نقد و بررسی
نقد Room 203 | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که از همان آغاز تهدید میکند «اتاق ۲۰۳» به کارگردانی بن جَگِر، از ایدهای آشنا در سینمای وحشت آغاز میکند: خانهای که گذشتهاش را پشت دیوارها پنهان کرده و ساکنان تازهاش را آرامآرام به قلمرو خود میکشاند. کیم و ایزی، دو دوست صمیمی و همخانه، به آپارتمانی گوتیکسبک نقل مکان میکنند؛ جایی که ظاهر چشمگیرش با بوی نامطبوع، سوراخی مرموز در دیوار و نشانههایی ناآرامکننده همراه است.
کشف طلسمی پنهان، ایزی را در معرض نیرویی شوم قرار میدهد و کیم را وامیدارد تا دربارهٔ پیشینهٔ خانه جستوجو کند. فیلم بر پایهٔ رمانی ژاپنی به همین نام نوشتهٔ نانامی کامون ساخته شده است. نقطهٔ قوت اصلی فیلم، پیش از آنکه در شخصیتها یا روایت جلوه کند، در انتخاب و پرداخت فضای داستانی است.
آپارتمان صرفاً پسزمینهای تاریک برای رویدادهای ماورایی نیست؛ حضوری فعال دارد و هر بخش آن میتواند به نشانهای از خطر بدل شود. در چنین خانهای، راهرو و دیوار و پنجره دیگر عناصر خنثای معماری نیستند؛ گویی همهچیز ناظر است و چیزی را از ساکنان پنهان میکند. معماری وحشت و تصویر مرکزی فیلم طراحی آپارتمان با آنچه فیلم از وحشت میخواهد پیوندی مؤثر برقرار میکند.
فضا در آغاز میتواند دلپذیر و حتی جذاب به نظر برسد، اما جزئیاتش بهتدریج کیفیتی ناآرام پیدا میکنند. دیوارها و راهروها نهفقط شکل خانه را میسازند، بلکه حس محدودشدن و بیپناهی را نیز تقویت میکنند. فیلم از این امکان بهره میگیرد که یک مکان آشنا، با اندکی تغییر در نور و زاویهٔ دید، به محیطی بیگانه بدل شود.
« فیلم بر پایهٔ رمانی ژاپنی به همین نام نوشتهٔ نانامی کامون ساخته شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پنجرهٔ شیشهرنگیِ پرنقشونگار، چشمگیرترین عنصر بصری اثر است. این پنجره هم زیبایی خیرهکنندهای دارد و هم بهسبب نقشهای خشونتآمیز و حالوهوای کهنهاش، احساس خطر را در دل تصویر مینشاند. تضاد میان رنگهای زندهٔ شیشه و تاریکی رازآلود خانه، به فیلم هویتی دیداری میدهد و کمک میکند آپارتمان در ذهن تماشاگر ماندگار شود.
عناصر مرموز خانه، از جمله سوراخ دیوار و طلسم پنهان، نیز مانند سرنخهایی تصویری عمل میکنند؛ آنها کنجکاوی برمیانگیزند، حتی زمانی که روایت هنوز آمادگی گشودن رازهایشان را ندارد. تعلیق؛ میان کنجکاوی و تأخیر «اتاق ۲۰۳» در ساختن انتظار، از الگوی تدریجی بهره میبرد. مخاطب پیش از آنکه تصویر کاملی از تاریخچهٔ آپارتمان داشته باشد، با نشانههایی پراکنده روبهرو میشود و همراه کیم میکوشد میان آنها ارتباط برقرار کند.
این روش در اصل با فضای فیلم تناسب دارد: راز باید از دل جزئیات روزمره بیرون بیاید، نه اینکه یکباره توضیح داده شود. بااینحال، تأخیر در افشای اطلاعات گاهی از حد مؤثر خود فراتر میرود. برخی سرنخها بیش از آنکه تعلیق را بالا ببرند، روند داستان را متوقف میکنند و تماشاگر را در انتظار توضیحی نگه میدارند که دیر از راه میرسد.
این مسئله بر ریتم اثر نیز سایه میاندازد. فیلم برای پرداختن به زندگی و روابط شخصیتها زمان صرف میکند، اما همهٔ این لحظهها به یک اندازه به ترس یا شناخت شخصیتها خدمت نمیکنند. در نتیجه، میان بخشهایی که محیط با نشانههای وهمآلود جان میگیرد و بخشهایی که روایت در توضیح یا پیشبرد فرعیات مکث میکند، نوسان به وجود میآید.
« پنجرهٔ شیشهرنگیِ پرنقشونگار، چشمگیرترین عنصر بصری اثر است. »
شخصیتها و اجرا
این نوسان، بهویژه هنگامی که خطر باید شدت بگیرد، از پیوستگی تعلیق میکاهد. کیم و ایزی؛ رابطهای با ظرفیت عاطفی مرکز انسانی فیلم، دوستی کیم و ایزی است. چنین رابطهای میتواند به وحشت داستان عمق بدهد، زیرا تهدید فقط جان شخصیتها را نشانه نمیگیرد؛ اعتماد و صمیمیتی را هم هدف قرار میدهد که آنها را به یکدیگر پیوند داده است.
تغییر رفتار ایزی، اگر بهتدریج و با ظرافت بیشتری پرورده شود، میتواند کیم را میان نگرانی، بیاعتمادی و احساس مسئولیت گرفتار کند. در اینجا خانه به تهدیدی تبدیل میشود که از بیرون نمیآید، بلکه درون رابطهٔ نزدیک دو دوست نفوذ میکند. با وجود این ظرفیت، فیلم برای شکلگیری طبیعی و چندلایهٔ دوستی آنها فرصت کافی فراهم نمیکند.
تماشاگر میفهمد کیم و ایزی به یکدیگر اهمیت میدهند، اما همیشه به اندازهای با تاریخچه و کیفیت پیوندشان همراه نمیشود که دگرگونی این رابطه حداکثر تأثیر عاطفی را بگذارد. از همینرو، بعضی لحظات بحرانی بیش از آنکه حاصل انباشتهشدن تجربهها و تنشهای میان دو شخصیت باشند، بهنظر میرسند که صرفاً برای پیشبرد روایت طراحی شدهاند.
بازیهای فرانچسکا زوئرب و ویکتوریا وینیارسکا به حفظ علاقهٔ مخاطب کمک میکنند. زوئرب نقش کیم را با گرمی و صداقتی اجرا میکند که او را به نقطهٔ اتکای واقعگرایانهٔ داستان بدل میسازد. وینیارسکا نیز در نقش ایزی باید میان سرزندگی آغازین و آشفتگیِ رو به افزایش حرکت کند؛ تغییراتی که گاه اثرگذارند، هرچند شتاب ناگهانی آنها فرصت نمیدهد همهٔ مراحل این تحول به یک اندازه باورپذیر شوند.
« این نوسان، بهویژه هنگامی که خطر باید شدت بگیرد، از پیوستگی تعلیق میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت آشنا و ترسهای کمتازگی فیلم از مجموعهای از عناصر تثبیتشدهٔ ژانر بهره میگیرد: خانهٔ نفرینشده، نشانههای پنهان در ساختمان، صاحبخانهای رازآمیز و نیرویی که در برابر بررسی عقلانی مقاومت میکند. استفاده از این عناصر بهخودیخود ضعف نیست؛ بسیاری از آثار وحشت با مواد آشنا، فضایی تازه و تجربهای ماندگار میآفرینند.
مسئله آن است که «اتاق ۲۰۳» همیشه نمیتواند آشنایی را به کشفی تازه تبدیل کند. در بخشهایی از روایت، مسیر بعدی داستان زودتر از آنکه خود فیلم به آن برسد قابل حدس میشود و برخی ترسها نیز به شیوههایی آشنا متکی میمانند. این پیشبینیپذیری در کنار دیرگشایی راز، تأثیر بعضی لحظههای دلهرهآور را کاهش میدهد.
وقتی مخاطب بارها منتظر توضیحی دربارهٔ ماهیت تهدید میماند، باید در عوض از افزایش تدریجی اضطراب، تصویرهای نیرومند یا واکنشهای پیچیدهٔ شخصیتها پاداش بگیرد. فیلم در تصویرپردازی خانه و ساختن لحظههای ناآرامکننده موفقتر از پرورش پیوستهٔ راز و پیامدهای عاطفی آن است. نتیجه، اثری است که گاه بهخوبی حالوهوای کابوسوار خود را میسازد، اما همیشه نمیتواند آن را به تعلیقی متمرکز و مداوم بدل کند.
ریتم، فضاسازی و اولویتهای فیلم مدت فیلم حدود ۱۰۳ دقیقه است و بخش مهمی از روایت به بررسی گذشتهٔ آپارتمان و نشانههای پیرامون آن اختصاص مییابد. این زمان، اگر صرف پیوند دادن سرنخها با شخصیتها شود، میتواند به رازآلودگی عمق ببخشد؛ اما در اینجا گاهی میان گسترش داستان و شدتدادن به آن فاصله میافتد.
« مسئله آن است که «اتاق ۲۰۳» همیشه نمیتواند آشنایی را به کشفی تازه تبدیل کند. »
قوتها و کاستیها
خردهروایتها و رابطههای فرعی بهطور کامل به هستهٔ ترس وصل نمیشوند و بعضی صحنهها بیش از آنکه مسیر اصلی را روشن کنند، سرعت آن را پایین میآورند. بااینهمه، فضاسازی فیلم از همین مکثها نیز سود میبرد. تماشاگر فرصت پیدا میکند با محیط آشنا شود و به جزئیات خانه حساسیت پیدا کند؛ امتیازی که در فیلمی متکی بر مکان، اهمیت دارد.
اما این انتخاب باید با دقت بیشتری تنظیم میشد تا مکثها حس انتظار بسازند، نه احساس ایستایی. «اتاق ۲۰۳» در لحظههایی که به تصویر، نور و دکور تکیه میکند، قانعکنندهتر از زمانی است که میکوشد راز را با توضیحات و رخدادهای فشرده پیش ببرد. جمعبندی «اتاق ۲۰۳» فیلمی است با هویت بصری روشن و ایدهای مناسب برای روایت وحشت خانگی.
آپارتمان گوتیک، دیوارهای رازآلود و پنجرهٔ شیشهرنگی، فضایی بهیادماندنی میسازند؛ فضایی که تهدید را در معماری خانه جا میدهد و از مکان، بخشی از نیروی داستانی فیلم میسازد. بازیهای اصلی نیز به اثر گرما و حضور انسانی میبخشند و تغییر تدریجی ایزی امکان ایجاد وحشتی مبتنی بر رابطه را فراهم میکند.
در سوی دیگر، روایت برای گشودن راز خانه بیش از اندازه درنگ میکند، رابطهٔ کیم و ایزی را به اندازهٔ ظرفیتش نمیپروراند و در ادامه گاه به مسیرها و ترسهایی آشنا پناه میبرد. حاصل، اثری نامتوازن اما دارای لحظههای مؤثر است: فیلمی که بیش از تازگی داستان، به تصویر و حالوهوای خود متکی است.
« بااینهمه، فضاسازی فیلم از همین مکثها نیز سود میبرد. »
جمعبندی
برای دوستداران وحشت خانههای تسخیرشده، تماشای آن میتواند تجربهای سرگرمکننده باشد؛ اما آنچه پس از پایان در ذهن میماند، بیشتر فضای گوتیک و پنجرهٔ مرموز آپارتمان است تا روایتی که همهٔ فرصتهایش را بهتمامی به کار گرفته باشد.



ثبت دیدگاه