نقد و بررسی
نقد سنت ماد (Saint Maud) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مؤمنه در آستانه فروپاشی «Saint Maud» بیش از آنکه درباره رخدادی فراطبیعی باشد، درباره ذهنی است که در جستوجوی معنا، مرز میان ایمان، تنهایی و آشفتگی را از دست میدهد. مود، پرستاری جوان و تازهمؤمن، برای مراقبت از آماندا به خانهای مجلل در شهری ساحلی میرود. آماندا، رقصندهای پیشین که با بیماری مزمنی دستوپنجه نرم میکند، در نگاه نخست درست نقطه مقابل مود است: او صریح، دنیادیده و راحت با لذتهای زندگی، در حالی که مود خود را به انضباط و پرهیزکاری میسپارد.
اما فیلم این تقابل را به جدالی ساده میان دو منش تبدیل نمیکند. پرسش اصلی آن است که هر یک از این دو زن، در تنهایی و رویارویی با مرگ، چه چیزی را نجاتبخش میپندارد. فیلمساز، رز گلس، داستان را با توضیحهای قطعی و پاسخهای آماده پیش نمیبرد. اطلاعات گذشته مود بهتدریج و با احتیاط آشکار میشوند؛ همین کمگویی، مخاطب را وادار میکند میان آنچه میبیند و آنچه مود باور دارد فاصله بگذارد.
فیلم نه ایمان را بهخودیخود محکوم میکند و نه بحران روانی را به معمایی سرگرمکننده تقلیل میدهد. در عوض، از ما میخواهد اضطراب شخصیتی را تجربه کنیم که میکوشد رنج و بیمعنایی را در قالب رسالتی مقدس توضیح دهد. فضاسازیِ تنهایی فضای فیلم از همان آغاز نوعی انزوا را بر تماشاگر تحمیل میکند.
خانه آماندا، با شکوه و اتاقهای بزرگش، برخلاف انتظار پناهگاهی گرم نیست؛ گویی هر گوشهاش فاصلهای تازه میان دو زن میسازد. شهر ساحلی نیز بیش از آنکه افق آزادی باشد، محیطی سرد و فرسوده به نظر میرسد. خانههای کمنور، خیابانهای خلوت و فضاهای داخلیِ تنگ، جهان مود را به مکانی تبدیل میکنند که در آن راه گریزی آسان وجود ندارد.
« مود، پرستاری جوان و تازهمؤمن، برای مراقبت از آماندا به خانهای مجلل در شهری ساحلی میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصویربرداری میان نماهای نزدیک و قابهای باز رفتوآمد میکند. نماهای نزدیک، تماشاگر را به چهره و بدن مود میچسبانند و از او مجال عقبنشینی نمیگیرند؛ در مقابل، نماهای باز اغلب او را کوچک و منزوی در میان محیط نشان میدهند. این دوگانگی، کیفیتی دوگانه به تجربه تماشا میدهد: گاهی در ذهن مود محبوسیم و گاهی از بیرون، تنهاییاش را نظاره میکنیم.
صدا و موسیقی نیز به جای آنکه مدام ترس را با نشانههای آشکار اعلام کنند، با مکث و سکوت، انتظار را سنگینتر میسازند. دلهره به جای هراس متعارف «Saint Maud» برای ایجاد ترس به انبوهی از شوکهای ناگهانی یا موجودات تهدیدکننده متکی نیست. دلهرهاش بیشتر از ناپایداری ادراک و رفتار مود سرچشمه میگیرد: از اینکه نمیتوان مطمئن بود برداشت او از موقعیتها تا چه اندازه با واقعیت بیرونی همخوان است.
همین تردید، لحظات آرام را نیز ناآرام میکند. گفتوگویی معمولی یا حرکتی کوچک میتواند معنایی تهدیدآمیز پیدا کند، زیرا تماشاگر میداند مود جهان را از منظری بهشدت شخصی و آشفته تجربه میکند. این انتخاب هنری برای همه مخاطبان مؤثر نخواهد بود. کسانی که از فیلم ترسناک انتظار ریتم تند، حادثههای پیدرپی یا وحشت آشکار دارند، ممکن است اثر را بیشتر معذبکننده بیابند تا واقعاً ترسناک.
فیلم در بخشهایی آهسته پیش میرود و تعلیقش از تکرار وضعیتها و تشدید تدریجی فشار روانی ساخته میشود. بااینحال، کندیِ آن همیشه به معنای بیعملی نیست: گاهی سکون ظاهری، راهی است برای نشان دادن اینکه چگونه یک باور در ذهن مود ریشه میدواند و به عینکی بدل میشود که تمام جهان از پشت آن دیده میشود.
« تصویربرداری میان نماهای نزدیک و قابهای باز رفتوآمد میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازی درونی مورفید کلارک مرکز ثقل فیلم بازی مورفید کلارک است. او مود را نه به شکل چهرهای یکسره مرموز و هراسآور، بلکه بهصورت انسانی آسیبپذیر، بسته و درعینحال سختگیر میسازد. بدن و نگاه او بخش بزرگی از شخصیتپردازی را بر عهده دارند: سکوتهای طولانی، انقباض چهره، شیوه ایستادن و تردیدهای کوچک در حرکات، همه نشان میدهند که مود چگونه خود را زیر نظمی شخصی و طاقتفرسا نگه میدارد.
قدرت بازی کلارک در آن است که مود را از بیرون توضیح نمیدهد. او به مخاطب اجازه میدهد به انگیزههای شخصیت نزدیک شود، بیآنکه همه رفتارهایش را توجیهپذیر یا قابلقبول جلوه دهد. میتوان همزمان از مود نگران شد، از او فاصله گرفت و درک کرد که چرا پناه بردن به معنایی بزرگتر برایش چنین جذاب است.
این همدلی، کار سادهای نیست؛ فیلم از ما نمیخواهد با شخصیت موافق باشیم، بلکه میخواهد فشار تنهایی و نیاز به هدف را در او ببینیم. جنیفر ایله نیز در نقش آماندا حضوری اثرگذار دارد. آماندا صرفاً وسیلهای برای آشکار کردن ویژگیهای مود نیست؛ او شخصیتی با تاریخ و نگرش خاص خود است. ایله به او سرزندگی، طنز و صراحت میبخشد، اما در پس این ظاهر آسوده، مواجههای جدی با بیماری و محدودیتهای بدن دیده میشود.
تفاوت دو بازیگر، رابطه میان دو زن را زنده و پرتنش میکند. ایمان، مراقبت و قدرت یکی از دستاوردهای فیلم، پیوند دادن ایمان با مفهوم مراقبت است. مود در مقام پرستار وظیفه دارد به بیماری رسیدگی کند، اما بهتدریج مراقبت حرفهای را با مأموریتی فراگیرتر درمیآمیزد. او میخواهد برای آماندا کاری بیش از همراهی و کمک روزمره انجام دهد؛ این خواسته میتواند از شفقت برخاسته باشد، اما همزمان در خود میل به کنترل و نیاز مود به اثبات ارزش خویش را نیز پنهان دارد.
« بازی درونی مورفید کلارک مرکز ثقل فیلم بازی مورفید کلارک است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در این میان، اختلاف میان دو زن صرفاً ستیز میان پارسایی و بیبندوباری نیست. آماندا با صراحت و آزادی خود، چارچوبهای اخلاقی مود را به چالش میکشد؛ مود نیز برای آماندا یادآور نظمی است که شاید او میلی به پذیرفتنش نداشته باشد. هر کدام تصور میکند میتواند دیگری را به سوی نوعی رهایی هدایت کند، اما تفاوت نگاهشان باعث میشود مراقبت گاه به قضاوت و نزدیکی به سوءتفاهم تبدیل شود.
فیلم در اینجا پرسشی مهم طرح میکند: چه زمانی کمک کردن از خواستِ شنیدن و فهمیدن جدا میشود و به تحمیل تعبیر خود بر زندگی دیگری میانجامد؟ ریتم و محدودیتهای روایت روایت عمداً از افشای سریع رازهای مود پرهیز میکند. این خویشتنداری، فضای مناسبی برای تعلیق میسازد، اما هزینهای هم دارد: در برخی بخشها، فیلم به جای آنکه رابطه میان شخصیتها را از مسیر تحولهای محسوس گسترش دهد، بر حالوهوای واحد و انتظار تکیه میکند.
برای بخشی از تماشاگران، این انتخاب میتواند کشدار باشد؛ بهخصوص اگر با ضرباهنگ کند و ابهام روایی ارتباط برقرار نکنند. از سوی دیگر، کمگویی فیلم به شخصیتپردازی نیز محدودیت میدهد. اطلاعاتی از گذشته مود به دست میآید، اما «Saint Maud» علاقه چندانی به شرح کامل آن گذشته ندارد. این امتناع، از یک سو باعث میشود شخصیت به پروندهای روانشناختی تبدیل نشود و رازآلودگیاش حفظ شود؛ از سوی دیگر، ممکن است برای مخاطبی که خواهان فهم روشنتر تجربههای پیشین اوست، فاصلهای عاطفی ایجاد کند.
فیلم ترجیح میدهد بخشهایی از مود ناگفته بماند و از مخاطب میخواهد خلأها را با مشاهده و برداشت خود پر کند. تلخیای که آسان رها نمیکند سنگینی عاطفی فیلم از کنار هم قرار گرفتن بیماری، تنهایی، ایمان و آسیب روانی پدید میآید. این عناصر به شکلی کمتسکینآمیز درهم تنیدهاند؛ فیلم بهندرت فرصتی برای آسودگی پایدار میدهد و حتی لحظات آرام نیز سایهای از اضطراب با خود دارند.
« در این میان، اختلاف میان دو زن صرفاً ستیز میان پارسایی و بیبندوباری نیست. »
قوتها و کاستیها
همین ویژگی میتواند برای کسانی که به دنبال سرگرمی سبک یا ترسِ صرفاً هیجانانگیز هستند، آزاردهنده باشد. «Saint Maud» به جای فاصله گرفتن از بحران شخصیت اصلی، تماشاگر را نزدیک آن نگه میدارد. بااینحال، تلخی اثر صرفاً برای شوکه کردن نیست. فیلم نشان میدهد چگونه نیاز به معنا، هنگامی که با انزوا و رنج همراه میشود، میتواند به پناهگاهی شکننده بدل شود؛ پناهگاهی که هم آرامش میبخشد و هم خطر در خود دارد.
نکته مهم این است که اثر میان ایمان شخصی و رفتار آسیبزا تمایزی ظریف باقی میگذارد و بحران مود را به حکمی ساده درباره دین یا روان انسان تبدیل نمیکند. تمرکز اصلی بر تجربه فردی اوست: بر میلش به دیده شدن، بخشیده شدن و داشتن نقشی بزرگتر در جهانی که برایش بیاعتنا به نظر میرسد. جمعبندی «Saint Maud» فیلمی کمحجم اما پرفشار است که نیروی خود را از فضاسازی، بازی مرکزی و تعلیقی آرام و پیوسته میگیرد.
این اثر بیش از آنکه ترس را با اتفاقهای فراوان بیافریند، آن را از شکاف میان باور مود و واقعیتی که اطرافش جریان دارد بیرون میکشد. ریتم کند، ابهام و تلخیِ مداوم ممکن است برای برخی مخاطبان مانع ارتباط شود، اما همین انتخابها به فیلم هویتی متمایز میبخشند. حاصل، اثری است درباره مراقبت و کنترل، ایمان و تنهایی؛ فیلمی که تجربهاش آسان نیست، اما تصویر شخصیت اصلی و فضای معذبکنندهاش پس از پایان نیز در ذهن باقی میماند.
« همین ویژگی میتواند برای کسانی که به دنبال سرگرمی سبک یا ترسِ صرفاً هیجانانگیز هستند، آزاردهنده باشد. »



ثبت دیدگاه