نقد و بررسی
نقد سانتیاگو، ایتالیا (Santiago, Italia) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حافظهای میان تبعید و پناه «Santiago, Italia» مستندی از Nanni Moretti است دربارهٔ پناهجویانی که پس از کودتای نظامی سال ۱۹۷۳ در شیلی، در سفارت ایتالیا در سانتیاگو پناه گرفتند و سرانجام راهی ایتالیا شدند. فیلم با گفتوگو با شاهدان و استفاده از تصاویر آرشیوی، این رویداد را نه صرفاً بهمنزلهٔ برگی از تاریخ سیاسی، بلکه چونان تجربهای انسانی و پرهزینه روایت میکند؛ تجربهای که در آن تصمیمهای حکومتها به زندگی روزمرهٔ مردم، امنیت خانوادهها و امکان ادامهٔ یک زندگی معمولی گره میخورد.
محور اثر خاطرهٔ کسانی است که آن روزها را زیستهاند: فعالان سیاسی، هنرمندان و شهروندانی که ناگهان با خطر بازداشت، خشونت و ناچارشدن به ترک وطن روبهرو شدند. شاهدانِ فیلم از خلال روایتهای شخصی، تاریخی را ملموس میکنند که در روایتهای رسمی ممکن است به نامها و تاریخها فروکاسته شود.
از امید سیاسی تا خشونت کودتا فیلم پیش از رسیدن به ماجرای سفارت، زمینهٔ سیاسی کودتا را ترسیم میکند. تصاویر و شهادتها به دورهٔ ریاستجمهوری Salvador Allende بازمیگردند؛ زمانی که بخشی از جامعهٔ شیلی امید داشت اصلاحات اجتماعی بتواند فقر و نابرابری را کاهش دهد. سپس فیلم به فضای بحرانی پیش از کودتا و برهمخوردن نظم سیاسی میپردازد.
« از امید سیاسی تا خشونت کودتا فیلم پیش از رسیدن به ماجرای سفارت، زمینهٔ سیاسی کودتا را ترسیم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این مقدمه از نظر دراماتیک ضروری است: تماشاگر باید بداند پناهجویان از چه جهانی گریختهاند و چرا سفارت به آخرین روزنهٔ امنیت تبدیل شده است. در عین حال، همین بخش از روایت میتواند برای مخاطبی که با تاریخ شیلی آشناست، آشنا و کمکشفوشهود به نظر برسد. فیلم اطلاعات تاریخی را عمدتاً از مسیر شهادتها و تصاویر موجود پیش میبرد و کمتر به تحلیل مفصل نیروها و مناسبات بینالمللی میپردازد.
شهادت بهجای بازسازی انتخاب فرمی فیلم روشن و بیپیرایه است: دوربین در برابر شاهدان مینشیند و به آنان مجال میدهد تجربههایشان را بازگو کنند. Moretti معمولاً در مرکز تصویر قرار نمیگیرد؛ حضورش بیشتر در جایگاه پرسشگرِ پشت دوربین احساس میشود. این خویشتنداری باعث میشود توجه از شخصیت فیلمساز به سوی گویندگان و حافظهٔ آنان منتقل شود.
هر چهره حامل نسخهای شخصی از تاریخ است؛ نسخهای که گاه با جزئیاتی کوچک، معنای یک رویداد بزرگ را آشکار میکند. بهجای بازسازی پرتحرک یا موسیقیپردازی اغراقآمیز، فیلم به مکث، نگاه و لحن راویان اعتماد میکند. حاصل، روایتی صریح و قابلدنبالکردن است، هرچند همین اتکا به گفتوگوهای روبهدوربین ممکن است برای برخی تماشاگران یکنواخت و کمتحرک جلوه کند.
« در عین حال، همین بخش از روایت میتواند برای مخاطبی که با تاریخ شیلی آشناست، آشنا و کمکشفوشهود به نظر برسد. »
شخصیتها و اجرا
آرشیو بهمثابه حافظهٔ دیداری تصاویر آرشیوی در فیلم صرفاً تزئین یا شاهدی بر اصالت تاریخی نیستند؛ آنها رشتهای دیداری میان گذشتهٔ عمومی و خاطرهٔ فردی میسازند. چهرهها، گردهماییها و نشانههای زمانه، سخنان مصاحبهشوندگان را از فضای انتزاعی بیرون میآورند و به آن بستر میدهند. بااینحال، فیلم از آرشیو برای ساختن تجربهای پرتنش و پرشتاب بهره نمیگیرد.
کارکرد اصلی تصاویر، همراهی با شهادتها و روشنکردن فضای تاریخی است، نه جایگزینی برای آنها. این انتخاب با رویکرد اخلاقی اثر سازگار است: فیلم میخواهد سخن کسانی را که از واقعه جان سالم به در بردهاند بشنویم، نه آنکه رنج آنان را به نمایش تماشایی بدل کند. اما پیامدش آن است که بخشهایی از روایت، بیش از آنکه از راه تصویر پیش بروند، به کلام متکی میمانند.
سفارت؛ مرزی کوچک در دل بحران سفارت ایتالیا در فیلم مکانی فراتر از یک ساختمان دیپلماتیک است. در فضایی که بیرون از آن خطر و بیثباتی گسترش یافته، این مکان به پناهگاهی موقت بدل میشود؛ جایی که امنیت نسبی، خود با انتظار، بلاتکلیفی و نگرانی همراه است. فیلم به اهمیت سیاسی و اخلاقی این پناهدادن توجه دارد، بیآنکه آن را به افسانهای بینقص از نجات تبدیل کند.
« بااینحال، فیلم از آرشیو برای ساختن تجربهای پرتنش و پرشتاب بهره نمیگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ارزش روایت در این است که نشان میدهد کمکرسانی در لحظهٔ بحران چگونه میتواند برای افراد مشخص و زندگیهای واقعی تفاوتی تعیینکننده ایجاد کند. بااینهمه، خودِ زندگی در سفارت و جزئیات تجربهٔ روزمرهٔ پناهجویان میتوانست بسط بیشتری بیابد. فیلم در برخی مقاطع از ظرفیت دراماتیک این موقعیت بهرهٔ کامل نمیبرد و از مخاطب میخواهد خلأهای میان شهادتها را با تخیل تاریخی خود پر کند.
تبعید و امکان آغاز دوباره رسیدن به ایتالیا پایان تجربهٔ پناهندگی نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه از زندگی است: ساختن خانهای جدید، یافتن کار و سازگارشدن با جامعهای دیگر. روایتهای پناهجویان از استقبال و همبستگی در ایتالیا، وجهی امیدبخش به فیلم میبخشد؛ آنها از تجربهٔ ورود به جامعهای میگویند که امکان مشارکت و دوباره ساختن زندگی را فراهم کرد.
این بخش، بهویژه در کنار تصویر وطنِ ازدسترفته، از عاطفهای پیچیده برخوردار است: رهایی از خطر، لزوماً به معنای رهایی از فقدان نیست. بااینحال، تجربهٔ مهاجران پس از ورود به ایتالیا نسبتاً محدود میماند. فیلم بیشتر بر معنای نجات و پذیرش تکیه دارد تا بر دگرگونیهای طولانیمدت هویت، زبان و تعلق.
« بااینهمه، خودِ زندگی در سفارت و جزئیات تجربهٔ روزمرهٔ پناهجویان میتوانست بسط بیشتری بیابد. »
قوتها و کاستیها
همین محدودیت، بخشی از پیچیدگی تبعید را ناگفته میگذارد. نسبت گذشته با اکنون یکی از جسورانهترین و در عین حال بحثبرانگیزترین لایههای فیلم، پیوندی است که میان پناهدادن به شیلیاییها در گذشته و نگرش امروز به مهاجرت برقرار میکند. این قیاس پرسشی اخلاقی پیش میکشد: جامعهای که زمانی به آوارگان پناه داده، اکنون با پناهجویان چگونه رفتار میکند؟
یادآوری تاریخ میتواند حافظهٔ جمعی را از آسودگی بیرون آورد و نشان دهد سیاستهای مهاجرتی صرفاً بحثی اداری نیستند، بلکه با مسئولیت انسانی پیوند دارند. اما تأکید فیلم بر این مقایسه گاهی چنان صریح میشود که فضای چندلایهٔ تجربههای تاریخی را به سوی داوری سیاسی مشخصی هدایت میکند. در چنین لحظاتی، تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم بهجای گشودن پرسشی برای تأمل، پاسخ خود را پیشاپیش اعلام کرده است.
این جهتگیری از صراحت اثر میآید، اما از ظرافت تحلیلی آن نیز میکاهد. جمعبندی «Santiago, Italia» مستندی انسانی و روشنخوان است که ارزش اصلیاش را در ثبت شهادتها و پیوند دادن خاطرهٔ شخصی با تاریخ سیاسی مییابد. فیلم با پرهیز از نمایشگری، به صدای کسانی میدان میدهد که کودتا و تبعید مسیر زندگیشان را دگرگون کرد.
« همین محدودیت، بخشی از پیچیدگی تبعید را ناگفته میگذارد. »
جمعبندی
تصاویر آرشیوی، ساختار ساده و روایتهای عاطفی، تماشاگر را به فهمی ملموس از پناهجویی و همبستگی میرسانند. در مقابل، اتکای فراوان به مصاحبهها گاه ریتم را کند میکند؛ زمینهٔ تاریخی و زندگی پس از مهاجرت نیز میتوانست گستردهتر کاویده شود. مقایسهٔ گذشته و اکنون، گرچه نیروی اخلاقی اثر را تقویت میکند، گاهی بیش از اندازه مستقیم است.
با وجود این محدودیتها، فیلم یادآور میشود که تاریخ فقط در آرشیوها و سخنرانیها باقی نمیماند؛ در حافظهٔ آدمهایی ادامه مییابد که روزی ناچار شدند خانهشان را ترک کنند و در جایی دیگر امکان زندگی را از نو بجویند.
« تصاویر آرشیوی، ساختار ساده و روایتهای عاطفی، تماشاگر را به فهمی ملموس از پناهجویی و همبستگی میرسانند. »
ثبت دیدگاه