نقد و بررسی
نقد ققنوس برخاسته (Rising Phoenix) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی درباره ورزش و بازتعریف توانایی «رایزینگ فینیکس» مستندی است درباره تاریخ بازیهای پارالمپیک و ورزشکارانی که در میدان رقابت، تصورهای رایج درباره معلولیت، توانایی و برتری را به چالش میکشند. فیلم با کنار هم گذاشتن روایتهای شخصی، تصاویر آرشیوی و لحظههای مسابقه، میکوشد پارالمپیک را نه حاشیهای بر المپیک، بلکه جنبشی مستقل با تاریخ، هویت و اهمیت اجتماعی خود نشان دهد.
نتیجه، اثری است پرانرژی و عاطفی که گاه تأثیرگذار میشود و گاه چنان مشتاق ستایش موضوعش است که به مرز تبلیغ نزدیک میشود. عنوان فیلم از تعبیر «ققنوس» الهام گرفته و در همان آغاز، استعارهای مناسب برای جهان آن فراهم میکند: بازگشت، دگرگونی و از نو ساختن خویشتن. اما بهترین لحظههای مستند زمانی پدید میآیند که این استعاره از حالت شعار بیرون میآید و در تجربههای مشخص آدمها معنا پیدا میکند؛ در تمرین، رقابت، آسیبپذیری، شوخی و رابطههای انسانی.
فیلم، در کنار روایت شماری از ورزشکاران پارالمپیکی، به تاریخ شکلگیری و گسترش بازیها نیز میپردازد و گذشته را با اکنون پیوند میدهد. روایتهای شخصی؛ نیروی اصلی فیلم قلب تپنده «رایزینگ فینیکس» ورزشکارانی هستند که خودشان داستان زندگیشان را روایت میکنند. حضور آنان صرفاً برای شرح موفقیتهای ورزشی نیست؛ فیلم از خلال حرفها و تجربههایشان نشان میدهد که مسیر هرکدام چگونه با شرایط اجتماعی، بدن، خانواده و انتخابهای شخصی گره خورده است.
این تفاوتها به روایت غنا میبخشد و مانع میشود ورزشکاران فقط به نمونههایی از یک مفهوم کلی تقلیل پیدا کنند. ببه ویو، جانی پیکاک، تاتیانا مکفدن و دیگر ورزشکاران با شیوههای متفاوتی در برابر دوربین ظاهر میشوند. برخی با شوخطبعی و اعتمادبهنفس، برخی با صراحتی تلخ و برخی با آرامشی که از سالها تمرین و رقابت میآید.
« این تفاوتها به روایت غنا میبخشد و مانع میشود ورزشکاران فقط به نمونههایی از یک مفهوم کلی تقلیل پیدا کنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تفاوت لحن و تجربه آنان به فیلم کیفیتی انسانی میدهد: مخاطب بهجای مواجهه با یک پیام واحد، با مجموعهای از زندگیهای واقعی روبهرو میشود. از همین رو، لحظههای احساسی فیلم اغلب زمانی اثر میکنند که دوربین فرصت میدهد خود ورزشکار سخن بگوید، نه آنکه موسیقی و تدوین بهجای او احساس را توضیح دهند.
تاریخ؛ از زمینه تا روایت بخش تاریخی مستند به ما یادآوری میکند که پارالمپیک از ابتدا رویدادی جهانی و پرزرقوبرق نبوده است. فیلم ریشههای آن را در تلاش برای بازتوانی و بازگشت مجروحان جنگی به زندگی اجتماعی دنبال میکند و سپس مسیر رشدش را تا بازیهای معاصر پیش میبرد. این پسزمینه اهمیت دارد، زیرا رقابت ورزشی را از سطح رکورد و مدال فراتر میبرد و آن را در چارچوب مبارزه برای دیدهشدن، دسترسی و جایگاه برابر قرار میدهد.
روایت تاریخچه در کنار چهرههای امروز، نشان میدهد که تغییر فرهنگی یکباره رخ نمیدهد؛ حاصل دههها کنش، سازماندهی و پایداری است. با این همه، فیلم در پرداخت تاریخی گاه شتابزده است. دامنه موضوع بسیار گسترده است: هم تاریخ یک جنبش، هم زندگی چند ورزشکار و هم دشواریهای برگزاری مسابقات جهانی.
طبیعی است که هرکدام از این مسیرها میتوانست بهتنهایی موضوع یک مستند مستقل باشد. در نتیجه، بخشهایی از تاریخ بیشتر نقش گذرگاه دارند تا کاوشی عمیق؛ نکتهای که ممکن است تماشاگر مشتاق جزئیات بیشتر را ناکام بگذارد. تصویر، تدوین و موسیقی زبان تصویری فیلم میکوشد بدن ورزشکاران را در مقام بدنهای توانمند، زیبا و ورزیده بازنمایی کند.
« با این همه، فیلم در پرداخت تاریخی گاه شتابزده است. »
شخصیتها و اجرا
تصاویر تمرین و رقابت از نزدیک ثبت شدهاند و گاه حرکت آهسته یا قاببندی دقیق، تنش جسمانی یک مسابقه را به تجربهای دیداری و ملموس بدل میکند. در این لحظهها، دوربین صرفاً ناظر نیست؛ تماشاگر را به میدان نزدیک میکند تا سرعت، فشار و تمرکز ورزشکار را حس کند. تصویرهای آرشیوی نیز به روایت تاریخ رنگ و بافت میدهند و میان گذشته و اکنون پلی میسازند.
با این حال، تدوین همیشه به همین اندازه سنجیده نیست. رفتوآمد سریع میان چند زندگی و چند دوره تاریخی، گاهی فرصت آشنایی عمیق با هر ورزشکار را میگیرد. شخصیتها ممکن است در ذهن تماشاگر با یک لحظه تأثیرگذار یا یک جمله بهیادماندنی ثبت شوند، بیآنکه فیلم به اندازه کافی در زندگی روزمره و پیچیدگیهایشان مکث کرده باشد.
موسیقی نیز در برخی صحنهها با تأکید فراوان بر هیجان و حماسه، احساس را از پیش تعیین میکند. بهجای آنکه تصویر و روایت بهتنهایی مجال اثرگذاری بیابند، موسیقی گاه میکوشد واکنش عاطفی مخاطب را هدایت کند. الهامبخشی و دامِ قهرمانسازی «رایزینگ فینیکس» آشکارا میخواهد تماشاگر را به تحسین وادارد و معمولاً هم در این هدف موفق است.
اما میان ستایش ورزشکاران و تبدیل آنان به قهرمانانی فراانسانی فاصلهای باریک وجود دارد. وقتی هر دشواری به داستانی از غلبه و پیروزی تبدیل شود، خطر آن هست که زندگی افراد دارای معلولیت فقط از دریچه الهامبخشی دیده شود؛ گویی ارزش روایت آنان در این است که دیگران را به وجد بیاورد. چنین نگاهی، ناخواسته، میتواند تفاوتهای فردی را محو کند و این تصور را بسازد که رنج تنها زمانی معنا دارد که به افتخاری چشمگیر ختم شود.
« تصویرهای آرشیوی نیز به روایت تاریخ رنگ و بافت میدهند و میان گذشته و اکنون پلی میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در بخشهایی به این مرز نزدیک میشود: تصویرهای باشکوه، موسیقی پرطنین و بیانهای قاطع گاهی ورزشکار را بیشتر به نماد بدل میکنند تا انسانی با تجربهای چندوجهی. در مقابل، هرجا روایت به تناقضها و جزئیات شخصی نزدیک میشود، از این خطر فاصله میگیرد. همین تنش میان انسان واقعی و نماد الهامبخش، یکی از مهمترین نکتههای قابل تأمل فیلم است.
مستند میخواهد برداشت عمومی را تغییر دهد، اما در این مسیر باید مراقب باشد تصویری تازه را به قالبی محدودکننده تبدیل نکند. پارالمپیک؛ رقابت ورزشی و مطالبه دیدهشدن یکی از دستاوردهای مهم فیلم این است که توجه را از صرفِ ستایش فردی به ساختارهای پیرامون ورزش میبرد. پارالمپیک فقط مجموعهای از لحظههای نفسگیر نیست؛ رویدادی است که برای برگزاری، پوشش رسانهای، امکانات و توجه عمومی رقابت میکند.
فیلم نشان میدهد که دیدهشدن ورزشکاران خود بخشی از موضوع است: چه کسی در مرکز قاب قرار میگیرد؟ چه رقابتی ارزش تماشا و حمایت پیدا میکند؟ و چه کسانی ناچارند برای بهرسمیتشناختهشدن، بارها توانایی خود را ثابت کنند؟ از این منظر، لحظههای مسابقه معناهایی فراتر از پیروزی و شکست مییابند.
ورزشکاران در میدان رقابت، مهارت و آمادگی خود را عرضه میکنند، اما حضورشان همزمان پرسشی درباره معیارهای پذیرفتهشده توانایی پیش میکشد. مستند در این زمینه پرشور و اثرگذار است، هرچند گاه پاسخ را بیش از حد روشن و یکسویه عرضه میکند. طرح پرسشهای دشوارتر درباره تفاوت تجربهها، دسترسی یا مناسبات قدرت میتوانست تصویر کاملتری بسازد؛ همانطور که توجه بیشتر به اختلافها و محدودیتهای درون خود جنبش، از یکدستشدن روایت جلوگیری میکرد.
« در مقابل، هرجا روایت به تناقضها و جزئیات شخصی نزدیک میشود، از این خطر فاصله میگیرد. »
قوتها و کاستیها
ضرباهنگ و پیوستگی با وجود انرژی فراوان، فیلم در سراسر مدت خود ضرباهنگی یکسان ندارد. بخشهایی از مسابقه و زندگی ورزشکاران با کشش و تمرکز پیش میروند، اما در قسمتهایی دیگر، انباشت روایتها و تاریخچهها احساس پراکندگی ایجاد میکند. گاهی یک داستان تازه درست وقتی آغاز میشود که تماشاگر هنوز فرصت نکرده با داستان قبلی پیوند برقرار کند.
این جابهجاییها دامنه جهانی فیلم را برجسته میکنند، ولی از عمق عاطفی برخی شخصیتها میکاهند. به همین دلیل، «رایزینگ فینیکس» بیش از آنکه پرترهای کامل از چند ورزشکار باشد، تصویری گسترده از یک جنبش ارائه میکند؛ انتخابی قابل دفاع، اما پرهزینه. مخاطبی که انتظار دارد با زندگی روزمره و جهان درونی هر ورزشکار بهتفصیل آشنا شود، ممکن است احساس کند فیلم بیش از اندازه به نقطههای عطف و لحظههای پرهیجان تکیه دارد.
در سوی دیگر، همین وسعت نگاه کمک میکند تا پارالمپیک در قالب یک رخداد جهانی و تاریخی دیده شود، نه صرفاً پسزمینهای برای داستانهای فردی. جمعبندی «رایزینگ فینیکس» مستندی پرشور و عاطفی است که ارزش اصلیاش را از حضور خود ورزشکاران و پیوند میان زندگی شخصی آنان با تاریخ پارالمپیک میگیرد.
فیلم تصویرهای قدرتمندی از رقابت میسازد و بهدرستی یادآور میشود که پارالمپیک فقط عرصه سنجش توان جسمانی نیست؛ صحنهای برای مطالبه دیدهشدن و بازاندیشی در معنای توانایی نیز هست. در بهترین لحظههایش، مستند بهجای آنکه درباره ورزشکاران سخنرانی کند، به آنان مجال میدهد تجربه خود را بیان کنند.
« ضرباهنگ و پیوستگی با وجود انرژی فراوان، فیلم در سراسر مدت خود ضرباهنگی یکسان ندارد. »
جمعبندی
اما گرایش به قهرمانسازی، موسیقی گاه بیش از اندازه پررنگ و روایت پراکنده، از ظرافت و عمق اثر میکاهد. فیلم در برخی لحظهها به بیانیهای ستایشآمیز نزدیک میشود و کمتر میایستد تا تناقضها و پیچیدگیهای موضوع را بکاود. بااینحال، نیروی انسانی روایتها و گستره تاریخی آن، تماشای فیلم را ارزشمند میکند.
اثری است که میتواند هیجانزده کند و به فکر وادارد، بهویژه اگر مخاطب در کنار ستایش دستاوردهای ورزشکاران، به شیوه بازنمایی آنان نیز با نگاهی نقادانه بنگرد.
« اما گرایش به قهرمانسازی، موسیقی گاه بیش از اندازه پررنگ و روایت پراکنده، از ظرافت و عمق اثر میکاهد. »



ثبت دیدگاه