نقد و بررسی
نقد با بادبان به سوی عشق (Sailing Into Love) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که آرام بر آب پیش میرود «Sailing Into Love» ساختهٔ لی فریدلندر، در ظاهر داستانی عاشقانه دربارهٔ دیدار دو آدم در شهری ساحلی است؛ اما هستهٔ رواییاش را کشمکشی کوچک میان دلبستگی به طبیعت و وسوسهٔ توسعهٔ اقتصادی شکل میدهد. کلر، دبیر زیستشناسی، میخواهد جزیرهٔ آبی را از ساختوساز و تبدیلشدن به تفرجگاه حفظ کند.
او در کنار تدریس کلاس تابستانی و همراهی دوستانش در مراسم عروسی، با تام، ناخدای تازهوارد و کمحرف، آشنا میشود. فیلم از همین دو مسیر ــ تلاش برای دفاع از جزیره و شکلگیری رابطهای تازه ــ بهره میگیرد تا داستانی ملایم و آشنا بسازد؛ داستانی که بیش از غافلگیری، بر آرامش و دلپذیری تکیه دارد.
این اثر از همان ابتدا وعدهٔ یک درام پرتنش یا ماجرایی دریایی را نمیدهد. حرکت آن بیشتر شبیه قایقی است که در آبهای کمموج پیش میرود: مقصد کلی روشن است و تماشاگر معمولاً از جنس موانع پیش رو غافلگیر نمیشود. چنین انتخابی میتواند برای مخاطبی که به دنبال قصهای سبک و بیدغدغه است مزیت باشد، اما برای کسی که انتظار گرهافکنی جدی یا تحول چشمگیر دارد، محدودیت فیلم به شمار میآید.
جزیره؛ پناهگاهی زیبا و نمادی ساده جزیره در فیلم فقط پسزمینهٔ کارتپستالی نیست؛ معنای اصلیاش را از پیوند با خاطره، طبیعت و حس تعلق میگیرد. برای کلر، این مکان چیزی فراتر از قطعهای زمین مناسب سرمایهگذاری است. تجربهٔ تدریس در آن و علاقهاش به محیط زیست، دفاع از جزیره را به بخشی از هویت شخصی او بدل میکند.
« کلر، دبیر زیستشناسی، میخواهد جزیرهٔ آبی را از ساختوساز و تبدیلشدن به تفرجگاه حفظ کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، طرح ساخت تفرجگاه نماد نگاه اقتصادیای است که ارزش مکان را با سود و قابلیت بهرهبرداری میسنجد. با این حال، فیلم این تقابل را چندان پیچیده نمیکند. حفاظت از جزیره در موضعی اخلاقی و دوستداشتنی قرار میگیرد و توسعه، بیشتر نیرویی بیرونی برای ایجاد مانع است تا مسئلهای که منطق و پیامدهای چندوجهیاش بررسی شود.
در نتیجه، مضمون زیستمحیطی بهخوبی قابل فهم است، اما کمتر به پرسش دشوارتری میرسد: چگونه میتوان میان نیازهای جامعهٔ محلی، اشتغال و حفاظت از طبیعت تعادل برقرار کرد؟ فیلم ترجیح میدهد این پرسش را در حد زمینهای برای همراهی با قهرمان نگه دارد. منظرههایی که بار عاطفی را به دوش میکشند یکی از امتیازهای روشن فیلم، استفاده از فضای ساحلی است.
آب، ساحل و چشماندازهای جزیره حالوهوایی آرام و دلانگیز میسازند؛ فضایی که با لحن عاشقانهٔ فیلم تناسب دارد. زیبایی محیط فقط چشمنواز نیست، بلکه به تماشاگر فرصت میدهد در ریتم آهستهٔ روایت مکث کند و با تصویری رؤیایی از زندگی در شهرکی ساحلی همراه شود. با این همه، منظره گاه بیش از خود کنش دراماتیک اثر میگذارد.
فیلم عنوانی دارد که انتظار حضور پررنگتر قایقرانی و ماجراجویی روی آب را برمیانگیزد، اما این عنصر در عمل سهم محدودی پیدا میکند. قایق و دریا بیشتر نشانههایی از جذابیت تام و حالوهوای رمانتیکاند تا موتور اصلی روایت. از این رو، میان عنوان، وعدهٔ تصویری و آنچه داستان واقعاً دنبال میکند فاصلهای کوچک اما محسوس وجود دارد.
« در سوی دیگر، طرح ساخت تفرجگاه نماد نگاه اقتصادیای است که ارزش مکان را با سود و قابلیت بهرهبرداری میسنجد. »
شخصیتها و اجرا
کلر و تام؛ شیمی آرام، نه آتشبازی عاشقانه رابطهٔ کلر و تام بر کشش تدریجی و صمیمیتی نرم بنا شده است. تام با حضور آرام و رازآلودش تضادی دلنشین با انرژی هدفمند کلر دارد؛ او بیشتر از آنکه شخصیت پیچیدهای با لایههای بسیار باشد، نیرویی برای ایجاد کنجکاوی و گرما در روایت است. کلر نیز با دغدغهٔ روشن و روحیهٔ مسئولانهاش بهسادگی در جایگاه قهرمان محبوب فیلم قرار میگیرد.
جذابیت زوج اصلی از آنجا میآید که فیلم به جای تکیه بر نزاعهای تند، بر لحظههای کوچک آشنایی و همراهی تمرکز میکند. رابطهشان حس دلگرمی دارد و بازی کریس مکنالی به تام وقار و جذابیتی کمادعا میبخشد. لیا رنه نیز نقش کلر را با صمیمیتی متناسب با فضای فیلم پیش میبرد. با این حال، شخصیتپردازی هر دو در محدودهٔ امن باقی میماند: تضادها و آسیبپذیریها به اندازهای گسترش نمییابند که رابطه از الگوی آشنای کمدیهای عاشقانهٔ تلویزیونی فاصله بگیرد.
بازیها و شخصیتهای پیرامونی فیونا وروم در نقش کریستین از چهرههای برجستهٔ گروه بازیگران است. حضور او به فیلم انرژی و سرزندگی میدهد و در صحنههای جمعی، تعادل خوبی با آرامش زوج اصلی ایجاد میکند. جذابیت بازی وروم چنان است که گاه توجه را از خط اصلی عاشقانه به سوی شخصیتهای فرعی میکشاند؛ نشانهای از آنکه جهان فیلم ظرفیت بیشتری برای پرداختن به این آدمها داشته است.
شخصیتهای پیرامونی، بهویژه دوستانی که کلر را در مناسبتهای عروسی همراهی میکنند، به ساخت فضای اجتماعی و شاد اثر کمک میکنند. اما بیشترشان کارکردی مشخص و محدود دارند: همراهی، ایجاد موقعیتهای لطیف یا فراهمکردن زمینهای برای پیشبردن قهرمان. فیلم کمتر به آنها زندگی مستقلی میبخشد.
« کلر و تام؛ شیمی آرام، نه آتشبازی عاشقانه رابطهٔ کلر و تام بر کشش تدریجی و صمیمیتی نرم بنا شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این رو، گروه بازیگران خوشایند است، ولی همهٔ ظرفیتهایش به داستانی فرعی یا تصویری ماندگار تبدیل نمیشود. فیلمنامه، پیشبینیپذیری و ضرباهنگ فیلمنامه بهروشنی در قلمرو فرمول آشنای فیلمهای عاشقانهٔ خانوادگی حرکت میکند: قهرمانی نیکنهاد، مکانی دوستداشتنی، مانعی بیرونی، آشنایی عاشقانه و مجموعهای از موقعیتهای ملایم که پیوند دو نفر را تقویت میکند.
این ساختار برای مخاطبی که چنین لحن و فرمی را دوست دارد، نوعی آسودگی دارد؛ نیازی نیست در برابر خشونت، تیرگی یا پیچیدگی سنگین قرار گیرد. اما همین اطمینان، غافلگیری روایی را کمرنگ میکند. ریتم کمحادثهٔ فیلم هم دو اثر متضاد دارد. از یک سو، با فضای ساحلی هماهنگ است و تجربهای آرام فراهم میآورد؛ از سوی دیگر، گاهی احساس میشود صحنهها بدون تغییر چشمگیر در وضعیت شخصیتها کنار هم قرار گرفتهاند.
بعضی موقعیتها، از جمله ماجرای اطلاعرسانی دربارهٔ جلسهٔ عمومی، به جای آنکه به منطق روایی کمک کنند، بیشتر یادآور بیدقتی در جزئیاتاند. فیلم در مجموع به اندازهای روان پیش میرود که خستهکننده نشود، اما برای ساختن کشش پایدار نیز مصالح دراماتیک فراوانی به کار نمیگیرد. نسبت فیلم با الگوی هالمارک «Sailing Into Love» همزمان نمونهای وفادار به الگوی هالمارک و اثری محدود به همان الگوست.
سادگی، خوشبینی، فضای امن و پایانبندی عاطفیِ بیتنش از ویژگیهاییاند که مخاطب وفادار این نوع فیلمها احتمالاً در آنها احساس آشنایی و رضایت میکند. فیلم میخواهد تجربهای شیرین بسازد، نه آنکه قراردادهای ژانر را زیرورو کند. اما تکیه بر همین قراردادها، فرصت پرداختن جدیتر به موضوعهای جذاب قصه را کاهش میدهد.
« از این رو، گروه بازیگران خوشایند است، ولی همهٔ ظرفیتهایش به داستانی فرعی یا تصویری ماندگار تبدیل نمیشود. »
قوتها و کاستیها
تلاش برای نجات جزیره میتوانست زمینهٔ تعارضی واقعی میان ارزشهای محلی و توسعه باشد؛ ورود تام نیز میتوانست پیچیدگی بیشتری به رابطه بیفزاید. فیلم این امکانها را لمس میکند، اما اغلب به سطحی دلپذیر و قابل پیشبینی بازمیگردد. به همین دلیل، اثر بیش از آنکه با تازگیاش در ذهن بماند، با فضای گرم و چهرههای دوستداشتنیاش به یاد میآید.
جمعبندی «Sailing Into Love» فیلمی آرام، خوشمنظره و مهربان است که در آن عاشقانهای ساده با دغدغهای محیطزیستی پیوند میخورد. چشماندازهای ساحلی، زوج اصلی و حضور دلنشین فیونا وروم از نقاط قوت آناند؛ در مقابل، پیشبینیپذیری، کمحادثهبودن و استفادهٔ محدود از قایقرانی مانع میشوند داستان به تجربهای پرمایه یا ماندگار تبدیل شود.
ارزش فیلم بیش از هر چیز به انتظاری بستگی دارد که تماشاگر با خود میآورد. اگر مقصود، دیدن قصهای سبک برای چند لحظه آرامش و همراهی با شخصیتی دوستداشتنی باشد، فیلم کارکرد خود را انجام میدهد. اما اگر انتظار روایتی عاشقانه با تعارضهای پیچیده، تحول شخصیت پررنگ یا ماجرایی دریایی داشته باشیم، پاسخ آن کمرمقتر خواهد بود.
اثر در نهایت مانند تعطیلاتی کوتاه کنار آب است: خوشایند و دلگرمکننده، اما نه چندان دور از مسیرهای آشنایی که پیشتر پیمودهایم.
« فیلم این امکانها را لمس میکند، اما اغلب به سطحی دلپذیر و قابل پیشبینی بازمیگردد. »



ثبت دیدگاه