نقد و بررسی
نقد رودرا تاندَوَم (Rudra Thandavam) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و طرح کلی «Rudra Thandavam» ساختهٔ موهان جی، فیلمی تامیلی در آمیزهای از درام پلیسی، تریلر و ملودرام اجتماعی است. داستان با رودران، مأمور پلیسی که در مبارزه با قاچاق مواد مخدر سرسختی نشان میدهد، به منطقهای تازه میرود و در آنجا با دو جوان درگیر فروش مواد روبهرو میشود.
پس از زخمیشدن یکی از آنها و مرگش چند روز بعد، رودران در مظان اتهام قرار میگیرد و با پروندهای حقوقی روبهرو میشود. از این نقطه، فیلم میخواهد هم تعلیق یک پروندهٔ جنایی را پیش ببرد و هم دربارهٔ عدالت، قانون و تنشهای اجتماعی موضع بگیرد. دشواری کار نیز همینجاست: اثر از یکسو به معمایی پرکشش نیاز دارد و از سوی دیگر، میخواهد به مناقشههایی حساس بپردازد؛ اما این دو مسیر همیشه در خدمت یکدیگر قرار نمیگیرند.
شروعی معمامحور و امیدبخش نیمهٔ نخست، با فاصلهگرفتن از توضیحهای صریح و تمرکز بر پیامدهای یک واقعه، کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد. اتهام علیه رودران، پرسشهایی دربارهٔ آنچه پیشتر رخ داده و فاصلهٔ میان برداشت عمومی و حقیقت ایجاد میکند. این تعلیق، دستکم در آغاز، به فیلم نیروی پیشبرنده میدهد و تماشاگر را به دنبالکردن زنجیرهٔ رخدادها ترغیب میکند.
در همین بخش، تقابل رودران با مظاهر قاچاق مواد نیز بستر مناسبی برای یک درام پلیسی فراهم میآورد؛ مسئلهای ملموس که میتواند از دل آن، بحثی دربارهٔ مسئولیت فردی و هزینهٔ مبارزه با جرم شکل بگیرد. بااینحال، فیلم بهتدریج از این محور روشن فاصله میگیرد. مضمون قاچاق مواد که در ابتدا موتور داستان به نظر میرسد، در ادامه زیر سایهٔ جدلهای حقوقی و اجتماعی قرار میگیرد.
« اتهام علیه رودران، پرسشهایی دربارهٔ آنچه پیشتر رخ داده و فاصلهٔ میان برداشت عمومی و حقیقت ایجاد میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جابهجایی لزوماً نادرست نیست، اما نیازمند پیوندی دقیق میان موضوعهاست؛ پیوندی که اثر همیشه موفق به ایجاد آن نمیشود. در نتیجه، بخشی از تعلیق آغازین جای خود را به توضیح و موضعگیری میدهد و ریتم روایت افت میکند. رودران؛ قهرمانی با روزنهای از آسیبپذیری نقطهٔ قوت اصلی فیلم، بازی ریچارد ریشی در نقش رودران است.
شخصیت او در ظاهر مأموری قاطع و بیباک است، اما فیلم در بهترین لحظاتش اجازه میدهد لایههای تردید، اندوه و احساس مسئولیت او دیده شود. مرگ جوانی که با ماجرای عملیات پلیس گره خورده، صرفاً وسیلهای برای بالا بردن تنش نیست؛ دستکم در لحظاتی، به زخمی روانی بدل میشود که رودران ناچار است با آن زندگی کند.
ریشی این کشمکش را با بازیای کنترلشده منتقل میکند و از تبدیل نقش به تصویری کاملاً یکبعدی از پلیس شکستناپذیر فاصله میگیرد. همین لحظات درونی، بیش از صحنههای پرتحرک، به شخصیت وزن میبخشند. رودران وقتی از خود میپرسد آیا در آنچه رخ داده سهمی داشته است، به انسانی باورپذیرتر تبدیل میشود؛ انسانی که میان وظیفه، پیامدهای عمل و تصویر عمومیاش از خود گرفتار شده است.
بازی ریشی در نمایش این اضطراب، از مهمترین دستاوردهای فیلم است. در مقابل، شخصیتهای پیرامونی کمتر مجال مییابند به همین اندازه پیچیده شوند و برخی از آنان بیشتر در جایگاه نمایندهٔ یک موضع یا ابزار پیشبرد داستان باقی میمانند. دادگاه و مسئلهٔ عدالت محور دادگاهی فیلم فرصت مهمی برای بررسی نسبت میان حقیقت، قانون و قدرت فراهم میکند.
« در نتیجه، بخشی از تعلیق آغازین جای خود را به توضیح و موضعگیری میدهد و ریتم روایت افت میکند. »
شخصیتها و اجرا
پروندهای که علیه رودران شکل میگیرد، میتوانست بستری باشد برای نشاندادن اینکه چگونه روایتهای متعارض از یک واقعه در دادگاه به چالش کشیده میشوند و چگونه جایگاه اجتماعی افراد بر دریافت عمومی از عدالت اثر میگذارد. اما بخش قضایی، با وجود اهمیتش در ساختار داستان، از تنش و جذابیت لازم برخوردار نیست.
استدلالها گاه بیش از آنکه از دل شخصیتها و موقعیتها بجوشند، به شکل سخنرانیهایی دربارهٔ مواضع فیلم عرضه میشوند. این ضعف، اثر را از ظرفیت درام حقوقی محروم میکند. دادگاه زمانی جذاب میشود که هر شاهد، هر مدرک و هر استدلال، هم تصویر ما از گذشته را تغییر دهد و هم آیندهٔ شخصیتها را در معرض خطر بگذارد.
در «Rudra Thandavam»، چنین لحظاتی وجود دارند، اما بهندرت به کشمکشی منسجم و فزاینده بدل میشوند. بنابراین، نیمهٔ دوم که باید بار اصلی تعلیق را بر دوش بکشد، نسبت به وعدهٔ آغازین کمجانتر به نظر میرسد. موضعگیری اجتماعی و خطر یکسویهنگری فیلم خود را به مسئلهٔ قاچاق مواد محدود نمیکند و وارد موضوعهایی چون قانون حمایت از حقوق مدنی، هویت اجتماعی و مذهب میشود.
انتخاب این مضامین میتوانست اثری چندصدایی پدید آورد؛ اثری که در آن گروههای گوناگون با تجربهها و نگرانیهای متفاوت حضور داشته باشند و تماشاگر برای داوری، با پیچیدگی واقعی مسئله روبهرو شود. اما نگاه فیلم در پرداخت این موضوعها، بهجای گشودن پرسشهای دشوار، گاه به سوی نتیجهگیری از پیشتعیینشده متمایل میشود.
« اما بخش قضایی، با وجود اهمیتش در ساختار داستان، از تنش و جذابیت لازم برخوردار نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد، از اهمیت خود موضوعها نمیکاهد؛ برعکس، حساسیت آنها ایجاب میکند که فیلم با دقت بیشتری میان نقد یک رفتار، نقد یک نهاد و تصویرکردن یک گروه اجتماعی تمایز بگذارد. هنگامی که شخصیتها و رخدادها برای تأیید یک دیدگاه مشخص چیده میشوند، پیچیدگی اجتماعی به تقابل سادهٔ درست و نادرست فروکاسته میشود.
پیام فیلم در چنین وضعی نهتنها یکطرفه، بلکه بحثبرانگیز میشود و بخشی از تماشاگران را به جای اندیشیدن به مسئله، در برابر موضع خود اثر قرار میدهد. این نقد به معنای بیاهمیتدانستن موضوعات مطروحه نیست؛ مسئله، چگونگی صورتبندی سینمایی آنهاست. ریتم، موسیقی و صحنههای اکشن از نظر ریتم، فیلم در بخشهایی بیش از اندازه کش میآید و میان پیشبرد قصه و توضیح دیدگاهها تعادل پایداری ندارد.
برخی از فصلهای پیش از اوج داستان، خام و ناپخته جلوه میکنند؛ گویی عناصر لازم برای رسیدن به نقطهٔ پایانی کنار هم قرار گرفتهاند، بیآنکه همهٔ آنها از نظر عاطفی و روایی به اندازهٔ کافی آماده شده باشند. این ناهماهنگی، بهویژه در گذار میان فضای پلیسی، خانوادگی و دادگاهی، آشکار است.
ترانهها و صحنههای مبارزه نیز تأثیر ماندگاری بر جای نمیگذارند. اکشن، با توجه به تصویر مأمور سرسختی که فیلم در آغاز میسازد، باید میتوانست ضرباهنگ و خطر را محسوس کند؛ اما طراحی و اجرای این لحظات غالباً بهاندازهای نیست که هیجان لازم را ایجاد کند. موسیقی هم همیشه به عمق موقعیتها نمیافزاید و گاه حضوری کماثر دارد.
« این نقد به معنای بیاهمیتدانستن موضوعات مطروحه نیست؛ مسئله، چگونگی صورتبندی سینمایی آنهاست. »
قوتها و کاستیها
در برابر این کاستیها، بازی ریشی و برخی لحظات تأملبرانگیز رودران همچنان مرکز ثقل عاطفی اثر باقی میمانند. جمعبندی «Rudra Thandavam» فیلمی است با هستهای دراماتیک بالقوه نیرومند: پلیسی که پس از مرگ جوانی درگیر پروندهای سنگین میشود و باید هم با دادگاه و هم با وجدان خود روبهرو شود.
نیمهٔ نخست با حالوهوای معمامحورش توجهبرانگیز است و ریچارد ریشی در نمایش تردید و اندوه شخصیت اصلی، حضوری مؤثر دارد. اما روایت دادگاهی از کشش کافی برخوردار نیست، ساختار فیلم میان چند موضوع مهم پراکنده میشود و موضعگیری جانبدارانه، پیچیدگی مسائل اجتماعی را محدود میکند. ضعف ریتم، ترانهها و صحنههای اکشن نیز مانع از آن است که اثر در قامت یک تریلر منسجم یا درامی اجتماعی چندلایه به نتیجهای کاملاً رضایتبخش برسد.
فیلم در لحظات انسانی رودران زنده میشود، اما هرگاه میکوشد پرسشهای اجتماعی را با پاسخهای قطعی جایگزین کند، از نیروی سینمایی خود میکاهد.
« در برابر این کاستیها، بازی ریشی و برخی لحظات تأملبرانگیز رودران همچنان مرکز ثقل عاطفی اثر باقی میمانند. »



ثبت دیدگاه