نقد و بررسی
نقد خرابکار (Saboteur) | 1942
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعقیب در دلِ آمریکا «Saboteur» ساختهٔ Alfred Hitchcock تریلری است که خیلی زود مخاطب را درون بحران میاندازد: آتشسوزی در کارخانهٔ هواپیماسازی، مرگ یک کارگر و اتهامی که ناگهان زندگی بری کین را از مسیر عادی بیرون میکشد. فیلم از همان آغاز بر نیروی حرکت تکیه دارد؛ قهرمان میگریزد، تعقیبکنندگان نزدیک میشوند و هر گام برای اثبات بیگناهی، او را به موقعیتی تازه و نامطمئن میکشاند.
این شتاب آغازین، نقطهٔ قوتی مهم است: بهجای مقدمهچینی طولانی، تماشاگر را در وضعیتی قرار میدهد که باید همزمان با شخصیت اصلی، از حقیقت سر درآورد. بااینهمه، جذابیت فیلم فقط در پرسش «چه کسی مقصر است؟» خلاصه نمیشود. Hitchcock از اتهام ناروا، طرحی دربارهٔ اعتماد و اعتبار اجتماعی میسازد: آیا حقیقت بهتنهایی برای متقاعدکردن دیگران کافی است، وقتی یک سوی ماجرا کارگری فراری و سوی دیگر چهرهای محترم و صاحبنفوذ است؟
این نابرابری، تنش داستان را از تعقیبوگریز صرف فراتر میبرد و به آن بُعدی اجتماعی میدهد. قهرمانِ گرفتار و مسئلهٔ همدلی بری کین بهعنوان قهرمان داستان، بیش از آنکه شخصیتی پیچیده و چندلایه باشد، نیروی محرک روایت است. موقعیت او روشن و مؤثر طراحی شده: مردی که باید هم از دست قانون بگریزد و هم راهی برای رسیدن به حقیقت پیدا کند.
رابرت کامینگز نقش را با انرژی و سرزندگی پیش میبرد، اما بازی او همیشه به عمق عاطفی موردنیاز نمیرسد. در نتیجه، گاه بیش از آنکه با درونیات بری همراه شویم، از بیرون شاهد حرکت او در زنجیرهای از خطرها هستیم. این فاصله لزوماً فیلم را از کار نمیاندازد؛ حتی در جاهایی، سادگی قهرمان با شتاب و خصلت ماجراجویانهٔ اثر سازگار است.
« بااینهمه، جذابیت فیلم فقط در پرسش «چه کسی مقصر است؟» خلاصه نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما وقتی داستان میخواهد بر اعتماد، وفاداری یا فداکاری تکیه کند، محدودیت پرداخت شخصیت آشکارتر میشود. پاتریشیا مارتین نیز در آغاز با تردید و بدگمانی وارد ماجرا میشود؛ رابطهٔ او با بری فرصتهایی برای اصطکاک و طنز فراهم میکند، ولی تحول عاطفی این همراهی همیشه به اندازهٔ موقعیتهای پرحادثه، بسط نمییابد.
روایت جادهای و پراکندگی ماجراها سفر بری در پهنهٔ آمریکا، ساختار اصلی فیلم را شکل میدهد. جابهجایی از مکانی به مکان دیگر، امکان میدهد هر بخش حالوهوایی تازه داشته باشد: گاهی تعلیق و خطر، گاهی طنز، و گاهی مواجهه با شخصیتهایی غریب یا غیرمنتظره. این ساختار اپیزودیک، فیلم را از یکنواختی دور میکند و حس عبور از جهانهای متفاوت را پدید میآورد.
در عین حال، بهای این تنوع آن است که پیوند میان بعضی بخشها سست به نظر میرسد. نیمهٔ میانی بیش از آغاز فیلم از این مشکل آسیب میبیند. رشتهای از برخوردها و موقعیتها، بهجای آنکه همیشه در امتداد طبیعی یکدیگر رشد کنند، گاه مانند توقفگاههایی جداگانه در مسیر قهرمان جلوه میکنند. بعضی صحنهها بهخوبی تنش میسازند، اما برخی دیگر بیش از اندازه مکث میکنند یا اطلاعات و گفتوگوهایی را در خود جای میدهند که از نیروی حرکت داستان میکاهند.
بنابراین، فیلم در بهترین لحظههایش تند و چابک است و در لحظههای ضعیفتر، میان ایستگاههای روایی خود معطل میماند. تعلیق، میزانسن و تصویر توانایی Hitchcock در سازماندادن نگاه تماشاگر، حتی در اثری ناهموار چون «Saboteur»، چشمگیر است. کارگردان بارها بهجای توضیح مستقیم، از قاببندی، فاصله و جایگیری آدمها برای ایجاد اضطراب بهره میگیرد.
« اما وقتی داستان میخواهد بر اعتماد، وفاداری یا فداکاری تکیه کند، محدودیت پرداخت شخصیت آشکارتر میشود. »
شخصیتها و اجرا
فضای صنعتی آغاز فیلم، با سازهها و درهای بزرگش، از همان ابتدا حس تهدیدی پنهان را به تصویر میکشد؛ محیطی که کار و زندگی روزمره در آن بهسرعت میتواند به صحنهٔ فاجعه بدل شود. فیلم همچنین به ساختن موقعیتهای نمایشی علاقهمند است: آدمهایی که در فضای عمومی گرفتارند، حقیقتی که در برابر نگاه دیگران باید اثبات شود، و قهرمانی که همواره در معرض دیدهشدن و شناسایی قرار دارد.
این بازی با دیدهشدن، با مضمون اتهام ناروا پیوندی طبیعی دارد؛ بری باید خود را از تصویری که دیگران از او ساختهاند جدا کند، اما هر بار که میکوشد حقیقت را آشکار سازد، خطر شناسایی و دستگیری نیز افزایش مییابد. در این میان، لحظههای بصری پرقدرت گاه از منطق کامل روایت پیشی میگیرند؛ فیلم بیشتر به خاطر طراحی صحنهها و تعلیق تصویریاش در ذهن میماند تا انسجام بینقص داستان.
شرارت، منزلت و فضای زمانه در سوی مقابل بری، فیلم چهرهٔ تهدید را فقط به خرابکاری پنهانی محدود نمیکند. یکی از ایدههای مؤثر اثر آن است که خطر میتواند پشت ظاهر آراسته و اعتبار اجتماعی پنهان شود. تقابل میان کارگر متهم و چهرهٔ محترمی که از جایگاه خود بهره میبرد، به داستان معنایی سیاسی و زمانهمند میدهد؛ در فضایی که جنگ و خرابکاری نگرانیهایی واقعی بودند، ترس از نفوذ دشمن در جامعه به تعلیق فیلم نیرویی ویژه میبخشد.
بااینحال، این لایه گاه صریح و حتی خطابهوار میشود. فیلم در برخی لحظهها بهجای آنکه اجازه دهد کنشها و موقعیتها مضمون را منتقل کنند، ترجیح میدهد پیام خود را آشکارا بیان کند. چنین لحظههایی میتوانند از ظرافت اثر بکاهند و ضرباهنگ را کند سازند. این صراحت را باید هم نشانهٔ زمینهٔ تاریخی فیلم دانست و هم یکی از محدودیتهای آن: «Saboteur» در بهترین حالت، نگرانی سیاسی را در دل تعلیق مینشاند؛ در ضعیفترین حالت، تعلیق برای بیان مستقیم آن متوقف میشود.
« شرارت، منزلت و فضای زمانه در سوی مقابل بری، فیلم چهرهٔ تهدید را فقط به خرابکاری پنهانی محدود نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز و برخورد با جهانهای نامتجانس در مسیر فرار، بری با آدمهایی روبهرو میشود که هر یک گوشهای متفاوت از جامعه را نمایندگی میکنند. این برخوردها، تنوعی خوشایند به فیلم میدهند و اجازه نمیدهند فضای تعقیبوگریز پیوسته تیره و جدی باقی بماند. طنز اثر گاه از تضاد میان ظاهر موقعیت و خطر نهفته در آن پدید میآید؛ گاه نیز از شخصیتهایی که واکنشی نامتعارف به بحران نشان میدهند.
این ترکیب، از یک سو به فیلم سرزندگی میبخشد و از سوی دیگر، بر پراکندگی آن میافزاید. تغییر ناگهانی لحن ممکن است تماشاگر را از فضای تهدید بیرون بکشد، بهویژه هنگامی که یک موقعیت کمیک بلافاصله پس از لحظهای جدی قرار میگیرد. بااینحال، همین نوسان بخشی از هویت فیلم است: «Saboteur» نه تریلری کاملاً واقعگرا، بلکه ماجراجوییای نمایشی است که گاهی از منطق روزمره فاصله میگیرد تا صحنهای بهیادماندنی بسازد.
صحنهپردازی و اوج نمایشی دستآورد بزرگ فیلم را باید در توانایی آن برای خلق موقعیتهای تصویری ماندگار جستوجو کرد. تعلیق در «Saboteur» اغلب زمانی به اوج میرسد که فضای فیزیکی خود به بخشی از خطر بدل میشود: ارتفاع، لبهها، فاصلهها و نگاه جمعیت، همگی در ساختن اضطراب نقش دارند. صحنهٔ پایانی در مجسمهٔ آزادی، نمونهٔ برجستهٔ همین رویکرد است؛ مکانی نمادین که مقیاس و معنای ملیاش با خطر فردی قهرمان درهم میآمیزد.
اشاره به جزئیات این صحنه، نتیجهٔ داستان را فاش میکند؛ اما کافی است گفت که کارگردان از موقعیت و معماری مکان برای ساختن تعلیقی تماشایی بهره میبرد. این اوج تصویری، خاطرهٔ فیلم را نیرومندتر از برخی نارساییهای رواییاش میسازد. بااینحال، قدرت یک صحنهٔ پایانی نمیتواند همهٔ ضعفهای پیشین را محو کند.
« این برخوردها، تنوعی خوشایند به فیلم میدهند و اجازه نمیدهند فضای تعقیبوگریز پیوسته تیره و جدی باقی بماند. »
قوتها و کاستیها
اگر مسیر رسیدن به آن در بخشهایی شل و پراکنده به نظر میرسد، دلیلش آن است که فیلم گاهی بیش از اندازه به جذابیت موقعیتهای منفرد متکی میشود و کمتر میکوشد همهٔ آنها را در زنجیرهای کاملاً منسجم به هم پیوند دهد. جمعبندی «Saboteur» تریلری پرانرژی و گاه نامتوازن است که بر ایدهای کلاسیک بنا شده: مردی بیگناه در جهانی که پیشاپیش او را مجرم میداند.
شروع پرشتاب، تعلیق بصری، تنوع برخوردها و چند صحنهٔ نمایشی نیرومند، آن را به تجربهای جذاب بدل میکنند. در برابر این قوتها، بخش میانی کش میآید، برخی گذارهای روایی قانعکننده نیستند و شخصیتپردازی، بهخصوص در مرکز داستان، همیشه عمق لازم را پیدا نمیکند. با وجود این ناهمواریها، فیلم ارزش تماشایش را حفظ میکند؛ نه بهعنوان اثری کاملاً یکدست، بلکه بهعنوان نمونهای گویا از علاقهٔ Hitchcock به تعقیب، سوءظن و بازی با موقعیتهای دیداری.
«Saboteur» شاید در همهٔ لحظات خود به یک اندازه درگیرکننده نباشد، اما در لحظههایی که تعلیق و تصویر به هم میرسند، نشان میدهد چرا یک ایدهٔ ساده میتواند به ماجرایی سینمایی و ماندگار تبدیل شود.
« شروع پرشتاب، تعلیق بصری، تنوع برخوردها و چند صحنهٔ نمایشی نیرومند، آن را به تجربهای جذاب بدل میکنند. »



ثبت دیدگاه