نقد و بررسی
نقد سم و کیت (Sam & Kate) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانه، بازگشت به خویشتن «Sam & Kate» بیش از آنکه داستانی درباره شکلگیری دو عشق باشد، روایتی است درباره بازگشت؛ بازگشت سم به شهر زادگاهش و به رابطهای که سالها زیر عادتها و سوءتفاهمها مانده، و بازگشت آدمهایی که گمان میکنند گذشته را پشت سر گذاشتهاند، اما هنوز با فقدان و اندوه آن زندگی میکنند.
فیلم این مسیر را بیشتاب و در فضایی کوچک و آشنا دنبال میکند؛ فضایی که در آن اتفاقهای روزمره، دیدارهای ساده و گفتوگوهای خانوادگی بهانهای برای نزدیکشدن یا دوباره فاصلهگرفتن آدمها میشوند. سم برای مراقبت از پدر بیمار و پرهیاهویش، بیل، خانه و زندگی پیشینش را از نو لمس میکند. همزمان، آشنایی با کیت دریچهای به رابطهای تازه میگشاید و علاقه بیل به تینا، مادر کیت، این داستان را به قصهای دوگانه بدل میکند.
پیوند این دو نسل ظرفیت جذابی دارد: فرزندان میکوشند معنای زندگی خود را پیدا کنند، درحالیکه والدین نیز از امکان عشق و تغییر محروم نیستند. این تقارن، هسته انسانی فیلم را میسازد. دو نسل، دو امکان برای عشق یکی از امتیازهای ایده فیلم آن است که عشق را تنها به جوانی و آغازهای تازه محدود نمیکند.
« سم برای مراقبت از پدر بیمار و پرهیاهویش، بیل، خانه و زندگی پیشینش را از نو لمس میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطه بیل و تینا یادآوری میکند که آدمها در میانسالی و سالمندی نیز میتوانند میل، کنجکاوی و امید را تجربه کنند. فیلم با کنار هم گذاشتن این رابطه و رابطه سم و کیت، امکان مقایسهای ظریف فراهم میآورد: آیا تجربه بیشتر آدمها را برای صمیمیت آمادهتر میکند، یا زخمهای گذشته راه نزدیکشدن را دشوارتر میسازند؟
بااینحال، این دو خط داستانی به یک اندازه پرداخت نشدهاند. رابطه نسل بزرگتر، بهواسطه حضور دو بازیگر باتجربه و شخصیتهای پررنگتر، جان و گرمای بیشتری دارد. در سوی دیگر، رابطه سم و کیت گاه به طرحی آشنا از مردی مردد و زنی محتاط نزدیک میشود و فرصت کافی برای شکلدادن به پیوندی پیچیده و کاملاً باورپذیر پیدا نمیکند.
فیلم میخواهد عشق این دو را محور قرار دهد، اما گاهی جزئیات روزمره و زمینههای عاطفی آنها را به اندازه لازم پرورش نمیدهد. بازیگری؛ گرمایی که قصه را نگه میدارد حضور داستین هافمن در نقش بیل و سیسی اسپیسک در نقش تینا به فیلم نیرویی طبیعی میبخشد. بیل میتواند هم پرجنبوجوش و لجوج باشد و هم آسیبپذیر؛ تناقضهایی که شخصیت را از یک پدر صرفاً بدخلق فراتر میبرد.
« بااینحال، این دو خط داستانی به یک اندازه پرداخت نشدهاند. »
شخصیتها و اجرا
اسپیسک نیز به تینا وقاری آرام میدهد و در لحظههای کوتاه، تنهایی و احتیاط او را به شکلی ملموس آشکار میکند. ارتباط این دو بازیگر، حتی در صحنههایی که متن چندان غافلگیرکننده نیست، حس انسانی و گرمی پدید میآورد. جیک هافمن و شایلر فیسک در نقش سم و کیت بازیهایی کنترلشده و بیتظاهر ارائه میکنند.
همین سادگی با حالوهوای فیلم سازگار است، اما گاهی به کمتحرکی میانجامد. در بعضی لحظهها، بازیها از آنچه شخصیتها در کلام بیان میکنند فراتر نمیروند و احساسات ناگفته مجال چندانی برای ظهور پیدا نمیکنند. آشنایی واقعیِ دو زوج بازیگر با پیوند پدر و پسری و مادر و دختریِ نقشها، به تقارن خانوادگی فیلم جذابیت میافزاید؛ بااینحال، این نکته بهتنهایی نمیتواند خلأهای پرداخت در رابطه عاشقانه نسل جوانتر را پر کند.
فقدان، خاطره و دشواریِ رهاکردن در زیرِ ظاهر آرام و دلنشین فیلم، موضوع فقدان حضور پررنگی دارد. شخصیتها فقط با پرسشِ «آیا دوباره میتوان عاشق شد؟» روبهرو نیستند؛ باید دریابند چگونه با خاطرهای زندگی کنند که همچنان بر انتخابهای امروز سایه میاندازد. اشیا و یادگارهای خانوادگی در این میان اهمیتی نمادین پیدا میکنند: آنها چیزی بیش از وسایل باقیماندهاند و راهیاند برای حفظ پیوند با کسانی که دیگر در کنار شخصیتها نیستند.
« اسپیسک نیز به تینا وقاری آرام میدهد و در لحظههای کوتاه، تنهایی و احتیاط او را به شکلی ملموس آشکار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در این بخش موفق است که سوگواری را مانعی ساده و یکبارمصرف نشان نمیدهد. غم گاه در رفتارهای روزمره پنهان میشود، در انباشت وسایل، در مکثهای طولانی یا در ناتوانی از گفتن حقیقتی شخصی. چنین نگاه آرامی با لحن اثر همخوان است و به آن امکان میدهد از melodrama پرهیاهو فاصله بگیرد.
اما همین خویشتنداری گاهی چنان زیاد میشود که لحظههای عاطفی به جای آنکه به اوج برسند، در حد اشاره باقی میمانند. فیلم موضوعی سنگین را انتخاب کرده، ولی همیشه از نیروی دراماتیک آن بهتمامی بهره نمیگیرد. ریتم و ساختار روایی ریتم کند «Sam & Kate» بخشی از شخصیت آن است. فیلم بهجای حرکت از حادثهای بزرگ به حادثهای بزرگتر، در معاشرتها، موقعیتهای خانگی و برخوردهای کوچک مکث میکند.
این شیوه با تصویری که از شهر کوچک و زندگی آرام آن میسازد هماهنگ است و به تماشاگر فرصت میدهد در فضای خانوادگی اثر بماند. برای مخاطبی که به درامهای آرام و شخصیتمحور علاقه دارد، این مکثها میتوانند خوشایند باشند. اما کندی همیشه به معنای تأمل نیست. در بخشهایی از فیلم، صحنهها اطلاعات یا تغییری تازه به روابط اضافه نمیکنند و کشمکش اصلی دیرتر از آنچه انتظار میرود شکل میگیرد.
« فیلم در این بخش موفق است که سوگواری را مانعی ساده و یکبارمصرف نشان نمیدهد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند داستان بهجای آنکه بهتدریج عمق بگیرد، دور یک وضعیت ثابت میچرخد. گفتوگوها نیز گاه بیش از حد مستقیم و یکنواختاند؛ شخصیتها درباره احساسات و گذشته حرف میزنند، اما متن همیشه به آنها صدایی متمایز نمیبخشد. این ضعف، بهویژه در خط عاشقانه سم و کیت، از کشش داستان میکاهد.
لحن، فضا و نگاه کارگردانی فیلم در انتخاب لحن، به سوی صمیمیت و امید متمایل است. حتی وقتی با تنهایی، بیماری یا اندوه روبهرو میشود، قصد ندارد تماشاگر را در تیرگی رها کند. این نگاهِ زندگیخواه، بهخصوص در رابطه بیل و تینا، جنبهای دلپذیر دارد: امکان تغییر را نه بهعنوان معجزهای ناگهانی، بلکه بهصورت فرصتی کوچک و انسانی مطرح میکند.
شهر کوچک نیز بیش از آنکه پسزمینهای بیطرف باشد، محیطی است که آدمها در آن به یکدیگر برمیخورند و گذشتهشان از نو آشکار میشود. دarren لو گالو در نخستین تجربه بلند سینمایی خود، به سراغ قصهای کمادعا و خانوادگی رفته است. انتخاب او برای پرهیز از هیجانسازی افراطی با مضمون فیلم تناسب دارد، اما همین آرامش به انسجام و دقت بیشتری در میزانسن و ریتم نیاز دارد.
« در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند داستان بهجای آنکه بهتدریج عمق بگیرد، دور یک وضعیت ثابت میچرخد. »
جمعبندی
بعضی صحنهها حس زندگی جاری را منتقل میکنند؛ برخی دیگر، چنان کمرمق میمانند که گویی تنها برای رساندن شخصیتها به بخش بعدی داستان وجود دارند. حاصل، فیلمی است که در لحظههای کوچک خود بیش از طرح کلیاش اثر میگذارد. جمعبندی «Sam & Kate» در بهترین لحظههایش فیلمی گرم درباره پیوند خانوادگی، سوگواری و امکان دوباره آغازکردن است.
بازیهای هافمن و اسپیسک به قصه نیرویی مؤثر میدهند و فضای صمیمی اثر، با موضوعهایی چون تنهایی و خاطره تناسب دارد. در برابر، ریتم کند، گفتوگوهای گاه یکنواخت و پرداخت کمعمقتر سم و کیت مانع میشود که همه خطوط داستانی به یک اندازه تأثیرگذار باشند. این فیلم بیشتر بر کیفیت حضور آدمها در کنار یکدیگر تکیه دارد تا بر پیچشهای روایی یا کشمکشهای پرشتاب.
تماشاگرانی که از درامهای آرام، روابط خانوادگی و امیدهای کمادعا لذت میبرند، احتمالاً از لطافت آن بهره خواهند برد؛ اما کسانی که انتظار شخصیتیپردازی ژرف و عشقی پرکشش دارند، ممکن است فاصلهای میان نیت احساسی فیلم و اثر واقعی آن احساس کنند. «Sam & Kate» در نهایت اثری صادقانه و مهربان است، هرچند همیشه به اندازه کافی عمیق یا منسجم نیست.
« حاصل، فیلمی است که در لحظههای کوچک خود بیش از طرح کلیاش اثر میگذارد. »



ثبت دیدگاه