نقد و بررسی
نقد Rotting in the Sun | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنزی سیاه بر لبهٔ واقعیت «Rotting in the Sun» فیلمی از Sebastián Silva است که از همان ابتدا میان کمدی سیاه، درام روانشناختی و معمایی کموبیش آشفته در رفتوآمد است. این اثر بهجای آنکه به یک ژانر وفادار بماند، قواعد هرکدام را دستمایهٔ بازی خود میکند: لحظهای با بحران وجودی و افسردگی روبهرو میشویم، لحظهای دیگر با شوخیهای بیپروا دربارهٔ شهرت و تولید محتوا، و سپس با پرسشی که فیلم را به سمت تعلیق میبرد.
حاصل، تجربهای نامتعارف است؛ فیلمی که عمداً از صیقل و انسجام متعارف فاصله میگیرد و از همین بیقراری، بخشی از نیروی خود را به دست میآورد. اثر در جشنوارهٔ ساندنس به نمایش درآمد و Sebastián Silva و Jordan Firstman نسخههایی داستانی از خودشان را بازی میکنند؛ انتخابی که مرز میان زندگی، نقشآفرینی و خودنمایی را از همان آغاز مبهم میسازد.
از ملال وجودی تا موقعیتی نامتعارف فیلم با Sebastián آغاز میشود؛ فیلمسازی افسرده و فرسوده که در مکزیکوسیتی با بیاعتنایی به اطرافش و بیمیلی به ادامهٔ کار و زندگی دستوپنجه نرم میکند. حضور Jordan، چهرهای پرانرژی و پرحرف در شبکههای اجتماعی، در ساحلی برهنگیگرایانه، برخوردی میان دو جهان میسازد: خلوتگزینی تلخ Sebastián در برابر میل Jordan به دیدهشدن و ارتباطگرفتن.
کشمکش این دو از تفاوت رفتارشان فراتر میرود و به رویارویی دو تصور از خلاقیت بدل میشود؛ یکی که در بحران و انزوا فرو رفته، و دیگری که هر برخوردی را بالقوه به محتوا یا همکاری تازهای تبدیل میکند. فیلم برای رسیدن به این مسیر اصلی شتاب نمیکند. بخش نخست وقت زیادی را صرف ساختن فضا، معرفی شخصیتها و ثبت موقعیتهایی میکند که گاه عمداً زائد یا بیقاعده به نظر میرسند.
« فیلم برای رسیدن به این مسیر اصلی شتاب نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب به باورپذیری جهان فیلم کمک میکند، اما بیهزینه نیست: تماشاگرانی که انتظار دارند روایت زودتر مسئلهٔ مرکزیاش را آشکار کند، ممکن است در آغاز احساس کنند فیلم درجا میزند. روزمرگی در کنار امر نامعمول یکی از موفقیتهای اصلی فیلم، کنار هم نشاندن موقعیتهای افراطی و جزئیات کاملاً روزمره است.
ساحل، بدنهای برهنه، مواد مخدر و گفتوگوهای صریح، جهان اثر را به فضایی غریب میبرند؛ اما در کنار اینها، کارهای خانه، نگرانی از حفظ شغل و رفتوآمدهای معمول زندگی همچنان حضور دارند. همین همنشینی است که از فیلم تصویری صرفاً نمایشی یا عجیبوغریب نمیسازد. لحظههای نامتعارف، در جهانی رخ میدهند که در آن آدمها هنوز با بیحوصلگی، مسئولیت و روابط کاری دستوپنجه نرم میکنند.
این تضاد در نسبت میان کارفرما و خدمتکار نیز دیده میشود. Vero، با بازی Catalina Saavedra، در حاشیهٔ زندگی Sebastián حضور دارد؛ کسی که کارهای روزمره را پیش میبرد، اما نگرانیها و خواستههایش کمتر به چشم میآیند. فیلم از خلال همین نابرابری، طبقه و قدرت را به زمینهای جدی در زیر سطح کمدی بدل میکند.
فاصلهٔ میان آدمهایی که اختیار دارند و کسانی که باید برای نگهداشتن جایگاه خود محتاط بمانند، بخشی از تنش داستان را شکل میدهد. این نگاه وقتی با سوءتفاهمهای زبانی همراه میشود، هم موقعیتهای خندهدار میآفریند و هم یادآوری میکند که ارتباط میان شخصیتها همیشه برابر و روشن نیست. بازی با تصویر عمومی و خودِ بازیگر حضور بازیگرانی که با نام خودشان نقشهایی نزدیک به تصویر عمومیشان را بازی میکنند، به فیلم کیفیتی خودبازتابنده میدهد.
« همین همنشینی است که از فیلم تصویری صرفاً نمایشی یا عجیبوغریب نمیسازد. »
شخصیتها و اجرا
ماجرا فقط این نیست که یک چهرهٔ شناختهشده در برابر دوربین ظاهر شود؛ فیلم پیوسته ما را به این فکر میاندازد که کدام بخش از شخصیتها نمایش است و کدام بخش، اعتراف یا اغراق. Sebastián از یکسو فیلمسازی است که با آشفتگی و بیمیلی خود دستوپنجه نرم میکند و از سوی دیگر، همین بحران به مادهٔ خام روایت تبدیل میشود.
Jordan نیز در نقش نسخهای داستانی از خودش، هم جذابیتِ چهرهٔ رسانهای را دارد و هم محدودیتهای آن را آشکار میکند. طنز اثر از همین آگاهی تغذیه میکند. شخصیتها میدانند که در جهانِ تصویر زندگی میکنند؛ جایی که حتی تجربههای ناخوشایند میتوانند به داستانی برای دیگران تبدیل شوند. بااینحال، فیلم به هجو سادهٔ چهرههای مشهور شبکههای اجتماعی بسنده نمیکند.
Jordan گاه خودشیفته و نمایشی به نظر میرسد، اما حضورش به کاریکاتوری یکبعدی فروکاسته نمیشود. فیلم همچنین صنعت سرگرمی و شیوهٔ تبدیل ایدهها به محصول را به تمسخر میگیرد، بیآنکه برای این کار به خطابهای صریح نیاز داشته باشد. طنزی بیپیرایه و اجرایی جسورانه شوخیهای فیلم غالباً از موقعیت بیرون میآیند، نه از جملههایی که برای خنداندن طراحی شده باشند.
آدمها در لحظههایی که انتظار واکنشی جدی داریم، رفتاری نامتناسب نشان میدهند؛ یا دربارهٔ موضوعی حساس با خونسردیای حرف میزنند که خودش خندهآور میشود. این طنز خشک و بیتکلف است و فیلم برای پذیرفتهشدنِ لحظههای عجیبش، آنها را نرم و بیخطر نمیکند. بخشی از جسارت اثر نیز از همین رویکرد میآید: تماشاگر باید با بدنمندی صریح، موقعیتهای ناخوشایند و شوخیهایی کنار بیاید که همیشه مؤدبانه یا راحت نیستند.
« بااینحال، فیلم به هجو سادهٔ چهرههای مشهور شبکههای اجتماعی بسنده نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجرای بازیگران، بهخصوص Catalina Saavedra، به این جهان سرزندگی میبخشد. Vero از راه واکنشهای ظریف، مکثها و نگاههایش حضوری سنگینتر از میزان حرفزدنش پیدا میکند. در سوی دیگر، Jordan Firstman با بازی پرجنبوجوش خود انرژی بیقرار شخصیت را به صحنهها میآورد. تقابل این دو شیوهٔ حضور، بهویژه وقتی اختلاف طبقاتی و سوءتفاهم نیز به میان میآید، از سرچشمههای مهم طنز و تنش فیلم است.
تغییر لحن و معمایی که کش میآید پس از آنکه Sebastián ناپدید میشود، فیلم بهتدریج از فضای آشنایی و برخوردهای اولیه فاصله میگیرد و Jordan را وارد سفری آشفته در مکزیکوسیتی میکند. این جابهجایی، نیمهٔ دوم را پرتحرکتر میسازد: اکنون شخصیتها فقط با تفاوتهای شخصیتی یکدیگر روبهرو نیستند، بلکه با نبودنِ کسی مواجهاند که حضورش تا پیش از این مرکز روایت بوده است.
تلاش Jordan برای فهمیدن ماجرا، هم زمینهٔ تعلیق را فراهم میکند و هم بهانهای میشود برای برخورد او با آدمها و موقعیتهایی که واکنشهای نامنتظر به دنبال دارند. فیلم در این بخش آمیزهٔ خنده و نگرانی را با مهارت پیش میبرد. تعلیق نه از طریق نشانهگذاریهای پرزرقوبرق، بلکه با تردیدهای کوچک، رفتارهای مشکوک و اطلاعات ناقص ساخته میشود.
بااینحال، معمای ناپدیدشدن گاهی بیش از اندازه طول میکشد. برخی برخوردها یا تأکیدهای روایی حس تکرار پیدا میکنند و ریتمی را که نیمهٔ دوم به دست آورده، کند میسازند. فیلم با زمان نسبتاً سخاوتمندانهاش به موقعیتها اجازهٔ نفسکشیدن میدهد، اما همیشه نمیتواند میان پرسهزدنِ عامدانه و اطالهٔ روایت تعادل برقرار کند.
« اجرای بازیگران، بهخصوص Catalina Saavedra، به این جهان سرزندگی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
پایان و مرز رضایت بدون ورود به جزئیات پایانی، میتوان گفت فیلم پس از زمینهچینی طولانی، به جمعبندیای میرسد که بیش از آنکه همهٔ پرسشها را به شکلی قاطع ببندد، با حالوهوای تلخ و نامطمئن اثر همراه میشود. این انتخاب از نظر لحن قابلفهم است؛ فیلمی که بارها نظم روایت و انتظار تماشاگر را به بازی میگیرد، الزاماً قرار نیست در پایان به آرامش کلاسیک برسد.
اما همراهی با این تصمیم برای همه آسان نیست. برخی ممکن است پایان را از نظر معنایی سازگار با جهان اثر بدانند و برخی دیگر احساس کنند انتظارشان برای جمعشدن رشتههای داستان بیپاسخ مانده است. این دوگانگی، بهنوعی در سراسر فیلم حضور دارد. اثر همزمان میخواهد خندهدار، آزارنده، صمیمی و سرد باشد؛ گاهی این کیفیتها یکدیگر را غنی میکنند و گاهی از تمرکز روایت میکاهند.
پایان نیز همین خطرپذیری را ادامه میدهد: بهجای آنکه همهچیز را با راهحلی روشن ببندد، بخشی از ناراحتی و ابهام را باقی میگذارد. در نتیجه، رضایت از فرجام آن به این بستگی دارد که تماشاگر تا چه اندازه از فیلم انتظار پاسخهای مرتب و پایانبندی قاطع داشته باشد. جمعبندی «Rotting in the Sun» اثری بیقرار و آگاهانه نامتعارف است؛ فیلمی که طنز سیاه را با نقد فرهنگ دیدهشدن، تفاوت طبقاتی و بحران خلاقیت درمیآمیزد.
نقطهٔ قوتش در ترکیب موقعیتهای غریب با جزئیات روزمره، بازیهای پرحضور و تواناییاش در تغییر مسیر از کمدی به تعلیق است. در مقابل، شروع آهسته، افت ریتم در بخشهایی از روایت و کشآمدن معما، از انسجام کلی آن میکاهد. پایان نیز بهجای ارائهٔ بستهشدنی بیچونوچرا، اثری از ناآرامی باقی میگذارد.
« اما همراهی با این تصمیم برای همه آسان نیست. »
جمعبندی
این فیلم برای تماشاگرانی جذابتر خواهد بود که از سینمای مستقلِ جسور، شوخیهای بیپرده و روایتهای آگاهانه ناپایدار استقبال میکنند. ارزش آن نه در بینقصبودن، بلکه در آمادگیاش برای رفتن به سوی موقعیتهایی است که آثار محافظهکارتر از آنها دوری میکنند. با وجود لغزشهای روایی، صدای شخصی و ترکیب کممانند لحنها، فیلم را به تجربهای متمایز بدل میکند.
« با وجود لغزشهای روایی، صدای شخصی و ترکیب کممانند لحنها، فیلم را به تجربهای متمایز بدل میکند. »



ثبت دیدگاه