نقد و بررسی
نقد گرسنگان (Ravenous) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به وحشتِ خاموش «Ravenous» ساختهٔ Robin Aubert، در ظاهر با موقعیتی آشنا آغاز میشود: روستایی دورافتاده در کبک گرفتار شیوعی مرگبار شده و گروهی کوچک از بازماندگان میکوشند از مهاجمان بگریزند. اما فیلم بیش از آنکه به روایت پرشتابِ فروپاشی جهان تکیه کند، به سکوت، فاصله و انتظار پناه میبرد.
در اینجا پایان دنیا نه با انفجارهای عظیم و آشوبی بیوقفه، بلکه با منظرههایی خلوت، خانههایی متروک و آدمهایی فرسوده به تصویر درمیآید. همین انتخاب، اثر را از بسیاری از نمونههای پرهیاهوی گونهٔ زامبی جدا میکند؛ گرچه فاصله گرفتن از الگوی آشنا، بهتنهایی برای ساختن روایتی پرمایه کافی نیست.
«Ravenous» فیلمی فرانسویزبان از کاناداست که در نواحی روستایی کبک میگذرد و Robin Aubert نگارش و کارگردانی آن را بر عهده داشته است. جغرافیای تنهایی یکی از مهمترین عناصر فیلم، چشمانداز روستایی کبک است. جنگلهای متراکم، جادههای خلوت و پهنههای سبز، تنها پسزمینهٔ ماجرا نیستند؛ گویی خود به نیرویی خاموش بدل شدهاند که بازماندگان را در بر میگیرد و راه فرار را نامطمئن میسازد.
طبیعت در اینجا نه پناهگاهی آسوده است و نه دشمنی آشکار؛ فضایی است که آدمی در آن کوچک، آسیبپذیر و گمشده به نظر میرسد. تصویربرداری فیلم از این تضاد بهخوبی بهره میبرد: زیبایی مناظر با هراس موقعیت درهم میآمیزد. قابهایی که در شرایطی دیگر میتوانستند آرامشبخش باشند، در بستر داستان رنگی تهدیدآمیز پیدا میکنند.
« اما فیلم بیش از آنکه به روایت پرشتابِ فروپاشی جهان تکیه کند، به سکوت، فاصله و انتظار پناه میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این زیبایی البته همیشه به معنای عمق روایی نیست؛ گاهی تصویر چنان چشمگیر میشود که جای خالیِ پیشرفت داستان را به رخ میکشد. بااینهمه، فضای بصری از ماندگارترین دستاوردهای فیلم است و جهانی را میسازد که حتی در لحظههای کمحادثه نیز ناآرام به نظر میرسد. زامبیهایی بیرون از عادت مهاجمان فیلم صرفاً ابزارهایی برای برانگیختن ترس نیستند.
رفتارشان گاه از منطق معمول فیلمهای زامبی فاصله میگیرد: همیشه به شیوهای یکسان حرکت نمیکنند و حضورشان میتواند به همان اندازه که هولناک است، غریب و پرسشبرانگیز باشد. فیلم بهجای توضیح کامل سازوکار این موجودات، بخشی از ناشناختگیشان را حفظ میکند. این ابهام به فضای اثر کمک میکند، زیرا تماشاگر مانند بازماندگان نمیداند در لحظهٔ بعد با چه چیزی روبهرو خواهد شد.
ایدهٔ ستونهای ساختهشده از اشیا، از جمله استخوانها، به جهان فیلم رنگی نامتعارف میدهد. این سازهها میتوانند نشانهای از نظمی مبهم یا رفتاری جمعی باشند؛ چیزی فراتر از حملهٔ غریزی و پراکنده. فیلم در همین جزئیات وعدهٔ دنیایی پیچیدهتر را میدهد، دنیایی که در آن مهاجمان شاید مناسباتی خاص برای خود ساختهاند.
بااینحال، وعده همیشه به نتیجه نمیرسد: اثر این ایدهها را مطرح میکند، اما کمتر در آنها مکث میکند یا پیامدهایشان را میکاود. از این رو، تازگی بصری و مفهومی فیلم گاهی بیشتر از عمقی است که سرانجام به دست میآورد. گروهی از آدمهای تنها بازماندگان فیلم از سنوسالها و تجربههای گوناگون میآیند، اما حضورشان همیشه به شخصیتپردازی پرجزئیات نمیانجامد.
« زامبیهایی بیرون از عادت مهاجمان فیلم صرفاً ابزارهایی برای برانگیختن ترس نیستند. »
شخصیتها و اجرا
Bonin، Tania، Céline و Zoé هر یک در موقعیتی دشوار قرار گرفتهاند، ولی فیلم فرصت محدودی برای شناختن لایههای درونی آنان فراهم میکند. تماشاگر میتواند خطرهایی را که پیش رویشان است بفهمد، اما کمتر مجال مییابد تا به گذشته، خواستهها یا تناقضهایشان نزدیک شود. در نتیجه، پیوند عاطفی با گروه گاه سست میماند و بعضی چهرهها بیش از آنکه اشخاصی کامل باشند، اجزایی از چشمانداز بقا به نظر میرسند.
نامها و نقشهای اصلی گروه در معرفی فیلم نیز بر همین جمعمحور بودن روایت تأکید دارند. بااینحال، فیلم از نمایش واکنشهای کوچک و روزمره بینیاز نیست. شوخیهای پراکنده، مراقبت از دیگری و لحظههای کوتاه همنشینی، در دل وضعیتی هولناک جلوهای انسانی پیدا میکنند. اثر گاه به جای آنکه با گفتوگوی توضیحی احساسات را بیان کند، از سکوت و فاصله کمک میگیرد.
این رویکرد با حالوهوای سرد فیلم سازگار است، اما نتیجهاش دوگانه میماند: کمگویی میتواند به شخصیتها وقار و ابهام بدهد، ولی اگر مخاطب هنوز به آنان نزدیک نشده باشد، همان سکوت به فاصلهگذاری عاطفی بدل میشود. ریتمِ مکث و انتظار «Ravenous» از شتاب رایج در بسیاری از آثار آخرالزمانی دوری میکند.
بخشهایی از فیلم آرام پیش میروند و به جای زنجیرهای از رویاروییهای پرسرعت، بر انتظار، نگاه و شنیدن صداهای دور تمرکز دارند. سکوتهای طولانی گاهی با فریاد یا خشونتی ناگهانی شکسته میشوند و همین تفاوت، به صحنههای پرتنش اثرگذاری میبخشد. فیلم همچنین از موسیقی و صدا بهگونهای استفاده میکند که نبودِ صدا خود به بخشی از تجربهٔ تماشاگر تبدیل میشود.
« نامها و نقشهای اصلی گروه در معرفی فیلم نیز بر همین جمعمحور بودن روایت تأکید دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب برای همهٔ لحظهها به یک اندازه کارآمد نیست. مکث وقتی تأثیرگذار است که به کشف تازهای دربارهٔ فضا، خطر یا شخصیتها بینجامد؛ اما در برخی بخشها، آرامش فیلم بیشتر به ایستایی نزدیک میشود. روایت گاهی آنقدر کماتفاق است که تماشاگر ممکن است احساس کند اثر در حال تعویق انداختن داستان است، نه پروراندن آن.
منتقدان نیز دربارهٔ همین ویژگی دو برداشت متفاوت داشتهاند: برخی خویشتنداری و رویکرد نامتعارف فیلم را نقطهٔ قوت دیدهاند و برخی دیگر از کمتوجهی آن به پیرنگ و کندی تجربه انتقاد کردهاند. خشونت در کنار انسانیت فیلم از خشونت ژانر وحشت رویگردان نیست؛ حملهها و جراحتها بخشی از واقعیت بیرحمانهٔ جهان آناند.
بااینحال، خشونت تنها هدف اثر نیست. در کنار ترس از مهاجمان، پرسش مهمتر این است که انسانها در وضعیتی بیثبات چگونه کنار هم میمانند. آیا بقای فردی بر هر چیز مقدم میشود، یا هنوز جایی برای مراقبت و همدلی باقی است؟ فیلم پاسخ ساده و خطابهواری نمیدهد، اما در رفتار بازماندگان نشانههایی از همکاری و ملاحظهگری میگذارد؛ انتخابهایی که در فضایی آکنده از بدگمانی، معنایی ویژه پیدا میکنند.
این جنبه به فیلم امکان میدهد از کلیشهٔ رایجِ انسانها بهعنوان خطر اصلی برای یکدیگر فاصله بگیرد. بااینهمه، مضمون همدلی به اندازهای بسط نمییابد که به نیروی رواییِ کاملاً مسلط بدل شود. این فیلم بیشتر به ایجاد حالوهوا علاقه دارد تا ساختن استدلالی اجتماعی با اجزای روشن و پیوسته.
« این انتخاب برای همهٔ لحظهها به یک اندازه کارآمد نیست. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، تماشاگر میتواند در آن پژواکی از تنهایی، جمعگریزی و شکنندگی جامعه بیابد، اما این لایهها بیشتر در حاشیهٔ تجربه حضور دارند تا در مرکز روایتی محکم. جمعبندی «Ravenous» اثری دیدنی و نامتعارف در گونهٔ زامبی است که قوت اصلیاش را از فضای روستایی، تصویرهای چشمنواز، سکوتهای سنجیده و چند ایدهٔ غریب میگیرد.
این فیلم بهجای آنکه پیوسته بر شدت حادثه بیفزاید، تماشاگر را در جهانی خلوت و ناآرام رها میکند؛ جهانی که زیبایی طبیعت در آن با ترسِ فروپاشی همنشین است. بااینحال، روایت کمجان و شخصیتهایی که فرصت کافی برای شکلگیری نمییابند، مانع میشوند ظرفیت ایدههای فیلم بهتمامی شکوفا شود.
نتیجه اثری است که احتمالاً بیش از پیرنگش در خاطر میماند: جنگلهای خاموش، مکثهای طولانی و نشانههایی عجیب از نظمی ناشناخته. اگر انتظار فیلمی پرتحرک با شخصیتپردازی مفصل و داستانی پرپیچوخم باشد، «Ravenous» ممکن است کممایه جلوه کند. اما برای تماشاگرانی که از وحشت آرام، فضاسازی تأملبرانگیز و تفاوتهای کوچک در یک ژانر آشنا استقبال میکنند، فیلم تجربهای جذاب و گاه واقعاً غریب فراهم میآورد.
« اگر انتظار فیلمی پرتحرک با شخصیتپردازی مفصل و داستانی پرپیچوخم باشد، «Ravenous» ممکن است کممایه جلوه کند. »



ثبت دیدگاه