نقد و بررسی
نقد بی رحم 2023 (Ruthless) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری آشنا با انگیزهای شخصی «Ruthless» ساختهٔ Art Camacho، تریلری اکشن دربارهٔ خشم، فقدان و میل به اجرای عدالت بیرون از چارچوب قانون است. هری، مربی کشتی یک دبیرستان، هنوز با مرگ خشونتآمیز دختر نوجوانش دستوپنجه نرم میکند. وقتی یکی از دانشآموزانش در معرض خطر قرار میگیرد و سپس ناپدید میشود، او بهجای انتظار برای سازوکارهای رسمی، شخصاً وارد تعقیب مردانی میشود که در شبکهٔ قاچاق انسان دست دارند.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار است به قلمرو آشنای قهرمان تنها و خشن قدم بگذارد؛ پرسش اصلی نه تازگی این الگو، بلکه میزان توانی است که فیلم برای جانبخشیدن به آن دارد. فقدان و خشم؛ هستهٔ عاطفی فیلم انگیزهٔ هری از دل سوگی حلنشده میآید و همین پیشینه، کنشهای او را از انتقامجویی صرف فراتر میبرد.
او در دانشآموزی آسیبپذیر، دختری را میبیند که ممکن است به سرنوشتی مشابه دختر خودش دچار شود. این پیوند عاطفی، نقطهٔ اتکای روایت است: هری فقط در پی مجازات مجرمان نیست، بلکه میکوشد از تکرار فاجعه جلوگیری کند. بااینحال، فیلم بیشتر از آنکه سوگ را کاوش کند، از آن بهعنوان سوخت حرکت داستان بهره میگیرد.
« هری، مربی کشتی یک دبیرستان، هنوز با مرگ خشونتآمیز دختر نوجوانش دستوپنجه نرم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گذشتهٔ دردناک هری توضیح میدهد چرا وارد این مسیر میشود، اما کمتر به لایههای پیچیدهٔ فقدان، گناه یا فرسودگی روانی او میپردازد. در نتیجه، انگیزهٔ شخصیت قابلفهم است، ولی گاه به نشانهای ساده برای راهاندازی زنجیرهٔ درگیریها تقلیل مییابد. موضوع قاچاق انسان نیز بهخودیخود سنگین و مهم است، اما فیلم معمولاً آن را در خدمت تعقیب و نجات نگه میدارد، نه بهعنوان مسئلهای اجتماعی با ابعاد گستردهتر.
درموت مالرونی؛ تکیهگاه اصلی روایت درموت مالرونی در نقش هری مهمترین عامل حفظ انسجام فیلم است. او شخصیت را با نوعی خویشتنداری و خشکی کنترلشده بازی میکند؛ مردی که ظاهر آرامش هنوز باقی است، اما زیر آن خشم و اندوهی انباشته جریان دارد. این انتخاب با لحن فیلم سازگار است و کمک میکند هری صرفاً به ماشینی برای کتککاری تبدیل نشود.
حضور مالرونی، حتی در لحظاتی که فیلمنامه راهی آشنا و قابلپیشبینی را میرود، به صحنهها وزن و تمرکز میدهد. در برابر او، بازی برخی از بازیگران فرعی یکدست نیست. شخصیتهایی که باید خطر، ترس یا درماندگی را ملموس کنند، گاه بهجای آنکه به آدمهایی باورپذیر تبدیل شوند، تنها کارکردی داستانی پیدا میکنند.
« درموت مالرونی؛ تکیهگاه اصلی روایت درموت مالرونی در نقش هری مهمترین عامل حفظ انسجام فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
بهویژه در نقشهای پیرامونی، تفاوت کیفیت اجرا محسوس است و همین مسئله گاهی از شدت لحظههای عاطفی میکاهد. فیلم بیش از هر چیز بر حضور بازیگر اصلی تکیه میکند؛ انتخابی که در صحنههای هری جواب میدهد، اما ضعفهای گروه بازیگری را کاملاً نمیپوشاند. اکشن و ریتم؛ انرژیای ناپیوسته «Ruthless» میخواهد تریلری پرتحرک باشد، اما مقدار و توزیع صحنههای اکشن ممکن است با انتظار تماشاگر از چنین قصهای همخوان نباشد.
درگیریها در لحظاتی سرگرمکننده و مستقیماند و فیلم از کشدادن بیدلیل برخی مواجههها پرهیز میکند. ریتم کلی نیز بهاندازهای پیش میرود که کنجکاوی دربارهٔ قدم بعدی هری حفظ شود. برای تماشاگرانی که به دنبال سرگرمی ساده و بیواسطهاند، همین حرکت رو به جلو میتواند نقطهٔ قوت باشد. اما انرژی فیلم پیوسته نیست.
میان صحنههای درگیری، روایت گاه به مکثهایی میرسد که نه شخصیتپردازی عمیقتری فراهم میکنند و نه تعلیق را به شکل مؤثری افزایش میدهند. از سوی دیگر، اکشن کمتر از آن چیزی است که عنوان و طرح کلی فیلم وعده میدهند. بعضی لحظات خشن نیز بیش از آنکه از دل موقعیت و پیامدهای آن برآیند، به نشانههایی تکرارشونده برای نمایش سرسختی هری بدل میشوند.
« بهویژه در نقشهای پیرامونی، تفاوت کیفیت اجرا محسوس است و همین مسئله گاهی از شدت لحظههای عاطفی میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تکرار، بهجای تقویت شخصیت، ممکن است پس از مدتی اثر معکوس بگذارد. فیلمنامه و کلیشههای ژانر ضعف بنیادی فیلم در فیلمنامهای است که مصالحش آشنا هستند: قهرمانی زخمی، نهادی که نمیتواند بهموقع مداخله کند، قربانیای در معرض خطر و شبکهای از تبهکاران که باید با خشونت متوقف شوند. استفاده از این عناصر بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مسئله آن است که فیلم کمتر میکوشد به آنها زاویهای تازه بدهد.
بسیاری از تغییر مسیرها زودتر از موعد قابلحدساند و شخصیتهای فرعی نیز اغلب به اندازهای که روایت نیاز دارد، در صحنه حاضر میشوند. افزون بر این، برخی اتفاقات برای پیشبردن ماجرا بهسادگی کنار هم قرار میگیرند. تصمیمها و واکنشها گاه بیش از آنکه از منطق شخصیتها یا شرایط بیرونی پیروی کنند، راه را برای صحنهٔ بعدی باز میکنند.
همین دستکاری محسوس در منطق روایت، باورپذیری را تضعیف میکند. فیلم در مقام یک تریلر کمهزینه میتواند از قراردادهای ژانر بهره ببرد، اما وقتی همان قراردادها را بدون پیچیدگی تازه تکرار میکند، نتیجه بیشتر آشناست تا غافلگیرکننده. واقعنمایی و نگاه اخلاقی مرکز اخلاقی فیلم در ظاهر روشن است: حمایت از نوجوانی که در معرض سوءاستفاده قرار گرفته و مقابله با کسانی که از آسیبپذیری دیگران بهرهکشی میکنند.
« این تکرار، بهجای تقویت شخصیت، ممکن است پس از مدتی اثر معکوس بگذارد. »
قوتها و کاستیها
این جهتگیری، همدلی تماشاگر را بهسرعت جلب میکند. بااینحال، انتخاب هری برای اجرای عدالت شخصی، پرسشهایی دربارهٔ قانون، پاسخگویی و پیامدهای خشونت پیش میکشد که فیلم چندان درنگی بر آنها نمیکند. در بسیاری از لحظات، خشونت قهرمان بیشتر راهحل عملی داستان است تا مسئلهای که باید از نظر اخلاقی سنجیده شود.
از همینجا فاصلهای میان جدیت موضوع و سادگی پرداخت پدید میآید. قاچاق انسان و آزار نوجوانان مسئلههایی تکاندهندهاند، اما روایت گاهی آنها را به زمینهای برای نمایش قهرمانبودن هری تبدیل میکند. اگر فیلم بیشتر به تجربهٔ قربانیان و محدودیتهای راههای حمایتی میپرداخت، مضمون اجتماعیاش عمق بیشتری پیدا میکرد.
در شکل کنونی، این دغدغه حضور دارد، اما اغلب زیر سایهٔ الگوی انتقام و نجات قرار میگیرد. جمعبندی «Ruthless» فیلمی بینقص یا نوآورانه نیست؛ داستانش به الگوهای شناختهشده تکیه دارد، برخی نقشهای فرعی و اتفاقاتش باورپذیری کافی ندارند و اکشن آن نیز پراکندگی و کمحجمی دارد. بااینهمه، درموت مالرونی نقش اصلی را با تمرکزی قابلاتکا پیش میبرد و ریتم فیلم در بخشهایی توان حفظ توجه تماشاگر را دارد.
« این جهتگیری، همدلی تماشاگر را بهسرعت جلب میکند. »
جمعبندی
حاصل، تریلری متوسط و آشناست که بیش از هر چیز با حضور بازیگر محوری و سرگرمی سادهٔ صحنههایش دوام میآورد. اگر انتظار اثری پیچیده، واقعگرا یا دگرگونکننده از ژانر داشته باشید، احتمالاً ناامید خواهید شد؛ اما بهعنوان یک فیلم اکشن کمادعا، ممکن است همانقدر سرگرمکننده باشد که برای یک تماشای گذرا لازم است.
« حاصل، تریلری متوسط و آشناست که بیش از هر چیز با حضور بازیگر محوری و سرگرمی سادهٔ صحنههایش دوام میآورد. »



ثبت دیدگاه