباره از بدگمانی به دلبستگی نمیرسد؛ میان این دو، زخمهای گذشته، سوءظن و تفاوت جایگاه اجتماعی پیوسته مانع ایجاد میکنند.
در سوی دیگر، وانگ ووک و دیگر شاهزادگان صرفاً رقیبانی برای جلب توجه ههسو نیستند؛ حضورشان نشان میدهد که عاطفه و منفعت سیاسی چگونه در خاندان سلطنتی به هم گره میخورند. رقابت شاهزادگان و مسئله قدرت سریال در ترسیم کشمکش میان شاهزادگان تواناست، زیرا رقابت بر سر قدرت را تنها در قالب توطئه و دسیسه عرضه نمیکند.
حسادت، وفاداری خانوادگی، ترس و آرزوهای شخصی نیز در شکلدادن به مناسبات نقش دارند. شخصیتها در برابر پرسشی دشوار قرار میگیرند: آیا میتوان در ساختاری خشن به قدرت رسید و در همان حال، از خشونت آن مصون ماند؟ بااینهمه، شمار زیاد شخصیتها و پیوندهای میان آنها گاهی تمرکز روایت را کاهش میدهد.
« لی جونگی نیز به وانگ سو عمقی فراتر از تصویر شاهزادهای هراسانگیز میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی خطوط داستانی در کنار کشمکش اصلی مجال کافی برای رشد پیدا نمیکنند و بعضی رابطهها بیش از آنکه بهتدریج بسط یابند، به نقاط عطف داستانی وابسته میشوند. این تراکم، در بخشهایی از سریال حس شتاب ایجاد میکند؛ گویی روایت میخواهد همزمان سرنوشت چندین شخصیت و دگرگونی فضای سیاسی را دنبال کند، بیآنکه همیشه زمان لازم برای مکث و تأمل داشته باشد.
جهان بصری و موسیقی لباسها و طراحی فضا، جهان سلطنتی سریال را چشمگیر و بهیادماندنی میکنند. پوشش شاهزادگان و زنان دربار، علاوه بر زیبایی دیداری، به تمایز جایگاهها و نقشهای اجتماعی کمک میکند. عمارتها و فضاهای رسمی نیز حس شکوهی دارند که زیر آن، همواره اضطراب و مراقبت پنهان است.
در این جهان، زیبایی هرگز کاملاً آسوده نیست؛ حتی مجالس باشکوه نیز میتوانند صحنه سنجش قدرت و وفاداری باشند. موسیقی احساسی سریال، پیوندهای عاطفی را تقویت میکند و به صحنهها حالوهوایی پرشور میبخشد. گاه این تأکید موسیقایی، احساس را برجستهتر از آن میکند که تصویر و بازی بهتنهایی ایجاب میکنند؛ اما در مجموع، موسیقی و طراحی بصری در ایجاد فضای ملودراماتیک اثر سهمی مهم دارند.
« جهان بصری و موسیقی لباسها و طراحی فضا، جهان سلطنتی سریال را چشمگیر و بهیادماندنی میکنند. »
قوتها و کاستیها
«Scarlet Heart: Ryeo» بیش از آنکه از انسجام بینقص روایت نیرو بگیرد، با همین اتمسفر سلطنتی و عاطفی در ذهن میماند. شتاب روایت و ناتمامی عاطفی مهمترین کاستی سریال در بخش پایانی آشکار میشود. در حالی که کشمکشها و روابط برای رسیدن به نتیجهای قانعکننده به زمان نیاز دارند، روایت سرعت میگیرد و برخی دگرگونیها مجال کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند.
تعارضهای عاطفی گاه ناگهان به مرحلهای تازه میرسند و انگیزه بعضی شخصیتها روشنایی لازم را به دست نمیآورد. این شتاب، از اثرگذاری چند لحظه مهم میکاهد؛ نه به این دلیل که مسیر کلی نامتناسب است، بلکه چون گذار میان علت و پیامد در بعضی نقاط کمپرداخت میماند. پایانبندی نیز تلخ و مبهم است و برای جمعکردن همه رابطهها و سرنوشتها فرصت کافی فراهم نمیکند.
این ابهام میتواند با فضای تراژیک اثر همخوان باشد، اما کمبود پرداخت در واپسین مراحل، آن را برای بخشی از مخاطبان بیش از اندازه ناگهانی جلوه میدهد. بدون آشکارکردن جزئیات پایانی، میتوان گفت که سریال در حفظ حالوهوای اندوهبار خود موفقتر است تا در بستن همه گرههای عاطفی و روایی. جمعبندی «Scarlet Heart: Ryeo» ترکیبی از عاشقانه، فانتزی تاریخی و درام سیاسی است که نیروی اصلیاش را از برخورد شخصیتها با قدرت و محدودیت میگیرد.
« شتاب روایت و ناتمامی عاطفی مهمترین کاستی سریال در بخش پایانی آشکار میشود. »
جمعبندی
رابطه ههسو و وانگ سو، اجرای اثرگذار بازیگران، طراحی چشمگیر جهان دربار و موسیقی احساسی، تجربهای گیرا میسازند. در مقابل، تعدد خطوط داستانی، برخی تصمیمهای کماقناع ههسو و شتاب بخش پایانی مانع از آن میشوند که سریال در تمام مسیر به انسجامی یکسان برسد. با وجود این کاستیها، اثر صرفاً به خیالپردازی درباره عشق در گذشته فروکاسته نمیشود.
ههسو در دل مناسباتی که اختیار فرد را محدود میکنند، با هزینه انتخابها روبهرو میشود و همین کشمکش به داستان وزنی فراتر از یک ملودرام سلطنتی میدهد. سریال شاید همه پرسشهایش را با دقت و آرامش به پایان نرساند، اما فضای پرتنش و عاطفیاش همچنان ماندگار است.
« با وجود این کاستیها، اثر صرفاً به خیالپردازی درباره عشق در گذشته فروکاسته نمیشود. »



ثبت دیدگاه