نقد و بررسی
نقد حقیقت تنها پیروزی است ۲ (Satyameva Jayate 2) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جهان فیلم «Satyameva Jayate 2» که میلپ زاوری نوشته و کارگردانی کرده، از مسئلهای جدی و آشنا آغاز میکند: فساد در ساختار قدرت و دشواری اجرای عدالت در جامعهای که قانون گاه در برابر نفوذ سیاسی و منافع شخصی ناتوان میماند. ساتیا آزاد، وزیر کشور، میکوشد با پیشبرد لایحهای ضدفساد راهی قانونی برای اصلاح اوضاع باز کند؛ اما ناکامی سیاسی، در کنار رشتهای از قتلهای هولناک، داستان را به قلمرو عدالتخواهی خودسرانه میکشاند.
همزمان، جی آزاد، افسر پلیس، مأمور پیگیری پرونده میشود و تقابل میان قانون رسمی و مجازات خیابانی شکل میگیرد. فیلم در کنار این محور، به جایگاه خانواده، وفاداری و قدرت سیاسی نیز نظر دارد. این مواد اولیه ظرفیت ساخت یک تریلر پرتنش و حتی بحثبرانگیز را دارند: آیا هدفِ مبارزه با فساد میتواند روشهای خشونتآمیز را توجیه کند؟
اثر اما بیشتر به نمایش صریح خشم و قهرمانپروری گرایش دارد تا واکاوی این پرسش. از همین رو، مسئلهای اجتماعی که میتوانست موتور درام و اندیشه باشد، گاه به زمینهای برای توجیه صحنههای اکشن بدل میشود. فیلمنامه و انسجام روایی ضعف اصلی فیلم در فیلمنامهای است که ایدههای فراوان را کنار هم میچیند، اما برای پیوند دادنشان به اندازه کافی مکث نمیکند.
فساد سیاسی، قانونگذاری، خشونت، خانواده و عدالتخواهی همگی وارد روایت میشوند، ولی کمتر به زنجیرهای دراماتیک و دقیق تبدیل میگردند. در نتیجه، داستان بهجای آنکه از انتخابهای دشوار شخصیتها نیرو بگیرد، بارها به موقعیتهای آشنا و تقابلهای پیشبینیپذیر متکی میشود. همین پراکندگی به ریتم نیز آسیب میزند.
« همزمان، جی آزاد، افسر پلیس، مأمور پیگیری پرونده میشود و تقابل میان قانون رسمی و مجازات خیابانی شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برخی رخدادها چنان سریع از راه میرسند که فرصت اثرگذاری عاطفی یا پیامد روایی پیدا نمیکنند؛ برخی دیگر با تأکید و تکرار بیش از حد عرضه میشوند. فیلم میخواهد هم یک قصه سیاسی باشد، هم ملودرام خانوادگی، هم فیلم انتقامجویانه و هم نمایش اکشنی بزرگمقیاس. این خواستهها بهخودیخود ناسازگار نیستند، اما روایت برای آشتی دادنشان به معماری منسجمتری نیاز دارد.
مضمون عدالت و فساد موضوع مرکزی اثر جذاب و بهروز است، اما پرداخت آن بیشتر شعاری است تا تحلیلی. فیلم بهروشنی از فساد و بیعدالتی بیزاری نشان میدهد و میکوشد قهرمانانش را مدافع مردم عادی معرفی کند. این جهتگیری به داستان انرژی میدهد و سبب میشود تماشاگر بهسرعت دریابد شخصیتها با چه نیرویی میجنگند.
بااینحال، هنگامی که عدالت تنها در قالب مجازات خشن و قهرمانانه تصویر میشود، پرسشهای دشوارتر کنار میروند: چه کسی حق تعیین مجازات دارد؟ چه سازوکاری مانع تبدیل عدالتخواهی به سوءاستفاده از قدرت میشود؟ و آیا خشونت فردی میتواند ساختاری فاسد را اصلاح کند؟ اثر این پرسشها را مطرح میکند، اما کمتر با آنها درگیر میشود.
از اینرو، پیام ضدفسادش روشن است، ولی عمق سیاسی و اخلاقی آن محدود میماند. قهرمانان غالباً چنان مطمئن و بیتردید عمل میکنند که فضای کافی برای سنجیدن هزینههای راهشان باقی نمیماند. اجرای جان آبراهام و شخصیتها جان آبراهام در سه نقش ظاهر میشود؛ انتخابی که میتوانست تفاوتهای شخصیتی و نسلی جالبی بسازد، اما فیلم بیش از آنکه بر تمایز درونی این چهرهها تکیه کند، بر حضور فیزیکی و هیبت قهرمانانه بازیگر حساب میکند.
« فیلم میخواهد هم یک قصه سیاسی باشد، هم ملودرام خانوادگی، هم فیلم انتقامجویانه و هم نمایش اکشنی بزرگمقیاس. »
شخصیتها و اجرا
نقشها از نظر جایگاه داستانی متفاوتاند، ولی در اجرا و لحن اغلب به یکدیگر نزدیک میشوند: استوار، خشمگین و آماده برای ورود به صحنهای پرهیاهو. این شباهت، بهجای آنکه سه شخصیت مستقل بسازد، گاه حس تکرار یک قهرمان در چند پیکر را ایجاد میکند. دیالوگهای اغراقآمیز نیز به این یکنواختی دامن میزنند.
بسیاری از شخصیتها بهجای گفتوگو، اعلامیه صادر میکنند؛ صداها بالا میرود و تأکیدهای خطابی جای ظرافت عاطفی را میگیرد. نتیجه آن است که لحظههای بالقوه تأثیرگذار کمتر فرصت سکوت، تردید یا واکنش طبیعی پیدا میکنند. بازیگران مکمل در این میان مجال محدودی برای شکل دادن به شخصیتهایی مستقل دارند و بیشتر در خدمت پیشبرد موقعیتهای اصلی باقی میمانند.
ویدیا، با وجود جایگاه سیاسی و خانوادگی مهمش، نیز میتوانست حضوری پیچیدهتر و پرقدرتتر در تعارضهای داستان داشته باشد. اکشن و زبان بصری اکشن فیلم آگاهانه به اغراق و نمایش متکی است. ضربهها، تعقیبها و رویاروییها نه برای بازنمایی واقعگرایانه خشونت، بلکه برای برانگیختن هیجان فوری طراحی شدهاند.
برای تماشاگرانی که از سینمای عامهپسند پرزرقوبرق و قهرمانان شکستناپذیر لذت میبرند، این رویکرد میتواند جذاب باشد؛ فیلم از ابعاد بزرگ و لحظههای نمایشی خود ابایی ندارد. اما اغراق وقتی با محدودیتهای فیلمنامه و شخصیتپردازی همراه میشود، بهتدریج اثر معکوس میگذارد. هرچه قهرمان تواناییهای خارقالعادهتری پیدا میکند، خطر و دشواری مقابله کمرنگتر میشود.
« این شباهت، بهجای آنکه سه شخصیت مستقل بسازد، گاه حس تکرار یک قهرمان در چند پیکر را ایجاد میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای اکشن نیز بهجای آنکه هر بار معنایی تازه به داستان بیفزایند، گاه در چرخهای مشابه از برخورد، فریاد و پیروزی تکرار میشوند. فیلم در این لحظات پرتحرک است، اما همیشه پرتنش نیست؛ زیرا نتیجه بسیاری از رویاروییها از پیش بیش از اندازه روشن به نظر میرسد. موسیقی و ترانهها ترانهها بخشی از هویت تجاری و پرزرقوبرق فیلماند و گاهی به فضای پرهیجان آن گرما میبخشند.
«تنو لهنگا» و «مری زندگی ہے تو» از خوشآهنگترین بخشهای موسیقایی اثرند و میتوانند برای مخاطبی که به ترانههای سینمایی هند علاقه دارد، از فیلم در خاطر بمانند. موسیقی در کل میکوشد شور صحنهها را افزایش دهد و لحظههای عاطفی را برجسته کند. بااینحال، جایگذاری ترانهها همیشه از دل روایت برنمیآید.
گاهی توقفی در جریان داستان ایجاد میشود که بیش از آنکه شخصیتها یا مضمون را بسط دهد، کارکرد نمایشی و سرگرمکننده دارد. این تضاد میان جدیت موضوعاتی چون فساد و خشونت، و ماهیت جشنگونه بعضی قطعات، در سراسر فیلم بهطور کامل حل نمیشود؛ هرچند همین ناهمگونی برای برخی مخاطبان بخشی از جذابیت سینمای تجاری اثر خواهد بود.
لحن و مخاطب فیلم «Satyameva Jayate 2» بیش از هر چیز فیلمی از جنس اغراق عامهپسند است: قهرمانانی بزرگتر از زندگی، دیالوگهای بلند، اکشن پرصدای و پیامهایی که بیپرده بیان میشوند. این انتخاب سبکی با ظرافت روانشناختی یا واقعگرایی اجتماعی سازگار نیست و فیلم نیز چندان نمیکوشد چنین باشد.
« موسیقی و ترانهها ترانهها بخشی از هویت تجاری و پرزرقوبرق فیلماند و گاهی به فضای پرهیجان آن گرما میبخشند. »
قوتها و کاستیها
مسئله آنجاست که حتی در چارچوب سینمای تجاری، شور و هیجان زمانی پایدار میماند که ریتم، شخصیت و منطق روایی همراهش باشند. در اینجا، تکرار شعارها و یکنواختی برخی موقعیتها از نیروی سرگرمکنندگی میکاهد. فیلم برای مخاطبی که اکشن هندی پرهیاهو و قهرمانمحور را میپسندد، لحظههایی از هیجان و نمایش فراهم میکند.
اما تماشاگرانی که از یک داستان سیاسی انتظار پیچیدگی اخلاقی، شخصیتپردازی ظریف یا روایتی تازه دارند، احتمالاً فاصله میان ظرفیت موضوع و اجرای آن را محسوس خواهند یافت. جمعبندی «Satyameva Jayate 2» از دغدغهای مهم آغاز میکند و با تکیه بر مبارزه با فساد، اکشن پرزرقوبرق و حضور سهگانه جان آبراهام میکوشد اثری بزرگ و پرانرژی بسازد.
ترانههای شنیدنی و صراحت پیام ضدبیعدالتی از امتیازهای آناند؛ در مقابل، فیلمنامه پراکنده، دیالوگهای خطابی، شخصیتپردازی محدود و اکشن اغراقشده، مانع شکلگیری تجربهای منسجم میشوند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه درباره دشواری عدالت بیندیشد، آن را به شعاری پرصدا و نمایش قهرمانی تبدیل میکند.
برای دوستداران سینمای تجاریِ پرهیاهو ممکن است سرگرمکننده باشد، اما از ظرفیت موضوع خود فراتر نمیرود.
« در اینجا، تکرار شعارها و یکنواختی برخی موقعیتها از نیروی سرگرمکنندگی میکاهد. »



ثبت دیدگاه