نقد و بررسی
نقد Rise | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای درباره خانواده، نه فقط بسکتبال «رایز» از دل داستانی آشنا برمیخیزد: خانوادهای مهاجر با رؤیایی بزرگتر از امکاناتش، که میان فقر، بیثباتی و تبعیض میکوشد برای فرزندانش آیندهای امن بسازد. فیلم زندگی چارلز و ورا آنتتوکومپو و پسرانشان را در یونان دنبال میکند؛ خانوادهای که با خطر اخراج و دشواریِ بهرسمیتشناختهشدن روبهرو است، در حالی که پسران بهتدریج به بسکتبال نزدیک میشوند.
اما جذابیت اصلی اثر در مسیر ورزشیِ یک ستاره خلاصه نمیشود. بسکتبال در اینجا راهی است برای روایت پیوندهای خانوادگی، فداکاری والدین و امیدی که در دل محرومیت دوام میآورد. این انتخاب به فیلم امکان میدهد مخاطب را فراتر از علاقهمندان ورزش با خود همراه کند. اگر بسکتبال تنها بهانهای برای نمایش تمرین، مسابقه و پیروزی بود، «رایز» اثری محدودتر میشد؛ حال آنکه میدان بازی بیشتر امتداد زندگی روزمره خانواده است.
پرسش محوری فیلم این نیست که چه کسی برنده میشود، بلکه این است که خانواده چگونه در شرایطی ناپایدار کنار هم میماند و برای آیندهای بهتر تلاش میکند. مهاجرت و بیثباتی بهمثابه نیروی دراماتیک یکی از مؤثرترین لایههای فیلم، تصویر زندگی زیر سایه فقدان امنیت حقوقی است. تلاش برای بهدستآوردن شهروندی، برای خانواده موضوعی اداری و دور از احساس نیست؛ با کار، خانه، آسایش و حتی امکان ماندن کنار یکدیگر گره خورده است.
همین پیوند، فشارهای روزمره را به نیرویی دراماتیک تبدیل میکند: هر دشواری کوچک میتواند پیامدی بزرگ داشته باشد، و هر پیشرفت محدود، ارزشی فراتر از ظاهرش پیدا میکند. فیلم در بازنمایی این وضعیت گاه از ظرافت اجتماعی فاصله میگیرد و به الگوهای آشنای ملودرام نزدیک میشود؛ بااینحال، اهمیت مسئله را بهروشنی حفظ میکند.
« اما جذابیت اصلی اثر در مسیر ورزشیِ یک ستاره خلاصه نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خانواده صرفاً با تنگدستی دستوپنجه نرم نمیکند، بلکه با ساختاری روبهروست که راه پیشرفت را دشوار و گاه متناقض میکند. از همین رو، موفقیت ورزشیِ بعدی در فیلم معنایی جمعی مییابد: رؤیای فردی به امیدی برای تمام خانواده بدل میشود. والدین؛ قلب عاطفی روایت چارلز و ورا در مرکز عاطفی «رایز» قرار دارند.
بازی Dayo Okeniyi و Yetide Badaki بر این نکته تکیه دارد که حمایت والدین در این داستان شعاری یا بیهزینه نیست؛ از تصمیمهای دشوار، نگرانیهای خاموش و استمرار در برابر ناامیدی ساخته میشود. آنها نه چهرههایی بینقصاند و نه صرفاً ابزارهایی برای الهامبخشیدن به فرزندان، بلکه پدر و مادریاند که میکوشند در وضعیتی شکننده، خانواده را حفظ کنند.
حضور آنها همچنین چشمانداز فیلم را از روایت معمول «قهرمان ورزشی» گستردهتر میکند. فیلم یادآور میشود که استعداد فردی هرگز در خلأ شکل نمیگیرد؛ پشت آن، کار و چشمپوشی کسانی قرار دارد که ممکن است در روایتهای عمومی کمتر دیده شوند. همین تأکید، از بهترین تصمیمهای دراماتیک اثر است و به بخشهای خانوادگی گرمایی میبخشد که صحنههای ورزشی بهتنهایی نمیتوانستند فراهم کنند.
برادران و نابرابری در پرداخت شخصیتها رابطه میان برادران از عناصر دوستداشتنی فیلم است. بازیگرانی که نقش Giannis و Thanasis را بر عهده دارند، پیوندی باورپذیر میسازند و رقابت، شوخی و حمایت متقابل را در کنار هم نگه میدارند. برادر بزرگتر، بهویژه، در بخشی از روایت حضوری پررنگ دارد و نقش او در شکلگیری مسیر ورزشی خانواده محسوس است.
« از همین رو، موفقیت ورزشیِ بعدی در فیلم معنایی جمعی مییابد: رؤیای فردی به امیدی برای تمام خانواده بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم در پرداخت اعضای خانواده توازن کاملی پیدا نمیکند. هرچه روایت به سوی مسیر Giannis متمایلتر میشود، بعضی از برادران دیگر از مرکز توجه دور میمانند و ویژگیهای فردیشان کمتر مجال بروز پیدا میکند. این کاستی فقط به معنای کمبود چند صحنه نیست؛ خانوادهای که اساساً موضوع اصلی فیلم معرفی شده، با چنین محدودیتی بخشی از غنای جمعی خود را از دست میدهد.
تماشاگر میتواند باور کند که همه اعضا در این مسیر سهم دارند، اما فیلم همیشه فرصت نمیدهد سهم هر یک را بهاندازهای روشن و بهیادماندنی بشناسد. روایت خوشریتم، اما شتابزده در مسیر پیشرفت «رایز» با ضرباهنگی روان پیش میرود و در بیشتر زمان خود از افتادن در دام کشدادن تمرینها و مسابقهها پرهیز میکند.
این خوشریتمی باعث میشود فیلم برای مخاطبی که شناخت تخصصی از بسکتبال ندارد نیز قابلدنبالکردن باشد. ورزش به زبان ساده و تصویری روایت میشود و پیشرفت تدریجی در زمین با تغییرات زندگی بیرون از آن پیوند میخورد. اما همین فشردگی گاهی هزینه دارد. مسیر رشد Giannis در بعضی مقاطع چنان سریع روایت میشود که تماشاگر فرصت کافی برای لمس دشواریِ گذار از استعداد خام به بازیکنی حرفهای را پیدا نمیکند.
موفقیتها از نظر داستانی روشناند، ولی فرایند میان آنها گاه کوتاهشده به نظر میرسد. در نتیجه، فیلم بیشتر بر معنای عاطفیِ صعود تأکید میکند تا جزئیات فنی و تدریجی آن. این انتخاب برای درامی خانوادگی قابلفهم است، اما ممکن است برای کسانی که انتظار فیلمی عمیقاً ورزشی دارند، ناکافی باشد.
« بااینحال، فیلم در پرداخت اعضای خانواده توازن کاملی پیدا نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و زبان بصری بازیهای Okeniyi و Badaki، چنانکه گفته شد، بخش مهمی از استحکام عاطفی فیلم را تأمین میکنند. Uche Agada نیز در نقش جوانی که در آستانه یافتن جایگاه خود است، ترکیبی از خامی، پشتکار و تردید را به نمایش میگذارد. نتیجه همیشه به پیچیدگی یک زندگینامه سینمایی ممتاز نمیرسد، اما گروه بازیگران فضای خانوادگی قابلقبولی میآفریند و اجازه نمیدهد روایت صرفاً به شرح رویدادها تبدیل شود.
در سوی دیگر، کیفیت تصویر و پیوستگی بصری در برخی بخشها یکدست نیست و گاهی افتهایی دیده میشود که از غنای تجربه میکاهد. این مسئله لزوماً فیلم را از نظر روایی مختل نمیکند، اما در لحظاتی که اثر میخواهد شور و عظمت مسیر را به تصویر بکشد، از قدرت تأثیرگذاری آن میکاهد. موسیقی و صحنههای ورزشی نیز بیشتر در خدمت پیشبرد حس امید و حرکتاند تا خلق لحظاتی کاملاً تازه یا بهیادماندنی.
وفاداری به واقعیت و آزادی درام «رایز» بر پایه زندگی واقعی خانواده آنتتوکومپو ساخته شده و همین واقعیت، بار احساسی روایت را افزایش میدهد. دانستن اینکه دشواریهای خانواده صرفاً ساختهوپرداخته خیال نیست، به بعضی موقعیتها سنگینی بیشتری میبخشد. بااینحال، فیلم در بازآفرینی زندگی واقعی دست به فشردهسازی و تغییرهایی میزند که ممکن است برای مخاطب آشنا با ماجرا پرسشبرانگیز باشد.
اینجا مسئله فقط تفاوت جزئی میان واقعیت و بازنمایی نیست؛ تغییرها زمانی مسئلهساز میشوند که رابطه میان شخصیتها یا سهم افراد در مسیر خانواده را کمرنگ کنند. از سوی دیگر، سینما ناگزیر است زندگی پیچیده را به ساختاری محدود و متمرکز تبدیل کند. «رایز» در این کشاکش همیشه به تعادل دلخواه نمیرسد: گاهی واقعیت را به الگوی آشنای فیلمهای الهامبخش نزدیک میکند و در همان حال، از جزئیاتی میگذرد که میتوانستند به شخصیتها عمق بیشتری بدهند.
« موسیقی و صحنههای ورزشی نیز بیشتر در خدمت پیشبرد حس امید و حرکتاند تا خلق لحظاتی کاملاً تازه یا بهیادماندنی. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «رایز» بیش از آنکه فیلمی درباره فنون بسکتبال یا جزئیات یک صعود حرفهای باشد، درامی درباره خانوادهای است که در برابر بیثباتی و محرومیت، امید را حفظ میکند. گرمای رابطه میان اعضای خانواده، نقش پررنگ والدین و روایت روان، اثر را برای مخاطبانی فراتر از هواداران ورزش جذاب میسازد.
در مقابل، شتابزدگی در نمایش پیشرفت Giannis، پرداخت نامتوازن برادران و برخی کاستیهای بصری از ظرفیت آن میکاهند. فیلم در بهترین لحظاتش موفق میشود پیروزی ورزشی را نه مقصدی مستقل، بلکه ثمره سالها همبستگی و پایداری نشان دهد. شاید نتواند همه ابعاد زندگی این خانواده را با عمق یکسان بکاود، اما عاطفه و صداقتی دارد که روایت را زنده نگه میدارد.
حاصل، اثری دلگرمکننده و خوشتماشا است که نیروی اصلیاش نه در هیجان مسابقه، بلکه در یادآوری این نکته نهفته است که گاه رؤیای یک نفر بر شانههای یک خانواده بنا میشود.
« فیلم در بهترین لحظاتش موفق میشود پیروزی ورزشی را نه مقصدی مستقل، بلکه ثمره سالها همبستگی و پایداری نشان دهد. »
ثبت دیدگاه