نقد و بررسی
نقد Raven's Home | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراثی تازه در خانهای مشترک «Raven’s Home» از دل جهان آشنای «That’s So Raven» بیرون میآید، اما بهجای آنکه صرفاً خاطرات گذشته را بازسازی کند، شخصیت اصلی را در مرحلهای تازه از زندگی قرار میدهد: ریون با فرزندانش بزرگ شده، از همسرش جدا شده و همراه چلسی، دوست دیرینش، در یک خانه زندگی میکند.
آنها فرزندانشان را در کنار هم بزرگ میکنند و خانه به میدان برخورد دو شیوه تربیتی، چند خلقوخو و سلسلهای از دردسرهای روزمره بدل میشود. ورود توانایی پیشگویی بوکر نیز به این وضعیت خانوادگی، محرکی داستانی میافزاید که قصه را از یک کمدی صرفاً خانگی فراتر میبرد. این جابهجایی از نوجوانی به مادری، ظرفیت اصلی مجموعه است.
ریون دیگر فقط با پیامدهای پیشبینیهایش دستوپنجه نرم نمیکند؛ اکنون باید در مقام والد، مسئولیت تصمیمها و اثر رفتار خود بر فرزندانش را نیز بپذیرد. در سوی دیگر، چلسی با آرامش و نگاه نرمترش، نیرویی متعادلکننده در برابر شتاب و آشفتگی ریون است. حاصل، بازگشت به گذشته نیست، بلکه آزمودن این پرسش است که دوستی قدیمی چگونه در برابر وظایف تازه دوام میآورد.
خانوادهای بیرون از الگوی متعارف یکی از انتخابهای مهم سریال، شکل خانوادهای است که در مرکز روایت قرار میدهد. دو مادر تنها، هر یک با فرزندانی از زندگی پیشین، زیر یک سقف قرار گرفتهاند و بدون آنکه رابطهشان به الگوی رایج زوجیت تقلیل یابد، خانوادهای مشترک میسازند. این ایده برای کمدی موقعیت، امکانات فراوانی فراهم میکند: تفاوت در شیوه تربیت، اختلاف در تعریف نظم، تقسیم مسئولیتها و رقابتهای کوچک میان بچهها، همگی از دل همان همخانگی بیرون میآیند.
« این جابهجایی از نوجوانی به مادری، ظرفیت اصلی مجموعه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، اهمیت این چیدمان فقط در تولید شوخی نیست. مجموعه به شکلی ساده و بیتکلف یادآوری میکند که خانواده میتواند صورتهای گوناگونی داشته باشد و پیوند عاطفی، مراقبت و مسئولیتپذیری گاه از قالبهای مرسوم فراتر میروند. البته پرداخت این موضوع بیشتر در سطح لحن و وضعیت کلی داستان باقی میماند و کمتر به پیچیدگیهای عاطفی جدایی یا دشواریهای عملی والدگری تنها میپردازد.
اما برای اثری خانوادگی و نوجوانمحور، همین حضور بیادعا نیز ارزشمند است. ریون و چلسی؛ نیروی عاطفی مجموعه قلب تپنده «Raven’s Home» رابطه میان ریون و چلسی است. ریون پرانرژی، تندواکنش و گاه گرفتار تصمیمهای شتابزده است؛ چلسی در برابر او متینتر و خوشقلبتر به نظر میرسد. تقابل این دو، نه از دشمنی، بلکه از صمیمیتی دیرپا نیرو میگیرد.
آنها میتوانند با یکدیگر مخالفت کنند، از رفتار هم کلافه شوند و درعینحال در لحظههای ضروری پشتیبان یکدیگر باقی بمانند. همین ترکیبِ اختلاف و اعتماد، رابطهشان را باورپذیرتر از دوستیای میکند که تنها بر توافق و مهربانی بیوقفه بنا شده باشد. بازی Raven-Symoné به ریون سرزندگی و تحرکی میبخشد که با پیشینه شخصیت سازگار است؛ او آشفتگی را نه به مانعی برای تماشا، بلکه به موتور کمدی تبدیل میکند.
Anneliese van der Pol نیز با بازی آرامتر خود، به چلسی حضوری گرم و انسانی میدهد. این دو بازیگر بهخوبی تفاوتهای شخصیتها را برجسته میکنند، بیآنکه دوستیشان به مجموعهای از شوخیهای متضاد محدود شود. در بسیاری از لحظهها، حس همراهی میان آنها از خود موقعیت طنزآمیز اثرگذارتر است.
« بااینحال، اهمیت این چیدمان فقط در تولید شوخی نیست. »
شخصیتها و اجرا
قدرت پیشگویی؛ ابزار روایت و سرچشمه آشفتگی به ارث بردن توانایی پیشگویی از سوی بوکر، مهمترین افزوده داستانی مجموعه به جهان آشناست. این قابلیت به ماجراهای مدرسه و خانه جهتی تازه میدهد: بوکر میخواهد با سرنخهایی که از آینده دریافت میکند، از دردسرها پیشگیری کند، درحالیکه تلاش او گاه دقیقاً همان آشوبی را به وجود میآورد که قصد فرار از آن را داشته است.
از اینرو، پیشگویی فقط یک عنصر فانتزی نیست؛ وسیلهای برای نمایش اضطراب نوجوانانه در برابر آینده و میل به کنترل موقعیتهایی است که کنترلپذیر نیستند. پیوند میان تجربه ریون و تجربه بوکر نیز فرصت مناسبی برای تغییر نقشها فراهم میکند. ریون حالا باید با فرزندش درباره نیرویی گفتوگو کند که خود او از سالها پیش میشناسد؛ اما دانستنِ سازوکار یک توانایی، لزوماً به معنای توانایی هدایت دیگری نیست.
این تقابل میتواند هم موقعیتهای کمیک بسازد و هم رابطه مادر و فرزند را غنیتر کند. بااینهمه، قواعد پیشگویی همیشه روشن و منسجم نیستند. گاهی معلوم نمیشود دیدن آینده تا چه اندازه دقیق است یا چرا شخصیتها از نشانهای خاص برداشت معینی دارند. این ابهام، در لحظههای سرگرمکننده چندان آسیبزننده نیست، اما گاهی حس میشود قواعد داستان برای رساندن شخصیتها به موقعیت مطلوب تغییر میکنند.
کمدی آشنا و ریتم تکرارشونده مجموعه به سنت کمدیهای خانوادگی تلویزیونی وفادار میماند: سوءتفاهمی شکل میگیرد، شخصیتها برای اصلاح آن نقشهای میکشند، نقشه به وضعی پیچیدهتر میانجامد و سرانجام خانواده با گفتوگو یا همکاری از بحران عبور میکند. این ساختار برای مخاطبی که به دنبال سرگرمی سبک و قابلپیشبینی است، مزیت دارد.
« پیوند میان تجربه ریون و تجربه بوکر نیز فرصت مناسبی برای تغییر نقشها فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضای رنگارنگ، ریتم پرتحرک و شوخیهای جسمانی نیز به سریال کیفیتی پرانرژی میدهد و آن را برای تماشای خانوادگی مناسب میسازد. اما همین آشنایی گاه به تکرار میانجامد. بعضی قسمتها بیش از اندازه به فرمولی شناختهشده تکیه میکنند و مسیر ماجرا از همان آغاز قابل حدس میشود. شوخیهای تکرارشونده و سوءتفاهمهای مشابه ممکن است تازگی خود را از دست بدهند، بهویژه وقتی شخصیتها فرصت چندانی برای تغییر دادن الگوی رفتاریشان پیدا نمیکنند.
پیشگویی بوکر، همخانگی دو خانواده و اختلافهای شخصیتی، ظرفیت تنوع دارند؛ بااینحال، سریال همیشه از این عناصر برای ساختن ماجراهایی تازه بهره نمیگیرد و گاهی به جای گسترش ایده، همان الگو را با تفاوتهایی جزئی بازمیگرداند. نسل جوان؛ رشد در سایه بزرگترها فرزندان دو خانواده تنها تماشاگر آشفتگی بزرگسالان نیستند؛ آنها بخشی از نیروی محرک داستاناند.
بوکر با توانایی تازهاش، میان کنجکاوی و نگرانی حرکت میکند؛ نیا و دیگر بچهها نیز با دوستیها، رقابتها و مسئلههای مدرسهای، جهان اجتماعی جوانتری را وارد قصه میکنند. این بخشها به مجموعه اجازه میدهند تا در کنار کمدی خانوادگی، درباره اعتماد، همکاری، مسئولیت و پیامد تصمیمها حرف بزند؛ موضوعاتی که برای مخاطب نوجوان ملموساند و بدون سنگینی موعظهگرانه مطرح میشوند.
بااینحال، توازن میان شخصیتها همیشه یکسان نیست. ریون، چلسی و بوکر معمولاً سهم پررنگتری از توجه و انرژی روایی دارند و برخی شخصیتهای فرعی کمتر مجال مییابند تا فراتر از نقشهای آشنای خود رشد کنند. در نتیجه، جهان سریال گاه از نظر تعداد شخصیتها گستردهتر از عمقی است که به هر یک اختصاص میدهد.
« بعضی قسمتها بیش از اندازه به فرمولی شناختهشده تکیه میکنند و مسیر ماجرا از همان آغاز قابل حدس میشود. »
قوتها و کاستیها
این محدودیت، بهخصوص در قسمتهایی که چندین عضو خانواده درگیرند، باعث میشود برخی رابطهها بیشتر وسیله پیشبرد شوخی باشند تا موضوعی مستقل برای کاوش. لحن، مخاطب و حدود عاطفی اثر «Raven’s Home» با لحنی روشن و مهربان، به موضوع جدایی والدین و شکلهای متفاوت خانواده نزدیک میشود. اثر از تبدیل این تجربهها به ملودرام پرهیز میکند و ترجیح میدهد آنها را در متن زندگی روزمره و مسئولیتهای مشترک نشان دهد.
این انتخاب، فضای سریال را برای مخاطب کمسنوسال امن و پذیرفتنی نگه میدارد؛ اما در سوی دیگر، گاه از پیچیدگی عاطفی موقعیتها میکاهد. جدایی و تغییر ساختار خانواده در این جهان وجود دارد، ولی معمولاً بهندرت با پیامدهای دشوار و طولانیمدت خود روبهرو میشود. محدودیت مزبور را میتوان در چارچوب هدف و قالب مجموعه فهمید.
این اثر قصد ندارد تصویری واقعگرایانه و جامع از والدگری پس از جدایی ارائه کند؛ اولویت آن ساختن کمدیای گرم و سرگرمکننده است که در آن اختلافها سرانجام به مصالحه میرسند. بااینحال، هرگاه سریال به جای حل سریع مسئله، به احساسات شخصیتها مکث بیشتری میدهد، ظرفیت عاطفی ایده مرکزیاش آشکارتر میشود: خانواده نه به دلیل بیدردسر بودن، بلکه بهسبب مراقبت متقابل و حضور مداوم اعضایش معنا پیدا میکند.
جمعبندی «Raven’s Home» ادامهای است که میکوشد میراث شخصیتهای آشنا را با مرحلهای تازه از زندگی پیوند بزند. جذابیت اصلی آن در همنشینی دو مادر با خلقوخوهای متفاوت، گرمای دوستی ریون و چلسی و انرژی خانهای است که چند نسل را زیر یک سقف گرد میآورد. توانایی پیشگویی بوکر نیز به قصه نیرویی فانتزی و سرگرمکننده میدهد و ماجراهای مدرسه و خانواده را به هم پیوند میزند.
« محدودیت مزبور را میتوان در چارچوب هدف و قالب مجموعه فهمید. »
جمعبندی
در مقابل، تکیه بر فرمولهای آشنای کمدی، تکرار بعضی شوخیها، ابهام قواعد پیشگویی و کمتوجهی نسبی به برخی شخصیتهای فرعی، مانع از آن میشود که مجموعه همواره از ظرفیت ایدههایش فراتر رود. بااینهمه، اثر در هدف اصلی خود موفق است: ساختن کمدی خانوادگیای پرتحرک و خوشقلب که درباره دوستی، همکاری و امکانهای گوناگون خانواده سخن میگوید، بیآنکه لحن سرگرمکنندهاش را از دست بدهد.
ثبت دیدگاه