نقد و بررسی
نقد یاغی ها (Renegades) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای پرکشش، میان چند مسیر «Renegades» از آن طرحهایی بهره میگیرد که در یک جمله وعدهٔ سرگرمی میدهند: در میانهٔ جنگهای بالکان، گروهی از نیروهای ویژهٔ نیروی دریایی آمریکا به گنجی پنهان در ژرفای دریاچهای بوسنیایی پی میبرند و تصمیم میگیرند برای بازپسگیری آن، عملیاتی خارج از دستور انجام دهند.
گنجینه، فضای جنگی، شهر فرورفته و تعقیبوگریز، مصالحی آماده برای یک ماجراجویی پرتنش فراهم میکنند؛ فیلم نیز در آغاز با صحنهای پرهیاهو و حضور تانکها میکوشد تماشاگر را بیدرنگ به جهان خود بکشاند. بااینحال، دشواری اصلی فیلم نه در کمبود ایده، بلکه در چگونگی پیوند دادن ایدههایش است.
«Renegades» میخواهد هم فیلمی جنگی باشد، هم ماجرایی دربارهٔ گنجیابی و هم اکشنی گروهمحور. این ترکیب میتوانست جذاب و تازه از کار درآید، اما اثر بهندرت موفق میشود این لحنها را در یک مسیر منسجم گرد هم آورد. نتیجه، فیلمی است که گاه پرانرژی و چشمنواز میشود، اما در کلیت خود از پراکندگی رنج میبرد.
« بااینحال، دشواری اصلی فیلم نه در کمبود ایده، بلکه در چگونگی پیوند دادن ایدههایش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آغاز پرهیجان و وعدهای که دوام نمیآورد افتتاحیه با تانکها یکی از مؤثرترین بخشهای فیلم است. حرکت سنگین ماشینهای جنگی، موقعیت پرخطر و تدوین پرشتاب، تصویری سریع و دیدنی میسازند و انتظار یک اکشن جنگی پرحادثه را شکل میدهند. این شروع از حیث جذب مخاطب موفق است، اما مسئله آن است که فیلم پس از این اوج اولیه، نمیتواند پیوسته همان سطح از کشش را حفظ کند.
با ورود به ماجرای اصلی و برنامهریزی برای دسترسی به طلا، ریتم فروکش میکند. بخشهایی که باید تعلیق را افزایش دهند، گاهی بیشتر به مکثهایی میان صحنههای اکشن شباهت دارند تا گامهایی ضروری در ساختن تنش. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ شتاب و خطر میدهد، اما سپس میان پیشبرد نقشه، روابط گروه و درگیری با دشمن نوسان میکند؛ بیآنکه این جابهجاییها همیشه ضرباهنگی طبیعی داشته باشند.
به همین دلیل، فاصلهٔ میان شروع پرصدا و ادامهٔ کمفرازونشیب، بیش از آنچه باید به چشم میآید. فضای زیر آب؛ نقطهٔ قوت دیداری هرگاه فیلم به دریاچه و جهان زیر آب بازمیگردد، هویت بصری روشنتری پیدا میکند. تصاویر غواصی و جستوجو در میان بقایای پنهان، حس کنجکاوی و خطر را همزمان برمیانگیزند.
« آغاز پرهیجان و وعدهای که دوام نمیآورد افتتاحیه با تانکها یکی از مؤثرترین بخشهای فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
محیط زیر آب نه صرفاً پسزمینهای زیبا، بلکه بخشی از مانع داستانی است: دید محدود، دشواری حرکت و ناشناختهبودن فضا، به مأموریت بُعدی ماجراجویانه میدهند که در صحنههای زمینی کمتر دیده میشود. این لحظات همچنین از معدود بخشهاییاند که ایدهٔ مرکزی فیلم را به تجربهای تصویری تبدیل میکنند.
تماشاگر میتواند اهمیت مکان را حس کند؛ گنج تنها موضوعی برای گفتوگو نیست، بلکه چیزی است که باید در فضایی دشوار و رازآمیز به دست آید. بااینهمه، زیبایی این بخشها بهتنهایی برای جبران ضعف پیوند روایی کافی نیست. فیلم گاهی به تصاویر زیر آب تکیه میکند تا هیجان ازدسترفته را بازگرداند، اما آنها نمیتوانند جای شخصیتپردازی یا تعلیق پیوسته را بگیرند.
اکشنِ پرتحرک، اما کماثر صحنههای اکشن فیلم عموماً تحرک دارند و در لحظه میتوانند سرگرمکننده باشند. درگیریها، جابهجایی میان موقعیتهای زمینی و آبی و تلاش گروه برای پیشبرد مأموریت، به اثر کیفیتی ماجراجویانه میبخشند. فیلم قصد ندارد کاملاً واقعگرایانه باشد و بخش مهمی از جذابیتش را از اغراق و جسارت مأموریت میگیرد.
« این لحظات همچنین از معدود بخشهاییاند که ایدهٔ مرکزی فیلم را به تجربهای تصویری تبدیل میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما سرگرمی آنی با اثرگذاری پایدار یکی نیست. بسیاری از صحنهها پیش از آنکه به نقطهای پرتنش یا غافلگیرکننده برسند، از مسیرهای آشنای فیلمهای اکشن عبور میکنند. خطرها گاه بیشتر بهانهای برای حرکت و تیراندازیاند تا پیامد تصمیمهایی که شخصیتها گرفتهاند. وقتی منطق رخدادها سست باشد، هیجان نیز بهجای آنکه از دل داستان بجوشد، صرفاً به صدا، حرکت و سرعت وابسته میشود.
ازاینرو، حتی لحظات پرتحرک فیلم هم کمتر از ظرفیت بالقوهٔ خود در ذهن میمانند. شخصیتهایی که در حد نقش باقی میمانند گروه اصلی از چند نیروی ویژه تشکیل شده، اما فیلم فرصت کافی برای متمایزکردن اعضای آن فراهم نمیکند. شخصیتها بیشتر با کارکردشان در تیم شناخته میشوند تا با خواستهها، ترسها یا تناقضهای فردیشان.
در نتیجه، همکاری گروهی که باید یکی از ستونهای عاطفی و روایی فیلم باشد، چندان عمق نمییابد. تماشاگر میداند این افراد قرار است مأموریتی خطرناک انجام دهند، اما کمتر دلیلی پیدا میکند که به سرنوشت هرکدام جداگانه اهمیت بدهد. در میان بازیگران، حضور J. K. Simmons به فیلم رنگوبویی آشنا میدهد.
« اما سرگرمی آنی با اثرگذاری پایدار یکی نیست. »
قوتها و کاستیها
او حتی در زمان محدود حضورش توانایی دارد اقتدار و خشکی مقام نظامی را به صحنه منتقل کند. بااینحال، نقش او نیز بیش از آنکه به شخصیتی چندوجهی بدل شود، در چهارچوب کارکردی آشنا باقی میماند. دیگر بازیگران هم در مجموع قابلقبولاند، اما متن به آنان مجال زیادی برای فراتررفتن از قالبهای معمول اکشن نمیدهد.
دیالوگها نیز اغلب وظیفهٔ رساندن اطلاعات یا تأکید بر روحیهٔ تیم را بر عهده دارند و کمتر از ظرافت یا تازگی برخوردارند. منطق روایی و لحن ناپایدار یکی از دشواریهای اصلی فیلم، باورپذیرکردن تصمیم محوری شخصیتهاست. ماجرای سربازانی که برای بهدستآوردن طلا از چارچوب دستورها عبور میکنند، بهخودیخود میتواند زمینهای برای تعارض اخلاقی و درام فراهم کند؛ اما فیلم بهاندازهٔ کافی در پیامدهای این انتخاب درنگ نمیکند.
نافرمانی، خطر مأموریت و انگیزهٔ کمک به مردم محلی مطرح میشوند، ولی کمتر به کشمکشی پیچیده و قانعکننده تبدیل میگردند. همزمان، اثر در تعیین لحن خود نیز مردد است. گاهی فضای جنگی و جدی را پیش میکشد، گاهی به ماجرای سرخوشانهٔ گنجیابی نزدیک میشود و گاهی از شوخیهای سبک برای تعدیل تنش بهره میگیرد.
« او حتی در زمان محدود حضورش توانایی دارد اقتدار و خشکی مقام نظامی را به صحنه منتقل کند. »
جمعبندی
تنوع لحن الزاماً ایراد نیست؛ مشکل آنجاست که گذار میان این فضاها بهقدر کافی پرداخت نشده است. در نتیجه، بخشهایی از فیلم با یکدیگر همخوانی ندارند و داستان گاه چنان پیش میرود که گویی چند الگوی آشنای سینمایی کنار هم چیده شدهاند، بیآنکه کاملاً به یک روایت واحد بدل شوند. تجربهٔ تماشا و ماندگاری محدود «Renegades» در بهترین لحظاتش فیلمی دیدنی و بیتکلف است: آغاز پرانرژی، صحنههای زیر آب و چند بخش اکشن میتوانند مخاطبی را که در پی سرگرمی سبک است، با خود همراه کنند.
فیلم از نظر بصری گاه جذابتر از آن چیزی است که روایتش اجازه میدهد و ایدهٔ شهر پنهان در زیر آب نیز ظرفیت ماجراجویی پرکششتری را در خود دارد. اما تجربهٔ تماشا در مجموع از ناپایداری ضرباهنگ و کممایگی شخصیتها آسیب میبیند. پس از شروعی که توجه را جلب میکند، فیلم در ادامه بهسختی همان میزان انرژی را حفظ میکند.
ماجرای اصلی نیز با وجود مقیاس بزرگ و خطرهای فراوان، آن اندازه پرداخت نمیشود که احساس کشف یا تعلیق عمیقی بر جای بگذارد. به همین سبب، فیلم بیشتر با چند تصویر و صحنهٔ پراکنده به یاد میماند تا با روایتی منسجم یا شخصیتهایی ماندگار. جمعبندی
« تنوع لحن الزاماً ایراد نیست؛ مشکل آنجاست که گذار میان این فضاها بهقدر کافی پرداخت نشده است. »



ثبت دیدگاه