نقد و بررسی
نقد عشقبازی با سنگ (Romancing the Stone) | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی بیرون از صفحات رمان «Romancing the Stone» از تقابل ساده اما پربازدهای نیرو میگیرد: زنی که در خیال، ماجراجوییهای عاشقانه را با اطمینان مینویسد، اما در زندگی روزمره با احتیاط و انزوا پیش میرود. جون وایلدر، رماننویسی در نیویورک، ناگهان با بحرانی روبهرو میشود که او را از محیط امنش بیرون میکشد و به سفری پرمخاطره در آمریکای جنوبی میفرستد.
در این مسیر، میان نقشهها، خطرها و آدمهایی که نمیتوان بهآسانی به آنها اعتماد کرد، فاصله میان تخیل و تجربه واقعی کمکم از میان میرود. فیلم به جای آنکه ماجراجویی را صرفاً زنجیرهای از تعقیبها و موانع ببیند، آن را میدان آزمون شخصیت اصلی قرار میدهد. سفر جون فقط جابهجایی جغرافیایی نیست؛ فرصتی است برای روبهرو شدن با ترسهایی که پیشتر در قالب داستانهایش مهارشان میکرد.
این چارچوب، به فیلم بُعدی بیش از سرگرمیِ صرف میدهد، هرچند اثر هیچگاه ادعای روانشناختی سنگین یا واقعگرایی سختگیرانه ندارد. «Romancing the Stone» از آغاز روشن میکند که قرار است قصهای پرتحرک، شوخطبع و خیالپردازانه باشد. کارگردانی فیلم را Robert Zemeckis بر عهده داشته و فیلمنامه را Diane Thomas نوشته است.
قهرمانی که منتظر نجات نمیماند مهمترین امتیاز فیلم، جون است؛ شخصیتی که آسیبپذیریاش او را ناتوان نمیکند. او ممکن است از خطر بترسد یا در موقعیتهای ناشناخته دستوپایش را گم کند، اما ترس را با تسلیم اشتباه نمیگیرد. تصمیمهایش همیشه بینقص نیستند و گاه از سر شتاب یا سردرگمی گرفته میشوند، ولی همین خطاپذیری باعث میشود رشد او باورپذیر بماند.
« Romancing the Stone» از آغاز روشن میکند که قرار است قصهای پرتحرک، شوخطبع و خیالپردازانه باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جون نه قهرمانی ازپیشساخته است و نه قربانیای که تنها کارکردش انتظار برای رسیدن مردی نجاتبخش باشد. فیلم همچنین از تضاد میان نویسندگی جون و تجربههایش بهره میبرد. او سالها جهانهای عاشقانهای ساخته که در آنها خطر، هیجان و دلبستگی شکلهایی آشنا دارند؛ اما وقتی همان مؤلفهها در زندگی خودش رخ میدهند، دیگر نمیتواند آنها را با فاصله و آسودگیِ نویسنده تماشا کند.
این فاصلهگذاری طنزآمیز است، ولی تحولی را هم بازتاب میدهد: جون باید به جای آنکه صرفاً برای شخصیتهای داستانش شجاعت بنویسد، خودش در موقعیتهایی دشوار دست به انتخاب بزند. جذابیت او در این است که مستقل بودنش به معنای بینیازی از دیگران نیست؛ بلکه یعنی در رابطه با دیگران، سهم و اراده خود را حفظ میکند.
شیمی بازیگران و طنزِ برخوردها Kathleen Turner به جون ترکیبی از ظرافت، نگرانی و سرسختی میبخشد. بازی او شخصیت را از کلیشه زنِ خجالتی بیرون میآورد و اجازه میدهد تناقضهایش همزمان حضور داشته باشند: او هم میتواند در یک لحظه مضطرب و مردد باشد و در لحظهای دیگر با سماجت راه خودش را دنبال کند.
Michael Douglas در نقش جک کالتن حضوری زمینیتر و خونسردتر دارد؛ شخصیتی که به خطر خو گرفته و از قواعد خودش پیروی میکند. اختلاف میان جهانبینی این دو، موتور بسیاری از شوخیها و تنشهای فیلم میشود. جذابیت رابطهشان از آنجا میآید که هیچیک دیگری را فوراً و بیچونوچرا نمیپذیرد. آنها به یکدیگر احتیاج پیدا میکنند، اما این نیاز به معنای محو شدن تفاوتهایشان نیست.
« جون نه قهرمانی ازپیشساخته است و نه قربانیای که تنها کارکردش انتظار برای رسیدن مردی نجاتبخش باشد. »
شخصیتها و اجرا
جک با تجربهگرایی و طعنههایش، خیالپردازی جون را به زمین میآورد؛ جون نیز با جدیت اخلاقی و عاطفی خود، نشان میدهد که بدبینی و بیاعتنایی تنها راه مواجهه با جهان نیست. Danny DeVito در نقش رالف به این ترکیب نیروی کمیک میافزاید. حضورش در مقام مزاحمی فرصتطلب، هر بار فضای ماجراجویی را اندکی از جدیت بیرون میکشد و امکان بازیگوشی بیشتری به فیلم میدهد.
هماهنگی میان بازیگران، از دل همین تضادها شکل میگیرد، نه از آنکه همه شخصیتها یک جور شوخطبعی داشته باشند. ماجراجویی، کمدی و عاشقانه در یک مسیر فیلم از آمیختن گونههای مختلف هراس ندارد. تعقیب و گریز، خطرهای محیطی، ماجرای جستوجو و کشش عاشقانه در کنار کمدی قرار میگیرند و هرکدام گاهی بر دیگری غلبه میکنند.
این جابهجایی لحن به اثر سرزندگی میدهد: لحظهای مسیر شبیه ماجرایی پراضطراب است و لحظهای بعد، واکنشهای عصبی یا ناسازگاری دو همراه، آن را به کمدی بدل میکند. فیلم میداند که در چنین قصهای همه چیز نباید جدی گرفته شود؛ اغراق بخشی از قرارداد سرگرمکننده آن است. بااینحال، پیوند این عناصر همیشه یکدست نیست.
گاهی حادثهای از راه میرسد تا روایت را به مانع بعدی برساند، بیآنکه از نظر عاطفی یا منطقی به اندازه کافی در دل ماجرا جا بیفتد. فیلم در بهترین لحظههایش، هر خطر را همزمان به آزمونی برای شخصیتها و فرصتی برای طنز تبدیل میکند؛ اما در بخشهایی دیگر، بهنظر میرسد از یک موقعیت پرتحرک به موقعیتی دیگر میپرد تا ضرباهنگ ظاهری را حفظ کند.
« Danny DeVito در نقش رالف به این ترکیب نیروی کمیک میافزاید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه همچنان سرگرمکننده است، اما نه همیشه به یک اندازه منسجم. جنگل بهمثابه فضای آزمون فضای جنگلی فیلم فقط پسزمینهای دیدنی نیست؛ محیطی است که آسایش آشنای جون را برهم میزند و او را وادار میکند با شرایطی روبهرو شود که نمیتواند کنترلشان کند. طبیعت، مسیر را دشوارتر و پیشبینیناپذیرتر میکند و به ماجرا حس عبور از مرزهای زندگی روزمره میبخشد.
در سوی دیگر، تقابل شهر و جنگل نیز با شخصیت جون ارتباط دارد: او از محیطی منظم و آشنا به جهانی وارد میشود که باید در آن سریع واکنش نشان دهد و به داوریهای خودش تکیه کند. البته فیلم به واقعنمایی مستندگونه وفادار نیست. فضای آمریکای جنوبی در درجه نخست عرصهای سینمایی برای خطر، فرار و کشف است؛ گاهی به تصویری کلی و ماجراجویانه از سرزمینی دور بدل میشود، نه مکانی با جزئیات اجتماعی گسترده.
این انتخاب با لحن قصهپردازانه اثر هماهنگ است، اما از منظر امروز میتوان گفت جهان پیرامون قهرمانان کمتر از خودشان پرداخت میشود. تمرکز عمده فیلم بر تجربه جون و جک است و محیط بیش از آنکه شخصیت مستقل داشته باشد، نیرویی است که آنها را به حرکت وامیدارد. ریتم و ساختار روایت ریتم فیلم از شتاب و مکث ساخته شده است.
بخشهایی از مسیر با سرعت پیش میروند و موانع پشت سر هم ظاهر میشوند؛ در مقابل، قسمتهایی وجود دارند که گفتوگوها و واکنشهای شخصیتها فرصت بیشتری برای جاافتادن پیدا میکنند. این تغییر سرعت گاهی به سود فیلم است، زیرا اجازه میدهد رابطه مرکزی فقط در میان حادثهها گم نشود. اما در فیلمی با چنین قرارداد پرتحرکی، بعضی مکثها طولانیتر از نیاز به نظر میرسند و انرژی داستان را کاهش میدهند.
« نتیجه همچنان سرگرمکننده است، اما نه همیشه به یک اندازه منسجم. »
قوتها و کاستیها
این مسئله بهویژه در میانه راه محسوس است؛ جایی که فیلم باید هم مسیر ماجراجویی را پیش ببرد و هم رابطه میان دو شخصیت اصلی را پرورش دهد. گاهی این دو وظیفه بهخوبی در هم میآمیزند، اما گاهی یکی به قیمت کند شدن دیگری تمام میشود. اگر انتظار ماجراجویی بیوقفه و پرحادثهای در حد پرشتابترین نمونههای این گونه باشد، فیلم ممکن است کمتر از انتظار هیجانانگیز جلوه کند.
بااینحال، ارزش آن فقط به تعداد خطرها وابسته نیست؛ بخش مهمی از لذت فیلم از تماشای تغییر تدریجی تعامل آدمهایی میآید که در آغاز، زبان مشترک چندانی ندارند. میراث سرگرمی و حس نوستالژی «Romancing the Stone» به سنت ماجراجوییهای عامهپسند تکیه دارد: قهرمانانی ناهمگون، خطری دور از خانه، موقعیتهایی اغراقآمیز و ترکیبی از تعقیب و شوخی.
همین ویژگیها گاه سبب میشوند فیلم در مقایسه با آثار پرهیجانتر این گونه، سادهتر یا کمرمقتر به چشم آید. اما سنجیدن آن فقط با معیار مقیاس خطر و شدت اکشن، بخش مهمی از هویت اثر را نادیده میگیرد. فیلم بیش از آنکه بخواهد حماسهای عظیم بسازد، بر شخصیتپردازیِ سبک، بازی بازیگران و لذت همراهی با یک زوج ناسازگار تکیه میکند.
حس نوستالژیای که ممکن است هنگام تماشای دوباره آن شکل بگیرد، صرفاً محصول گذر زمان نیست. ساختار فیلم به نوعی از سینمای سرگرمی تعلق دارد که با وضوح روایت، بازیهای پررنگ و ماجراجوییِ بیپیرایه پیش میرود. از سوی دیگر، همین سادگی میتواند در تماشای امروز محدودیتهایی را آشکار کند: بعضی بخشها کمتر از آنچه لازم است پرشتاباند و برخی اتفاقها بیش از اندازه بر تصادف تکیه دارند.
« گاهی این دو وظیفه بهخوبی در هم میآمیزند، اما گاهی یکی به قیمت کند شدن دیگری تمام میشود. »
جمعبندی
با وجود این، فیلم هنوز توان آن را دارد که مخاطب را با خود همراه کند، چون شخصیت محوریاش تغییر میکند و رابطه اصلی نیز بر پایه برخورد و سازگاری تدریجی شکل میگیرد. جمعبندی «Romancing the Stone» ماجراجوییای خوشروح است که قوت اصلی خود را در جون وایلدر، شیمی میان Kathleen Turner و Michael Douglas، و حضور کمیک Danny DeVito پیدا میکند.
فیلم با کنار هم گذاشتن عاشقانه، کمدی و خطر، سفری میسازد که هم بهانهای برای سرگرمی است و هم فرصتی برای دیدن زنی که شجاعتش را از دل تجربه به دست میآورد، نه از خیالپردازی صرف. در برابر این امتیازها، ریتم در بخشهایی کند میشود و پیوند بعضی رویدادها به اندازه بهترین لحظههای فیلم محکم نیست.
بااینهمه، اثر بیش از آنکه به پیچیدگی داستانی وابسته باشد، بر گرمای بازیها و لذت همراهی با شخصیتهایش تکیه دارد؛ و به همین دلیل، حتی وقتی از شتاب میافتد، همچنان دوستداشتنی و سرگرمکننده میماند.
ثبت دیدگاه