نقد و بررسی
نقد Savages | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کارنامهٔ الیور استون «وحشیها» ساختهٔ الیور استون، تریلری جنایی است که از دل تقابل دو پرورشدهندهٔ ماریجوانا با کارتل مکزیکی بیرون میآید، اما علاقهاش به خشونت و خطر تنها وجه ماجرا نیست. فیلم میکوشد دربارهٔ دوستی، عشق، وفاداری و اخلاق در جهانی حرف بزند که قدرت و پول مرزهای درست و نادرست را بهسرعت جابهجا میکنند.
در عین حال، این اثر بیش از آنکه مطالعهای سیاسی و موشکافانه دربارهٔ تجارت مواد مخدر باشد، یک قصهٔ پرتحرک و پرزرقوبرق از آدمهایی است که آرامش زندگیشان با ورود قدرتی بیرحم فرو میریزد. این انتخاب، هم بخشی از جذابیت فیلم است و هم محدودیت آن. استون جهان داستان را با انرژی و اغراق میسازد؛ جهانش نه کاملاً واقعگراست و نه خود را به تمامی به هجو و فانتزی میسپارد.
از همینرو «وحشیها» گاه میان تریلر جدی و ملودرامی افراطی معلق میماند. تماشاگر با فیلمی روبهروست که آشکارا از شدت و هیجان استقبال میکند، اما همیشه نمیتواند این شدت را به لایهای عمیقتر از معنا تبدیل کند. روایت میان آسودگی و تهدید آغاز داستان، زندگی بن، چان و اوفیلیا را در فضایی نسبتاً آرام و ساحلی معرفی میکند؛ نظمی که بر پایهٔ سبک زندگی نامتعارف، صمیمیت سهنفره و کسبوکار زیرزمینی شکل گرفته است.
ورود کارتل این تعادل را بههم میزند و قصه را به مسیری پرخطر میکشاند. این تقابل میان آسودگی ظاهری و تهدید دائمی، موتور اصلی تعلیق فیلم است: هر لحظه ممکن است زندگی خصوصی شخصیتها به میدان زورآزمایی قدرتهای بزرگتر بدل شود. روایت بهسرعت پیش میرود و اطلاعات را در قالب صدا و نگاه اوفیلیا عرضه میکند.
« این انتخاب، هم بخشی از جذابیت فیلم است و هم محدودیت آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این زاویهٔ دید به فیلم امکان میدهد حالوهوایی شخصی و گاه بازیگوشانه داشته باشد، اما همیشه به نفع آن عمل نمیکند. لحن روایی او گاهی با خشونت عینی رخدادها فاصله میگیرد و نتیجه، تضادی است که میتواند هم کنجکاویبرانگیز باشد و هم از نظر احساسی ناپایدار. فیلم در بعضی لحظهها میخواهد تماشاگر را به تجربهٔ ذهنی او نزدیک کند، اما در لحظههایی دیگر چنان به نمایش خشونت روی میآورد که این نزدیکی کمرنگ میشود.
سهضلعی عاطفی و مسئلهٔ شخصیتپردازی هستهٔ انسانی فیلم رابطهٔ بن و چان است؛ دو دوست که تفاوتهایشان هم به پیوندشان معنا میدهد و هم زمینهٔ کشمکش را فراهم میکند. بن آرامتر و آرمانگراتر به نظر میرسد و چان با گذشتهٔ نظامی و آمادگی برای واکنش، وجهی سختتر و خشنتر دارد. فیلم از این تضاد برای ساختن رابطهای فراتر از همراهی ساده بهره میگیرد: آنها نه فقط شریک کار و دوست، بلکه دو نیروی متفاوت در یک پیوند عاطفی مشترکاند.
همین پیوند، داستان را از الگوی آشنای «دو مرد در برابر دشمن» اندکی پیچیدهتر میکند. بااینحال، اوفیلیا به اندازهٔ دو مرد فرصت پیدا نمیکند به شخصیتی مستقل و چندوجهی بدل شود. او در بسیاری از بخشها محور عاطفی ماجراست، اما تصمیمها و کنشهای بن و چان فضای بیشتری اشغال میکنند. فیلم به رابطهٔ او با هر یک از آنها اشاره میکند، ولی کمتر به تناقضها، خواستههای مستقل و شیوهٔ مواجههاش با خطر میپردازد.
در نتیجه، او گاهی بیش از آنکه عاملی فعال در داستان باشد، به نقطهای تبدیل میشود که دیگران پیرامونش تصمیم میگیرند و با یکدیگر سنجیده میشوند. این ضعف، ظرفیت یکی از جالبترین ایدههای فیلم را کاهش میدهد. کارتل؛ نیروی تهدید و نمایش قدرت فضای کارتل در «وحشیها» بر پایهٔ احساس ناامنی شکل میگیرد.
« بن آرامتر و آرمانگراتر به نظر میرسد و چان با گذشتهٔ نظامی و آمادگی برای واکنش، وجهی سختتر و خشنتر دارد. »
شخصیتها و اجرا
تهدید فقط از اسلحه یا خشونت مستقیم ناشی نمیشود؛ در این جهان، قدرت در توانایی زیرنظرگرفتن، فشارآوردن و سلب اختیار نیز حضور دارد. به همین دلیل، فیلم حتی در لحظههای آرامش هم اجازه نمیدهد تماشاگر از خطر فاصله بگیرد. این حضور مداوم، تعلیق مؤثری میسازد و به تصمیمهای شخصیتها وزن میدهد: هر انتخاب میتواند پیامدی فراتر از آنچه در لحظه دیده میشود داشته باشد.
در میان شخصیتهای وابسته به کارتل، حضور لادو به فیلم نیرویی نامتعارف میدهد. او تهدیدی است که گاه با رفتارهای غیرقابلپیشبینیاش، فضای صحنه را از اختیار دیگران خارج میکند. در سوی دیگر، فیلم با چهرههای صاحب قدرت، تصویری از نظم درونی کارتل ترسیم میکند که کمتر به یک نیروی یکدست و انتزاعی شباهت دارد.
بااینحال، تمرکز اثر بیشتر بر جذابیت دراماتیک این شخصیتهاست تا تحلیل اجتماعی سازوکارهای خشونت. کارتل در درجهٔ نخست نیرویی برای آزمودن رابطهها و تشدید خطر است، نه موضوعی که فیلم بهطور کامل ریشهها و پیامدهایش را بررسی کند. خشونت؛ ابزار تعلیق یا جایگزین معنا خشونت در فیلم حضوری پررنگ و گاه تکاندهنده دارد.
این انتخاب، فضای تهدید را ملموس میکند و کمک میکند تماشاگر خطر را نه در قالب یک احتمال دور، بلکه بهصورت نیرویی نزدیک و جسمانی احساس کند. تعقیبوگریزها و برخوردهای ناگهانی نیز ریتم را بالا میبرند و مسیر داستان را از سکون دور نگه میدارند. در این معنا، خشونت فقط تزئینی نیست؛ بخشی از زبان فیلم برای نشاندادن فروپاشی امنیت است.
« به همین دلیل، فیلم حتی در لحظههای آرامش هم اجازه نمیدهد تماشاگر از خطر فاصله بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما نمایش خشونت همیشه به فهم عمیقتر تجربهٔ شخصیتها نمیانجامد. گاهی فیلم چنان بر شدت تصویر و شوک لحظهای تکیه میکند که فرصت پرداخت پیامدهای روانی آن کاهش مییابد. آسیب، ترس و سوگ میتوانند بهسرعت به سکوی رخداد بعدی بدل شوند، بیآنکه زمان کافی برای رسوبکردن در رفتار و رابطهها پیدا کنند.
از این رو، تماشاگر ممکن است خطر را بهخوبی حس کند، اما کمتر با دگرگونی درونی کسانی روبهرو شود که زیر فشار آن قرار دارند. فیلم در لحظهسازی تواناست، ولی در پیگیری عاطفی برخی لحظهها پیوستگی لازم را ندارد. اجراها و کیفیت صحنهها بازیها بخش مهمی از انرژی فیلم را تأمین میکنند. آرون تیلور-جانسون در نقش بن، وجهی ملایمتر و اخلاقمدارتر به شخصیت میدهد، در حالی که تیلور کیچ چان را با خشکی و آمادگی جسمانی بازی میکند.
تضاد میان این دو، رابطهشان را خوانا میسازد و به صحنههای مشترکشان تنش میبخشد. بلیک لایولی نیز در نقش اوفیلیا حضوری مرکزی دارد، هرچند محدودیتهای شخصیتپردازی اجازه نمیدهد همهٔ ظرفیت او به کار گرفته شود. بنicio دل تورو در نقش لادو از بازیگرانی است که بهراحتی توجه را به خود جلب میکند؛ حضوری ناآرام و تهدیدآمیز که حتی در سکوت نیز تنش میآفریند.
سالما هایک نیز در مقام یکی از چهرههای بانفوذ کارتل، وقار و خشونت را در کنار هم قرار میدهد. جان تراولتا نقشی متفاوتتر در ساختار روایت دارد و حضورش به داستان بُعدی از بازیهای پشتپرده میافزاید. از سوی دیگر، میزانسنها و فضای تصویری فیلم میان سواحل روشن و محیطهای خشن تضادی چشمگیر میسازند؛ تضادی که گاه بیش از دیالوگها دربارهٔ فاصلهٔ دو جهان حرف میزند.
« اما نمایش خشونت همیشه به فهم عمیقتر تجربهٔ شخصیتها نمیانجامد. »
قوتها و کاستیها
ریتم، لحن و انسجام «وحشیها» ریتمی پرجنبوجوش دارد، اما این شتاب همیشه با انسجام همراه نیست. برخی بخشها برای ساختن تعلیق و نشاندادن پیچیدگی نقشهها زمان صرف میکنند، در حالی که بخشهایی دیگر ناگهان به خشونت یا شوخی روی میآورند. چنین تغییرهایی با فضای اغراقآمیز فیلم بیگانه نیستند، ولی گاهی پیوند احساسی میان صحنهها را سست میکنند.
تماشاگر ممکن است هنوز در حال پردازش یک لحظهٔ تلخ باشد که فیلم به فضای دیگری میجهد؛ جابهجاییای که انرژی میآفریند، اما همزمان از عمق عاطفی میکاهد. این بیثباتی به لحن کلی اثر نیز سرایت میکند. فیلم میان واقعگرایی جنایی، ملودرام عاشقانه و نوعی اغراق تیره حرکت میکند. در بهترین لحظهها، این آمیزه به فیلم هویتی شخصی میدهد؛ در لحظههای کماثرتر، باعث میشود معلوم نباشد باید برخی رخدادها را جدی، طعنهآمیز یا صرفاً نمایشی دریافت کرد.
با وجود این، فیلم از نظر سرگرمکنندگی نیروی قابلتوجهی دارد: موقعیتهای پرخطر و رابطههای ناتمام، کنجکاوی را حفظ میکنند، حتی اگر همهٔ خطوط داستانی به یک اندازه پرداخت نشده باشند. جمعبندی «وحشیها» تریلری پرتنش و پرانرژی است که از پیوند دوستی، عشق و خشونت برای ساختن داستانی دربارهٔ وفاداری در شرایط افراطی بهره میگیرد.
جذابیت اصلی آن در رابطهٔ پیچیدهٔ بن و چان، فضای تهدیدآمیز کارتل و تواناییاش در حفظ حس خطر نهفته است. بازیهای بهیادماندنی و تضاد تصویری میان زندگی ساحلی و جهان خشن جرم نیز به فیلم شخصیت میبخشند. در مقابل، پرداخت کمعمقتر اوفیلیا، تغییرهای ناگهانی لحن و اتکای گاهبهگاه به خشونت شوکآور، مانع از آن میشوند که فیلم به کاوشی عمیق و یکپارچه در پیامدهای عاطفی و اخلاقی ماجرا تبدیل شود.
« ریتم، لحن و انسجام «وحشیها» ریتمی پرجنبوجوش دارد، اما این شتاب همیشه با انسجام همراه نیست. »
جمعبندی
«وحشیها» بیش از آنکه اثری کاملاً سنجیده و منسجم باشد، تجربهای پرهیجان و عامدانه افراطی است؛ فیلمی که در لحظههای پرتنش خود گیرایی دارد، اما در پیوند دادن هیجان به تأمل، همواره به یک اندازه موفق نیست.
ثبت دیدگاه