نقد و بررسی
نقد ظهور افسانه (Rise of the Legend) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک چهرهٔ اسطورهای «Rise of the Legend» به کارگردانی Roy Chow سراغ سالهای جوانی وونگ فیهونگ میرود؛ چهرهای که در سینمای هنرهای رزمی بارها بازآفرینی شده است. فیلم او را نه در مقام استادِ آرام و حکیم، بلکه بهصورت جوانی درگیر خشونت و فساد بندر گوانگژو تصویر میکند؛ جایی که باندهای تبهکار و قدرت سیاسی درهم تنیدهاند و مردم عادی هزینهٔ این مناسبات را میپردازند.
این انتخاب به فیلم امکان میدهد افسانه را از نقطهای زمینیتر آغاز کند: قهرمان هنوز به جایگاه نمادین خود نرسیده و ناچار است در محیطی آلوده، معنای عدالت و قهرمانی را پیدا کند. این بازآفرینی از نظر لحن نیز با تصویرهای آشناتر وونگ فیهونگ فاصله دارد. جهان فیلم تیره، خشن و کموبیش بدبینانه است و قهرمانش بیش از آنکه چهرهای بیخطا باشد، انسانی است که در شبکهای از وفاداریها، گذشته و خشونت گرفتار شده است.
بااینحال، فیلم در پی آن نیست که افسانه را کاملاً از نو تعریف کند؛ بیشتر میکوشد عناصر آشنا را در قالب یک درام گانگستری پرتحرک و معاصر بازچینی کند. همین دوگانگی، هم به اثر تازگی میدهد و هم گاه آن را میان ادای دین به سنت و میل به نوآوری معلق میگذارد. بندر، قدرت و بذر قهرمانی داستان در واپسین سالهای دودمان چینگ میگذرد؛ دورانی که فساد و ستم، زندگی مردم را دشوار کرده است.
لی گونگ، رهبر گروه ببر سیاه، پس از سالها درگیری با گروه دریای شمال میکوشد سلطهٔ خود را بر بندر تثبیت کند. فی، جنگجویی تازهوارد و بیباک، در نبردی سخت رهبر رقیب را از میان برمیدارد؛ اما پیروزی او به آرامش نمیانجامد. ظهور گروه یتیمان به رهبری هوئو، دوست دوران کودکی فی، تهدیدی تازه برای نظم باندی بندر است و قهرمان را میان گذشتهٔ شخصی و انتخاب اخلاقی قرار میدهد.
« این بازآفرینی از نظر لحن نیز با تصویرهای آشناتر وونگ فیهونگ فاصله دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سطح مضمون، این بستر ظرفیت قابلتوجهی دارد. بندر فقط محل نزاع چند گروه نیست؛ نمادی است از جامعهای که در آن قدرت رسمی و قدرت تبهکارانه چندان از هم جدا نیستند. مسئلهٔ عدالت، بنابراین، به شکست دادن یک دشمن محدود نمیشود. فیلم میخواهد نشان دهد که خشونت چگونه بازتولید میشود و قهرمان برای تغییر وضع موجود باید از منطق سلطه فاصله بگیرد.
اما این ایدهها همیشه به اندازهٔ کافی در کنش شخصیتها ریشه نمیدوانند. فیلم گاهی موضوعاتش را معرفی میکند، بیآنکه فرصت کافی برای پرداخت پیامدهای انسانی و اجتماعی آنها فراهم آورد. روایت پرشاخه و کمتمرکز نقطهضعف اصلی اثر در فیلمنامه و سازماندهی روایت آشکار میشود. شخصیتها و مناسبات قدرت بسیارند و فیلم در نیمهٔ دوم، با افزودن خردهروایتها و جابهجاییهای متعدد، تمرکز خود را از دست میدهد.
بهجای آنکه خطوط داستانی بهتدریج یکدیگر را روشن کنند، بعضی از آنها مانند گرههایی تازه بر داستانی از پیش شلوغ افزوده میشوند. در نتیجه، انگیزهها همیشه بهروشنی قابلدنبالکردن نیستند و پیوند عاطفی میان رخدادها گاهی از پیوند علّی آنها عقب میماند. این پراکندگی بیش از آنکه از پیچیدگیِ ثمربخش برخیزد، حاصل کمبود گزینش و تأکید است.
فیلم میخواهد هم گذشتهٔ فی را برجسته کند، هم کشمکش گروهها را پیش ببرد، هم تصویری از فساد سیاسی عرضه کند و هم رابطههای شخصی را به بار عاطفی برساند. هر یک از این مسیرها بهتنهایی قابلیت جذاب شدن دارند، اما کنار هم مجال چندانی برای نفس کشیدن نمییابند. به همین سبب، نیمهٔ دوم ممکن است کشدار و تخت احساس شود؛ نه لزوماً به سبب کمبود حادثه، بلکه چون انباشت حادثهها همیشه به پیشرفت دراماتیک تبدیل نمیشود.
« در سطح مضمون، این بستر ظرفیت قابلتوجهی دارد. »
شخصیتها و اجرا
مبارزه بهمثابه نیروی اصلی فیلم هرگاه روایت از توضیح و جابهجایی میان گروهها فاصله میگیرد و به بدنها و فضاهای درگیر بازمیگردد، فیلم جان میگیرد. طراحی مبارزهها پرانرژی و چشمگیر است و در آنها از حرکتهای آکروباتیک، ضرباهنگ تند و قاببندیهای نمایشی بهره گرفته میشود. درگیریها صرفاً وقفههایی برای نمایش مهارت رزمی نیستند؛ دستکم در بهترین لحظهها، وضعیت قدرت میان شخصیتها را ملموس میکنند و خشونت بندر را به تجربهای حسی بدل میسازند.
بااینحال، همین جلوهپردازی گاه از حس جسمانی مبارزه میکاهد. سیمکاری و جلوههای رایانهای، حرکتها را چنان اغراقآمیز میکنند که وزن ضربه و خطر واقعی صحنه کمرنگ میشود. در بعضی نبردها، تماشاگر بیش از آنکه برخورد بدنها را حس کند، اجرای یک نمایش پرزرقوبرق را میبیند. افزون بر این، با پیشروی فیلم، تکرار الگوهای اکشن از تازگی صحنههای نخست میکاهد.
هنگامی که درگیریها بدون تغییر چشمگیر در ریتم یا معنا پشت سر هم میآیند، ممکن است بهجای اوجگیری، حالوهوای مونتاژی طولانی پیدا کنند. تصویرپردازی و طراحی جهان یکی از دستاوردهای روشن فیلم، ساختن جهانی دیدنی و منسجم از بندر و محلههای فرسودهٔ آن است. انبارها، گذرگاهها و فضاهای تنگ، حس شهری گرفتار در خشونت و فرسودگی را تقویت میکنند.
رنگبندی تیره و حالوهوای گرفتهٔ تصویر، با جهان اخلاقی فیلم تناسب دارد؛ جهانی که در آن روشنی و امید وجود دارند، اما بهسادگی در دسترس نیستند. طراحی صحنه و ظاهر کلی اثر کمک میکنند تا تماشاگر از همان آغاز در فضایی بیقرار و تهدیدآمیز قرار گیرد. تصویرپردازی همچنین به سکانسهای مبارزه شکل و هویت میدهد.
« بااینحال، همین جلوهپردازی گاه از حس جسمانی مبارزه میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حرکت دوربین و استفاده از قابهای تأکیدی، نبردها را از آشوبی بیشکل دور میکند و به آنها کیفیتی نمایشی میبخشد. بااینهمه، زیبایی بصری گاه جایگزین عمق میشود: فیلم در ساختن نماهای پرابهت موفقتر از پرداخت جزئیات زندگی روزمرهٔ مردمی است که قرار است پیامد فساد و سلطه را بر دوش بکشند.
در نتیجه، بندر بیش از آنکه اجتماعی زنده و چندلایه باشد، گاهی به صحنهای تماشایی برای برخورد گروههای مسلح تبدیل میشود. بازیها و حضور شخصیتها Eddie Peng در نقش فی، آمادگی بدنی و انرژی لازم برای چنین قهرمانی را دارد. حضور او در صحنههای رزمی باورپذیر است و شخصیت را با حرکتی تند و بیقرار پیش میبرد.
نقش، از او میخواهد میان خشم، وفاداری و تردید حرکت کند؛ اما فیلمنامه همیشه مواد دراماتیک کافی در اختیارش نمیگذارد تا این کشمکشها به عمق کامل برسند. بنابراین، اثرگذاری او بیشتر در لحظههای کنش و درگیری نمایان میشود تا در صحنههایی که نیازمند تحول عاطفی آرامترند. در سوی دیگر، Sammo Hung به لی گونگ اقتداری تهدیدآمیز میبخشد.
او با حضور سنگین و نگاه مسلطش، حس خطر را حتی در سکون صحنه حفظ میکند و در بسیاری از لحظات نیروی نمایشی فیلم را بالا میبرد. بازیگران دیگر نیز به شکلگیری فضای گروهی و روابط بندر کمک میکنند، هرچند تعدد شخصیتها فرصت چندانی برای پرداخت برابر به همهٔ آنها باقی نمیگذارد. گاهی یک چهره یا رابطه معرفی میشود، اما پیش از آنکه تأثیر عاطفیاش جا بیفتد، روایت به مسیر دیگری میپیچد.
« بازیها و حضور شخصیتها Eddie Peng در نقش فی، آمادگی بدنی و انرژی لازم برای چنین قهرمانی را دارد. »
قوتها و کاستیها
توازن میان سرگرمی و درام «Rise of the Legend» فیلمی است که بیش از همه در مقام تجربهای پرتحرک و بصری موفق عمل میکند. برای تماشاگرانی که از هنرهای رزمی، صحنههای مبارزهٔ پرزرقوبرق و فضای تاریخی تیره لذت میبرند، لحظههای جذاب کم ندارد. از سوی دیگر، کسانی که انتظار دارند روایت بهدقت شخصیتها را بپروراند و کشمکش اخلاقی را با انسجام دنبال کند، ممکن است با داستانی شلوغ و کمرمق روبهرو شوند.
اثر در این دو قلمرو به یک اندازه کامیاب نیست: اکشن غالباً نیروی محرک آن است، حال آنکه درام بارها زیر فشار تعداد خطوط داستانی و شتاب روایت عقب میماند. این نابرابری توضیح میدهد چرا فیلم میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم در بخشهایی خستهکننده به نظر برسد. مسئله فقدان ایده یا مهارت فنی نیست؛ بلکه هماهنگ نشدن این عناصر است.
اگر روایت با همان دقتی سامان مییافت که ظاهر و صحنههای مبارزه طراحی شدهاند، قهرمانی فی و فساد جهان پیرامونش میتوانستند تأثیر ماندگارتری بر جای بگذارند. جمعبندی «Rise of the Legend» بازآفرینیای پرانرژی از سالهای جوانی وونگ فیهونگ است که در تصویرپردازی، فضای تیره و طراحی مبارزهها نقاط قوت آشکاری دارد.
فیلم در نقشآفرینیهای محوری و نمایش خشونت بندر نیز لحظههای گیرایی میآفریند. در برابر این امتیازها، روایت پرشاخه و کمتمرکز، پرداخت نابرابر شخصیتها و استفادهٔ گاه اغراقآمیز از جلوههای دیداری، مانع میشوند که همهٔ ظرفیتهای داستانی به نتیجهای یکپارچه برسند. حاصل، اثری است که بیشتر با تصویر و حرکت در ذهن میماند تا با انسجام قصهگویی.
« این نابرابری توضیح میدهد چرا فیلم میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم در بخشهایی خستهکننده به نظر برسد. »
جمعبندی
تماشاگرِ علاقهمند به اکشن رزمی احتمالاً از بخش بزرگی از تجربه لذت خواهد برد؛ اما برای آنکه فیلم به درامی قهرمانانه و عاطفاً ژرف بدل شود، صرفِ شکوه بصری و فراوانی نبردها کافی نیست. «Rise of the Legend» در بهترین لحظههایش تماشایی است، ولی در مجموع میان افسانهپردازی، ملودرام و نمایش اکشن تعادل کاملی پیدا نمیکند.
ثبت دیدگاه