نقد و بررسی
نقد ساکرا (Sakra) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معرفی و جایگاه فیلم «ساکرا» فیلمی رزمی و فانتزی از سینمای هنگکنگ و چین است که دانگلی ین در آن هم نقش اصلی را بر عهده دارد و هم کارگردانیاش را. اثر از جهان داستانی رمان «نیمهخدایان و نیمهشیطانها» نوشتهٔ جین یونگ بهره میگیرد؛ جهانی آکنده از فرقههای رزمی، وفاداریهای شکننده، رقابتهای دیرینه و قهرمانانی که پیوسته میان وظیفه و میل شخصی گرفتار میشوند.
روایت دربارهٔ چیائو فِنگ، جنگجویی نامدار است که پس از متهمشدن به قتل و از دستدادن جایگاهش، ناچار میشود هم از خود دفاع کند و هم دربارهٔ گذشته و تبار خویش پرسوجو کند. این نقد از افشای پایان و پیچش اصلی داستان پرهیز میکند. قهرمانی میان افتخار و بیاعتمادی چیائو فِنگ در آغاز، تصویری آشنا از قهرمان ووشیا را تداعی میکند: جنگجویی نیرومند، محترم و برخوردار از اقتدار، که ناگهان نظم زندگیاش فرو میریزد.
فیلم از این وضعیت برای طرح پرسشی دربارهٔ منزلت و هویت بهره میگیرد: آیا اعتبار فرد از کردار او برمیآید یا جامعه میتواند با سوءظن و برچسبزنی آن را یکباره نابود کند؟ این پرسش بالقوه به درامی تأثیرگذار راه میبرد، بهویژه چون قهرمان در مسیر فرار، فقط با دشمنان مسلح روبهرو نیست؛ او باید با روایتهای متعارضی نیز دستوپنجه نرم کند که دیگران دربارهٔ گذشتهاش ساختهاند.
حضور دانگلی ین به این قهرمان وزن و مرکزیت میدهد. کاریزمای او از جنس نمایش پرهیاهوی صرف نیست؛ حتی در لحظههای آرامتر، نوعی آمادگی و خویشتنداری در رفتارش دیده میشود که شخصیت را باورپذیرتر میکند. او برای نقش جنگجویی که هم قدرت دارد و هم زیر فشار اتهام و تنهایی است، انتخاب مناسبی است.
« این نقد از افشای پایان و پیچش اصلی داستان پرهیز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم گاهی چنان بر شکوه و توانایی رزمی قهرمان تکیه میکند که فرصت پرداختن به آسیبپذیریهای درونی او محدود میشود. روایت پرشاخه و دشواری دنبالکردن ماجرا بزرگترین مانع فیلم، تراکم روایی آن است. شخصیتها و مناسبات تازه با سرعت وارد داستان میشوند و هرکدام ظاهراً بخشی از شبکهای بزرگتر از رقابت، وفاداری یا خیانت را نمایندگی میکنند.
این گستردگی با جهان حماسی ووشیا تناسب دارد، اما «ساکرا» همیشه نمیتواند میان غنا و آشفتگی تعادل برقرار کند. تماشاگر باید نامها، جایگاهها و انگیزههای متعددی را همزمان دنبال کند؛ گاهی پیش از آنکه شخصیتی بهدرستی معرفی شود، داستان از او به چهرهای دیگر میرسد. این شتاب تنها مسئلهٔ تعداد شخصیتها نیست، بلکه به نحوهٔ توزیع اطلاعات نیز مربوط میشود.
فیلم بارها برای روشنکردن موقعیتها مکث میکند و توضیح میدهد، اما بخشی از این توضیحات تکراری یا بیش از اندازه مستقیماند. در نتیجه، روایت میان دو وضعیت متضاد نوسان دارد: از یک سو، اطلاعات فراوانی عرضه میکند؛ از سوی دیگر، پیوند برخی رخدادها و انگیزهها همچنان مبهم میماند. مخاطبی که با پیشینهٔ جهان داستانی آشنا نیست، ممکن است بهجای کنجکاوی، احساس کند برای فهمیدن ماجرا باید پیوسته در حال جمعآوری سرنخها باشد.
صحنههای مبارزه و زبان حرکت در بخش اکشن، فیلم اعتمادبهنفس بیشتری دارد. مبارزهها پرتحرک و نمایشیاند و از واقعگرایی سختگیرانه فاصله میگیرند تا به خیالپردازی ووشیا نزدیک شوند؛ جایی که بدنها از محدودیتهای عادی فراتر میروند و نبرد به نمایشی از مهارت، آهنگ و اغراق بدل میشود.
« روایت پرشاخه و دشواری دنبالکردن ماجرا بزرگترین مانع فیلم، تراکم روایی آن است. »
شخصیتها و اجرا
بهرهگیری از سیم، پرشهای بلند و حرکتهای ناممکن، برای تماشاگرِ خوگرفته به مبارزههای زمینی و واقعگرایانه شاید در ابتدا نامأنوس باشد، اما فیلم در بهترین لحظههایش این قرارداد را بهخوبی میپذیرد و از آن برای خلق صحنههایی پرانرژی استفاده میکند. طراحی نبردها بیش از آنکه صرفاً نمایش ضربه و واکنش باشد، به ساختن تصویرهای چشمگیر میاندیشد: ورود ناگهانی مبارزان، تغییر جهت حرکت، فاصلههای اغراقآمیز و برخوردهای گروهی، همگی به صحنهها مقیاسی افسانهای میدهند.
بااینحال، کیفیت جلوههای بصری همیشه یکدست نیست. در لحظههایی، جلوههای رایانهای آشکارا از بافت صحنه جدا میشوند و از انسجام تصویر میکاهند. افزون بر این، فاصلهٔ نسبتاً زیاد میان بخشهای اکشن میتواند ریتم را برای مخاطبی که عمدتاً بهخاطر مبارزهها پای فیلم نشسته، کند کند. تصویر، لباس و جهانسازی «ساکرا» از نظر ظاهر، فیلمی پرزرقوبرق است.
لباسها، معماری و ترکیببندی قابها میکوشند جهانی تاریخی و اسطورهای بسازند؛ جهانی که در آن شکوه ظاهری، بخشی از هویت اجتماعی و قدرت شخصیتهاست. طراحی بصری فیلم چشمنواز است و به روایت حس مقیاس میدهد، بهخصوص در صحنههایی که گروهی از مبارزان یا نیروهای رقیب در قاب گرد میآیند. رنگها و فضاها به فیلم کیفیتی قصهوار میبخشند و آن را از درام تاریخیِ واقعگرا دور میکنند.
این ظاهر پرآرایه، در عین حال، گاه به زیادهروی نزدیک میشود. فیلم چنان مشتاق نمایش شکوه دنیای خود است که ممکن است توجه را از رابطهٔ میان آدمها به تزئینات و مقیاس صحنه منحرف کند. در بهترین حالت، جلوهٔ بصری به جهانسازی خدمت میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، بیشتر یادآور آن است که اثر میخواهد حماسی به نظر برسد، بیآنکه همیشه عمق عاطفی لازم را در اختیار داشته باشد.
« بااینحال، کیفیت جلوههای بصری همیشه یکدست نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگری و گفتوگوها دانگلی ین، با حضور محکم و چهرهٔ مسلطش، نیروی محرکهٔ فیلم است. او از سکون نیز استفاده میکند و شخصیت را صرفاً به مردی خشمگین یا شکستناپذیر تقلیل نمیدهد. بازیگران مکمل به ساختن فضای گستردهٔ داستان کمک میکنند، اما تعدد نقشها فرصت چندانی برای شکلگیری پیوندهای عمیق و ماندگار باقی نمیگذارد.
بعضی چهرهها بیش از آنکه شخصیتهایی کامل باشند، حامل اطلاعات یا نمایندهٔ یک جناحاند. دیالوگها نیز گاه زیر بار همین کارکرد توضیحی قرار میگیرند. بهجای آنکه معنا از رفتار، سکوت یا کنش بیرون بیاید، شخصیتها گاهی آنچه را پیشتر دیدهایم دوباره با کلام شرح میدهند. این تکرار، همراه با لحن رسمی و نمایشی جهان فیلم، در بعضی صحنهها گفتوگوها را مصنوعی میکند.
درام ووشیا به بیان پرطنین و احساسات آشکار بیگانه نیست، اما اثر زمانی مؤثرتر است که به تصویر و کنش اعتماد میکند و از توضیح بیش از اندازه فاصله میگیرد. ریتم و تجربهٔ تماشا زمان طولانی فیلم با گستردگی جهان و شمار شخصیتهایش پیوند دارد، اما همهٔ این زمان به غنا و تعلیق نمیانجامد. بخشهایی از ماجرا کش میآیند و رفتوآمدهای روایی، گاهی حس پیشروی را تضعیف میکنند.
فیلم میتواند پس از یک نبرد پرهیجان، مدتی طولانی در توضیح مناسبات و بازگویی اطلاعات بماند؛ در چنین لحظههایی، انرژیای که صحنهٔ اکشن ساخته بود فروکش میکند. این مسئله به معنای بیکششبودن سراسر فیلم نیست. جستوجوی چیائو فِنگ برای فهمیدن آنچه بر او گذشته، همراه با تهدیدی که از چند سو نزدیک میشود، نیروی تعلیقآفرینی دارد.
« بازیگری و گفتوگوها دانگلی ین، با حضور محکم و چهرهٔ مسلطش، نیروی محرکهٔ فیلم است. »
قوتها و کاستیها
مشکل آن است که روایت همیشه این کشش را بهخوبی حفظ نمیکند. تدوین فشردهتر و حذف بخشی از تکرارها میتوانست رابطهٔ علت و معلولی رخدادها را روشنتر سازد و میان درگیریهای فیزیکی و بخشهای توضیحی توازن بهتری برقرار کند. جمعبندی «ساکرا» اثری دووجهی است: از یک سو، فیلمی خوشمنظر با قهرمانی کاریزماتیک و مبارزههایی پرتحرک است که در چارچوب فانتزی ووشیا، لحظههایی واقعاً تماشایی میآفریند؛ از سوی دیگر، روایتی شلوغ و گاه گنگ دارد که با ورود پیدرپی شخصیتها، توضیحات تکراری و ریتم نامتوازن، بخشی از نیروی خود را هدر میدهد.
دانگلی ین در مرکز فیلم حضوری نیرومند دارد و بخشهای اکشن بهتنهایی برای بسیاری از علاقهمندان ژانر جذاب خواهند بود، اما همهٔ تماشاگران با شیوهٔ روایت و طول اثر همراه نمیشوند. در نهایت، ارزش فیلم بیش از همه به انتظاری بستگی دارد که از آن داریم. اگر مقصود، درامی موجز و روان با پرداخت دقیق شخصیتها باشد، «ساکرا» ناامیدکننده است؛ اما اگر تماشاگر پذیرای جهانسازی پرزرقوبرق، قهرمانان افسانهای و نبردهایی باشد که از واقعگرایی فاصله میگیرند، فیلم تجربهای سرگرمکننده و گاه چشمگیر فراهم میکند.
کامیابیاش در اکشن انکارناپذیر است؛ کاستیاش در آن است که داستان نمیتواند همواره به اندازهٔ تصاویرش پرقدرت و روشن باشد.
« مشکل آن است که روایت همیشه این کشش را بهخوبی حفظ نمیکند. »
ثبت دیدگاه