نقد و بررسی
نقد سردار اودهام (Sardar Udham) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی درباره زخمی که زمان درمانش نمیکند «سردار اودهام» ساختهٔ شوجیت سیرکار، بیش از آنکه زندگینامهای متعارف دربارهٔ یک انقلابی باشد، مطالعهای سینمایی دربارهٔ حافظه، سوگ و پیامدهای خشونت سیاسی است. فیلم از اودهام سینگِ جوانی میگوید که واقعهٔ جلیانوالا باغ زخمی عمیق در او بر جای گذاشته و سالها بعد، در لندن، همچنان با آن گذشته زندگی میکند.
اما اهمیت اثر تنها در بازگویی یک مسیر تاریخی نیست؛ پرسش اصلیاش این است که وقتی خشونتی جمعی رخ میدهد، چه چیزی از آن در جان بازماندگان میماند و چگونه سالها بعد، تصمیمها و هویت آنان را شکل میدهد. سیرکار برای روایت این زندگی به الگوی قهرمانسازی پرهیاهو پناه نمیبرد. در اینجا انقلابیگری نه با شعارهای پیدرپی، بلکه با سکوت، انضباط و حضوری فرسوده اما پابرجا تصویر میشود.
فیلم میکوشد میان تاریخ عمومی و رنج شخصی پیوند برقرار کند؛ از همین رو، اودهام نه فقط نمادی از مقاومت، بلکه انسانی دیده میشود که بار خاطرهای تحملناپذیر را با خود حمل میکند. روایتی شکسته، همچون حافظهای ناآرام ساختار غیرخطی فیلم، زمان را به خطی روشن و پیوسته تبدیل نمیکند. روایت میان دورهها و مکانهای گوناگون رفتوآمد دارد و تماشاگر باید قطعات زندگی اودهام را بهتدریج کنار هم بگذارد.
این انتخاب از نظر معنایی با موضوع فیلم تناسب دارد: گذشته برای اودهام به امری سپریشده بدل نشده است؛ خاطره در لحظههای مختلف سر برمیآورد و اکنون را مختل میکند. بااینحال، همین شیوه گاهی دنبالکردن ماجرا را دشوار میسازد. گذارهای زمانی همیشه به اندازهٔ کافی راهنما نیستند و بعضی بخشها پیش از آنکه فرصت کنند پیوندی عاطفی یا روایی بسازند، جای خود را به دورهای دیگر میدهند.
« سیرکار برای روایت این زندگی به الگوی قهرمانسازی پرهیاهو پناه نمیبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حاصل، روایتی است که در لحظههای نیرومندش لایهمند و اندیشیده به نظر میرسد، اما در بخشهایی نیز فاصلهای میان تماشاگر و مسیر زندگی شخصیت اصلی ایجاد میکند. این آشفتگی برای همه به یک اندازه ثمربخش نیست: گاه صورت هنری مناسبی برای ذهن زخمی اودهام است و گاه مانعی در راه درک روانتر قصه.
بازیای که در سکوت شکل میگیرد ویکی کائوشال در نقش اودهام، بار اصلی فیلم را بر دوش دارد و انتخابش بیش از هر چیز بر پایهٔ خویشتنداری مؤثر است. بازی او کمتر به بیان مستقیم احساسات متکی است؛ نگاههای مکثدار، حرکات حسابشده و سکوتهایی که انگار چیزی را پشت خود پنهان میکنند، شخصیت را میسازند.
این شیوه به فیلم اجازه میدهد رنج را به واکنشهای نمایشی و توضیحهای مکرر تقلیل ندهد. کائوشال میان جوانی پرتحرکتر و مردی که سالها سنگینی خاطره را تحمل کرده، تفاوتی تدریجی پدید میآورد. در عین حال، بازی او از تبدیل اودهام به پیکری کاملاً رازآلود یا دستنیافتنی پرهیز میکند؛ خستگی و آسیبپذیری در کنار عزم او حضور دارند.
بازیگران مکمل نیز در شکلدادن به جهان پیرامون اودهام سهم دارند، هرچند فیلم عمداً توجه خود را از او دور نمیکند. در نتیجه، برخی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه مسیر مستقلی پیدا کنند، به نقاطی در زندگی و حافظهٔ او تبدیل میشوند. فضاسازی؛ تاریخ بهمثابه تجربهای حسی یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، ساختن فضایی است که تماشاگر را به موقعیتهای تاریخی نزدیک میکند، بیآنکه هر صحنه را با موسیقی پرطنین یا گفتارهای توضیحی سنگین کند.
« این شیوه به فیلم اجازه میدهد رنج را به واکنشهای نمایشی و توضیحهای مکرر تقلیل ندهد. »
شخصیتها و اجرا
طراحی صحنه و تصویر، مکانها را صرفاً پسزمینهٔ رویدادها نمیسازند؛ رنگ، نور و بافت محیط به ما میگویند که شخصیتها در چه جهانی نفس میکشند. در نتیجه، فاصلهٔ میان خانه، خیابان و سرزمین بیگانه فقط جغرافیایی نیست؛ هر فضا حامل خاطره و فشار خاص خود است. موسیقی و طراحی صدا نیز در بسیاری از لحظهها بهجای آنکه احساس را به تماشاگر دیکته کنند، امکان مکث و تأمل میدهند.
این خویشتنداری بهویژه در بخشهای آرامتر اهمیت دارد؛ سکوت در این فیلم خلأ نیست، بلکه بخشی از تجربهٔ شخصیت است. بااینهمه، چنین فضاسازی سنگینی نیازمند تماشاگر صبور است. فیلم قرار نیست پیوسته حادثهای تازه عرضه کند و گاه تأکید مداوم بر حالوهوای تأملی، از حرکت دراماتیک آن میکاهد.
جلیانوالا باغ؛ پرهیز از تماشای آسان خشونت تصویرکردن جلیانوالا باغ دشوار است: فیلمی که این واقعه را کمرنگ کند، از حقیقت عاطفی موضوع دور میشود؛ فیلمی که آن را برای هیجان تماشاگر به نمایش بگذارد، ممکن است رنج قربانیان را به منظره تبدیل کند. «سردار اودهام» در یکی از مهمترین بخشهای خود میکوشد میان این دو خطر تعادل برقرار کند.
صحنههای مربوط به کشتار تکاندهندهاند، اما کارکردشان صرفاً شوکهکردن نیست؛ فیلم خشونت را به تجربهای ماندگار و زخمساز پیوند میزند. این صحنهها از آن رو اثر میگذارند که پیش از نمایش فاجعه، فیلم ما را با اودهام و جهان انسانی پیرامونش همراه کرده است. خشونت ناگهان از مفهوم تاریخی به واقعیتی جسمانی بدل میشود؛ واقعیتی که در آن هر قربانی زندگی و چهرهای داشته است.
« در نتیجه، فاصلهٔ میان خانه، خیابان و سرزمین بیگانه فقط جغرافیایی نیست؛ هر فضا حامل خاطره و فشار خاص خود است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نمایش بیپردهٔ رنج ممکن است برای برخی تماشاگران بسیار سنگین باشد، اما فیلم آن را بیدلیل یا برای سرگرمی عرضه نمیکند. این سنگینی، پایهٔ اخلاقی و عاطفی روایت را شکل میدهد. ریتم کند و بهای بلندپروازی فیلم حدود دو ساعت و چهلودو دقیقه زمان دارد و این گستردگی، هم بخشی از روش آن است و هم یکی از کاستیهایش.
روایت آهسته به سیرکار مجال میدهد که سالهای پراکندهٔ زندگی اودهام را کنار هم بگذارد و بر فرسایش تدریجی او تأکید کند. برای تماشاگرانی که با سینمای آرام و شخصیتمحور همراه میشوند، این مکثها میتوانند به افزایش وزن عاطفی اثر کمک کنند؛ کندی فیلم الزاماً به معنای بیحوصلگی نیست. اما همهٔ مکثها به یک اندازه معنا نمیآفرینند.
گاه فیلم برای رسیدن به نقطهٔ بعدی بیش از حد درنگ میکند و بعضی مسیرهای زندگی اودهام نیز آنقدر که انتظار میرود بسط نمییابند. بهویژه در بخش پایانی، طولانیشدن روایت ممکن است اثرگذاری را کاهش دهد: صحنههایی که میتوانستند با فشردگی بیشتری نیروی خود را حفظ کنند، در امتداد طولانی فیلم اندکی کشدار به نظر میرسند.
بنابراین، ریتم کند نه عیبی جدا از سبک فیلم، بلکه انتخابی است که هر بار باید با میزان دستاورد عاطفیاش سنجیده شود. تاریخ، انتقام و معنای عدالت «سردار اودهام» پرسشی سادهنما اما دشوار را پیش میکشد: وقتی خشونتی سیاسی به نام قدرت رخ میدهد، زبان قانون و عدالت چه اندازه میتواند حقیقت رنجدیدگان را بازتاب دهد؟
« این سنگینی، پایهٔ اخلاقی و عاطفی روایت را شکل میدهد. »
قوتها و کاستیها
فیلم پاسخ سرراستی ارائه نمیکند و همین از ارزش آن میکاهد؟ نه؛ برعکس، پرهیز از پاسخ قطعی اجازه میدهد تماشاگر میان حافظهٔ قربانیان، میل به دادخواهی و هزینهٔ انتقام فاصلهگذاری کند. اودهام در جهان فیلم نه بهسادگی قدیسی بیتردید است و نه صرفاً مردی گرفتار خشم؛ او انسانی است که تصمیمهایش را باید در پرتو زخمی تاریخی فهمید.
این رویکرد، اثر را از ستایش یکبعدی خشونت دور میکند. فیلم به جای آنکه هر کنش را با لحنی پیروزمندانه توجیه کند، توجه را به منشأ آن و سالهای طولانی رنجی جلب میکند که به آن شکل داده است. بااینحال، برخی جنبههای زندگی و تحولات درونی اودهام فرصت گسترش بیشتری میطلبند؛ تمرکز شدید بر زخم مرکزی، گاه بخشهای دیگر شخصیت را در حاشیه میگذارد.
جمعبندی «سردار اودهام» اثری سنگین، تأملی و از نظر تصویری ماندگار است که قدرتش را نه از شتاب روایی، بلکه از بازی خویشتندار و فضاسازی دقیق میگیرد. فیلم در نمایش اثر ماندگار خشونت تاریخی و پیوند میان حافظهٔ فردی و رنج جمعی موفق است؛ صحنههایی از آن ممکن است مدتها در ذهن تماشاگر باقی بمانند.
در مقابل، روایت غیرخطی گاه ابهامآفرین میشود، ریتم کند و زمان طولانی آن میتواند خستهکننده باشد و بخش پایانی نیز برای بعضی مخاطبان بیش از اندازه امتداد پیدا کند. باوجود این کاستیها، فیلم تجربهای جدی و عاطفی عرضه میکند؛ تجربهای که بهجای قهرمانسازی پرزرقوبرق، از انسانی سخن میگوید که گذشته را پشت سر نمیگذارد، زیرا گذشته هنوز در اکنون او زنده است.
« فیلم پاسخ سرراستی ارائه نمیکند و همین از ارزش آن میکاهد؟ »
جمعبندی
«سردار اودهام» شاید برای هر سلیقهای ساخته نشده باشد، اما برای تماشاگر آمادهٔ همراهی با سکوتها، مکثها و تلخیهایش، اثری تأثیرگذار و قابل تأمل است.



ثبت دیدگاه