نقد و بررسی
نقد رولینگ تاندر ریویو: داستانی از باب دیلن به روایت مارتین اسکورسیزی (Rolling Thunder Revue: A Bob Dylan Story by Martin Scorsese) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان مستند و افسانه «Rolling Thunder Revue: A Bob Dylan Story by Martin Scorsese» بیش از آنکه ثبت بیواسطهی یک تور موسیقی باشد، بازیای سینمایی با حافظه، افسانه و حقیقت است. مارتین اسکورسیزی به سراغ تور باب دیلن در سال ۱۹۷۵ میرود، اما قصد ندارد صرفاً وقایع را مرتب کند و تصویری قطعی از آن دوران به دست دهد.
فیلم از ابتدا تماشاگر را در فضایی نامطمئن قرار میدهد؛ جایی که خاطره، شوخی، صحنهپردازی و سند تصویری چنان در هم میآمیزند که تشخیص مرزهایشان بخشی از تجربهی تماشاست. این انتخاب با شخصیت دیلن نیز تناسب دارد: هنرمندی که همواره از تثبیت شدن در یک تصویر واحد گریخته و میان نقشها و صداهای گوناگون حرکت کرده است.
بااینحال، تناسب مضمونی بهتنهایی همهچیز را توجیه نمیکند. فیلم گاهی چنان بر رازآلودگی خود پافشاری میکند که بهجای گشودن افقی تازه، اطلاعات را از دسترس مخاطب دور نگه میدارد. آمریکا در سالهای آشوب پسزمینهی تور، آمریکایی است که هنوز از زخمهای جنگ ویتنام و بحران واترگیت بیرون نیامده و در آستانهی جشن دویستمین سال استقلال خود قرار دارد.
« بااینحال، تناسب مضمونی بهتنهایی همهچیز را توجیه نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این فضای تاریخی را نه با شرحی مفصل و منظم، بلکه از راه حالوهوا، چهرهها و تکههایی از گفتوگو بازمیسازد. نتیجه، تصویری از دورانی است که شور جمعی و میل به رهایی در کنار خستگی، بیاعتمادی و نوعی سرگشتگی نشستهاند. تور «رولینگ تاندر ریویو» در این روایت فقط مجموعهای از اجراها نیست؛ حرکتی موقت و بیقرار در دل جغرافیای آمریکا است.
گروهی از موسیقیدانان و همراهان، شهر به شهر میروند و فضایی میسازند که بیشتر به اجتماع کوچکی از آوارگان هنری میماند تا یک برنامهی منظم و تجاری. اسکورسیزی با مونتاژ تصاویر جاده، پشتصحنه و صحنه، حس گذر و ناپایداری را خوب منتقل میکند. در عوض، تصویر تاریخی فیلم گاه بیش از آنکه تحلیلی باشد، شاعرانه و مهآلود باقی میماند.
موسیقی؛ نیروی مرکزی فیلم قویترین بخش اثر، بیتردید اجراهای زنده است. موسیقی نه تزئینی برای خاطرهگویی، بلکه نیرویی است که ساختار فیلم را به حرکت درمیآورد. اجرای دیلن در این دوره انرژی خام و تندی دارد؛ ترانهها در قالبی تازه جان میگیرند و گاه چنان دگرگون میشوند که آشنایی با نسخههای استودیویی مانع کشف دوبارهشان نیست.
« نتیجه، تصویری از دورانی است که شور جمعی و میل به رهایی در کنار خستگی، بیاعتمادی و نوعی سرگشتگی نشستهاند. »
شخصیتها و اجرا
صدا، حرکت بدن و نور صحنه به تماشاگر نزدیک میشوند و حس حضور در جمعیت را پدید میآورند. حتی کسی که دلبستگی ویژهای به دیلن ندارد، میتواند از شدت و کیفیت اجراها تأثیر بگیرد. فیلم اجازه میدهد موسیقی در لحظات مهم خود مجال تنفس پیدا کند و با برشهایی پرشتاب یا توضیحهای پیدرپی قطع نشود.
همراهی دیگر هنرمندان نیز به اجراها تنوع میبخشد و نشان میدهد این تور حاصل حضور یک ستارهی تنها نبود، بلکه تجربهای جمعی و چندصدایی به شمار میرفت. دوربین در دل تور تصاویر آرشیوی حس نزدیکی کمنظیری دارند. دوربین اغلب بهجای آنکه فاصلهای تشریفاتی با صحنه نگه دارد، در میان آدمها و حرکتها قرار میگیرد؛ از چهرههای نزدیک تا لحظههای گذرای پشتصحنه.
این انتخاب، تماشای فیلم را به تجربهای حسی بدل میکند: گویی نه صرفاً دربارهی تور میشنویم، بلکه برای مدتی در مدار آن قرار میگیریم. تدوین نیز در ساخت این کیفیت نقش مهمی دارد. فیلم الزاماً مسیر تاریخی را بهشکلی خطی دنبال نمیکند و میان اجراها، مصاحبهها و تصاویر قدیمی رفتوآمد میکند.
« صدا، حرکت بدن و نور صحنه به تماشاگر نزدیک میشوند و حس حضور در جمعیت را پدید میآورند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رفتوبرگشتها در بهترین لحظات، حس حافظهای را میسازند که از قطعههای جداگانه تشکیل شده است. بااینحال، گذار از تصویر آرشیوی به بخشهای تازه گاهی ناهموار است و اختلاف بافت بصری، تماشاگر را از حالوهوایی که فیلم ساخته بیرون میکشد. شخصیت دیلن و بازی با ابهام دیلن در این اثر نه قهرمانی است که فیلم بخواهد به ستایش بیچونوچرایش بپردازد و نه موضوعی که بتوان آن را با چند گزارهی روشن توضیح داد.
او حضوری گریزان دارد؛ گاه شوخ و بازیگوش، گاه سرد و سربسته. فیلم از همین فاصله برای ساختن طنز و تعلیق استفاده میکند. پاسخهای گنگ و بازیگوشانهی او نه لزوماً راهی به سوی شناخت، بلکه یادآوری این نکتهاند که شخصیت عمومی یک هنرمند ممکن است خود بخشی از اجرای او باشد. این رویکرد از نظر ایده جذاب است، اما گاهی به چرخهای تکراری میافتد: هر پرسش با شوخی یا ابهامی تازه پاسخ میگیرد و فیلم کمتر میکوشد پیامدهای آن را بکاود.
نتیجه آن است که شخصیت دیلن همچنان رازآلود میماند، اما بخشی از این راز نه از پیچیدگی انسانی، بلکه از امتناع فیلم از روشنکردن زمینهها سرچشمه میگیرد. طنزهای ساختگی و حواسپرتی بخشهایی از مصاحبهها و روایتهای فیلم ساختگیاند و اثر عمداً همیشه مرز میان واقعیت و جعل را آشکار نمیکند.
« این رفتوبرگشتها در بهترین لحظات، حس حافظهای را میسازند که از قطعههای جداگانه تشکیل شده است. »
قوتها و کاستیها
این تمهید میتواند تماشاگر را به بازاندیشی دربارهی اعتبار تصویر مستند وادارد؛ در عین حال، برای برخی لحظات طنزی نامنتظر میسازد. اما کیفیت این بخشها یکدست نیست. بعضی از آنها با روح بازیگوش و افسانهپرداز اثر هماهنگاند، در حالی که برخی دیگر مصنوعی به نظر میرسند و بیشتر از آنکه جهان فیلم را غنی کنند، توجه را از موسیقی میگیرند.
حضور خبرنگار پرحرف و خودنمایی که مدام میکوشد خود را به مرکز روایت نزدیک کند، نمونهی روشن این مشکل است. قرار است این شخصیت بخشی از شوخی فیلم با پرسونای دیلن و جمع همراهانش باشد؛ اما تکرار رفتارهای نمایشیاش کمکم فرساینده میشود. در نتیجه، طنز بهجای آنکه لایهای تازه به فیلم بیفزاید، گاه همچون وقفهای طولانی میان دو اجرای موسیقایی عمل میکند.
محدودیتهای روایت ابهام، وقتی ثمربخش است که ذهن مخاطب را فعال کند؛ اما اگر جای پرداخت را بگیرد، به کمبود بدل میشود. فیلم در برخی زمینههای مهم درنگ نمیکند و جزئیاتی را که میتوانستند رابطهی میان تور، شرکتکنندگان و فضای تاریخی را روشنتر کنند، به حاشیه میراند. علاقهمندان به یک روایت مستندِ دقیق و منسجم ممکن است از این پراکندگی دلسرد شوند؛ بهویژه چون فیلم گاه نشانههایی از پژوهش و دسترسی گسترده عرضه میکند، اما سپس از دنبالکردن پرسشهای طبیعی برآمده از همان نشانهها سرباز میزند.
« حضور خبرنگار پرحرف و خودنمایی که مدام میکوشد خود را به مرکز روایت نزدیک کند، نمونهی روشن این مشکل است. »
جمعبندی
همچنین، چیدمان آزاد و غیرخطی فیلم همیشه به معنای ریتم مؤثر نیست. بعضی بخشها در کنار تصاویر آرشیوی جان میگیرند، اما برخی دیگر کشدار میشوند و پیوندشان با تجربهی اصلی تور چندان روشن نیست. اسکورسیزی گاهی بیش از اندازه به جذابیت معما اعتماد میکند و فراموش میکند که ابهامِ مداوم میتواند از نیروی عاطفی اثر بکاهد.
جمعبندی «Rolling Thunder Revue» مستندی متعارف دربارهی یک تور موسیقی نیست؛ اثری است دربارهی شیوهای که خاطره و اجرا، سند و خیال، و زندگی هنرمند و افسانهی او در هم تنیده میشوند. اجراهای پرشور، تصاویر آرشیوی زنده و حس حرکت در دل تور، فیلم را به تجربهای گیرا بدل میکنند. در سوی دیگر، شخصیتهای ساختگیِ نابرابر، حضور آزاردهندهی خبرنگار و گریز از پرداخت برخی پرسشها مانع میشوند که همهی ایدههای فیلم به یک اندازه موفق باشند.
بااینهمه، همین ناهماهنگیها بخشی از هویت اثر را شکل میدهند: فیلمی که میخواهد بیش از آنکه تاریخ را مرتب کند، حالوهوای بازگشت به آن را بسازد. برای دوستداران دیلن، فیلم پنجرهای به دورهای سرشار از انرژی و بازیگوشی هنری است؛ برای تماشاگران دیگر، موسیقیاش بهتنهایی میتواند دلیل کافی برای تماشا باشد.
« همچنین، چیدمان آزاد و غیرخطی فیلم همیشه به معنای ریتم مؤثر نیست. »
ثبت دیدگاه