نقد و بررسی
نقد الناصر صلاح الدين (Saladin) | 1963
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای تاریخی با نگاهی از سوی دیگر «الناصر صلاحالدین» ساختهٔ یوسف شاهین، از آن آثاری است که پیش از هر چیز با مقیاس بلندپروازانهاش خود را اعلام میکند: لشکرها، محاصرهها، دربارها و پهنههای بیکران بیابان، همگی در خدمت بازآفرینی نبردی تاریخی قرار میگیرند که سرنوشت اورشلیم را به میدان کشاکش قدرتهای گوناگون بدل میکند.
فیلم از واقعهای تکاندهنده آغاز میشود: رینالد، فرمانده صلیبی، زائران مسلمان را به قتل میرساند و صلاحالدین را به رویارویی با نیروهای صلیبی فرامیخواند. اما اثر به شرح پیروزیها و شکستها بسنده نمیکند؛ در لایهٔ زیرین، دربارهٔ سرزمین، تعلق، اقتدار و امکان همزیستی نیز میاندیشد.
اهمیت فیلم، افزون بر موضوع تاریخیاش، به انتخاب زاویهٔ دید آن بازمیگردد. در دورانی که حماسههای تاریخی سینمای غرب اغلب تجربهٔ خاورمیانه را از چشم فاتحان اروپایی روایت میکردند، شاهین مرکز ثقل داستان را به صلاحالدین و مردمان سرزمینهای عربی منتقل میکند. این جابهجایی، خود نوعی موضعگیری سینمایی است: مخاطب را وامیدارد روایتهای آشنای جنگهای صلیبی را از نو بسنجد و بپرسد چه کسی حق دارد داستان را تعریف کند.
فیلم محصول ۱۹۶۳ مصر است و شاهین آن را با گروهی از بازیگران برجستهٔ سینمای مصر ساخت؛ احمد مظهر در نقش صلاحالدین، صلاح ذوالفقار و نادیه لطفی از چهرههای محوری آناند. صلاحالدین؛ قهرمان و نماد احمد مظهر، صلاحالدین را با حضوری آرام اما نافذ تصویر میکند. قدرت بازی او بیش از آنکه بر خشم و نمایش بیرونی تکیه کند، از خویشتنداری، نگاه سنجیده و اطمینان به تصمیمهایش سرچشمه میگیرد.
« اهمیت فیلم، افزون بر موضوع تاریخیاش، به انتخاب زاویهٔ دید آن بازمیگردد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در میان انبوه صحنههای جنگی و گفتوگوهای سیاسی، این وقار به شخصیت مرکزی فیلم پیوستگی میبخشد؛ گویی او نه فقط فرماندهای در دل بحران، بلکه معیاری اخلاقی برای سنجش دیگر شخصیتهاست. با این همه، صلاحالدین فیلم را نباید تنها بازنمایی یک فرد تاریخی دانست. او در روایت شاهین به نمادی بزرگتر تبدیل میشود: رهبر وحدت، مدافع سرزمین و نمایندهٔ آرمانی سیاسی که میخواهد مرزهای دینی مانع همبستگی مردمان نشوند.
همین وجه نمادین، به شخصیت شکوه میبخشد، اما گاه پیچیدگی انسانی او را نیز محدود میکند. صلاحالدین اغلب چنان استوار و درستکردار تصویر میشود که کمتر مجال مییابد در تردید، ضعف یا تناقضی شخصی مکث کند. بنابراین نیروی شخصیت او همزمان سرچشمهٔ جذابیت و یکی از محدودیتهای درام است. فراتر از دوگانهٔ دین و دشمنی یکی از جسورانهترین انتخابهای فیلم، شکستن تصور سادهٔ رویارویی دو دین بهمثابهٔ نبردی یکپارچه و بیاستثناست.
داستان عیسی عوّام، فرماندهای مسیحی در سپاه صلاحالدین، و لويزا، زن صلیبی، به این ایده وجهی عاطفی میبخشد. رابطهٔ آنان تنها قصهای عاشقانه در حاشیهٔ جنگ نیست؛ آزمونی است برای اینکه آیا پیوند انسانی میتواند از مرزهای اردوگاه و هویت عبور کند. حضور این خط داستانی، در کنار کشمکشهای نظامی، فضای فیلم را از تکصدایی محض دور میکند.
پیام مدارا در فیلم گاه آشکار و خطابی است و شخصیتها آن را در جملههایی صریح بیان میکنند. این صراحت ممکن است برای مخاطبی که به درامهای کمکلامتر خو گرفته، اندکی مستقیم به نظر برسد؛ بااینحال، در منطق یک حماسهٔ عمومی و تاریخی، سخنرانیها بخشی از سازوکار اثرند. شاهین میخواهد موضع اخلاقیاش مبهم نماند: مسئله صرفاً تفاوت ایمانها نیست، بلکه تجاوز، سلطهجویی و بهکارگرفتن دین برای توجیه جنگ است.
« با این همه، صلاحالدین فیلم را نباید تنها بازنمایی یک فرد تاریخی دانست. »
شخصیتها و اجرا
از همین رو، فیلم در بهترین لحظاتش دشمنی را نه ویژگی ذاتی یک ملت یا مذهب، بلکه پیامد جاهطلبی و سیاستورزی نشان میدهد. تصویر، دکور و شکوه صحنهها از نظر بصری، «الناصر صلاحالدین» میکوشد جهان تاریخی خود را با جزئیات فراوان پیش چشم تماشاگر بسازد. چشماندازهای بیابانی، لباسها، زرهها، پرچمها و دکورهای بزرگ، به فیلم کیفیتی تماشایی میبخشند و حس حرکت در فضایی وسیع را تقویت میکنند.
رنگهای پرقدرت و قابهایی که گروههای انسانی را در میدانهای گسترده جای میدهند، حماسه را به تجربهای دیداری بدل میکنند؛ تجربهای که گاه حتی پیش از آنکه گفتوگوها داستان را پیش ببرند، مقیاس نبرد و سنگینی رخدادها را منتقل میکند. شاهین در برخی صحنهها به چیدمان و میزانسن جسورانهای روی میآورد.
کنار هم قرار دادن فضای دو اردوگاه و پیوند دادن موقعیتهای موازی، امکان مقایسهٔ دو سوی منازعه را در خود تصویر فراهم میآورد. چنین لحظههایی نشان میدهند فیلم صرفاً در پی بازسازی پرخرج گذشته نیست؛ کارگردان میخواهد از خودِ شکل روایت و سازماندهی قاب نیز برای بیان ایدههایش بهره بگیرد.
البته جلوهٔ بصری اثر همیشه یکدست نیست: برخی جزئیات و تمهیدات امروز کهنه یا تصنعی جلوه میکنند و شکوه صحنهآرایی گاه جای ظرافت واقعگرایانه را میگیرد. بااینحال، فیلم در ساختن جهان بزرگ خود جسارتی چشمگیر دارد. گروه بازیگران و شخصیتهای پیرامونی بازیگران مکمل به فیلم رنگ و تنوع میبخشند.
« شاهین در برخی صحنهها به چیدمان و میزانسن جسورانهای روی میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صلاح ذوالفقار در نقش عیسی عوّام، وجه انسانیتر و صمیمیتری به روایت میآورد؛ او میان وظیفهٔ نظامی و عاطفهٔ شخصی گرفتار است و همین دوگانگی، خط داستانیاش را از سطح یک پیوند عاشقانهٔ ساده فراتر میبرد. نادیه لطفی نیز به لويزا وقار و حساسیتی میبخشد که شخصیت را از جایگاه صرفاً تزئینی بیرون میکشد.
رابطهٔ این دو، در برابر جهان پرهیاهوی فرماندهان و لشکرها، لحظههایی از مکث و نزدیکی انسانی ایجاد میکند. در سوی دیگر، شخصیتهایی چون رینالد و ویرجینیا به داستان نیرویی پرتنش و گاه نمایشی میدهند. رینالد چهرهٔ خشونت بیمهار و خیانت سیاسی است، در حالی که حضور ویرجینیا بر پیچیدگی بازی قدرت و جابهجایی وفاداریها میافزاید.
با وجود این، تعدد شخصیتها همیشه به معنای پرداخت یکسان نیست. برخی چهرهها بیشتر حامل کارکردی سیاسی یا اخلاقیاند تا اشخاصی با جهان درونی کامل؛ ازاینرو، فیلم گاهی در میان این جمعیت بزرگ، فرصت کافی برای پرورش همهٔ خطوط داستانی پیدا نمیکند. روایت، ریتم و آزادی تاریخی درامی با چنین گسترهای ناگزیر به رفتوآمد میان میدان جنگ، دربار، مذاکره و روابط شخصی است.
فیلم در بخشهایی این اجزا را بهخوبی به هم پیوند میدهد و به رویدادها حس پیشروی میبخشد؛ اما در لحظاتی دیگر، روایت پراکنده و کند میشود. برخی گفتوگوهای سیاسی طولانیاند و گذار میان خردهداستانها همیشه روان نیست. با توجه به زمان طولانی فیلم، این افتوخیزها محسوستر میشوند؛ صحنههای پرتحرک گاه با بخشهایی کمشتاب فاصله میگیرند و تمرکز درام سست میشود.
« نادیه لطفی نیز به لويزا وقار و حساسیتی میبخشد که شخصیت را از جایگاه صرفاً تزئینی بیرون میکشد. »
قوتها و کاستیها
از منظر تاریخی نیز بهتر است اثر را بازسازی مستند رویدادها ندانست. فیلم برای ساختن یک حماسهٔ دراماتیک، شخصیتها و موقعیتها را تغییر میدهد و بعضی رخدادها را به شکلی متفاوت از گزارشهای تاریخی بازمیسازد. این آزادی هنری، به داستان امکان میدهد پیام سیاسی و انسانی خود را برجسته کند، اما همزمان مرز میان واقعیت تاریخی و تخیل سینمایی را کمرنگ میسازد.
تماشاگر اگر فیلم را همچون روایتی آرمانخواهانه از گذشته ببیند، بیش از آنکه از آن انتظار دقت تاریخنگارانه داشته باشد، میتواند سازوکار اسطورهسازی و سیاست حافظه را در آن دنبال کند. صدا و موسیقی در خدمت حماسه موسیقی و صداگذاری، گسترهٔ عاطفی فیلم را تقویت میکنند و به صحنههای نبرد نیرویی پرطنین میدهند.
در لحظات بزرگ، موسیقی بر شکوه و اضطراب میافزاید و میدان جنگ را به رویدادی تقریباً آیینی بدل میکند. بااینحال، همین تأکید گاهی از اندازه میگذرد. صداهای پرحجم و ضرباهنگهای نمایشی ممکن است در بعضی صحنهها بیش از آنکه تنش را طبیعی افزایش دهند، آن را تحمیل کنند. نتیجه، کیفیتی نابرابر است: گاه موسیقی دقیقاً فضای لازم را میسازد و گاه بر تصویر سایه میاندازد.
این اغراق را میتوان بخشی از زبان حماسی فیلم دانست، نه صرفاً لغزشی فنی. شاهین جهانی میسازد که در آن تصمیمهای سیاسی، نبردها و سخنان قهرمانانه ابعادی فراتر از زندگی روزمره دارند. بااینهمه، اگر صدا و تصویر اندکی خویشتندارتر بودند، بعضی لحظات عاطفی احتمالاً اثرگذاری بیشتری پیدا میکردند؛ زیرا فیلم در سکوتها و مکثهای انسانی نیز ظرفیت تأثیرگذاری دارد.
« از منظر تاریخی نیز بهتر است اثر را بازسازی مستند رویدادها ندانست. »
جمعبندی
جمعبندی «الناصر صلاحالدین» اثری باشکوه، آرمانخواه و نامتوازن است؛ فیلمی که قوتش در وسعت نگاه، جسارت روایت تاریخ از زاویهای کمتر دیدهشده و باورش به امکان همزیستی نهفته است. احمد مظهر با حضوری استوار، مرکز ثقل فیلم را فراهم میآورد و مناظر، دکورها و صحنههای بزرگ، جاهطلبی تولید را آشکار میکنند.
در برابر این دستاوردها، ریتم کند بعضی بخشها، پراکندگی روایت، صداگذاری گاه اغراقآمیز و فاصلهگرفتن از دقت تاریخی قرار دارند. ارزش ماندگار فیلم نه در بینقصبودنش، بلکه در تلاش بلندپروازانهاش برای پیوند دادن حماسه با پرسش اخلاقی است: آیا میتوان در دل جنگ، انسان را فراتر از پرچم و مذهب دید؟
پاسخ فیلم روشن و گاه خطابی است، اما صمیمیت خط داستانی عیسی و لويزا و وقار شخصیت صلاحالدین به آن گرمایی عاطفی میبخشد. تماشای آن برای علاقهمندان به سینمای تاریخی، سینمای مصر و آثار یوسف شاهین تجربهای پربار است؛ تجربهای که هم شکوه سینمایی دارد و هم جای بحث دربارهٔ تاریخ، سیاست و شیوهٔ روایت آن را باز میگذارد.



ثبت دیدگاه