نقد و بررسی
نقد شکوفهٔ سلطنتی (Royal Blossom) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان قصر و گلخانه «Royal Blossom» از دل تقابلی ساده اما پربازده شکل میگیرد: پرنسس النا باید در چارچوب نقشی زندگی کند که خاندان سلطنتی برایش تعیین کرده، درحالیکه دلبستگی واقعیاش گلآرایی است؛ هنری که از نگاه اطرافیانش با شأن سلطنتی سازگار نیست. سفر دیپلماتیک او به لندن فرصتی فراهم میکند تا زیر نامی جعلی وارد مسابقهای شود و بیرون از تشریفات همیشگی، دستکم برای مدتی، به خواستهٔ شخصیاش نزدیک شود.
در آنجا با آدام، روزنامهنگاری که مسابقه را پوشش میدهد، آشنا میشود. فیلم این زمینهٔ عاشقانه را با فضایی نرم و دلپذیر پیش میبرد؛ فضایی که بیش از تعلیق یا غافلگیری، بر آسودگی و خیالپردازی تکیه دارد. گلآرایی بهمثابه صدای شخصی نقطهٔ تمایز ایدهٔ فیلم در این است که گلآرایی صرفاً آرایهای زیبا برای پسزمینه نیست؛ میتواند زبان خاموش النا باشد، راهی برای بیان سلیقه و هویتی که در زندگی رسمیاش مجال بروز ندارد.
گلها، برخلاف سلسلهمراتب و پروتکلهای دربار، از انتخاب و ترکیب و آزمونوخطا سخن میگویند. از این رو، مسابقهٔ گلآرایی برای النا فقط سرگرمی نیست، بلکه عرصهای است که در آن میتواند تواناییهایش را بر پایهٔ میل خود بسنجد، نه بر اساس وظایف موروثیاش. بااینهمه، فیلم ظرفیت استعاری این ایده را کاملاً نمیپروراند.
« در آنجا با آدام، روزنامهنگاری که مسابقه را پوشش میدهد، آشنا میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تضاد میان فردیت و وظیفهٔ سلطنتی بهروشنی معرفی میشود، اما بیشتر بهعنوان مانعی برای حرکت داستان به کار میرود تا مسئلهای که با ظرافت و پیچیدگی بررسی شود. اگر گلآرایی بهطور پیوسته با تصمیمهای النا، تغییر نگاه او به مسئولیت و رابطهاش با دیگران پیوند میخورد، مضمون فیلم عمق بیشتری مییافت.
آنچه باقی میماند، ایدهای دلنشین است که بارها نشانههایی از معنای گستردهترش میدهد، اما کمتر فرصت میکند آن معنا را به تمامی باز کند. رمانس آشنا و ریتمی سبک آشنایی النا و آدام در محدودهٔ قواعد شناختهشدهٔ کمدی رمانتیک حرکت میکند. یک هویت پنهان، برخورد دو جهان متفاوت و موقعیتی که نزدیکی دو شخصیت را آسان میکند، از همان ابتدا مسیر کلی رابطه را قابل حدس میسازد.
فیلم ظاهراً علاقهای ندارد این پیشبینیپذیری را به تعلیقی جدی بدل کند؛ ترجیح میدهد تماشاگر را در مسیری آشنا نگه دارد و لذت را از گفتوگوها، لحظههای همنشینی و حالوهوای گرم روایت بگیرد. این انتخاب برای اثری که خود را در قلمرو سرگرمی رمانتیک قرار میدهد، لزوماً شکست نیست. بسیاری از تماشاگران از چنین فیلمی بیش از پیچیدگی روایی، انتظار آرامش و پایانبندی عاطفی دارند.
« رمانس آشنا و ریتمی سبک آشنایی النا و آدام در محدودهٔ قواعد شناختهشدهٔ کمدی رمانتیک حرکت میکند. »
شخصیتها و اجرا
مشکل زمانی پدیدار میشود که آشنایی به تکرار بیجان بدل شود: بعضی موقعیتها بهسرعت به همان نتیجهای میرسند که ژانر وعده داده است، بیآنکه شخصیتها در مسیر رسیدن به آن، شناخت تازهای از خود یا دیگری به دست آورند. مسابقهٔ گلآرایی به داستان تحرک میدهد، اما بهتنهایی برای غلبه بر فرمول آشنای عاشقانه کافی نیست.
النا؛ میل به آزادی و دشواری همدلی النا شخصیتی است که تضاد درونیاش میتوانست موتور اصلی درام باشد: او از محدودیتهای جایگاه سلطنتی خسته است و میخواهد زندگیای انتخابیتر داشته باشد، اما خواستن آزادی بهتنهایی او را به شخصیتی دوستداشتنی یا همدلانه تبدیل نمیکند. گاهی رفتار او خودمحورانه جلوه میکند و روایت به اندازهٔ کافی درنگ نمیکند تا نشان دهد این خودخواهی از کجا میآید، چه آسیبهایی به اطرافیان میزند یا چگونه میتواند اصلاح شود.
در نتیجه، فاصلهای میان خواستهٔ قابلدرک او و رفتارهایی که از او میبینیم شکل میگیرد. این فاصله اهمیت دارد، زیرا داستان از مخاطب میخواهد برای استقلال النا دل بسوزاند. برای آنکه این خواسته نیروی عاطفی بیشتری پیدا کند، لازم بود فیلم میان محرومیت واقعی از انتخاب و بیاعتنایی او به خواستههای دیگران تمایزی روشنتر برقرار کند.
« مسابقهٔ گلآرایی به داستان تحرک میدهد، اما بهتنهایی برای غلبه بر فرمول آشنای عاشقانه کافی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنگاه تحول شخصیت نیز میتوانست از دل تجربه و پیامدها بجوشد، نه فقط از مسیر اتفاقهای رمانتیک. آدام هم در این میان بیش از آنکه حضوری مستقل و پیچیده داشته باشد، اغلب در جایگاه همراهی قرار میگیرد که به پیشبرد رابطه و آشکارشدن جنبههایی از النا کمک میکند. به همین سبب، کشش میان این دو بیشتر بر موقعیت و حالوهوا تکیه دارد تا بر شناخت عمیق و دگرگونی متقابل.
بازیگری و لحن عاطفی بازیها در خدمت لحنی قرار میگیرند که آشکارا میخواهد دلنشین و بیخطر باشد. این شیوه با فضای قصه هماهنگ است، اما گاه احساسات را بیش از اندازه برجسته میکند و فرصت نمیدهد سکوت، تردید یا تضادهای ظریف در رابطهها اثر بگذارند. نتیجه، حالوهوایی سانتیمانتال است که ممکن است برای تماشاگر مشتاق قصهای سبک، بخشی از جذابیت فیلم باشد؛ اما برای مخاطبی که به بازیهای خویشتندارانهتر یا شخصیتپردازی چندلایهتر علاقه دارد، کمرمق به نظر میرسد.
بعضی واکنشها و لحظههای عاطفی چنان مستقیم عرضه میشوند که اندکی فاصلهگذاری میتوانست به آنها جان بیشتری بدهد. فیلم بهجای آنکه همیشه به تماشاگر فرصت دهد احساس را از رفتار بازیگران و جزئیات موقعیت دریافت کند، گاهی آن را آشکارا پیش روی او میگذارد. این انتخاب با سادگی روایت سازگار است، اما به قیمت کاهش ظرافت تمام میشود.
« آنگاه تحول شخصیت نیز میتوانست از دل تجربه و پیامدها بجوشد، نه فقط از مسیر اتفاقهای رمانتیک. »
قوتها و کاستیها
حاصل، اجرایی است که به فضای رمانتیک وفادار میماند، بیآنکه همواره از سطح شیرینی و صمیمیت عبور کند. رنگها، فضا و حسِ اثر تلویزیونی گلآراییهای رنگارنگ یکی از مهمترین منابع جذابیت بصری فیلماند. حضور گلها به قابها گرما میبخشد و با مضمون انتخاب و خلاقیت پیوندی طبیعی دارد. رقابت نیز ساختاری فراهم میکند تا این زیبایی صرفاً تزیینی نماند: هر ترکیب گل میتواند نشانی از ذوق و شخصیت سازندگانش باشد و برای مدتی توجه مخاطب را از روابط عاشقانه به خودِ هنر گلآرایی معطوف کند.
همین بخشها به روایت تنوع میدهند و ریتمی سبک و سرگرمکننده پدید میآورند. در مقابل، شکل کلی اجرا گاه به آثار تلویزیونی کمهزینه شباهت پیدا میکند. این احساس نه فقط از محدودیت ظاهری تولید، بلکه از نحوهٔ پرداخت موقعیتها نیز میآید: صحنهها اغلب کارکردی مستقیم دارند، فضای بصری کمتر غافلگیر میکند و احساسات بهسرعت به سطح میآیند.
بااینحال، باید میان سادگی و بیاثر بودن فرق گذاشت. فیلم در ساختن جهانی گرم و قابلتماشا کامیاب است؛ مسئله این است که این جهان کمتر به امضای بصری متمایزی میرسد و بیشتر به همان قالب آشنای قصههای رمانتیک تلویزیونی وفادار میماند. جمعبندی «Royal Blossom» فیلمی است که جذابیت اصلیاش را از پیوند گلآرایی با خیال سلطنتی و از فضای رمانتیکِ آرامشبخش خود میگیرد.
« حاصل، اجرایی است که به فضای رمانتیک وفادار میماند، بیآنکه همواره از سطح شیرینی و صمیمیت عبور کند. »
جمعبندی
مسابقهٔ گلآرایی به روایت رنگ و حرکت میدهد و ایدهٔ پنهانکردن علاقهٔ شخصی در دل تشریفات، زمینهای مناسب برای قصهای دربارهٔ آزادی و خودشناسی فراهم میکند. در سوی دیگر، عاشقانهٔ قابلپیشبینی، پرداخت نهچندان پیچیدهٔ شخصیتها و لحن بیش از اندازه احساساتی، مانع میشوند که فیلم از محدودهٔ سرگرمی سبک فراتر برود.
تماشاگرانی که از فیلمهای رمانتیک ساده، گلهای رنگارنگ و قصههای سلطنتیِ دلگرمکننده لذت میبرند، احتمالاً از همراهی با آن بهره خواهند برد. اما اگر انتظار شخصیتی کاملاً همدلانه، رابطهای با تحول عمیق یا نگاهی جدیتر به تعارض میان وظیفه و انتخاب داشته باشند، فیلم پاسخ چندانی به آن انتظار نمیدهد.
ارزش آن بیش از آنکه در تازگی روایت باشد، در ترکیب لطیف و خوشتماشای گلآرایی و خیال عاشقانه نهفته است.
« ارزش آن بیش از آنکه در تازگی روایت باشد، در ترکیب لطیف و خوشتماشای گلآرایی و خیال عاشقانه نهفته است. »



ثبت دیدگاه