نقد و بررسی
نقد رمی، پسر هیچکس (Remi, Nobody's Boy) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه؛ سفر در جستوجوی خانه «Remi, Nobody’s Boy» فیلمی فرانسوی به کارگردانی Antoine Blossier است که از رمان «بیخانمان» اثر Hector Malot اقتباس شده؛ داستانی ماجراجویانه دربارهی پسری دهساله که ناگهان از مادرخواندهاش جدا میشود و به ویتالیس، نوازندهای دورهگرد، سپرده میشود. رِمی در کنار او، سگ وفادارش کاپی و میمون کوچک گروه، راهی سفری در فرانسه میشود؛ سفری که هم گذران روزگار است و هم مواجهه با آدمها، رنجها و امکانهای تازه.
فیلم از همان آغاز، قصهگویی کلاسیک را برمیگزیند: جهانی روشن و قابلفهم، قهرمانی کودک و مسیری که هر منزلش آزمونی تازه پیش میگذارد. این انتخاب، هم سرچشمهی جذابیت اثر است و هم منشأ محدودیتهایش. فیلم میخواهد ماجرایی خانوادگی و عاطفی بسازد که مخاطب کمسنوسال نیز بتواند با آن همراه شود؛ در نتیجه، دشواریها معمولاً در قالبی نرم و قابلهضم عرضه میشوند.
بااینحال، زیر این ظاهر قصهوار، پرسشی جدی جریان دارد: آیا تعلق و خانواده تنها به پیوند خونی وابستهاند، یا میتوان آنها را در راه، میان مراقبت و وفاداری، از نو ساخت؟ روایت؛ حرکت پیوسته، پرداخت نابرابر ساختار فیلم بر سفر استوار است و از همین رو، ماجراها یکی پس از دیگری از برابر رِمی میگذرند.
هر دیدار، فرصتی برای شناختن جهانی تازه و آزمودن تواناییهای اوست؛ هرچند این شتاب، گاه به بهای پرداخت عمیقتر شخصیتها تمام میشود. رخدادها چنان سریع از راه میرسند که بعضی از آنها مجال نمییابند اثر عاطفی خود را در ذهن تماشاگر بنشانند. فیلم از یک بحران به بحران بعدی میرود، بیآنکه همیشه فاصلهای کافی برای سوگواری، ترس یا تأمل باقی بگذارد.
« این انتخاب، هم سرچشمهی جذابیت اثر است و هم منشأ محدودیتهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فشردگی، بهویژه در تحول روحی رِمی آشکار است. او با موقعیتهایی دشوار روبهرو میشود، اما واکنشهایش گاه ناپیوسته به نظر میرسند: اندوهی شدید میتواند خیلی زود جای خود را به امید یا آرامش بدهد. بخشی از این امر به اقتضای روایت ماجراجویانه و مخاطب کودک بازمیگردد، اما نتیجه آن است که احساسات شخصیت همیشه به اندازهی خود رویدادها باورپذیر و ماندگار نمیشوند.
فیلم میخواهد رنج را نشان دهد، ولی اغلب پیش از آنکه رنج در شخصیت رسوب کند، به ایستگاه بعدی سفر میرسد. رِمی؛ قهرمانی میان脆ندگی و استقامت رِمی قهرمانی است که نیروی اصلیاش نه جسارت خارقالعاده، بلکه توان ادامهدادن است. او در آغاز، کودکی است که تصمیمهای بزرگسالان مسیر زندگیاش را تعیین میکنند؛ اما سفر کمکم به او فرصت میدهد از تماشاگر منفعلِ سرنوشت خود به مشارکتکنندهای فعال بدل شود.
آوازخواندن، کارکردن و آموختن از آدمهایی که سر راهش قرار میگیرند، ابزارهاییاند که استقلالش را شکل میدهند. با این همه، فیلم بیش از آنکه تحول او را با جزئیات روانشناختی بکاود، آن را از راه مجموعهای از تجربهها و آزمونها پیش میبرد. بازی Maleaume Paquin برای نقش رِمی لطافت و صداقتی دارد که به شخصیت امکان میدهد بیپیرایه با تماشاگر ارتباط برقرار کند.
او در لحظههای آرام، آسیبپذیری کودک را بهخوبی منتقل میکند، اما تغییرهای سریع لحن و حالت که از فیلمنامه میآیند، گاهی فرصت نمیدهند بازیگر واکنشی پیچیدهتر بسازد. از این رو، رِمی بیش از آنکه شخصیتی کاملاً یکپارچه و موشکافانه پرداخته باشد، محور احساسی سفری است که معنای آن را روابط پیرامونش شکل میدهند.
« این فشردگی، بهویژه در تحول روحی رِمی آشکار است. »
شخصیتها و اجرا
ویتالیس؛ آموزگار، همراه و نیروی عاطفی فیلم در برابر رِمی، ویتالیس شخصیتی چندلایهتر و در عین حال رازآمیزتر است. او صرفاً راهنمایی برای یادگیری فنون نمایش نیست؛ مردی است که تجربهی زندگی، انضباط و مراقبت را در قالبی سختگیرانه به پسر منتقل میکند. رابطهی آن دو نه با صمیمیتی فوری، بلکه از دل همکاری، آزمون و همسفری ساخته میشود.
همین تدریجیبودن رابطه، بخش مهمی از گرمای فیلم را پدید میآورد: پیوندی که از مسئولیت و اعتماد شکل میگیرد، نه از ادعای عاطفی. Daniel Auteuil در نقش ویتالیس تکیهگاه بازیگری فیلم است. حضور او ترکیبی از اقتدار و مهربانی دارد و به شخصیت عمقی میبخشد که گاه در روایت شتابزده کمتر نصیب دیگران میشود.
او ویتالیس را نه قدیسی بیخطا، بلکه انسانی میسازد که در پس ظاهر خشن و حرفهی دشوارش، ظرفیت مراقبت و دلسوزی دارد. در نتیجه، هر بار که رابطهی او و رِمی مجال مکث مییابد، فیلم از سطح ماجراجویی گذر میکند و به درامی انسانیتر نزدیک میشود. جهان بصری و موسیقی؛ راهی که قصه را زنده میکند فرانسهی فیلم بیش از آنکه فقط پسزمینه باشد، بخشی از تجربهی سفر است.
مناظر روستایی، جادهها و فضاهای اجرای خیابانی به قصه حس حرکت میبخشند و تضاد میان زیبایی طبیعت و دشواری زندگی را پیش چشم میآورند. لباسها و طراحی محیط نیز در ساختن حالوهوای تاریخی اثر نقش دارند؛ جهان فیلم چنان پرداخت شده که تماشاگر بتواند گروه دورهگرد را در مسیرهای گوناگون دنبال کند، بیآنکه این فضا به نمایشگاهی بیروح از تزئینات بدل شود.
« رابطهی آن دو نه با صمیمیتی فوری، بلکه از دل همکاری، آزمون و همسفری ساخته میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی نیز عنصری روایی است، نه صرفاً همراهی برای تصویر. آواز در زندگی رِمی وسیلهی درآمد، مهارت و راهی برای پیوند با دیگران است؛ ازاینرو، حضور موسیقی با مضمون فیلم ارتباطی مستقیم دارد. سگ و میمون گروه نیز به فضای خانوادگی و ماجراجویانهی اثر رنگ میزنند و بهویژه کاپی، با وفاداری و حضور پررنگش، از عناصر دوستداشتنی فیلم است.
بااینحال، لحظههای عاطفی گاهی بیش از اندازه به موسیقی و نشانههای آشنای احساس تکیه میکنند؛ انگار فیلم به صدای موسیقی اعتماد میکند تا تأثیری را کامل کند که روایت بهتنهایی هنوز نساخته است. اقتباس و کلیشه؛ سادگی بهمثابه امتیاز و کاستی اقتباس سینمایی ناگزیر میان وفاداری به گستردگی رمان و ساختن روایتی فشرده انتخاب میکند.
نسخهی Blossier داستان را به ماجرایی خانوادگی و خطی نزدیک میکند و بخشی از پیچیدگیهای جهان ادبی را کنار میگذارد. این انتخاب برای حفظ تمرکز بر رِمی و ویتالیس سودمند است، اما به سادهسازی موقعیتها نیز میانجامد. برخی شخصیتها یا رخدادها بیشتر کارکردی روایی دارند تا حضوری مستقل؛ از راه میرسند، اثری میگذارند و قصه را به منزل بعدی میرسانند.
همچنین، فیلم از الگوهای آشنای داستان کودکانه استفاده میکند: کودکی بیپناه، آموزگاری سختگیر اما نیکخواه، همراهان وفادار، موانع پیدرپی و امیدی که پس از هر شکست دوباره سر برمیآورد. این الگوها ذاتاً ضعف نیستند؛ قصهگویی عامهفهم اغلب از همین نشانههای مشترک نیرو میگیرد. مسئله آنجاست که فیلم کمتر میکوشد به آنها معنایی تازه ببخشد.
« موسیقی نیز عنصری روایی است، نه صرفاً همراهی برای تصویر. »
قوتها و کاستیها
برای بعضی تماشاگران، این سادگی آرامشبخش و دلنشین است؛ برای برخی دیگر، تکرار مسیرهای قابلپیشبینی میتواند خستگیآور شود. غم، امید و مخاطب خانوادگی «Remi, Nobody’s Boy» با وجود لحن گرمش، رنج کودکانه را از قصه حذف نمیکند. جدایی، فقر و تنهایی در مسیر رِمی حضور دارند و از همین رو، فیلم همیشه سرگرمی سبک و بیدغدغهای نیست.
گاهی فاصلهی میان لطافت ماجرا و تلخی موقعیتها برای مخاطب خردسال محسوس میشود؛ بهخصوص وقتی فیلم از یک لحظهی دردناک با شتاب به لحظهای امیدوارکننده میپرد. این ناهماهنگی ممکن است برای بزرگسالان نشانهی ضعف پرداخت باشد و برای کودکان تجربهای اندوهبارتر از انتظار به همراه بیاورد.
بااینحال، فیلم در هستهی خود بر این ایده پافشاری میکند که دشواریها میتوانند انسان را شکل دهند، بیآنکه تمام آیندهاش را از پیش تعیین کنند. این نگاه، نه انکار رنج است و نه وعدهی آسانی؛ بیشتر دعوتی است به دیدن امکانهای کوچک در دل وضعیتهای سخت: مهارتی که آموخته میشود، دستی که یاری میرساند یا رابطهای که بهتدریج اعتماد میسازد.
چنین پیامی در سادهترین شکل خود بیان میشود، اما صداقت عاطفی آن برای خانوادههایی که آمادهاند دربارهی موضوعات دشوار با کودکان گفتوگو کنند، ارزشمند است. جمعبندی «Remi, Nobody’s Boy» فیلمی گرم و خوشقلب است که نیروی اصلیاش را از سفر، موسیقی و رابطهی میان رِمی و ویتالیس میگیرد.
« غم، امید و مخاطب خانوادگی «Remi, Nobody’s Boy» با وجود لحن گرمش، رنج کودکانه را از قصه حذف نمیکند. »
جمعبندی
بازی اثرگذار Daniel Auteuil، فضای دیدنی و حضور همراهان حیوانی، به آن جذابیتی صمیمی میبخشند؛ در مقابل، روایت شتابزده، شخصیتپردازی نابرابر و تکیه بر کلیشههای آشنا مانع از آن میشوند که قصه به درامی کاملاً عمیق و منسجم بدل شود. این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از ماجراجویی خانوادگیِ احساسبرانگیز و قصهگویی کلاسیک لذت میبرند و سادگی آن را بخشی از جاذبهاش میدانند.
حاصل، اثری بینقص نیست، اما در لحظههای صمیمانهاش یادآوری میکند که خانه گاهی نه یک مکان، بلکه پیوندی است که در راه ساخته میشود.
ثبت دیدگاه