نقد و بررسی
نقد اوجگیری (Rising High) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی از صعود بر زمینی سست «صعود بلند» که با نام آلمانی «Betonrausch» نیز شناخته میشود، داستان سه چهرهٔ جاهطلب در بازار املاک برلین را دنبال میکند: ویکتور اشتاینر، جری فالکلند و نیکول کلبِر. آنها در پی راهی برای دستیابی سریع به ثروت، به معاملاتی متکی میشوند که مرز میان فرصتطلبی و کلاهبرداری را پشت سر میگذارد.
فیلم، بیآنکه پایان یا گرهگشایی اصلی خود را آشکار کند، از همان آغاز تماشاگر را در فضای افراط و آشوبی قرار میدهد که زندگی شخصیتها را احاطه کرده است؛ سپس با رفتوآمد میان بازجویی و گذشته، سازوکار این صعود را بهتدریج نشان میدهد. «صعود بلند» اثری آلمانی به نویسندگی و کارگردانی یونیت کایا است که در سال ۲۰۲۰ ساخته شده و دیوید کراس، فردریک لائو و یانینا اوزه در آن بازی میکنند.
روایتی دربارهٔ فریب و میل به ثروت هستهٔ دراماتیک فیلم بر پرسشی آشنا استوار است: آدمی تا کجا حاضر است برای پول و منزلت پیش برود؟ ویکتور با هوش، زبانآوری و جسارتی که گاه به بیپروایی میرسد، راههایی برای ورود به جهانی پیدا میکند که در آغاز او را پس میزند. جری نیرویی زمختتر و بیپردهتر به گروه میافزاید و نیکول نیز در پیشبرد نقشهها نقشی مؤثر پیدا میکند.
« جری نیرویی زمختتر و بیپردهتر به گروه میافزاید و نیکول نیز در پیشبرد نقشهها نقشی مؤثر پیدا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با گسترش موفقیتهای ظاهری، معاملههای کوچک جای خود را به طرحهایی بزرگتر میدهند و هر پیروزی، بهجای آنکه مایهٔ آسودگی شود، شخصیتها را به خطر تازهای نزدیک میکند. فیلم از مصالحی آشنا بهره میبرد: جاهطلبی، سودای یکشبه ثروتمند شدن، مصرفگرایی و فرسایش اخلاق در پی کامیابی. با این حال، انتخاب بازار املاک به روایت وجهی ملموس میدهد؛ زیرا پیامد فریب در این جهان صرفاً سقوط خود کلاهبرداران نیست و زندگی آدمهایی را نیز درگیر میکند که هدف معاملات متقلبانه قرار گرفتهاند.
همین نکته، تماشاگر را از لذت سادهٔ تماشای یک حقهبازی دور میکند و مسئلهای اخلاقی پیش میکشد: آیا کاریزمای شخصیتها میتواند آسیبی را که به دیگران میرسانند بپوشاند؟ روایت پرشتاب و ساختار بازگشت به گذشته ساختار فیلم بر روایت گذشته از دل یک موقعیت بازجویی بنا شده است. ویکتور داستان صعود خود را بازمیگوید و این قالب، فاصلهای میان او و رخدادها ایجاد میکند: آنچه میبینیم فقط بازسازی وقایع نیست، بلکه روایتی است که از زبان کسی نقل میشود که در پی توضیح یا توجیه انتخابهایش است.
این زاویهٔ دید به فیلم امکان میدهد میان نمایش دستاوردها و آگاهی از پیامدهای آنها تنش ایجاد کند، بیآنکه تماشاگر از همان ابتدا همهٔ جزئیات را بداند. ریتم اثر تند است و بخش مهمی از جذابیت آن از همین شتاب میآید. نقشهها بهسرعت شکل میگیرند، پول و جایگاه اجتماعی شخصیتها دگرگون میشود و هر مرحله زمینهٔ مرحلهٔ بعد را فراهم میکند.
« فیلم از مصالحی آشنا بهره میبرد: جاهطلبی، سودای یکشبه ثروتمند شدن، مصرفگرایی و فرسایش اخلاق در پی کامیابی. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب، حس ولع و بیقراری جهان فیلم را تقویت میکند؛ گویی شخصیتها فرصت مکث ندارند، چون توقف ممکن است آنها را با واقعیت کارهایشان روبهرو کند. اما شتاب، در نیمهٔ دوم گاه به زیان روایت تمام میشود: برخی دگرگونیها بیشتر به ایستگاههایی از پیش انتظاررفته میمانند تا نتیجهٔ تحول عمیق شخصیتها، و تکرار چرخهٔ موفقیت و بحران از نیروی غافلگیری میکاهد.
شخصیتهایی میان جذابیت و کلیشه ویکتور مرکز ثقل داستان است و دیوید کراس میکوشد آمیزهای از اعتمادبهنفس، آسیبپذیری و خودفریبی را در او زنده کند. او نه قهرمانی پاکدست است و نه شروری یکبعدی؛ فیلم میخواهد میان این دو قطب بایستد و مخاطب را دربارهٔ میزان همدلی با او مردد نگه دارد.
گذشتهٔ خانوادگی و تجربههای محرومیت، برای توضیح منش او به کار میروند، اما همیشه به شناختی ژرفتر از انگیزههایش نمیانجامند. گاهی به نظر میرسد فیلم بیش از آنکه شخصیت را بکاود، از پیشینهاش برای افزودن رنگی انسانی به مسیر فریبکاری استفاده میکند. جری با بازی فردریک لائو، در برابر حسابگری و ظاهر آراستهٔ ویکتور، حضوری خشنتر و بیقاعدهتر دارد.
« جری با بازی فردریک لائو، در برابر حسابگری و ظاهر آراستهٔ ویکتور، حضوری خشنتر و بیقاعدهتر دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تقابل این دو برای ایجاد شوخی و تنش سودمند است، اما رابطهشان کمتر به کاوشی جدی در رفاقت، وابستگی یا رقابت تبدیل میشود. نیکول نیز در طرح داستان اهمیت دارد، ولی پرداخت او به اندازهای نیست که بتواند از حصار نقش رواییاش بیرون بیاید. در نتیجه، سهگانهٔ مرکزی فیلم ظرفیت جذابی دارد، اما فیلمنامه بهندرت فرصت میدهد هر یک از این آدمها پیچیدگی و تناقضهای خود را بهتمامی آشکار کنند.
لحن، بازیها و جلوهٔ بصری «صعود بلند» میان کمدی سیاه و درام جنایی در رفتوآمد است. شوخطبعی فیلم بیشتر از تضاد میان اعتمادبهنفس شخصیتها و آشفتگی موقعیتهایشان پدید میآید؛ آنان گاه با چنان خونسردی از نقشههایشان حرف میزنند که خودِ زبانشان به بخشی از طنز تلخ اثر بدل میشود. این شوخیها، در کنار لحظههای پرتنش، مانع از آن میشوند که فیلم به درامی یکسره سنگین تبدیل شود.
در عین حال، چون لحن اثر پیوسته میان هزل و جدیت جابهجا میشود، بعضی پیامدهای اخلاقی و عاطفی اتفاقات فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا نمیکنند. موسیقی پرانرژی و تدوین سریع، فضای پرتحرک فیلم را حفظ میکنند و جهان پرزرقوبرق شخصیتها را به بخشی از روایت بدل میسازند، نه فقط پسزمینهای تزئینی.
« لحن، بازیها و جلوهٔ بصری «صعود بلند» میان کمدی سیاه و درام جنایی در رفتوآمد است. »
قوتها و کاستیها
مهمانیها، جلوههای ثروت و نمایش افراط، با سرعتی همراهاند که تماشاگر را به درون جنبوجوش این زندگی میکشانند. بازیگران نیز در ساختن تضاد میان شوخی و تهدید سهم دارند؛ بهویژه کراس و لائو که تفاوت منش دو مرد را با شیوههای اجرایی متمایز نشان میدهند. با این همه، انرژی ظاهری نمیتواند بهتنهایی خلأ پرداخت شخصیتها را جبران کند.
نقدی بر سودای بیحدومرز فیلم بهروشنی به طمع و فساد میپردازد، اما پرسشهایش را بیش از آنکه بپرورد، مطرح میکند. ثروت چگونه به معیار موفقیت بدل میشود؟ آیا قواعد بازار به سود کسانی است که حاضرند از آن سوءاستفاده کنند؟ و آیا روایت سقوط یک کلاهبردار میتواند آسیبی را که قربانیان او تجربه میکنند به مرکز توجه بیاورد؟
«صعود بلند» نشانههایی از این دغدغهها را در خود دارد، ولی اغلب از کنار آنها با شتاب عبور میکند. به همین دلیل، جهان فیلم بیش از آنکه تحلیلی اجتماعی و پیگیر باشد، صحنهای پرجنبوجوش برای نمایش افراط و سقوط باقی میماند. این محدودیت در نگاه فیلم به شخصیتهای محوری نیز دیده میشود.
« مهمانیها، جلوههای ثروت و نمایش افراط، با سرعتی همراهاند که تماشاگر را به درون جنبوجوش این زندگی میکشانند. »
جمعبندی
اثر از ما میخواهد جذابیت آنها را ببینیم، اما همزمان نمیتواند بهطور کامل روشن کند چرا باید با سرنوشتشان درگیر شویم، وقتی کنشهایشان زندگی دیگران را به مخاطره میاندازد. این دوگانگی میتوانست نقطهٔ قوتی باشد، اگر فیلم آن را به کشمکشی عمیقتر تبدیل میکرد. در عوض، گاه جذابیت سطحی و شوخیهای تند پیش از آنکه تناقض اخلاقی شخصیتها مجال رشد پیدا کند، توجه را از آن منحرف میکند.
جمعبندی «صعود بلند» فیلمی خوشریتم و سرگرمکننده دربارهٔ سه شخصیت است که میکوشند از راه فریب و دستکاری بازار املاک، راه خود را به سوی ثروت باز کنند. روایت بازگشتی، بازیهای پرانرژی، شوخطبعی تلخ و موسیقی پرتحرک، آن را به تماشایی آسان و پرجنبوجوش بدل میکند. در سوی دیگر، افت پیشبینیپذیری در نیمهٔ دوم، شخصیتپردازی محدود و پرداخت نهچندان ژرف به پیامدهای اخلاقی کلاهبرداری، مانع میشود که فیلم از یک سرگرمی پرزرقوبرق فراتر برود.
حاصل، اثری است که صعود و سقوط را با سرعتی جذاب به تصویر میکشد، اما کمتر درنگ میکند تا نشان دهد این مسیر چه معنایی برای آدمهای درون و بیرون آن دارد.
« این دوگانگی میتوانست نقطهٔ قوتی باشد، اگر فیلم آن را به کشمکشی عمیقتر تبدیل میکرد. »
ثبت دیدگاه