نقد و بررسی
نقد دویدن از ترس (Running Scared) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که با یک اسلحه از جا کنده میشود در «Running Scared» یک خلافکار خردهپا به نام جویی گازل مأمور میشود سلاحی را پنهان کند که در تیراندازیای خونین به کار رفته است. وقتی پسر همسایه به آن دست مییابد و ناپدید میشود، جویی ناچار است پیش از آنکه پلیس یا گروههای جنایتکار سرنخ را پیدا کنند، او را بیابد.
این طرح، در ظاهر، موتور یک تعقیبوگریز جنایی آشناست؛ اما فیلم بهسرعت از چارچوب یک ماجرای ساده بیرون میزند و با رفتوآمد میان محلهها، گروههای تبهکار و موقعیتهای پیدرپی، داستان را به سفری پرتنش و آشفته تبدیل میکند. «Running Scared» ساخته و نوشتهٔ وین کرامر است و پل واکر، کامرون برایت، ورا فارمیگا و چاز پالمینتری در آن نقش دارند.
ریتمی که مجال نفس کشیدن نمیدهد مهمترین امتیاز فیلم، شتاب بیوقفهٔ آن است. جویی در هر مرحله با مانعی تازه روبهرو میشود و زمان اندکی برای سنجیدن انتخابهایش دارد. همین پیوستگی، حس فوریت را حفظ میکند و تماشاگر را در تعقیب شخصیتها نگه میدارد. فیلم کمتر به مکث و توضیح رو میآورد؛ بهجای آن، پیوسته موقعیت تازهای میسازد و از دل آن، بحران بعدی را بیرون میکشد.
این شتاب گاهی هوشمندانه عمل میکند: اطلاعات داستانی در خلال حرکت و برخوردها آشکار میشوند و کنجکاوی دربارهٔ سرنوشت آدمها و سلاح محوری قصه باقی میماند. اما ریتم تند، همیشه به معنای پیشروی دراماتیک نیست. برخی رخدادها بیشتر برای حفظ هیجان کنار هم چیده شدهاند تا آنکه از انتخابهای شخصیتها یا منطق جهان فیلم بهطور طبیعی برخیزند.
« ریتمی که مجال نفس کشیدن نمیدهد مهمترین امتیاز فیلم، شتاب بیوقفهٔ آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، تماشاگر ممکن است همزمان که مشتاق ادامهٔ ماجراست، از شتابی که فرصت هضم اتفاقها را میگیرد خسته شود. سبکی پرزرقوبرق و بیقرار وین کرامر جهان فیلم را با دوربینی ناآرام و تدوینی پرتحرک میسازد. قابها، حرکتها و تغییرهای مداوم زاویه دید، فضای عصبی و بیثباتی پدید میآورند که با وضعیت جویی همخوان است: مردی که میکوشد اوضاع را مهار کند، اما هر لحظه بیشتر در آن فرو میرود.
رنگها و نورپردازی نیز به فیلم جلوهای تند و اغراقشده میدهند؛ گویی خیابانها نه مکانهایی روزمره، بلکه صحنههایی از کابوس جناییاند. این انتخاب سبکی، هم امضای فیلم است و هم بزرگترین عامل فرسایندهاش. در بهترین لحظهها، انرژی بصری به تعلیق جان میدهد و حس آشفتگی را به تجربهای ملموس بدل میکند.
در لحظههای دیگر، دوربین چنان به خودنمایی میافتد که توجه را از شخصیت و موقعیت میرباید. حرکتهای ناجور و شلوغی تصویر میتوانند بهجای تقویت تنش، آن را پراکنده کنند. فیلم بیش از اندازه به این تصور دل میبندد که هر صحنه باید از صحنهٔ پیشین پرتحرکتر و پرهیاهوتر باشد. تعلیق، پیچوخم و مرز باورپذیری ساختار داستانی بر زنجیرهای از رازها، تعقیبها و تغییر مسیرها بنا شده است.
سلاحی که باید ناپدید شود، بهتدریج به گرهای تبدیل میشود که آدمهای گوناگون را به هم پیوند میدهد و جویی را به مسیرهایی میکشاند که پیشبینیشان آسان نیست. فیلم در حفظ کنجکاوی موفق است؛ بهویژه چون اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و هر مواجهه میتواند معنای تازهای به موقعیت بدهد.
« در نتیجه، تماشاگر ممکن است همزمان که مشتاق ادامهٔ ماجراست، از شتابی که فرصت هضم اتفاقها را میگیرد خسته شود. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، پیچیدگی داستان همیشه با انسجام همراه نیست. برخی تصمیمها بهجای آنکه از ترس، منفعت یا شخصیتپردازی سرچشمه بگیرند، بیشتر بهانهای برای چرخاندن قصه به سمت بحران بعدی به نظر میرسند. اغراق در تصادفها و واکنشهای کمتأمل، بهمرور باورپذیری را تضعیف میکند. هرچه فیلم پرحادثهتر میشود، فاصلهٔ میان هیجان و منطق بیشتر به چشم میآید.
تماشاگر ممکن است از غافلگیری لذت ببرد، اما دشوارتر بتواند جهان فیلم را بهعنوان جهانی با قواعد ثابت بپذیرد. شخصیتها در قلمرو آدمهای ناخوشایند فیلم با جهانی سروکار دارد که در آن پاکی اخلاقی کمیاب است. جویی خلافکاری است که زندگی خانوادگیاش در برابر گذشته و انتخابهایش قرار میگیرد؛ او نه قهرمانی بیعیب، بلکه مردی گرفتار پیامدهای اعمال خویش است.
این تناقض، بالقوه میتوانست مرکز درامی پیچیده باشد: آیا مسئولیتپذیری خانوادگی میتواند با زندگی جنایتکارانه جمع شود؟ فیلم این پرسش را مطرح میکند، اما کمتر فرصت مییابد آن را با عمق و آرامش دنبال کند. پل واکر در نقش جویی حضوری پرانرژی دارد و میکوشد زیر ظاهر خشن شخصیت، اضطراب و دلبستگی را نشان دهد.
ورا فارمیگا نیز در نقش ترزا به فیلم نیرویی محکم میبخشد و حضورش صرفاً به واکنشپذیری محدود نمیماند. کامرون برایت در نقش اولگ، نقطهٔ اتصال بخشهایی از ماجراست؛ شخصیتی که سرنوشتش به حرکت روایت شتاب میدهد. با وجود این، انبوه شخصیتها و رخدادها مجال چندانی برای پرداخت دقیق روابط باقی نمیگذارد.
« بااینحال، پیچیدگی داستان همیشه با انسجام همراه نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بسیاری از آدمها بیش از آنکه زندگی مستقل داشته باشند، در خدمت پیچ بعدی داستان قرار میگیرند. بازیها و لحن نامتوازن بازیگران با مصالحی آگاهانه اغراقشده کار میکنند و این میزان از شدت با جهان فیلم تناسب دارد. پالمینتری، با حضوری آشنا در فضای جنایی، به روایت وزن میدهد؛ فارمیگا نیز در لحظههای حساس، استواری و عاطفه را به هم پیوند میزند.
واکر تلاش میکند از تصویر قهرمان اکشن فاصله بگیرد و شخصیتی آسیبپذیرتر و آلودهتر بسازد. بااینحال، لهجه و شیوهٔ بیان او ممکن است برای برخی تماشاگران ناهماهنگ به نظر برسد و تمرکز را از شخصیت دور کند. نکتهٔ دشوارتر، تغییر لحن فیلم است. اثر گاه خود را بهصورت تریلری واقعگرا عرضه میکند و گاه به سوی نمایشهای افراطی و تقریباً کمیک میرود.
خشونت و خطر، در بخشهایی بار عاطفی دارند؛ اما گاهی چنان به نمایشگری بصری تبدیل میشوند که اثرگذاریشان کاهش مییابد. این نوسان باعث میشود تماشاگر همیشه نداند فیلم از او میخواهد موقعیت را جدی بگیرد، از اغراقش لذت ببرد یا هر دو را همزمان تجربه کند. خشونت و جهان تیرهٔ فیلم فضای «Running Scared» تیره و آکنده از تهدید است.
خشونت در آن صرفاً حادثهای گذرا نیست، بلکه بخشی از محیطی است که شخصیتها در آن زندگی میکنند؛ جهانی که در آن قدرت، ترس و بقا به هم گره خوردهاند. این انتخاب به فیلم شدت میدهد، اما همیشه با تأمل اخلاقی همراه نیست. در بعضی صحنهها، شوک تصویری جای نگاه دقیق به پیامدهای خشونت را میگیرد.
« بسیاری از آدمها بیش از آنکه زندگی مستقل داشته باشند، در خدمت پیچ بعدی داستان قرار میگیرند. »
قوتها و کاستیها
حاصل، تجربهای نابرابر است: گاه تلخ و تکاندهنده، گاه صرفاً پرهیاهو. پایانبندی و آنچه از دست میرود بدون ورود به جزئیات پایان، میتوان گفت فیلم در گرهگشایی به اندازهٔ مسیر پرتنش و پرپیچوخم خود قانعکننده نیست. روایت چنان بر افزایش حادثه و غافلگیری تکیه میکند که جمعبندی نهایی باید بار سنگینی را به دوش بکشد؛ اما نتیجه برای همهٔ مخاطبان به همان اندازه رضایتبخش یا متناسب با آشوب پیشین نخواهد بود.
ایدهٔ مرکزی ظرفیت یک تریلر جنایی تلخ و منسجم را دارد، ولی جلوهپردازی و انباشت پیچوخمها گاهی اجازه نمیدهند آن ظرفیت به شکلی کامل شکوفا شود. جمعبندی «Running Scared» فیلمی است که از افراط نیروی خود را میگیرد و همزمان در همان افراط گرفتار میشود. ریتم تند، فضای عصبی، بازیهای پرانرژی و زنجیرهٔ رخدادهای غیرمنتظره میتوانند تجربهای سرگرمکننده و پرکشش بسازند؛ اما دوربین بیقرار، منطق سست برخی چرخشها و پایانبندی کماثر، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری یکپارچه بدل شود.
تماشاگرانی که از تریلرهای جنایی پرزرقوبرق و آشوبزده لذت میبرند، احتمالاً با وجود لغزشها تا پایان همراهش میمانند. کسانی که باورپذیری، شخصیتپردازی سنجیده و خویشتنداری بصری میخواهند، ممکن است بیشتر از آنکه جذب شوند، از شلوغی فیلم دلزده شوند. «Running Scared» در نهایت اثری پرانرژی اما نابرابر است؛ فیلمی که ایده و شور فراوان دارد، ولی همیشه نمیداند چگونه آنها را مهار کند.
« حاصل، تجربهای نابرابر است: گاه تلخ و تکاندهنده، گاه صرفاً پرهیاهو. »
ثبت دیدگاه