نقد و بررسی
نقد #ریلیتی های (#realityhigh) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی نوجوانانه در عصر نمایشِ خود فیلم «#Realityhigh» محصول سال ۲۰۱۷، به کارگردانی Fernando Lebrija، کمدی رمانتیکی دبیرستانی است که مسئلهای آشنا را با نشانههای عصر شبکههای اجتماعی بازگو میکند: خواستِ دیدهشدن و محبوببودن، و بهایی که گاه برای آن باید پرداخت. دنی بارنز دانشآموزی سختکوش و هدفمند است که به آینده تحصیلیاش فکر میکند و به کار با حیوانات علاقه دارد.
ورود به دایره دوستان الکسا مدینا، چهره محبوب و پرنفوذ مدرسه، او را با نوعی زندگی تازه روبهرو میکند؛ زندگیای که توجه دیگران در آن بهسرعت به معیار ارزشمندی بدل میشود. فیلم از همین نقطه، میان قصهای عاشقانه و تأملی درباره هویت و شهرت نوسان میکند. روایت آشنا، جذابیت قابلقبول موتور اصلی داستان، برخورد میان تصویری است که دنی از خود دارد و تصویری که محیط تازه از او طلب میکند.
او سالها کوشیده درسخوان، محتاط و قابلاعتماد باشد؛ اما اکنون فرصتی پیش میآید تا در مدرسه بیشتر به چشم بیاید و به جمعی راه پیدا کند که پیشتر بیرون از آن قرار داشت. این موقعیت برای روایت نوجوانانه ظرفیت خوبی دارد، زیرا کشمکش فقط بر سر رابطهای عاطفی نیست؛ به انتخابهای روزمره و به این پرسش نیز مربوط میشود که فرد تا چه اندازه حاضر است برای پذیرفتهشدن، از علایق و پیوندهای پیشین خود فاصله بگیرد.
فیلم مسیرش را با سرعت پیش میبرد و از موقعیتهای سبک و سرگرمکننده برای حفظ انرژی استفاده میکند. در نتیجه، دنبالکردن ماجرا دشوار نیست و تماشاگر بهسرعت با فضای مدرسه و رقابتهای اجتماعی آن آشنا میشود. بااینحال، بسیاری از چرخشهای روایی از سنت آشنای کمدیهای نوجوانانه میآیند: محبوبیت ناگهانی، دوستی مشکوک، سوءتفاهم و بحرانهایی که قهرمان را به بازنگری در رفتار خود وامیدارند.
« دنی بارنز دانشآموزی سختکوش و هدفمند است که به آینده تحصیلیاش فکر میکند و به کار با حیوانات علاقه دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین، فیلم بیشتر بر اجرای خوشریتم فرمول تکیه دارد تا بر غافلگیری. شبکههای اجتماعی؛ صحنهای برای محبوبیت یکی از انتخابهای محوری فیلم، تبدیل شبکههای اجتماعی به بخشی از ساختار زندگی دبیرستانی است. در این جهان، توجه دیگران نه صرفاً احساسی مبهم، بلکه چیزی قابلنمایش و قابلشمارش به نظر میرسد؛ محبوبیت میتواند با تصویر، دنبالکننده و بازتاب عمومی سنجیده شود.
چنین رویکردی به فیلم امکان میدهد شکاف میان زندگی واقعی و نمایشی را وارد داستان کند: آنچه از افراد دیده میشود، الزاماً با انگیزهها و آسیبپذیریهایشان همخوان نیست. این ایده برای مخاطبی که با فضای مجازی آشناست، نقطه شروعی قابلفهم فراهم میکند؛ اما پرداخت آن همیشه ظریف نیست. بعضی موقعیتها برای تأکید بر قدرت شهرت و اثرگذاری آنلاین، بیش از اندازه نمایشی و اغراقشده به نظر میرسند.
فیلم گاهی بهجای آنکه نشان دهد شبکههای اجتماعی چگونه روابط را پیچیده میکنند، از آنها بهعنوان ابزاری سریع برای تشدید درگیری استفاده میکند. بااینحال، حضور این عنصر به داستان کمک میکند پرسشی روشن طرح کند: آیا پذیرفتهشدن در نگاه جمع، با داشتن رابطههای صادقانه و شناخت درست از خود یکی است؟
دنی؛ میان هدف شخصی و نگاه دیگران دنی در آغاز بهعنوان شخصیتی هدفمند معرفی میشود؛ او برای آیندهاش برنامه دارد و علاقهای جدی بیرون از سلسلهمراتب محبوبیت مدرسه دنبال میکند. این ویژگی به شخصیت او زمینهای مناسب میدهد تا کشمکش میان انتخاب شخصی و فشار جمعی ملموس شود. بااینحال، فیلم گاهی فاصله میان دنیِ آغاز داستان و رفتارهای بعدی او را با شتاب طی میکند.
« بنابراین، فیلم بیشتر بر اجرای خوشریتم فرمول تکیه دارد تا بر غافلگیری. »
شخصیتها و اجرا
تغییراتش برای پیشبرد درام لازماند، اما همیشه فرصت نمییابند از دل لحظههای کوچک و تدریجی شکل بگیرند. از همین رو، برخی تصمیمهای او بیش از آنکه نتیجه فرایندی پیچیده باشند، به تمهیدی داستانی برای رساندن پیام فیلم شباهت دارند. بازی Nesta Cooper به نقش دنی از نقاط قوت اثر است. او میتواند هم جدیت و خجالت شخصیت را منتقل کند و هم شور ناشی از ورود به فضایی تازه را نشان دهد.
در کنار او، بازیگران دیگر نیز با انرژی متناسب با لحن سبک فیلم ظاهر میشوند. بااینهمه، شخصیتپردازی همه افراد به یک اندازه کامل نیست: برخی بیشتر نماینده تیپهای آشنای دبیرستانیاند تا آدمهایی با تناقضها و انگیزههای مستقل. این محدودیت باعث میشود شماری از روابط، با وجود اهمیتشان در قصه، عمق عاطفی محدودی پیدا کنند.
دوستی و رقابت در دبیرستان بخش مهمی از بار عاطفی فیلم بر رابطههای دوستانه تکیه دارد؛ بهویژه تقابل میان هیجان پیوستن به یک جمع محبوب و ارزش پیوندهایی که پیش از آن وجود داشتهاند. فیلم یادآور میشود که دوستی را نمیتوان تنها با نزدیکی ظاهری یا حضور در یک گروه سنجید؛ وفاداری و توجه، بهخصوص هنگامی که محبوبیت تازهای در دسترس قرار میگیرد، معنای واقعی رابطه را آشکار میکنند.
این مضمون روشن و قابلدسترس است، اما اثر گاهی آن را با تأکید مستقیم بیان میکند و کمتر به تماشاگر مجال میدهد تا خودش از پیچیدگی روابط نتیجه بگیرد. الکسا نیز در این میان نقشی دوگانه دارد: او هم نماد جذابیت و نفوذ اجتماعی است و هم منشأ تنش. فیلم از تضاد میان دنی و الکسا برای حرکتدادن قصه بهره میگیرد، اما شخصیت الکسا در بعضی لحظات به چهرهای یکسویه نزدیک میشود.
« تغییراتش برای پیشبرد درام لازماند، اما همیشه فرصت نمییابند از دل لحظههای کوچک و تدریجی شکل بگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
وقتی یک شخصیت عمدتاً برای تهدید یا فریب قهرمان به کار میرود، فرصت دیدن لایههای انسانیتر او کاهش مییابد. این سادهسازی، رویارویی دو دختر را سرگرمکننده نگه میدارد، اما ظرفیت آن را برای تبدیلشدن به مطالعهای جدیتر درباره رقابت، ناامنی و قدرت محدود میکند. ریتم، فضا و لحن بصری «#Realityhigh» به فضای دبیرستانی و ریتم پرتحرکش متکی است.
رفتوآمد میان جمعهای دانشآموزی، موقعیتهای اجتماعی و تلاش دنی برای جاافتادن، حالوهوایی سرزنده به فیلم میدهد. این شتاب برای اثری که میخواهد هم کمدی باشد و هم رمانس نوجوانانه، کارکردی عملی دارد: داستان درجا نمیزند و تماشاگر را میان بحرانها و انتخابهای قهرمان نگه میدارد. در مقابل، همین سرعت گاه به بهای مکث و پرداخت تمام میشود.
رویدادها پشت سر هم میآیند، درحالیکه بعضی پیامدهای عاطفیشان میتوانست زمان بیشتری برای اثرگذاری داشته باشد. فیلم بیش از آنکه فضاسازی دبیرستان را به تصویری دقیق از زندگی نوجوانان بدل کند، از آن بهعنوان بستری آشنا برای درام استفاده میکند. به همین دلیل، فضای اثر بیشتر پرجنبوجوش و سرگرمکننده است تا واقعگرایانه؛ انتخابی که با هدف کمدی سازگار است، اما ادعاهای جدیتر آن درباره هویت و فشار اجتماعی را اندکی کمرمق میکند.
پیام اخلاقی و محدودیتهای آن پیام مرکزی فیلم، اهمیت وفادارماندن به ارزشهای شخصی و تشخیص تفاوت میان محبوبیت و صمیمیت است. دنی درمییابد که جلب توجه جمعی لزوماً به رضایت پایدار یا رابطهای قابلاتکا نمیانجامد. این پیام برای داستانی نوجوانانه مناسب است و به تجربهای آشنا اشاره میکند: میل به پذیرفتهشدن میتواند آدم را از هدفها و کسانی که واقعاً برایش اهمیت دارند دور کند.
« وقتی یک شخصیت عمدتاً برای تهدید یا فریب قهرمان به کار میرود، فرصت دیدن لایههای انسانیتر او کاهش مییابد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، اثر برای رسیدن به این نتیجه از مسیر نسبتاً پیشبینیپذیری عبور میکند. پیام اخلاقی گاهی چنان آشکار است که پیچیدگی موقعیتها را از میان میبرد؛ گویی شخصیتها بیش از آنکه با انتخابهایی دشوار روبهرو شوند، برای اثبات یک درس روشن در داستان قرار گرفتهاند. در نتیجه، فیلم در لحظههای سرگرمکننده موفقتر از لحظههایی است که میخواهد درباره آسیبهای شهرت یا دشواری حفظ هویت تأمل کند.
همچنین نمایش برخی رفتارهای نوجوانانه، از جمله مهمانی و مصرف الکل، با لحنی سبک همراه است؛ موضوعی که ممکن است تماشاگر را درباره فاصله میان تصویر سرگرمکننده و پیامدهای واقعی این رفتارها به فکر بیندازد. جمعبندی «#Realityhigh» اثری خوشریتم و آسانتماشا است که از فضای دبیرستان، رقابتهای اجتماعی و جذابیت شبکههای مجازی برای ساختن کمدی رمانتیکی نوجوانانه بهره میگیرد.
بازی پرانرژی Nesta Cooper و کشمکش دنی میان محبوبیت تازه و زندگی پیشین، فیلم را بهاندازه کافی پیشبرنده میکنند. در سوی دیگر، تکیه بر الگوهای آشنا، شخصیتپردازی کمعمق برخی نقشها و اغراق در نمایش شهرت آنلاین، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری واقعاً تازه یا ژرف بدل شود. ارزش اصلی فیلم در سرگرمکردن و طرح پرسشی ساده اما ماندگار است: برای پذیرفتهشدن در جمع، چه چیزهایی را نباید از دست داد؟
پاسخ فیلم چندان غافلگیرکننده نیست، اما برای مخاطبی که به کمدیهای دبیرستانی علاقه دارد، ترکیب فضای سرزنده و مضمون خودشناسی میتواند تجربهای خوشایند فراهم کند.
« بااینحال، اثر برای رسیدن به این نتیجه از مسیر نسبتاً پیشبینیپذیری عبور میکند. »
ثبت دیدگاه