نقد و بررسی
نقد جناب رومن جی ایزریل (Roman J. Israel, Esq.) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ آرمانگرایی در جهان معاملهگر «Roman J. Israel, Esq.» در ظاهر درام حقوقی دربارهٔ وکیلی است که ناگهان از حاشیه به متن زندگی حرفهایاش پرتاب میشود؛ اما موتور اصلی فیلم، نه پروندهای پرتعلیق، بلکه برخورد شخصی آرمانگرایی با جهانی است که عدالت را به زمان، هزینه و مصلحت ترجمه میکند.
رومن سالها برای دفاع از کسانی کار کرده که معمولاً صدای مؤثری در دادگاه ندارند. با دگرگونی ناگهانی شرایط کاریاش، ناچار میشود باورهای خود را در محیطی تازه و ناآشنا بیازماید. فیلم از همین جابهجایی برای طرح پرسشی اخلاقی بهره میگیرد: وفاداری به اصول تا کجا ممکن است، وقتی بهای آن را خود فرد و دیگران میپردازند؟
دن گیلروی این پرسش را در قالب اثری میان درام اجتماعی، مطالعهٔ شخصیت و تریلر حقوقی پیش میبرد. فیلم گاه از مسیر ژانر فاصله میگیرد و به خلوت ذهنی رومن نزدیک میشود؛ گاه نیز میکوشد فشار نظام قضایی و تناقضهای آن را به مرکز توجه بیاورد. این رفتوآمد، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم منشأ ناهماهنگیهایش.
رومن؛ شخصیتی بیرون از قالب قهرمان رومن از آن قهرمانانی نیست که جذابیتشان را با اعتمادبهنفس، فصاحت یا مهارت اجتماعی به رخ بکشند. او نامتعارف، دقیق، سرسخت و در بسیاری از موقعیتها ناهماهنگ با قواعد نانوشتهٔ معاشرت است. حافظه و دانش حقوقیاش چشمگیر است، اما همین تواناییها او را از دیگران جدا میکنند.
« روایتِ آرمانگرایی در جهان معاملهگر «Roman J. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
عادتهای خاص، ظاهر نامتعارف و شیوهٔ حرفزدنش نیز صرفاً نشانههایی برای خنده یا عجیببودن نیستند؛ فیلم آنها را بخشی از نظامی میداند که رومن با آن جهان را مرتب و قابلفهم میکند. اهمیت شخصیت در این است که فیلم او را به نماد پاکی اخلاقی تقلیل نمیدهد. رومن نه قدیسی بینقص است و نه قربانیای که بتوان هر خطایش را به شرایط نسبت داد.
او میتواند همزمان درستخواه و خودرأی، شجاع و ناپخته، دلسوز و ناتوان از فهم موقعیت اجتماعی دیگران باشد. این تضادها او را انسانی میکنند، هرچند فیلم همیشه فرصت یا ظرافت کافی برای پرداختن به همهٔ آنها ندارد. گاهی به نظر میرسد شخصیت از چند ایدهٔ جذاب ساخته شده، اما گذار میان آن ایدهها به اندازهٔ کافی طبیعی نیست.
بازی دنزل واشینگتن؛ نیروی پیوستهٔ فیلم دنزل واشینگتن نقش رومن را با تکیه بر جزئیات رفتاری میسازد، نه صرفاً با لحظههای پرشور و خطابههای عدالتخواهانه. مکثها، نگاههای گریزپا، حرکتهای حسابشده و ریتم خاص گفتار، تصویری از مردی پدید میآورند که در هر جمعی حضور دارد، اما بهندرت با آن جمع همزبان میشود.
بازی او در صحنههای آرام نیز زنده میماند؛ تماشاگر حتی وقتی روایت مکث کرده، همچنان در حال خواندن حالتها و واکنشهای رومن است. واشینگتن همچنین از افتادن شخصیت به دام کاریکاتور جلوگیری میکند. رومن ممکن است در نگاه نخست مجموعهای از ویژگیهای اغراقشده به نظر برسد، اما بازیگر با نشاندادن آسیبپذیری و نیازهای پنهان او، به این ویژگیها وزن عاطفی میدهد.
« اهمیت شخصیت در این است که فیلم او را به نماد پاکی اخلاقی تقلیل نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، شخصیتی است که گاهی خندهدار و گاهی اندوهبار است، بیآنکه فیلم ناچار شود یکی از این دو وجه را حذف کند. در کنار او، کالین فارل با تصویری سنجیدهتر و عملگراتر از حرفهٔ حقوقی، تضادی مفید میسازد؛ تقابل آن دو بیش از آنکه نزاع دو تیپ ساده باشد، اختلاف دو شیوهٔ زیستن درون یک حرفه است.
عدالت بهمثابه کار روزمره یکی از امتیازهای فیلم آن است که عدالت را تنها در سخنرانیهای باشکوه یا پیروزیهای نمایشی جستوجو نمیکند. بخش مهمی از کار رومن در نوشتن، بایگانیکردن، آمادهسازی پرونده و تلاش برای اصلاح رویههایی میگذرد که از بیرون شاید خشک و کمدرام به نظر برسند. این تأکید، به فیلم امکان میدهد نشان دهد بیعدالتی همیشه در شکل خشونتی آشکار رخ نمیدهد؛ گاهی در سازوکارهایی عادی و اداری جا خوش میکند، جایی که تصمیمها با سرعت و مصلحت گرفته میشوند و فرد متهم امکان چندانی برای اثرگذاری ندارد.
در این چارچوب، آرمانگرایی رومن هم نیرویی ضروری است و هم خطری بالقوه. او میخواهد از اصولش دفاع کند، اما اصول بهتنهایی پاسخ همهٔ پرسشهای عملی را نمیدهند. فیلم بهخوبی میفهمد که اخلاق در جهان واقعی، فقط دانستنِ درست و نادرست نیست؛ باید پیامد تصمیمها را نیز سنجید و صدای کسانی را شنید که قرار است آن تصمیمها به نامشان گرفته شود.
بااینحال، گاهی اثر مسئله را با تأکید مستقیم بر پیام اخلاقی پیش میبرد و از پیچیدگیهایی که خود بهدرستی طرح کرده، فاصله میگیرد. ریتم و انسجام روایی کندی نیمهٔ نخست، برای بعضی مخاطبان بهمنزلهٔ فرصت آشنایی با جهان رومن خواهد بود و برای برخی دیگر مانعی جدی. فیلم بیش از آنکه پیوسته بر کشش پروندهها تکیه کند، بر وضعیت روزمره و تغییرات درونی شخصیت تمرکز دارد.
« نتیجه، شخصیتی است که گاهی خندهدار و گاهی اندوهبار است، بیآنکه فیلم ناچار شود یکی از این دو وجه را حذف کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با ماهیت اثر سازگار است، اما هر صحنه به یک اندازه در پیشبرد تحول رومن یا گسترش مضمونها نقش ندارد. در نتیجه، بخشهایی از روایت کشدار میشوند و انتظار برای حرکت داستانی ملموس را طولانی میکنند. مشکل دیگر، پراکندگی میان مسیرهای روایی است. فیلم میان نقد نظام حقوقی، بحران شخصی، روابط اجتماعی و کشمکشهای اخلاقی رفتوآمد میکند، اما پیوند همهٔ این اجزا همیشه استوار نیست.
برخی شخصیتهای فرعی بیشتر در خدمت نمایاندن یک موضع یا موقعیت قرار میگیرند تا آنکه زندگی مستقل و قانعکنندهای پیدا کنند. این نابرابری در پرداخت، بهویژه وقتی داستان از تأمل بر رومن به سمت پیشبرد گرههای بیرونی میرود، محسوس میشود. بااینهمه، فیلم در بخشهای پایانی انرژی بیشتری پیدا میکند و پرسشهای اخلاقیاش را با فوریت عاطفی بالاتری پیش میکشد.
لحن؛ میان طنز تلخ و اندوه لحن فیلم یکی از ویژگیهای متمایز آن است. رومن در موقعیتهایی قرار میگیرد که رفتار خشک و قواعد شخصیاش وجهی طنزآمیز پیدا میکند، اما این طنز بهندرت به تمسخر او میانجامد. زیر خندهٔ آرام صحنهها، تنهایی و دشواری ارتباط برقرارکردن با دیگران حضور دارد. فیلم از این راه، فاصلهٔ میان صداقت شخصی و مهارت اجتماعی را برجسته میکند: ممکن است کسی نیت خیر داشته باشد، اما نداند چگونه آن را به زبان یا رفتاری تبدیل کند که دیگران بتوانند بپذیرند.
بااینحال، توازن لحن همیشه دقیق نیست. در برخی لحظهها، اثر میخواهد هم نقد اجتماعی تند باشد، هم مطالعهای انسانی و هم داستانی پرکشش؛ این خواستهها گاه به جای تقویت یکدیگر، در مسیرهای جداگانه حرکت میکنند. برخی موقعیتها بیش از اندازه بر نکتهٔ خود تأکید میکنند و برخی دیگر درست زمانی که میتوانستند پیچیدگی بیشتری بیابند، زود خاتمه مییابند.
« این انتخاب با ماهیت اثر سازگار است، اما هر صحنه به یک اندازه در پیشبرد تحول رومن یا گسترش مضمونها نقش ندارد. »
قوتها و کاستیها
حاصل، فیلمی است که لحظههای درخشان دارد، اما انسجام کلیاش به اندازهٔ بازی مرکزی آن محکم نیست. تجربهٔ تماشای فیلم این اثر برای تماشاگرانی مناسبتر است که در درامهای شخصیتمحور، به مشاهدهٔ رفتار و تغییرات تدریجی علاقه دارند. اگر انتظار یک فیلم دادگاهی پرحادثه با پروندههای پیدرپی و تعلیق مداوم وجود داشته باشد، ریتم آرام و مسیرهای نامتعارف روایت احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود.
اما اگر جذابیت اصلی را در تماشای انسانی ببینیم که باورهایش زیر فشار زندگی روزمره قرار میگیرند، فیلم مواد قابلتأملی فراهم میکند. نقطهٔ قوت نهایی اثر، حس رضایت ساده و بیدردسری نیست که از پیروزی بر مانعها حاصل شود؛ بلکه تجربهٔ دیدن انسانی خطاپذیر است که ناچار میشود با انتخابهای خود روبهرو شود.
فیلم در این مسیر گاهی بیش از حد پراکنده و گاهی کموبیش تصنعی است، اما پرسش مرکزیاش را رها نمیکند: آیا میتوان در برابر بیعدالتی ایستاد، بیآنکه تلخی و فرسودگی آن، خودِ ایستادگی را از میان ببرد؟ جمعبندی «Roman J. Israel, Esq.» اثری بینقص یا کاملاً یکدست نیست. ریتم کند، نوسان در انسجام روایت و پرداخت نابرابر برخی تناقضهای شخصیت، مانع از آن میشوند که فیلم به تمامی ظرفیتهایش دست یابد.
بااینحال، بازی دقیق و چندلایهٔ دنزل واشینگتن، رومن را به شخصیتی ماندگار و قابلبحث بدل میکند؛ مردی که آرمانخواهیاش هم سرچشمهٔ بزرگواری است و هم گاه او را از دیدن محدودیتهای خودش بازمیدارد. ارزش فیلم بیش از آنکه در هیجان داستانی یا ظرافت بیوقفهٔ فیلمنامه باشد، در همین تعارض انسانی نهفته است.
« حاصل، فیلمی است که لحظههای درخشان دارد، اما انسجام کلیاش به اندازهٔ بازی مرکزی آن محکم نیست. »
جمعبندی
اثر از مخاطب نمیخواهد رومن را بیچونوچرا تحسین کند؛ دعوتش میکند او را در تمام پیچیدگیها و لغزشهایش ببیند. در پایان، آنچه برجای میماند تصویری از عدالت بهمثابه کوشش دشوار و ناتمام است؛ کوششی که ارزشش نه در بیخطابودن مدافع، بلکه در آمادگی او برای روبهروشدن با خطاهای خویش سنجیده میشود.
« اثر از مخاطب نمیخواهد رومن را بیچونوچرا تحسین کند؛ دعوتش میکند او را در تمام پیچیدگیها و لغزشهایش ببیند. »



ثبت دیدگاه