نقد و بررسی
نقد رسواییسازان (Scandal Makers) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یادداشت دربارهٔ عنوان و سال ساخت داستانی که در این بررسی توصیف میشود، با فیلم کرهای «Scandal Makers» ساختهٔ Kang Hyeong-chul تطبیق دارد؛ این فیلم در سال ۲۰۰۸ اکران شده، نه ۲۰۱۸. ازاینرو، نقد پیش رو به همان اثر میپردازد و رویدادهای اصلی و سرانجام داستان را فاش نمیکند. فیلم با محوریت یک مجری رادیو، دختری که خود را فرزند او میداند و کودکی که بهناگاه پایش به زندگی این دو باز میشود، کمدی خانوادگیاش را بر برخورد میان شهرت، مسئولیت و آشفتگیهای روزمره بنا میکند.
کمدی از دل یک خانهٔ بههمریخته «Scandal Makers» از موقعیتی ساده اما پُرظرفیت آغاز میکند: زندگی آسوده و حسابشدهٔ مردی مشهور، با ورود دختری جوان و کودکی پرجنبوجوش زیرورو میشود. فیلم برای خنداندن، بیش از آنکه به شوخیهای کلامیِ جدا از قصه تکیه کند، شخصیتها را در کنار هم قرار میدهد و میگذارد اختلاف عادتها و خواستههایشان موقعیت طنز بسازد.
خانهای که پیشتر نمادی از نظم و آسایش فردی بود، کمکم به صحنهٔ برخورد برنامههای روزانه، دلخوریها و سوءتفاهمها بدل میشود. این انتخاب، بهترین خصلت کمدی فیلم را شکل میدهد: خنده از دل زندگی جمعی میآید، نه از بیرون آن. هرچه روابط خانوادگی پیچیدهتر میشود، فضای خانه نیز آشفتهتر و امکان بروز موقعیتهای بامزه بیشتر میشود.
دعواها و کشمکشهای خانوادگی، در بیشتر لحظات، انرژی لازم را دارند تا فیلم را سرزنده نگه دارند؛ بهخصوص وقتی واکنشهای شتابزدهٔ شخصیتها، مسئلهای کوچک را به بحرانی بزرگتر تبدیل میکند. برخورد نسلها و دگرگونی نقشها یکی از ایدههای جذاب اثر، فاصلهٔ اندک میان سن شخصیتها و نقشهایی است که ناگهان بر دوششان قرار میگیرد.
« ازاینرو، نقد پیش رو به همان اثر میپردازد و رویدادهای اصلی و سرانجام داستان را فاش نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مردی که خود را هنوز در مرکز زندگی مجردانه و شهرت حرفهایاش میبیند، باید با احتمال پدر بودن و مسئولیتی بسیار بزرگتر روبهرو شود. دختر جوان نیز در وضعیتی قرار دارد که هم به استقلال و آرزوهای خودش نیازمند است و هم ناچار است برای فرزندش امنیت و پناه فراهم کند. کودک، با حضور طبیعی و بیتکلفش، این دو جهان را به هم پیوند میدهد.
فیلم از این ناهمخوانی برای ساختن طنز بهره میبرد، اما پشت آن پرسشی جدیتر نیز پنهان است: خانواده را چه چیزی میسازد؟ صرفِ نسبت خونی یا پذیرش مسئولیت و مراقبت از دیگری؟ پاسخ فیلم بیشتر در رفتارهای روزمره نهفته است تا در سخنرانیهای اخلاقی. شخصیتها بهتدریج درمییابند که همخانه شدن بهتنهایی کافی نیست؛ باید برای یکدیگر جا باز کنند، از خودخواهیهایشان کوتاه بیایند و در برابر نگاه بیرونی نیز مسئولانهتر رفتار کنند.
بازیها و نیروی زندهٔ شخصیتها بازیگران، عامل اصلی پیوند عاطفی مخاطب با این قصهاند. Cha Tae-hyun در نقش مجری رادیو، ترکیبی از خودپسندی، اضطراب و آسیبپذیری را به نمایش میگذارد. شخصیتش در آغاز میکوشد اوضاع را با حسابگری و حفظ ظاهر کنترل کند، اما هرچه نقشههایش بیشتر با واقعیت برخورد میکنند، جنبهٔ دستپاچه و کمتجربهاش آشکارتر میشود.
بازی او در لحظات کمدی، بهویژه هنگام تلاش برای پنهان کردن آشفتگی درونی، به فیلم ریتم میدهد. Park Bo-young در نقش دختر جوان، حضوری پرانرژی و دلنشین دارد. او شخصیت را از تبدیل شدن به یک محرک صرف برای بحرانهای مردانه نجات میدهد و به او خواستهها و حساسیتهای خودش را میبخشد. Wang Seok-hyeon نیز با حضور کودکانه و واکنشهای زندهاش، از مهمترین سرچشمههای خنده است؛ بااینحال، شیرینی بازی او تنها به شوخیهای لحظهای محدود نمیماند و به شکلگیری حس خانواده در میان سه شخصیت اصلی کمک میکند.
« کودک، با حضور طبیعی و بیتکلفش، این دو جهان را به هم پیوند میدهد. »
شخصیتها و اجرا
هماهنگی این سه بازیگر، همان گرمایی را پدید میآورد که بسیاری از ضعفهای روایی فیلم را جبران میکند. موسیقی، شهرت و ترس از رسوایی حضور حرفهٔ رادیوییِ شخصیت اصلی به فیلم فضایی فراتر از خانه میدهد. او در برابر شنوندگان، چهرهای مطمئن و صاحبنظر دارد؛ اما زندگی خصوصیاش از همان قاعدهها پیروی نمیکند.
فاصلهٔ میان صدای مسلط او پشت میکروفن و درماندگیاش در خانه، زمینهای مناسب برای طنز فراهم میآورد. شهرت نیز در این جهان صرفاً نشانهٔ موفقیت نیست؛ نیرویی است که شخصیتها را وادار میکند پیوسته دربارهٔ آنچه دیگران خواهند گفت نگران باشند. موسیقی و اجراها بُعد دیگری به این تقابل میافزایند.
فیلم گاهی از ظرفیت اجراها برای نشان دادن آرزوها و استعدادهای شخصیتها بهره میبرد و میان صحنههای خانوادگی و فضای هنری ارتباط برقرار میکند. بااینحال، این بخشها میتوانستند سهم بیشتری در روایت داشته باشند. گاه به نظر میرسد قصه پس از معرفی این امکان، دوباره به مسیر آشنای آشفتگیهای خانگی بازمیگردد؛ مسیری که معمولاً خندهدار است، اما بعضی فرصتهای دراماتیک را نیمهتمام میگذارد.
ریتم و آشنایی الگوی داستان فیلمنامه از الگوی آشنای برخورد دو زندگیِ ناسازگار بهره میگیرد: ابتدا انکار و مقاومت، سپس سازگاری تدریجی و سرانجام نزدیک شدن عاطفی. همین چارچوب باعث میشود مسیر داستان برای بسیاری از تماشاگران قابل حدس باشد. فیلم بیشتر با جذابیت شخصیتها و اجرای موقعیتها پیش میرود تا با پیچشهای روایی یا غافلگیریهای بزرگ.
« هماهنگی این سه بازیگر، همان گرمایی را پدید میآورد که بسیاری از ضعفهای روایی فیلم را جبران میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ازاینرو، اگر کسی به دنبال قصهای نامتعارف و پر از تغییر جهتهای ناگهانی باشد، ممکن است آن را ساده و آشنا بیابد. مشکل دیگر، نوسان ریتم است. بخشهایی که بر دعواهای خانوادگی و پیامدهای حضور ناگهانی اعضای تازهٔ خانواده تکیه دارند، معمولاً سرحالاند؛ اما میان این لحظات، روایت گاهی بیش از اندازه مکث میکند.
برخی صحنهها کارکردی شبیه تکرار دارند: همان کشمکش قبلی را با شکل دیگری بازمیگردانند، بیآنکه رابطهها یا معنای موقعیت بهاندازهٔ کافی جلو برود. این کندی، بهویژه وقتی فیلم میان کمدی، ملودرام و موسیقی جابهجا میشود، محسوستر است. طنز، احساس و مرز شیرینی «Scandal Makers» میخواهد هم خندهدار باشد و هم دلگرمکننده؛ در بیشتر لحظات، این دو هدف را بهخوبی کنار هم مینشاند.
شوخیها از دل رفتار شخصیتها برمیآیند و احساسات نیز از رابطههایی سرچشمه میگیرند که بهتدریج شکل میگیرند. بنابراین، گرمای فیلم صرفاً حاصل موسیقی یا تأکیدهای عاطفی نیست؛ نتیجهٔ تماشای آدمهایی است که ناچارند از زندگی راحت و فردی خود فاصله بگیرند و به نیازهای یکدیگر توجه کنند. بااینهمه، همین میل به شیرینی گاهی از حد میگذرد.
در بخشهای پایانی، تراکم اتفاقها و تأکید پررنگ بر احساس میتواند فیلم را کمی شلوغ و لحنش را بیش از اندازه لطیف کند. لحظههایی که قرار است اثرگذار باشند، گاهی با شتاب به سوی واکنش عاطفیِ مورد انتظار هدایت میشوند. این انتخاب برای مخاطبی که از کمدیهای خانوادگیِ گرم لذت میبرد پذیرفتنی است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که ظرافت و خویشتنداری بیشتری میپسندند، کمی لوس به نظر برسد.
« این کندی، بهویژه وقتی فیلم میان کمدی، ملودرام و موسیقی جابهجا میشود، محسوستر است. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Scandal Makers» فیلمی خوشقلب و سرگرمکننده است که قوت اصلیاش نه تازگی داستان، بلکه زنده بودن شخصیتها و شیمی میان بازیگرانش است. موقعیتهای خانوادگیِ آشفته، بازی پرانرژی دختر جوان و کودک، و رابطهای که میان سه شخصیت اصلی شکل میگیرد، اثر را به کمدیای گرم و تماشاپذیر تبدیل میکند.
در مقابل، قصه از پیشرفتهای قابل حدس، افتوخیز ریتم و پایانی پُر ازدحام و گاه بیش از حد شیرین آسیب میبیند. با وجود این کاستیها، فیلم در ساختن لحظههایی که هم خنده میآورند و هم به رابطههای انسانی گرما میبخشند موفق است. تماشای آن بیش از آنکه تجربهای مبتنی بر شگفتی باشد، فرصتی برای همراه شدن با خانوادهای نامتعارف است که آرامآرام به یکدیگر نزدیک میشوند.
همین صمیمیت و توان بازیگران در جان بخشیدن به موقعیتهاست که میتواند فیلم را برای تماشای دوباره نیز دلنشین نگه دارد.
« در مقابل، قصه از پیشرفتهای قابل حدس، افتوخیز ریتم و پایانی پُر ازدحام و گاه بیش از حد شیرین آسیب میبیند. »
ثبت دیدگاه