نقد و بررسی
نقد Romance in Hawaii | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا با جاذبهای تازه «Romance in Hawaii» از نقطهای آشنا در سینمای عاشقانه آغاز میشود: لیا، زنی موفق در حرفه و ناراضی در زندگی شخصی، برای مأموریتی کاری به هاوایی میرود و با تجربهای روبهرو میشود که نظم تثبیتشدهی روزمرهاش را بر هم میزند. تماشای رقص ایکایکا او را به یاد شوری میاندازد که در زندگیاش جایی نداشته؛ سپس آموزش پنهانی هولا، او را به سوی هنری تازه، رابطهای عاطفی و شناختی عمیقتر از خواستههای خودش میبرد.
فیلم از همان ابتدا قصد ندارد مسیرش را از الگوهای مرسوم عاشقانه جدا کند، اما میکوشد به این الگوها رنگ و زمینهای مشخص ببخشد: رقص هولا و فرهنگ هاوایی. از خودیابی تا دلدادگی جذابیت رابطهی لیا و ایکایکا تنها به کشش عاشقانهی میان آنها وابسته نیست؛ آشناییشان در بستری شکل میگیرد که برای لیا معنایی فراتر از ملاقات با یک مرد جذاب دارد.
هولا نخستین جرقهی تغییری است که او را از نقش حرفهایِ تعریفشدهاش بیرون میکشد و امکان تجربهکردن چیزی را پیش رویش میگذارد که نه با معیارهای شغلی سنجیده میشود و نه برای خوشایند همکارانش انتخاب شده است. به همین دلیل، دلبستگی او به ایکایکا و علاقهاش به رقص در روایت به هم پیوند میخورند.
« به همین دلیل، دلبستگی او به ایکایکا و علاقهاش به رقص در روایت به هم پیوند میخورند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پیوند، لحظههای نرم و دلنشینی میآفریند. فیلم در بخشهایی که به تمرین، نگاهکردن و نزدیکشدن تدریجی این دو اختصاص دارد، از صمیمیتی ساده و بیتکلف بهره میبرد. بااینحال، رابطه گاه بیش از آنکه از جزئیات شخصیتها و تفاوتهایشان رشد کند، بر جاذبهی کلیِ فضای عاشقانه تکیه دارد. در نتیجه، شیرینی رابطه محسوس است، اما پیچیدگی عاطفی آن چندان عمیق نمیشود.
هولا؛ قلب فرهنگی فیلم مهمترین ویژگی متمایزکنندهی فیلم، حضور هولا در متن داستان است. رقص صرفاً تزئینی برای افزودن رنگ به تصاویر نیست؛ در روایت، راهی برای برقراری ارتباط، یادگیری و نزدیکشدن به تاریخ و سنتهای هاوایی به شمار میآید. فیلم میکوشد نشان دهد که لیا با آموختن حرکتها تنها مهارتی تازه کسب نمیکند، بلکه وارد فضایی میشود که معنا و پیشینهای فرهنگی دارد.
این توجه، به اثر گرمایی میبخشد که آن را از عاشقانهای کاملاً بیزمینه جدا میکند. بااینهمه، نیت محترمانه بهتنهایی جای پرداخت دقیق را نمیگیرد. اشارهها به فرهنگ و تاریخ هاوایی گاه شتابزدهاند و فرصت نمییابند به لایههایی مستقل و پرمایه تبدیل شوند. سنتها بیشتر در خدمت مسیر تحول لیا قرار میگیرند تا آنکه خودشان با پیچیدگی و صدای ویژهی جامعهی هاوایی در مرکز روایت بایستند.
« این پیوند، لحظههای نرم و دلنشینی میآفریند. »
شخصیتها و اجرا
این محدودیت، بهخصوص وقتی فیلم از اهمیت فرهنگی هولا سخن میگوید، محسوس میشود: مخاطب میتواند علاقهمند شود، اما جزئیات کافی برای فهم عمیقتر دریافت نمیکند. مسئلهی نگاه و مرکزیت شخصیت لیا در روایت، تجربهی هاوایی عمدتاً از دریچهی لیا دیده میشود. این انتخاب از نظر دراماتیک قابل فهم است؛ او شخصیت محوری و مخاطب همراه اوست.
اما همین تمرکز، خطر آشنای روایتهایی را به همراه میآورد که فرهنگ یک جامعه را به ابزار دگرگونی شخصیت بیرونی بدل میکنند. وقتی جزیره، رقص و سنتها بیش از آنکه به خودی خود وجود داشته باشند، در مقام نیرویی برای نجات یا بیداری قهرمان ظاهر شوند، روایت به سوی الگویی میرود که میتوان آن را «منجی سفیدپوست» نامید.
فیلم این مسئله را کاملاً نادیده نمیگیرد و حضور شخصیتهای محلی و اشاره به سنتها نشان میدهد که سازندگان خواستهاند از سطح منظره و پسزمینه فراتر بروند. بااینحال، سهم شخصیتهای هاوایی در تعیین معنای روایت محدود میماند و تجربهی درونی لیا همچنان مرکز ثقل فیلم است. این نابرابری، فاصلهای میان احترام ظاهری به فرهنگ و مشارکت واقعی آن در شکلدادن به داستان ایجاد میکند.
« مسئلهی نگاه و مرکزیت شخصیت لیا در روایت، تجربهی هاوایی عمدتاً از دریچهی لیا دیده میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتپردازی و بازیها لیا شخصیتی است که مسیرش بهسادگی قابل تشخیص است: او از زندگیای که از بیرون موفق به نظر میرسد، به سوی تجربهای شخصیتر و زندهتر حرکت میکند. این مسیر برای یک فیلم عاشقانهی تلویزیونی کارآمد است، اما فیلم همیشه برای آن جزئیات کافی نمیسازد. نارضایتی اولیهی لیا و ترسش از داوری دیگران درکپذیرند، ولی گاهی بیشتر به نقاطی در طرح داستان شباهت دارند تا تناقضهایی که از درون شخصیت برآمده باشند.
بازیها نیز به ندرت این کمبود را جبران میکنند. در لحظههای عاطفی، اجراها اغلب به اندازهای آرام و کمفروغاند که رابطهی مرکزی گاهی گرمای لازم را از دست میدهد. با وجود این، لیا و ایکایکا در کنار هم لحظاتی پذیرفتنی و دلنشین دارند؛ همین هماهنگی نسبی است که باعث میشود مخاطب بتواند با رابطهشان همراه شود، حتی اگر همهی صحنهها از نیروی یکسانی برخوردار نباشند.
در سوی دیگر، مایکل حضوری پررنگ دارد و طنزپردازیاش گاه به جای سبککردن فضا، آزاردهنده یا تکراری میشود. کلیشه، ملودرام و لحن «Romance in Hawaii» از دستور زبان آشنای عاشقانههای تلویزیونی استفاده میکند: قهرمانی که چیزی در زندگیاش کم است، محیطی تازه که امکان تغییر را فراهم میآورد، رابطهای که بهتدریج شکل میگیرد و موانعی که احساسات را به آزمون میگذارند.
« این مسیر برای یک فیلم عاشقانهی تلویزیونی کارآمد است، اما فیلم همیشه برای آن جزئیات کافی نمیسازد. »
قوتها و کاستیها
این آشنایی برای گروهی از تماشاگران بخشی از لذت فیلم است؛ میتوان از همان ابتدا حدس زد که اثر چه نوع احساساتی را دنبال میکند و در عوض، از تماشای مسیر نرم و قابلپیشبینی آن لذت برد. مشکل زمانی پدید میآید که فیلم میکوشد به لحظههای سادهی خود وزن دراماتیک بیشتری بدهد. بعضی اختلافها و کشمکشها بیش از اندازه جدی میشوند و با لحن آرام و شیرین اثر تناسب کامل ندارند.
از طرف دیگر، عاشقانه گاهی به سوی آبوتاب عاطفی میرود، اما خوشبختانه همواره به پرگویی و اغراق افراطی نمیرسد. فیلم در بهترین لحظههایش از همین تعادل نسبی بهره میبرد: ساده و احساساتی است، اما نه آنقدر که همهی جذابیتش را در کلیشه حل کند. فضا و تصویر هاوایی در این فیلم هم مکانی واقعی در داستان است و هم تصویری آرمانی از فاصلهگرفتن از فشارهای روزمره.
طبیعت و فضای گرم جزیره به فیلم لطافت بصری میبخشند و با حرکت لیا از محیط کاری رسمی به تجربهای آزادتر هماهنگاند. هولا نیز به تصاویر ریتمی بدنی و زنده میدهد؛ صحنههای رقص در میان گفتوگوهای عاشقانه و کشمکشهای داستانی، یادآور ایناند که پیوند لیا با محیط تازه تنها از راه منظره شکل نمیگیرد.
« مشکل زمانی پدید میآید که فیلم میکوشد به لحظههای سادهی خود وزن دراماتیک بیشتری بدهد. »
جمعبندی
بااینحال، جلوهی تصویری فیلم از حیث پیوند با مکان کاملاً بینقص نیست. هنگامی که تماشاگر درمییابد فیلم در هاوایی فیلمبرداری نشده، ممکن است بخشی از حس اصالت و حضور مکانیاش فروبپاشد. این نکته بهتنهایی ارزش تصاویر یا تلاش فیلم برای ساختن فضایی گرم را از میان نمیبرد، اما به فاصلهی میان هاواییِ واقعی و هاواییِ بازسازیشدهی سینمایی توجه میدهد.
همین فاصله با مسئلهی پرداخت فرهنگی نیز ارتباط دارد: فیلم بیش از آنکه جزیره را با جزئیات ملموس بشناساند، از تصویر جذاب و آشنای آن بهره میگیرد. جمعبندی «Romance in Hawaii» عاشقانهای سبک و خوشنیت است که میتواند با رابطهی شیرین لیا و ایکایکا، حضور هولا و حالوهوای گرمش تماشاگر را همراه کند.
فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد چگونه یک تجربهی هنری میتواند دریچهای به سوی خواستههای فراموششده باز کند. اما کلیشههای روایی، بازیهای کمجان، پرداخت سطحی به فرهنگ هاوایی و تمرکز بیش از اندازه بر مسیر تحول لیا، مانع از آن میشوند که اثر به کاوشی واقعاً ژرف تبدیل شود. حاصل، فیلمی دلنشین اما محدود است: مناسب تماشاگرانی که از عاشقانههای آشنا و آرام لذت میبرند، و در عین حال شایستهی نقدی جدی دربارهی چگونگی بازنمایی فرهنگ و سرزمین در داستانی که خود را در آن جای میدهد.
« بااینحال، جلوهی تصویری فیلم از حیث پیوند با مکان کاملاً بینقص نیست. »



ثبت دیدگاه