نقد و بررسی
نقد تاختن در گردباد (Ride in the Whirlwind) | 1966
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
غربی در برابر افسانهٔ غرب «Ride in the Whirlwind» ساختهٔ Monte Hellman، وسترنی کمهزینه است که بهجای قهرمانان اسطورهای و دوئلهای باشکوه، بر آدمهایی معمولی تمرکز میکند که ناگهان در دل خشونتی بزرگتر از خود گرفتار میشوند. فیلمنامه را Jack Nicholson نوشته و او در کنار Cameron Mitchell و Tom Filer در نقش سه گاوچرانِ رهگذر ظاهر میشود.
هستهٔ داستان ساده است: برخوردی تصادفی با گروهی راهزن، حضور تعقیبکنندگان و اشتباهی که مرز میان بیگناهی و مجرمبودن را در نگاه دیگران محو میکند. اما همین طرح محدود، بستری فراهم میآورد تا فیلم از عدالت شتابزده، ترس و شکنندگی آدمی در برابر جمع سخن بگوید. بیگناهی در محاصره تنش اصلی فیلم از فاصلهٔ میان واقعیت و داوری دیگران زاده میشود.
وس و ورن نه در پی ماجراجوییاند و نه برای رویارویی با قانون نقشهای دارند؛ آنان صرفاً به موقعیتی بدزمان و بدفرجام وارد میشوند. بااینحال، در منطق خشن جهان فیلم، توضیحدادن و اثبات بیگناهی چندان آسان نیست. جماعت تعقیبکننده پیش از آنکه حقیقت را بفهمد، حکم خود را صادر کرده است. این وضعیت، تعلیق را از پرسش «چه کسی پیروز میشود؟» به پرسشی اخلاقیتر منتقل میکند: وقتی اتهام پیشاپیش تثبیت شده، چه راهی برای نجات باقی میماند؟
فیلم پاسخ سادهای عرضه نمیکند. هر تصمیمی که برای فرار یا پناهگرفتن گرفته میشود، ممکن است در چشم دیگران شاهدی بر گناهکاری به شمار آید. بدینسان، گرفتارشدن شخصیتها فقط حادثهای بیرونی نیست؛ دام، در ذهنیت جمعی و شتابِ داوری نیز گسترده شده است. تعقیب بیوقفه و تعلیق کمصدا Hellman تعلیق را نه با انبوه رخدادها، بلکه با احساس مداومِ ناامنی میسازد.
« اما همین طرح محدود، بستری فراهم میآورد تا فیلم از عدالت شتابزده، ترس و شکنندگی آدمی در برابر جمع سخن بگوید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قهرمانان در مسیر فرار، فرصت چندانی برای آسودگی ندارند؛ هر توقف موقت است و هر پناهگاه میتواند به دام تازهای بدل شود. روایت بهجای آنکه با پیچشهای پیدرپی شتاب بگیرد، بر دشواریِ حرکت و فرسودگیِ گریز مکث میکند. همین انتخاب، تعقیب را ملموس میسازد، اما در عین حال برای تماشاگرانی که انتظار وسترنی پرتحرک دارند، ممکن است کند و کمحادثه جلوه کند.
ریتم آرام فیلم با محتوای آن تناسبی معنادار دارد: شخصیتها در جهانی گرفتارند که راه خروج روشنی پیش پایشان نمیگذارد. بااینهمه، مکثهای طولانی همیشه به تعلیق بیشتر نمیانجامند. گاه گفتوگو یا کنش چنان اندک است که صحنه از نیروی پیشبرنده تهی میشود. این کندی هم بخشی از هویت فیلم است و هم یکی از محدودیتهای آشکار آن؛ تماشاگر باید با سکوت و انتظار همراه شود تا فضای تهدید را دریابد.
بازیگری بیپیرایه بازی Jack Nicholson در نقش وس، از جذابیت ستارهایِ سالهای بعد او فاصله دارد. اجرای او کماغراق و زمینی است و بیش از آنکه شخصیت را به قهرمانی پرصلابت بدل کند، مردی را نشان میدهد که میکوشد در موقعیتی ناممکن راهی برای زندهماندن پیدا کند. Cameron Mitchell نیز در نقش ورن، حضوری محکم و باورپذیر دارد؛ واکنشهایش به بحران، بیشتر از آنکه نمایشی باشد، شبیه رفتار انسانی است که زیر فشار خطر ناچار به تصمیمگیری میشود.
این طبیعیبودن در بازیها به واقعگرایی اثر کمک میکند. شخصیتها کمتر توضیح میدهند و احساساتشان را با واکنشهای کوچک، نگاه و سکوت منتقل میکنند. بااینحال، کمگویی همیشه به شخصیتپردازی عمیقتر نمیانجامد. برخی دیالوگها کمجان یا دشوارفهماند و همین امر گاه رابطهٔ میان آدمها و انگیزههایشان را مبهم میگذارد.
« روایت بهجای آنکه با پیچشهای پیدرپی شتاب بگیرد، بر دشواریِ حرکت و فرسودگیِ گریز مکث میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم به تماشاگر اعتماد میکند که خلأها را از رفتار و موقعیت پر کند؛ این اعتماد گاهی ثمربخش است و گاهی فاصلهای میان شخصیتها و مخاطب ایجاد میکند. چشمانداز خشن و جهان مادی مکان در «Ride in the Whirlwind» پسزمینهای تزئینی نیست. پهنههای خشک و صخرهای، راههای دشوار و فاصلهٔ زیاد میان پناهگاهها، بخشی از فشار داستان را بر دوش میکشند.
طبیعت نه نیرویی رمانتیک و آزادکننده، بلکه فضایی بیاعتناست که فرار در آن دشوارتر میشود. آدمها در برابر وسعت زمین کوچکاند و همین تناقض، حس تنهایی و بیپناهی آنان را تقویت میکند. فیلم در ایالت یوتا و با بودجهای محدود ساخته شد؛ این محدودیت در طراحی سادهٔ صحنهها و اجرای گاه ناپایدار دوربین به چشم میآید، اما به فضای خشن و کمزرقوبرق اثر نیز کمک میکند.
از نظر فنی، فیلم همیشه یکدست نیست. لرزش دوربین در برخی لحظات و سادگی میزانسن ممکن است کیفیت بصری را پایینتر از آثار پرهزینهٔ همدوره نشان دهد. بااینحال، همین خامی گاه با جهان داستان همخوان میشود: تصویری که بهجای ساختن غربی باشکوه و کارتپستالی، خشونت و بیسامانی آن را برجسته میکند.
مسئله این است که این انتخاب، هرجا به بیان بصریِ سنجیده تبدیل نشود، صرفاً محدودیت تولید به نظر میرسد. قانون، انتقام و اخلاق خاکستری فیلم تصویری سادهانگارانه از عدالت ارائه نمیدهد. گروه تعقیبکننده در پی مجازات است، اما شتاب و خشونتش امکان تمایز میان مقصر و بیگناه را از میان میبرد.
« چشمانداز خشن و جهان مادی مکان در «Ride in the Whirlwind» پسزمینهای تزئینی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از سوی دیگر، شخصیتهای محاصرهشده نیز در مسیر نجات خود با انتخابهایی روبهرو میشوند که پیامد اخلاقی دارند. فیلم بهآسانی نمیگوید چه کسی کاملاً درستکار است؛ در عوض، نشان میدهد که چگونه شرایط تهدیدآمیز آدمها را به سوی رفتارهایی سوق میدهد که در موقعیتی دیگر شاید از آنان سر نمیزد.
این نگاه، اثر را از وسترنهایی که قانون را نیرویی روشن و قهرمانانه مینمایانند، جدا میکند. در اینجا مرز قانون و خشونت جمعی چندان استوار نیست. عدالت میتواند بهانهای برای انتقام شود و بیگناهی نیز، اگر نتوان آن را بهموقع اثبات کرد، پناهی در برابر خطر فراهم نکند. تلخی فیلم از همین بیثباتی میآید: جهان آن نه وعدهٔ اصلاح میدهد و نه تضمین میکند که حقیقت بهموقع شنیده خواهد شد.
ساختار و محدودیتها روایت فیلم عامدانه از پیچیدگیهای پرشمار دوری میکند و بر چند موقعیت محوری بنا شده است. این تمرکز باعث میشود مضمون اصلی روشن بماند، اما گاهی به کمتحرکی میانجامد. در بخشهایی، پیشرفت داستان کندتر از آن است که تنش موجود را پیوسته حفظ کند؛ برخی گفتوگوها نیز بهجای آنکه شخصیتها را غنیتر کنند، صرفاً میان رخدادها فاصله میاندازند.
بنابراین، فیلم بیش از آنکه با گرهگشاییهای پرشتاب مخاطب را درگیر کند، از طریق فضای سنگین و انتظار طولانی اثر میگذارد. همچنین، شخصیتهای فرعی فرصت محدودی برای شکلگرفتن دارند. حضورشان در درجهٔ نخست به کارکرد رواییِ موقعیت مربوط است و کمتر به زندگی مستقل و پیچیدهٔ آنان پرداخته میشود.
« از سوی دیگر، شخصیتهای محاصرهشده نیز در مسیر نجات خود با انتخابهایی روبهرو میشوند که پیامد اخلاقی دارند. »
قوتها و کاستیها
این فشردگی با اقتصاد روایی فیلم سازگار است، اما از دامنهٔ عاطفی آن میکاهد. فیلم برای تماشاگرانی که به شخصیتپردازی گسترده یا دیالوگهای پرمایه اهمیت میدهند، احتمالاً تجربهای نابرابر خواهد بود. جمعبندی «Ride in the Whirlwind» وسترنی آرام، تلخ و کمپیرایه است که هیجان را از تعقیب مداوم و احساس بیعدالتی میگیرد، نه از نمایش قهرمانی پرزرقوبرق.
بازیهای طبیعی Jack Nicholson و Cameron Mitchell، چشمانداز خشک و بیاعتنای غرب و ایدهٔ گرفتارشدن بیگناهان در چرخهٔ اتهام و خشونت، به فیلم هویتی مستقل میبخشند. در برابر این قوتها، ریتم کند، دیالوگهای گاه کمجان و ناپایداریهای فنی آن نیز محسوساند. ارزش اثر در آن نیست که همهٔ امکانات وسترن را به کار میگیرد، بلکه در این است که افسانهٔ غربِ منظم و قهرمانانه را کنار میزند و جهانی را نشان میدهد که در آن بقا، پیش از هر چیز، به گریختن از قضاوت دیگران وابسته است.
این فیلم برای مخاطبی که از وسترنهای تأملی و بیتعارف استقبال میکند، تجربهای ماندگار و اندوهبار خواهد بود.
« این فشردگی با اقتصاد روایی فیلم سازگار است، اما از دامنهٔ عاطفی آن میکاهد. »



ثبت دیدگاه