نقد و بررسی
نقد راجر واترز: ما + آنها (Roger Waters: Us + Them) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از کنسرت تا بیانیهٔ تصویری «راجر واترز: ما و آنها» بیش از آنکه ثبت سادهٔ یک اجرای موسیقی باشد، کوششی است برای تبدیل کنسرت به تجربهای سینمایی و بیانیهای سیاسی. فیلم، با کارگردانی مشترک راجر واترز و شان اوانز، بخشهایی از تور سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ را در آمستردام به تصویر میکشد؛ اجرایی که در آن آثار پینک فلوید در کنار قطعاتی از آلبوم انفرادی واترز، «آیا این همان زندگیای است که واقعاً میخواهیم؟»، قرار میگیرند.
فیلم ۱۳۵ دقیقهای است و همین زمان نسبتاً طولانی، هم مجال میدهد فضای اجرا بهتدریج شکل بگیرد و هم خطر خستگی را در خود دارد. موسیقی بهمثابه حافظه یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، مواجههٔ دوباره با قطعاتی است که برای بخش بزرگی از مخاطبان، فقط ترانه نیستند؛ بخشی از حافظهٔ موسیقایی و فرهنگی چند نسلاند.
آثاری از «نیمهٔ تاریک ماه»، «دیوار»، «حیوانات» و «کاش اینجا بودی» در کنار قطعات تازهتر اجرا میشوند. این ترکیب، کنسرت را به سفری میان گذشته و حال بدل میکند: گذشتهای که با ترانههای آشنا فراخوانده میشود و حالِ سیاسیای که واترز پیوسته میکوشد به آن واکنش نشان دهد. فیلم در این میان، به جای آنکه صرفاً از اعتبار ترانههای مشهور بهره بگیرد، آنها را در چارچوبی تازه مینشاند.
اجرای «سگها» یا «خوکها» فقط یادآوری آثاری محبوب نیست؛ این قطعات با تصاویر و مضمونهای اجرایی به بافتی انتقادی گره میخورند. در سوی دیگر، حضور ترانههایی چون «آخرین پناهجو» و «تصور کن» از آلبوم انفرادی واترز، نشان میدهد که او نمیخواهد گذشته را به موزهای بیخطر تبدیل کند. با این حال، قطعات تازه برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه تأثیرگذار نیستند و ممکن است در برابر جایگاه عاطفی آثار پینک فلوید کمرنگتر جلوه کنند.
« آثاری از «نیمهٔ تاریک ماه»، «دیوار»، «حیوانات» و «کاش اینجا بودی» در کنار قطعات تازهتر اجرا میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فهرست اجرای آمستردام نیز همین رفتوآمد میان آثار گروه و آلبوم انفرادی را نشان میدهد. تصویرهایی که موسیقی را گسترش میدهند نقطهٔ قوت آشکار فیلم، طراحی بصری آن است. نورپردازی، پردههای بزرگ، تصویرهای متحرک و ترکیببندی صحنه، صرفاً آرایههایی برای زیباتر کردن اجرا نیستند؛ در بسیاری از لحظهها، آنها به زبان دوم موسیقی تبدیل میشوند.
تصویرها گاه حالوهوای ترانه را تقویت میکنند و گاه با برجستهکردن خشونت، جنگ، قدرت و رنج انسانی، معنایی مستقیمتر به آن میافزایند. تماشاگر نهفقط به اجرا گوش میدهد، بلکه در فضایی دیداری قرار میگیرد که پیوسته چشم و ذهنش را به سوی خود میکشاند. این انتخاب، در سینما نتیجهای دوگانه دارد.
از یک سو، دوربین و تدوین کمک میکنند شکوه صحنه از فاصلهٔ سالن به تماشاگر منتقل شود؛ قابها میتوانند جزئیات نوازندگی را به منظرهٔ عظیم اجرا پیوند دهند و احساس حضور در میان جمعیت را تقویت کنند. از سوی دیگر، تماشای نسخهٔ فیلمی همان تجربهٔ حضور واقعی نیست. بعضی بینندگان ممکن است، حتی در اوج جلوههای بصری، به یاد داشته باشند که میان آنها و اجرا پردهای قرار دارد.
فیلم این فاصله را کاهش میدهد، اما نمیتواند آن را کاملاً از میان ببرد. سیاست در مرکز صحنه واترز هنرمندی است که در این اجرا موسیقی را از موضع سیاسی خود جدا نمیکند. اعتراض در فیلم حاشیهای نیست که میان ترانهها گاهبهگاه سر برآورد؛ در بسیاری از بخشها، خودِ سازوکار نمایش را شکل میدهد.
« فهرست اجرای آمستردام نیز همین رفتوآمد میان آثار گروه و آلبوم انفرادی را نشان میدهد. »
شخصیتها و اجرا
تصویرها و پیامها به جنگ، اقتدار، نابرابری و رنج غیرنظامیان اشاره دارند و اجرا از مخاطب میخواهد به آنچه بیرون از سالن میگذرد بیاعتنا نماند. برای تماشاگرانی که از موسیقی راکِ صریحاً معترض استقبال میکنند، این رویکرد میتواند نیرویی اخلاقی و عاطفی به کنسرت بدهد. واترز نمیخواهد نوستالژی شنیدن ترانههای مشهور، مسئولیت اندیشیدن را از مخاطب بگیرد.
در عین حال، صراحت پیامها همیشه به سود اثر نیست. گاهی تصویر و شعار چنان روشن و بیواسطهاند که فضای تفسیر را محدود میکنند؛ به جای آنکه مخاطب را به کشف معنایی تازه دعوت کنند، نتیجهٔ موردنظر را تقریباً از پیش اعلام میکنند. بنابراین میزان تأثیر این وجه از فیلم، تا حد زیادی به آمادگی تماشاگر برای همراهی با موضع سیاسی واترز بستگی دارد.
اجرا و نمایش: تعادلی شکننده فیلم تصویری قانعکننده از یک نمایش عظیم ارائه میدهد، اما همین عظمت گاه بر خودِ نوازندگی سایه میاندازد. نگاه دوربین بارها به سمت نورها، پردهها و حرکتهای صحنه کشیده میشود؛ در نتیجه، موسیقی ممکن است بخشی از یک منظومهٔ دیداری به نظر برسد، نه تنها مرکز توجه.
این انتخاب الزاماً نقص نیست: پروژهٔ واترز از ابتدا بر پیوند صدا، تصویر و ایده بنا شده است. با این همه، مخاطبی که انتظار دارد فیلم او را در درجهٔ نخست با ظرافت نوازندگی یا بداههپردازی درگیر کند، ممکن است احساس کند اجرا بیش از اندازه به معماری نمایشی خود متکی است. همین مسئله به ماهیت فیلم کنسرتی نیز مربوط میشود.
« واترز نمیخواهد نوستالژی شنیدن ترانههای مشهور، مسئولیت اندیشیدن را از مخاطب بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در اجرای زنده، تماشاگر با جمعیت، آکوستیک فضا و رویدادی یگانه روبهرو است؛ در نسخهٔ سینمایی، این تجربه از مسیر تدوین و انتخاب قابها بازسازی میشود. حاصل، تصویری کنترلشده و پرجزئیات است، اما گاه از بیواسطگی و پیشبینیناپذیری اجرای زنده فاصله میگیرد. فیلم بیش از آنکه بخواهد حس یک مستند خام را منتقل کند، تماشاگر را در نسخهای طراحیشده از کنسرت غوطهور میسازد.
ریتم و لحظههای کشدار طول اجرا فرصتی برای بسط فضای موسیقی فراهم میکند، اما ریتم فیلم همیشه به یک اندازه پویا نیست. بعضی قطعات و بخشهای طولانیتر ممکن است برای مخاطبی که با حالوهوای تدریجی موسیقی واترز همراه است، بخشی از جذابیت تجربه باشند؛ برای تماشاگر دیگری، همان لحظهها کشدار به نظر میرسند.
این تفاوت، بیش از آنکه تنها مسئلهٔ تدوین باشد، به انتظار مخاطب از کنسرت بازمیگردد: آیا او میخواهد در فضای یک قطعه بماند، یا ترجیح میدهد فیلم سریعتر از یک نقطهٔ اوج به نقطهٔ بعدی برسد؟ فیلم گاهی با وفاداری به گستردگی اجرا، از فشردهسازی دراماتیک فاصله میگیرد. این انتخاب برای هواداران میتواند ارزشمند باشد، زیرا فرصت میدهد در صدا و تصویر غرق شوند؛ اما برای بینندهٔ کمآشنا، طول بعضی سولوها و بخشهای نمایشی ممکن است از شدت تأثیر بکاهد.
«ما و آنها» در بهترین لحظههایش از تداوم و تکرار برای ساختن حس بهره میبرد، ولی در لحظههای کماثرتر، همان تداوم به ماندگاری بیش از اندازه بدل میشود. برای چه کسی ساخته شده است؟ این فیلم بیش از همه برای مخاطبی کار میکند که یا با میراث پینک فلوید پیوند دارد، یا از کنسرتهایی استقبال میکند که موسیقی را با ایده و نمایش صحنهای ترکیب میکنند.
« حاصل، تصویری کنترلشده و پرجزئیات است، اما گاه از بیواسطگی و پیشبینیناپذیری اجرای زنده فاصله میگیرد. »
قوتها و کاستیها
هواداران میتوانند از شنیدن دوبارهٔ آثار آشنا در قالبی باشکوه لذت ببرند و در همان حال، با وجه معترض و شخصیتر کار واترز روبهرو شوند. برای بینندهٔ تازهوارد نیز تصویرپردازی پرقدرت ممکن است راهی چشمگیر به جهان اجرایی او باشد؛ با این شرط که از پیامهای سیاسی صریح و زمان طولانی فیلم گریزان نباشد.
در مقابل، کسی که از کنسرت انتظار اجرای کمواسطه، تمرکز بر نوازندگان و کمترین میزان پیامپردازی بیرونی دارد، شاید با اثر فاصله بگیرد. این فیلم برای خنثیکردن صدای واترز ساخته نشده است؛ برعکس، صدا و تصویر را در خدمت دیدگاه او قرار میدهد. از همین رو، اختلاف واکنشها دربارهٔ آن طبیعی است: آنچه برای یک تماشاگر جسارت و معناست، برای دیگری ممکن است تأکیدی بیش از حد یا جایگزینی نمایش با موسیقی باشد.
جمعبندی «راجر واترز: ما و آنها» کنسرتی فیلمبرداریشده نیست که تنها بخواهد حضور در سالن را بازسازی کند؛ اثری است دربارهٔ موسیقی، خاطره و اعتراض که از ابزارهای سینما برای گسترش تجربهٔ اجرا بهره میبرد. قدرت اصلی آن در تصویرپردازی چشمگیر، پیوند ترانههای ماندگار با مضمونهای روز و تواناییاش در تبدیل صحنه به فضایی چندحسی است.
در سوی دیگر، صراحت سیاسی، غلبهٔ جلوههای بصری بر نوازندگی و طول بعضی بخشها میتواند از تأثیر آن برای بخشی از مخاطبان بکاهد. با این همه، فیلم در برابر بیطرفیِ بیجان مقاومت میکند. ممکن است همهٔ انتخابهایش متقاعدکننده نباشند، اما هویت روشنی دارد و میداند چه تجربهای میخواهد بسازد: کنسرتی که موسیقی را نه پناهگاهی جدا از جهان، بلکه راهی برای مواجهه با آن میبیند.
« این فیلم برای خنثیکردن صدای واترز ساخته نشده است؛ برعکس، صدا و تصویر را در خدمت دیدگاه او قرار میدهد. »



ثبت دیدگاه