نقد و بررسی
نقد Red Dawn | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای هراسآور در جامهٔ ماجراجویی «Red Dawn» ساختهٔ John Milius، محصول سال ۱۹۸۴، از فرضی پراضطراب آغاز میشود: جنگی جهانی به خاک آمریکا رسیده و نوجوانانی در شهری کوچک در کلرادو ناچارند در برابر اشغالگران مقاومت کنند. گروهی که بعدها با نام «ولورینها» شناخته میشوند، از محیط آشنای مدرسه و خانه جدا میشوند و در دل طبیعت میکوشند خود را با جهانی تازه و خشونتبار وفق دهند.
این نقطهٔ شروع بهسرعت موتور درام را روشن میکند؛ زیرا قهرمانان نه سربازانی آموزشدیده، بلکه جوانانیاند که باید در کوتاهترین زمان ممکن با ترس، فقدان امنیت و مسئولیت انتخابهایشان روبهرو شوند. اما همین ایدهٔ گیرنده، هم سرچشمهٔ نیروی فیلم است و هم محدودیت آن: فیلم بیش از آنکه احتمالپذیری موقعیتش را بسازد، به هیجان و بار نمادین آن تکیه میکند.
اضطراب جنگ و فضای فیلم موفقترین وجه «Red Dawn» ساختن حس ناامنی است. حمله، نه در میدان نبردی دوردست، بلکه در جغرافیای آشنای شهر و زندگی روزمره رخ میدهد؛ همین جابهجایی، خشونت را ملموستر میکند. خیابانها، مدرسهها و خانهها از کارکرد معمول خود تهی میشوند و به نشانههایی از فروپاشی نظم بدل میگردند.
فیلم بهخوبی از تضاد میان آرامش پیشین و خطر ناگهانی بهره میگیرد: جهانی که تا لحظهای عادی مینمود، اکنون هر گوشهاش میتواند تهدیدی در خود پنهان داشته باشد. فضاسازی زمانی اثر هم اهمیت دارد. «Red Dawn» محصول فضای جنگ سرد است و ترس از رویارویی قدرتهای بزرگ در آن به شکل روایتی آشکارا آمریکامحور درمیآید.
« اضطراب جنگ و فضای فیلم موفقترین وجه «Red Dawn» ساختن حس ناامنی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، فیلم را به سندی از اضطراب سیاسی و فرهنگی دههٔ هشتاد تبدیل میکند؛ اما همزمان نگاهش را محدود میسازد. تماشاگر امروز ممکن است بیش از آنکه صرفاً درگیر خطر شخصیتها شود، از خود بپرسد این تصویر از دشمن تا چه اندازه حاصل روایت است و تا چه اندازه بازتاب هراسهای زمانه. گروه نوجوانان؛ جذابیت و دشواری باورپذیری جذابیت اصلی داستان در کنار هم قرار گرفتن نوجوانانی است که باید از بیتجربگی به کنش و مسئولیت برسند.
گروه، امکان ایجاد تنوعی در واکنشها را فراهم میآورد: یکی پیشقدم میشود، دیگری در برابر خشونت مردد میماند و برخی هنوز میکوشند با معیارهای زندگی عادی جهان پیرامون را بفهمند. این اختلافها بالقوه میتوانند هستهٔ درامی نیرومندی بسازند؛ چراکه مقاومت تنها به نبرد با نیروی بیرونی محدود نیست، بلکه مستلزم کنار آمدن اعضای گروه با ترسها و اختلافهای درونی خود نیز هست.
با این حال، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به این فرایند نزدیک نمیشود. شخصیتها اغلب بیش از آنکه بهعنوان فردهایی با جهان درونی پیچیده شکل بگیرند، نمایندهٔ واکنشهایی متفاوت به بحراناند. بعضی رابطهها، بهویژه پیوندهای خانوادگی، برای ایجاد بار عاطفی اهمیت دارند؛ اما فرصت کافی برای ریشهدار شدن پیدا نمیکنند.
در نتیجه، لحظههایی که باید تماشاگر را عمیقاً متأثر کنند، گاهی بیش از آنکه از دل شناخت شخصیتها بجوشند، حاصل تأکید مستقیم فیلم بر اهمیت موقعیتاند. سیاست؛ نیروی محرک و نقطهٔ ضعف «Red Dawn» تنها فیلمی دربارهٔ مقاومت نیست؛ تخیل سیاسی آن بخش جداییناپذیر ساختار روایت است. دشمن خارجی در اینجا نیرویی کاملاً معین و آشکار است و روایت، تماشاگر را از همان ابتدا به سوی همذاتپنداری با مردمی سوق میدهد که سرزمینشان در معرض اشغال قرار گرفته است.
« با این حال، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به این فرایند نزدیک نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این صراحت به فیلم نیرویی فوری میدهد: تهدید روشن است، هدف روشن است و داستان میتواند بیدرنگ به سوی بقا و مقابله حرکت کند. اما همین وضوح به سادهسازی میانجامد. تصویر سیاسی فیلم یکطرفه است و فرصت اندکی برای پیچیدهکردن انگیزهها یا نشاندادن تفاوتهای انسانی در دو سوی درگیری باقی میگذارد.
مسئله فقط جانبداری نیست؛ سینما میتواند از منظری مشخص روایت کند، اما وقتی جهان داستانی به تقسیمبندیهای ازپیشتعیینشده بسنده کند، ظرفیت تأمل آن کاهش مییابد. به همین دلیل، مخاطبی که انتظار دارد فیلم پرسشهای سیاسی دشوارتری طرح کند، احتمالاً با روایتی تبلیغاتیتر و کمابهامتر از انتظارش روبهرو خواهد شد.
ریتم، اکشن و کشآمدن روایت ساختار پرحادثهٔ فیلم به آن انرژی اولیه میبخشد. تعقیب، درگیری و تلاش برای زندهماندن، تماشاگر را پیوسته با خطر روبهرو میکند و بخشهایی از اثر را به ماجرایی پرتحرک بدل میسازد. اکشن صرفاً تزیین نیست؛ در بسیاری از لحظات، ابزار روایت وضعیت تازهای است که شخصیتها در آن قرار گرفتهاند.
طبیعت نیز در برابر شهر، بستری مناسب برای فرار، پنهانشدن و مقاومت فراهم میکند. بااینهمه، استمرار حادثه بهتنهایی ریتم را یکدست نگه نمیدارد. در میانهٔ فیلم، روایت گاه از حرکت بازمیایستد و میان صحنههای پرتنش فاصلههایی ایجاد میشود که نه همیشه به گسترش شخصیتها میانجامند و نه تعلیق را افزایش میدهند.
« ریتم، اکشن و کشآمدن روایت ساختار پرحادثهٔ فیلم به آن انرژی اولیه میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کندی، برای بخشی از مخاطبان ممکن است نشانهٔ فرصتی برای مشاهدهٔ تغییرات گروه باشد؛ برای عدهای دیگر، مکثهایی کشدار است که نیروی داستان را پراکنده میکند. فیلم میان ماجرای بقا، درام نوجوانانه و تصویر حماسیِ مقاومت رفتوآمد دارد، اما این سه وجه همیشه با هم توازن پیدا نمیکنند. بازیها و بیان عاطفی حضور بازیگرانی چون Patrick Swayze، C.
Thomas Howell، Charlie Sheen، Lea Thompson و Jennifer Grey به فیلم چهرههایی پرانرژی میبخشد. بازیها در مجموع در خدمت فضای پرتنش اثرند و به گروه مرکزی هویت دیداری و عاطفی میدهند. با این حال، شخصیتپردازی محدود است و بازیگران نمیتوانند همیشه کمبود فرصتهای دراماتیک را جبران کنند.
در بعضی صحنهها، واکنشها بیش از آنکه از ویژگیهای فردی شخصیت سرچشمه بگیرند، تابع نیاز روایت به نمایش شجاعت، اندوه یا عزماند. در نتیجه، بار عاطفی فیلم گاهی میان تأثیرگذاری و تصنع در نوسان است. «Red Dawn» میخواهد نشان دهد که خشونت، جوانی و معصومیت را بهسرعت دگرگون میکند؛ اما این دگرگونی همیشه با جزئیات روانشناختی کافی ساخته نمیشود.
تماشاگر ممکن است ایدهٔ تراژیک موقعیت را درک کند، بیآنکه در هر لحظه پیوندی همسنگ با شخصیتها برقرار سازد. همین فاصله توضیح میدهد که چرا برخی لحظههای جدی اثر برای عدهای پرقدرت و برای برخی دیگر ملودراماتیک به نظر میرسند. میراث دههٔ هشتاد و تجربهٔ تماشای امروز تماشای فیلم امروز، تجربهای دوگانه پدید میآورد.
« بازیها و بیان عاطفی حضور بازیگرانی چون Patrick Swayze، C. »
قوتها و کاستیها
از یک سو، لحن صریح، تصویر دشمن و تأکید بر دفاع از میهن، آن را به اثری بهشدت وابسته به فضای تاریخی خود بدل کرده است. از سوی دیگر، همین وابستگی ارزش تماشای دوبارهاش را نیز افزایش میدهد: فیلم نشان میدهد چگونه اضطرابهای سیاسی یک دوره میتوانند به داستانی عامهپسند، پرهیجان و مبتنی بر قهرمانی گروهی تبدیل شوند.
اکنون فاصلهٔ تاریخی اجازه میدهد نهفقط با تعلیق داستان، بلکه با شیوهٔ ساختن این تخیل سیاسی نیز روبهرو شویم. اگر مخاطب «Red Dawn» را بهعنوان اکشنی واقعگرا و روانشناختی بسنجد، سادهانگاری داستان و پرداخت محدود شخصیتها احتمالاً برجسته خواهد شد. اما اگر آن را ماجرایی جنگی با رنگوبوی پررنگ دههٔ هشتاد بداند، هیجان، صراحت و حالوهوای آن میتواند تجربهای سرگرمکننده بسازد.
فیلم نه از محدودیتهایش رهاست و نه به آنها فروکاسته میشود؛ ارزشش تا حدی در همین کشاکش میان سرگرمی، خیال سیاسی و ملودرام قرار دارد. جمعبندی «Red Dawn» بر ایدهای پرکشش بنا شده است: نوجوانانی که ناگهان در برابر اشغال و جنگ قرار میگیرند و باید راهی برای مقاومت پیدا کنند. فیلم در ایجاد حس خطر، فضاسازی جنگی و عرضهٔ صحنههای اکشن توانمند است و حالوهوای ویژهٔ سینمای عامهپسند دههٔ هشتاد را با وضوحی چشمگیر حفظ میکند.
در مقابل، روایت سیاسی آن ساده و یکسویه است، میانهٔ داستان گاه از شتاب میافتد و شخصیتها به اندازهای که ایدهٔ مرکزی وعده میدهد، عمق نمییابند. حاصل، اثری بینقص یا ظریف نیست؛ اما ترکیبی قابلتوجه از تعلیق، اکشن و ملودرام است که هم میتواند سرگرم کند و هم به سبب نگاه سیاسی و احساسات پررنگش محل بحث باشد.
« اکنون فاصلهٔ تاریخی اجازه میدهد نهفقط با تعلیق داستان، بلکه با شیوهٔ ساختن این تخیل سیاسی نیز روبهرو شویم. »
ثبت دیدگاه