نقد و بررسی
نقد ساینا (Saina) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت آشنای صعود «ساینا» فیلمی زندگینامهای و ورزشی درباره مسیر ساینا نهوال، بازیکن نامدار بدمینتون هند، است؛ روایتی که از سالهای کودکی و علاقه به ورزش آغاز میشود و دشواریهای تمرین، شکستها و تلاش برای رسیدن به بالاترین سطح رقابت را دنبال میکند. فیلم بهجای آنکه زندگی قهرمانش را به مجموعهای از لحظههای پراکنده و پرزرقوبرق بدل کند، میکوشد تصویری روشن و انگیزهبخش از پشتکار او ارائه دهد.
این انتخاب، برای تماشاگرانی که با داستانهای خودسازی و غلبه بر مانعها ارتباط میگیرند، جذاب است؛ اما در عین حال فیلم را به قلمرویی آشنا میبرد که غافلگیری چندانی در آن باقی نمیماند. ساختار روایت بر الگویی شناختهشده استوار است: استعداد اولیه، حمایت خانواده، انضباط سختگیرانه، ناکامیهای گذرا و پیشرفت تدریجی.
این الگو بهخودیخود ایرادی ندارد و برای بازگویی یک زندگی ورزشی میتواند کارآمد باشد؛ مسئله آن است که فیلم کمتر میکوشد این چارچوب را با زاویهای تازه یا پیچیدگی دراماتیک متمایز کند. بنابراین، مخاطب غالباً میتواند مسیر کلی هر بخش را حدس بزند. «ساینا» بیشتر بر شور و معنای الهامبخش سفر تکیه میکند تا بر کشف ناشناختههای شخصیت یا بازنگری در تصویر قهرمان.
قهرمانی در قاب سینما ساینا نهوال شخصیتی است که شهرت ورزشیاش بهتنهایی برای ساختن یک درام سینمایی کافی نیست. فیلم باید میان ثبت رویدادهای زندگی او و یافتن کشمکشهایی که برای تماشاگر ملموس باشند، تعادل برقرار کند. «ساینا» در بهترین لحظههایش نشان میدهد که موفقیت محصول استعداد محض نیست: پشت هر نتیجه، سالها تمرین، نظم روزانه، تحمل فشار و پایداری در برابر ناکامی قرار دارد.
« بنابراین، مخاطب غالباً میتواند مسیر کلی هر بخش را حدس بزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تأکید، وجه ارزشمند اثر است و مانع میشود که پیروزیها همچون موهبتی ناگهانی جلوه کنند. بااینهمه، فیلم گاه در توضیح مسیر پیشرفت بیش از اندازه به بازگویی رخدادها بسنده میکند. رخدادهای مهم زندگی قهرمان در کنار هم قرار میگیرند، اما همه آنها به یک اندازه از نظر عاطفی یا دراماتیک پرداخت نمیشوند.
برخی رابطهها و کشمکشها ظرفیت آن را دارند که شناخت عمیقتری از ساینا بدهند، ولی روایت از کنارشان میگذرد یا آنها را در حد نشانههایی برای پیشبرد داستان نگه میدارد. نتیجه، تصویری گرم و قابلفهم از ورزشکار است، نه لزوماً پرترهای چندلایه که تماشاگر را با تناقضها و دشواریهای درونی او روبهرو کند.
بازی پرینیتی چوپرا پرینیتی چوپرا بار اصلی فیلم را بر دوش دارد و نقش او در ساختن پیوند میان تماشاگر و قهرمان تعیینکننده است. بازی او در صحنههای بیرون از زمین، بهویژه در لحظههایی که شخصیت با خانواده، مربی یا فشارهای روزمره روبهرو میشود، پرانرژی و باورپذیر است. او میکوشد سادگی و عزم ساینا را کنار هم نگه دارد؛ ترکیبی که از یک سو به شخصیت گرمی میبخشد و از سوی دیگر، او را از تصویر ورزشکاری صرفاً شکستناپذیر دور میکند.
در بخشهایی، اما، فاصله میان بازیگر و شخصیتی که بازنمایی میکند محسوس میشود. برخی لحظههای مهم احساسی به عمقی که صحنه میطلبد نمیرسند و تغییرهای عاطفی شخصیت گاه ناگهانی یا کمپرداخت جلوه میکنند. این کاستی را نمیتوان تنها به بازیگر نسبت داد: فیلمنامه فرصت کافی برای انباشتن و رهاکردن احساس فراهم نمیکند و گاه موسیقی یا دیالوگ میکوشد جای خالی پرداخت دراماتیک را پر کند.
« این تأکید، وجه ارزشمند اثر است و مانع میشود که پیروزیها همچون موهبتی ناگهانی جلوه کنند. »
شخصیتها و اجرا
با وجود این، انرژی فیزیکی و حضور پیگیر چوپرا به فیلم نیرویی میدهد که در بخشهایی از روایت کمرنگ میشود. خانواده، مربی و محیط پشتیبان یکی از مؤثرترین لایههای فیلم، توجه آن به نقش خانواده در شکلگیری مسیر ورزشی سایناست. موفقیت در ورزش حرفهای معمولاً به اراده فردی محدود نمیشود؛ پشتیبانی عاطفی، زمان، امکانات و همراهی نزدیکان نیز در آن سهم دارند.
فیلم این موضوع را بهخوبی قابلفهم میکند و بهویژه رابطه مادر و دختر را منبع مهمی برای گرمای عاطفی داستان قرار میدهد. حضور مادر، در لحظههایی که ساینا به انگیزه یا پایداری نیاز دارد، به روایت نیرویی انسانی میبخشد. رابطه ساینا با مربی نیز میتواند یکی از سرچشمههای اصلی تنش باشد، زیرا ورزشکار جوان باید میان استقلال شخصی و انضباط سختگیرانه تعادل پیدا کند.
فیلم این رابطه را مطرح میکند، اما گاهی در پرداخت آن نوسان دارد: شخصیتها و موضعهایشان به اندازه کافی بسط نمییابند تا اختلافها همواره پیچیده و قانعکننده باشند. در نتیجه، برخی رویاروییها بیش از آنکه حاصل تاریخ مشترک دو شخصیت باشند، همچون صحنههایی ضروری در مسیر یک زندگینامه به نظر میرسند.
همین کمپرداختی در شماری از رابطههای فرعی نیز دیده میشود. مسابقهها و زبان تصویر فیلمی درباره بدمینتون باید بتواند فقط نتیجه مسابقه را نشان ندهد، بلکه ریتم، فشار و تصمیمگیری لحظهای ورزش را نیز به تماشاگر منتقل کند. «ساینا» در این زمینه همیشه موفق نیست. صحنههای ورزشی بهندرت به اندازهای پرتنش میشوند که تماشاگر ضربان یک مسابقه دشوار را در بدن خود حس کند.
« با وجود این، انرژی فیزیکی و حضور پیگیر چوپرا به فیلم نیرویی میدهد که در بخشهایی از روایت کمرنگ میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین و تصویربرداری در برخی لحظهها حرکت را روشن و قابلدنبالکردن نگه میدارند، اما هیجان رقابت بهطور یکنواخت شکل نمیگیرد؛ گاهی فاصله میان ضربهها و واکنشها بیشتر از آن است که کشمکش ورزشی را به تجربهای پرشتاب تبدیل کند. این ضعف زمانی مهمتر میشود که بخش بزرگی از شخصیتپردازی ساینا به ورزش او وابسته است.
اگر مسابقهها از نظر حسی درگیرکننده نباشند، دستاوردهای ورزشی نیز ممکن است بیشتر به اطلاعاتی درباره زندگی قهرمان تبدیل شوند تا لحظههایی که تماشاگر واقعاً با آنها زندگی کند. فیلم لحظاتی دارد که تلاش بدنی و تمرکز ورزشکار را به تصویر میکشد، اما در مجموع، صحنههای بیرون از زمین بیشتر از رقابتهای داخل زمین به یاد میمانند.
این وارونگی، برای اثری که میخواهد سینمای ورزش باشد، محدودیتی جدی است. موسیقی و نوسان لحن موسیقی متن و ترانهها در ساختن حالوهوای انگیزهبخش فیلم نقش پررنگی دارند. ملودیها در بخشهایی به روایت حرارت میبخشند و بر پیوند میان تلاش فردی و امید تأکید میکنند. بااینحال، استفاده از موسیقی همیشه به اندازه لازم سنجیده نیست.
گاهی احساس صحنه پیش از آنکه از دل بازی و موقعیت پدیدار شود، با موسیقی توضیح داده میشود؛ در چنین لحظههایی، اثر بهجای اعتماد به سکوت یا جزئیات رفتاری، به تأکید مستقیم روی میآورد. همین گرایش به تأکید، به ناهماهنگی لحن نیز دامن میزند. فیلم میان درام خانوادگی، روایت مسابقه و سرگذشت الهامبخش رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه این سه وجه را در یک بافت واحد حل کند.
« این ضعف زمانی مهمتر میشود که بخش بزرگی از شخصیتپردازی ساینا به ورزش او وابسته است. »
قوتها و کاستیها
بعضی صحنهها صمیمی و آراماند، بعضی دیگر به سوی عاطفهگرایی پررنگ میروند و بخشهای ورزشی گاه نمیتوانند همان شدتی را فراهم آورند که موسیقی وعده میدهد. با وجود این، موسیقی در لحظههای موفق خود به فیلم هویتی احساسی میدهد و فضای امیدواری آن را تقویت میکند. جمعبندی «ساینا» اثری صمیمانه و خوشنیت است که اهمیت پشتکار، حمایت خانواده و انضباط را در مسیر یک ورزشکار برجسته یادآوری میکند.
بازی پرینیتی چوپرا، بهویژه در صحنههای غیرورزشی، و لحظههای گرم خانوادگی از نقاط قوت آناند؛ موسیقی نیز در بخشهایی به روایت شور و حرکت میبخشد. در سوی دیگر، پیشبینیپذیری ساختار، پرداخت کمعمق بعضی رابطهها، صحنههای مسابقهای نهچندان پرتنش و نوسان لحن، مانع میشوند که فیلم به تصویری کاملاً ماندگار از زندگی قهرمانش بدل شود.
در نهایت، «ساینا» بیش از آنکه فیلمی کاوشگر درباره پیچیدگیهای قهرمانی باشد، روایتی انگیزهبخش و قابلدسترس از مسیر رسیدن به موفقیت است. تماشاگرانی که از زندگینامههای ورزشی انتظار هیجان مسابقه، کشف جنبههای کمترشناختهشده شخصیت یا ساختاری غافلگیرکننده دارند، ممکن است با محدودیتهای آن روبهرو شوند؛ اما برای مخاطبی که در پی داستانی روشن درباره تلاش و امید است، فیلم لحظههایی گرم و الهامبخش فراهم میکند.
« با وجود این، موسیقی در لحظههای موفق خود به فیلم هویتی احساسی میدهد و فضای امیدواری آن را تقویت میکند. »



ثبت دیدگاه