نقد و بررسی
نقد سرزمین رابینسون کروزوئه (Robinson Crusoeland) | 1951
جزیرهای میان ماجراجویی و کمدی «Robinson Crusoeland» که با نامهای «Atoll K» و «Utopia» نیز شناخته میشود، فیلمی کمدی محصول ۱۹۵۱ و واپسین حضور سینمایی مشترک Stan Laurel و Oliver Hardy است؛ اثری که ماجرای دو مرد سرگردان را به رؤیای ساختن جامعهای کوچک و مستقل پیوند میزند. Stan و Ollie در مسیر سفر به جزیرهای دورافتاده گرفتار دریا میشوند و همراه چند همراه دیگر، زندگی تازهای را در آنجا آغاز میکنند. اعلام جزیره بهعنوان کشوری مستقل، از همان ابتدا طنزی ساده اما پربار در خود دارد: قهرمانانی که از گرفتاریهای جهان بیرون گریختهاند، حالا میکوشند نسخهای کوچک از همان جهان را بسازند؛ بیآنکه لزوماً بدانند ادارهکردن آن چه دشواریهایی دارد. فیلم از این موقعیت برای آمیختن ماجراجویی، کمدی و هجوی اجتماعی بهره میگیرد. جزیره فقط پسزمینهای خوشمنظره نیست؛ فضایی است که در آن امکان آغاز دوباره به نظر میرسد. اما این امکان، بهسرعت زیر فشار ورود افراد تازه و دگرگونی مناسبات جزیره قرار میگیرد. در نتیجه، قصه میان خیال آسودگی و آشفتگی زندگی جمعی در رفتوآمد است: پناهگاهی که قرار بود از قواعد جهان بیرون دور باشد، ناچار با مسئله قدرت، مالکیت و منفعت روبهرو میشود. طنز لورل و هاردی؛ آشنا، اما همچنان زنده بخش مهمی از جذابیت فیلم همچنان به شیمی آشنای دو بازیگر اصلی وابسته است. Stan با ظاهر سادهدل و رفتارهای پیشبینیناپذیرش، و Ollie با غرور ملایم و میل همیشگیاش به کنترل اوضاع، از کنار هم قرار گرفتن دو خلقوخوی متفاوت کمدی میسازند. شوخیهای آنان بیشتر بر مکث، نگاه، سوءتفاهم و واکنشهای زنجیرهای استوار است؛ یعنی همان ابزارهایی که در آثار شناختهشدهشان بارها به کار گرفته شدهاند، اما هنوز توان ایجاد لحظههایی سرگرمکننده را دارند. آنچه این بازی را دلنشین میکند، صرفاً تکرار یک الگوی قدیمی نیست، بلکه تناقض میان اعتمادبهنفس شخصیتها و ناتوانیشان در مهار موقعیت است. آنها میخواهند در جزیره نظمی تازه برقرار کنند، اما همین خواسته زمینهای فراهم میآورد تا کاستیهایشان آشکار شود. طنز از فاصله میان آرمانهای بزرگ و تواناییهای محدودشان پدید میآید؛ فاصلهای که فیلم گاه با ظرافت و گاه با تکیه بر شوخیهای آشنا برجسته میکند. بااینحال، در بعضی لحظات احساس میشود فیلم بیش از آنکه موقعیتهای تازهای برای این دو بسازد، به حضور محبوب و سبک تثبیتشدهشان تکیه دارد. رؤیای جامعهای کوچک ایده اعلام استقلال جزیره، ظرفیت کمیک و فکری فیلم را یکجا در خود جمع کرده است. در آغاز، آزادی از مالیات، قانون و محدودیتها وعدهای وسوسهانگیز به نظر میرسد؛ اما وقتی شمار ساکنان افزایش مییابد، پرسشهای دشوار سر برمیآورند. چه کسی تصمیم میگیرد؟ منابع به چه کسی تعلق دارند؟ آیا جامعهای میتواند بیقانون بماند، وقتی منافع افراد با یکدیگر برخورد میکنند؟ فیلم پاسخهای سیاسی منسجمی برای این پرسشها نمیسازد، اما از آنها برای شکلدادن به آشوبی طنزآمیز استفاده میکند. به همین دلیل، «کروزولند» هم جزیرهای خیالی است و هم تصویری کوچکشده از جامعهای بزرگتر. آرزوی رهایی از اقتدار بیرونی، وقتی با رقابت بر سر منابع و ورود نیروهای تازه روبهرو میشود، بهآسانی به آرامش نمیانجامد. فیلم با نگاهی ساده و گاه سرراست نشان میدهد که اعلام استقلال، بهتنهایی برای ساختن زندگی مشترک کافی نیست. طنز آن، بیش از آنکه نظریهای سیاسی عرضه کند، بر دشواری ادارهکردن آرمانها در جهان واقعی انگشت میگذارد. انزوا، بقا و فضای جزیره جزیره دورافتاده زمینهای مناسب برای ایجاد حس انزوا و ماجراجویی فراهم میکند. فاصله از خشکی، گرفتاری در دریا و تلاش برای سازگاری با محیط، به قصه کیفیتی متفاوت از کمدیهای معمول شهری میبخشد. محیط طبیعی در ظاهر میتواند امکان رهایی باشد، اما در عمل محدودیتهای خود را دارد: ساکنان باید به منابع پیرامون تکیه کنند و با وضعیتی کنار بیایند که کنترل چندانی بر آن ندارند. این کشاکش میان آزادی و وابستگی، زیرلایهای جدیتر به شوخیها میدهد. بااینهمه، فیلم در پرداخت تجربه بقا چندان مکث نمیکند. زمان طولانی تنهایی که از انتظار چنین قصهای برمیآید، با شتاب از سر گذرانده میشود و زندگی تدریجی شخصیتها در جزیره مجال بسط کافی نمییابد. در نتیجه، سازگاری با محیط بیشتر به پلی برای رسیدن به موقعیتهای داستانی بعدی بدل میشود تا موضوعی که خود فیلم بهطور عمیق بررسی کند. جزیره از نظر ایده غنی است، اما همه ظرفیتهای دراماتیک و حسی آن به یک اندازه به کار گرفته نمیشوند.
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت و ریتم؛ میان تصویر و توضیح یکی از محدودیتهای آشکار فیلم، فشردگی روایت آن است. قصه در مدتی کوتاه از گرفتاری و سکونت به شکلگیری جامعهای نوپا و سپس تنشهای ناشی از ورود تازهواردان میرسد. این شتاب، حرکت داستان را حفظ میکند، اما به بعضی تغییرات وزن کافی نمیدهد. مخاطب گاهی پیش از آنکه فرصتی برای درک زندگی روزمره جزیره پیدا کند، با مرحله تازهای از ماجرا روبهرو میشود.
همین امر باعث میشود ایدههای بزرگتر فیلم، از جمله ساختن نظمی مستقل، بیشتر طرح شوند تا بهطور کامل پرورده شوند. صدای راوی نیز در انتقال اطلاعات نقش پررنگی دارد. توضیح بیرونی میتواند فاصلههای زمانی و جزئیات قصه را سریع روشن کند، اما استفاده مکرر از آن گاهی تجربه تماشای تصویر را محدود میسازد.
« روایت و ریتم؛ میان تصویر و توضیح یکی از محدودیتهای آشکار فیلم، فشردگی روایت آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بهجای آنکه برخی وضعیتها از رفتار شخصیتها، کنشها یا جزئیات محیط فهمیده شوند، روایت کلامی زودتر آنها را توضیح میدهد. این انتخاب، بهویژه در اثری که بخش مهمی از کمدیاش به زبان بدن و میزانسن وابسته است، اندکی از فرصت تصویر برای روایتگری میکاهد. اجرا و ظاهر تولید ساختار بینالمللی فیلم و دشواریهای تولید آن، بخشی از زمینه تاریخی اثر است.
گزارشهای موجود از مشکلاتی مانند اختلافنظر درباره فیلمنامه، دشواری ارتباط میان عوامل و طولانیشدن روند ساخت سخن میگویند؛ شرایطی که میتواند به ناهماهنگیهایی در لحن و انسجام نهایی فیلم کمک کرده باشد. در خود اثر نیز گاه نوعی نابرابری میان گستردگی ایده و امکانات اجرایی به چشم میآید.
« اجرا و ظاهر تولید ساختار بینالمللی فیلم و دشواریهای تولید آن، بخشی از زمینه تاریخی اثر است. »
شخصیتها و اجرا
فضای جزیره از نظر مفهومی مؤثرتر از جلوه بصری آن است. صحنههای کشتیشکستگی و تیراندازی، در مقایسه با تصور ماجراجویانهای که داستان برمیانگیزد، کمهزینه و آشکارا محدود به نظر میرسند. این کاستیها گاهی توهم واقعگرایی را میشکنند و از شدت خطر میکاهند. بااینحال، ارزش فیلم را نمیتوان فقط با معیار جلوههای فنی سنجید: مرکز ثقل آن نه نمایش حادثههای پرشکوه، بلکه حضور دو کمدین و برخوردشان با نظمی است که خود در پی ساختنش هستند.
از این منظر، محدودیت تولید همزمان ضعف بصری و بخشی از شخصیت ناهموار فیلم است. جمعبندی «Robinson Crusoeland» اثری نابرابر اما کنجکاویبرانگیز است: ماجراجویی جزیرهای را با کمدی دو بازیگر محبوب و هجوی ساده درباره ساختن جامعهای تازه درهم میآمیزد. بازی Stan Laurel و Oliver Hardy هنوز لحظههایی از صمیمیت و خنده میآفریند، و ایده استقلال جزیره امکان طنز درباره قانون، مالکیت و قدرت را فراهم میکند.
« فضای جزیره از نظر مفهومی مؤثرتر از جلوه بصری آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، روایت شتابزده، اتکای زیاد به راوی و جلوههای فنی محدود، مانع میشوند که همه این ایدهها به تجربهای یکدست تبدیل شوند. تماشای فیلم بیش از هر چیز برای دنبالکردن تقابل میان رؤیای آسودگی و واقعیت پرآشوب زندگی جمعی ارزش دارد. این اثر نه نمونهای بینقص از کمدی لورل و هاردی است و نه ماجرایی کاملاً پرداختشده؛ اما در میان ضعفهایش، پرسشی ماندگار پنهان است: آیا میتوان گوشهای از جهان را از قواعد آن جدا کرد، یا همان قواعد، بهمحض شکلگرفتن یک جامعه تازه، دوباره سر برمیآورند؟
« تماشای فیلم بیش از هر چیز برای دنبالکردن تقابل میان رؤیای آسودگی و واقعیت پرآشوب زندگی جمعی ارزش دارد. »



ثبت دیدگاه