نقد و بررسی
نقد Revenge of the Nerds | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی درباره ساختن خانهای برای طردشدگان «Revenge of the Nerds» در ظاهر کمدیای دانشگاهی درباره رویارویی دو گروه دانشجویی است: ورزشکاران محبوبی که از جایگاه ممتاز خود لذت میبرند و دانشجویانی که بهسبب ظاهر، علایق و رفتار متفاوتشان بیرون از دایره پذیرفتهشدگان ماندهاند. اما نیروی اصلی فیلم نه در خودِ رقابت، بلکه در خواست ساده و آشنای شخصیتهایش نهفته است: یافتن جایی که بتوانند بیآنکه مدام بابت تفاوتهایشان تحقیر شوند، کنار یکدیگر زندگی کنند.
دانشجویان طردشده پس از آنکه درهای انجمنهای دیگر به رویشان بسته میشود، تشکلی برای خود پدید میآورند. این تصمیم، داستان را از روایت فردیِ «موفقشدن یک نابغه» دور میکند و به قصهای گروهی درباره همبستگی بدل میسازد. جذابیت ایده در این است که قهرمانان فیلم با تکیه بر مهارتها و پیوندهای خود، برای جایگاهی میجنگند که جامعه دانشگاهی از آنان دریغ کرده است.
بااینحال، فیلم گاهی چنان در خیال انتقام و پیروزی بر رقیب غرق میشود که پرسش عمیقترِ پذیرش و تغییر ساختار ناعادلانه را به حاشیه میراند. دوقطبی ساده، کشمکشی مؤثر ساختار داستان بر تقابل روشن دو اردوگاه استوار است: آلفا بتاها، برخوردار از قدرت اجتماعی و بدنی، و دانشجویانی که از همان ابتدا بهعنوان «دیگران» شناخته میشوند.
« دانشجویان طردشده پس از آنکه درهای انجمنهای دیگر به رویشان بسته میشود، تشکلی برای خود پدید میآورند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تقسیمبندی از نظر روانشناختی پیچیده نیست؛ فیلم کمتر میکوشد نشان دهد افراد در هر گروه چه تناقضها یا تفاوتهای درونیای دارند. اما سادگی آن به کمدی سرعت میبخشد و موقعیتهای رقابتی را برای تماشاگر بیدرنگ قابلفهم میکند. در عین حال، فیلم با وارونهکردن انتظارهای رایج درباره محبوبیت و هوش، نوعی لذت قصهگویی فراهم میآورد.
آنهایی که عادت کردهاند دیگران را بر پایه ظاهر و نشانههای منزلت داوری کنند، ناچار میشوند با ابتکار و تواناییهایی روبهرو شوند که در نظام ارزشی خودشان نادیده گرفته بودند. این وارونگی، سرچشمه بخشی از طنز اثر است؛ هرچند گاهی همان کلیشههایی را بازتولید میکند که قرار است مسخرهشان کند.
بازیگران و گرمای گروهی رابرت کارادین و آنتونی ادواردز به نقشهای محوری فیلم صمیمیت و انرژی میبخشند. کارادین در نقش لوئیس، ترکیبی از شور جوانانه و بیدستوپایی اجتماعی را ارائه میکند؛ ادواردز نیز در نقش گیلبرت، شخصیتی میسازد که هوش و حساسیتش از آغاز در برابر فضای متخاصم دانشگاه آسیبپذیر به نظر میرسند.
« اما سادگی آن به کمدی سرعت میبخشد و موقعیتهای رقابتی را برای تماشاگر بیدرنگ قابلفهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازی این دو کمک میکند قهرمانان صرفاً مجموعهای از شوخیهای ظاهری نباشند و رابطه دوستیشان به ستون عاطفی روایت تبدیل شود. جذابیت فیلم همچنین از گروهبودن آن میآید. شخصیتهای فرعی، هر یک با سبک و ویژگی متفاوت، تصویر یکدستی از «دانشجوی نامتعارف» نمیسازند؛ بلکه به گروه رنگ میدهند و نشان میدهند بیرونماندن از معیارهای رایج، شکلهای گوناگونی دارد.
با وجود این، فیلم برای همه اعضای گروه فرصت یکسانی برای رشد یا عمقیافتن فراهم نمیکند. برخی بیش از آنکه شخصیتهایی کامل باشند، به حاملان شوخی یا نشانهای کمیک بدل میشوند. ریتم کمدی و اقتصاد موقعیت فیلم در پیشبرد موقعیتهای کمیک شتابی دارد که با فضای پرهیاهوی کمدیهای دانشگاهی دههٔ هشتاد هماهنگ است.
شوخیها اغلب از تضاد میان اعتمادبهنفس آلفا بتاها و خلاقیت گروه تازهتأسیس سرچشمه میگیرند. طراحی موقعیتها معمولاً بهاندازهای روشن است که نیازی به توضیح طولانی ندارد؛ شخصیتها وارد رقابتی میشوند، قواعد نانوشته زیر سؤال میرود و نتیجه، زنجیرهای از واکنشهای اغراقشده را به راه میاندازد.
« جذابیت فیلم همچنین از گروهبودن آن میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ریتم تند یکی از امتیازهای سرگرمکننده فیلم است، اما گاهی مجال مکث و تأمل را هم از آن میگیرد. بعضی از تقابلها بیش از آنکه از تحول شخصیتها برآیند، در خدمت رساندن سریع قصه به شوخی بعدیاند. از همین رو، فیلم در لحظاتی بیشتر به رشتهای از قطعات کمدی شباهت پیدا میکند تا درامی که کشمکشهایش بهتدریج پیچیدهتر میشوند.
بااینحال، گرمای بازیها و انرژی گروهی، بسیاری از این گسستها را قابلتحمل میکند. مرزهای اخلاقی شوخی فاصله تاریخی فیلم با امروز، در برخی شوخیهایش بهوضوح احساس میشود. شوخیهای جنسیتی و قومیای که زمانی ممکن بود بخشی از زبان متعارف کمدی جریان اصلی تلقی شوند، اکنون میتوانند تحقیرآمیز و آزارنده به نظر برسند.
مسئله فقط قدیمیشدن واژگان یا سلیقه نیست؛ برخی شوخیها تفاوتهای انسانی را به موضوع خنده تبدیل میکنند، بیآنکه به پیامد آن برای کسانی که هدف شوخیاند توجه کنند. این مشکل در صحنهٔ رابطهٔ لوئیس با بتی به نقطهای جدیتر میرسد. فریب هویت در آن موقعیت، صرفاً ترفندی برای ساختن یک سوءتفاهم کمیک نیست؛ رضایت آگاهانه و اختیار طرف مقابل را نادیده میگیرد.
« این ریتم تند یکی از امتیازهای سرگرمکننده فیلم است، اما گاهی مجال مکث و تأمل را هم از آن میگیرد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، دشواری تماشای آن را نمیتوان تنها به حساسیتهای تازه یا تغییر سلیقه نسبت داد. فیلم این رفتار را در چارچوبی سبک و شوخطبعانه عرضه میکند، اما همین قاببندی نمیتواند مسئله اخلاقیِ نهفته در آن را محو سازد. این بخش، فاصله میان نیتِ همدلانهٔ فیلم نسبت به طردشدگان و محدودیتهای نگاه آن به دیگران را آشکار میکند.
میراث و دوگانگی تماشا «Revenge of the Nerds» از یک سو بر خیال دلپذیرِ پیروزی کسانی تکیه دارد که پیوسته دستکم گرفته میشوند؛ از سوی دیگر، برای ساختن همین خیال از ابزارهایی بهره میگیرد که امروز بهسادگی نمیتوان از کنارشان گذشت. همین دوگانگی تماشای دوبارهٔ فیلم را به تجربهای پیچیده تبدیل میکند.
میتوان انرژی، دوستی و ایدهٔ یافتن خانوادهای انتخابی را در آن دید و همزمان از شوخیها یا رفتارهایی که بهعنوان امر عادی و بیضرر عرضه شدهاند، فاصله گرفت. فیلم همچنین تصویری آرمانی اما محدود از پیروزی میسازد: کافی است گروه طردشده باهوشتر و خلاقتر از رقیبان باشد تا نظم موجود شکست بخورد.
« بنابراین، دشواری تماشای آن را نمیتوان تنها به حساسیتهای تازه یا تغییر سلیقه نسبت داد. »
جمعبندی
این الگو سرگرمکننده است، ولی طردشدگی را به رقابتی میان «بازندگان» و «برندگان» تقلیل میدهد. پرسش از اینکه چه کسی حق تعریف معیارهای تعلق را دارد، در سایهٔ هیجان نبرد جمعی میماند. در نتیجه، فیلم بیش از آنکه تحلیلی اجتماعی باشد، قصهای عامهپسند درباره جبران تحقیر و گرفتن جایگاه است.
جمعبندی «Revenge of the Nerds» کمدیای پرجنبوجوش و گروهمحور است که ایدهای ماندگار در دل خود دارد: کسانی که از سوی جمعی قدرتمند طرد شدهاند، میتوانند با ساختن پیوندی تازه برای خود خانهای بسازند. بازیهای پرانرژی کارادین و ادواردز، شوخیهای موقعیت و ریتم تند، به این روایت گرما و حرکت میبخشند.
اما فیلم در کنار این امتیازها، گرفتار کلیشههای جنسیتی و قومی و نگاهی نگرانکننده به رضایت و اختیار نیز هست. ارزش تماشای آن، بنابراین، در ستایش بیقیدوشرطِ گذشته خلاصه نمیشود. اثر همزمان میتواند سرگرمکننده، صمیمی و از نظر اخلاقی مسئلهدار باشد. بهترین شیوهٔ مواجهه با آن، نگهداشتن هر دو سوی این تجربه در ذهن است: همدلی با آرزوی تعلق و پذیرش که به داستان نیرو میدهد، و نگاه نقادانه به شیوههایی که فیلم برای خنداندن و پیشبردن قصه برمیگزیند.
« این الگو سرگرمکننده است، ولی طردشدگی را به رقابتی میان «بازندگان» و «برندگان» تقلیل میدهد. »
ثبت دیدگاه