نقد و بررسی
نقد رامونا و بیزوس (Ramona and Beezus) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گرمای خانه در دل آشوبهای کوچک «رامونا و بیزوس» فیلمی خانوادگی است که در ظاهر از شیطنتهای یک دختر پرجنبوجوش و دردسرهایی که برای اطرافیانش میسازد نیرو میگیرد، اما در عمق، درباره امنیت عاطفی خانواده و نیاز کودکان به جدی گرفتهشدن است. رامونا با تخیلی سرشار و نیتی خیر وارد موقعیتهایی میشود که از کنترلش بیرون میروند؛ از نگاه خودش، هر ماجرا فرصتی است برای کمککردن و قهرمانشدن.
همین فاصله میان نیت کودکانه و نتیجه پیشبینیناپذیر، موتور کمدی فیلم را میسازد و در عین حال به آن لحنی لطیف میدهد. قصه از نگرانیهای روزمره خانواده کویمبی آغاز میشود و به جای تکیه بر یک ماجرای بزرگ و پیچیده، مجموعهای از تجربههای کوچک را کنار هم میچیند. فیلم میخواهد نشان دهد بحرانهای بزرگسالان ــ مانند ناامنی مالی و تغییر شغل ــ چگونه در ذهن کودک به شکلی ملموس، گاه اغراقآمیز و گاه ترسناک بازسازی میشوند.
این زاویه دید، زمینه مناسبی برای طنز و همدلی فراهم میکند؛ هرچند روایت گاهی برای پیوند دادن رخدادهای پراکنده به خط اصلی داستان، شتابزده به نظر میرسد. رامونا؛ خیالپردازی بهمثابه نیروی محرک رامونا مرکز ثقل فیلم است؛ شخصیتی که نمیتوان او را صرفاً «شیطان» یا «بازیگوش» نامید. رفتارهایش از ترکیب کنجکاوی، خیالپردازی و اشتیاق به مفیدبودن شکل میگیرد.
او جهان را با منطق خاص خود میسنجد و هر مانعی را فرصتی میبیند تا راهحلی ابتکاری پیدا کند. فیلم بهخوبی درمییابد که کودکان نه نسخه کوچکشده بزرگسالان، بلکه ناظران مستقلی هستند که از نشانههای محدود، نتیجهگیریهای بزرگ میسازند. بازی پرانرژی Joey King مهمترین عامل زندهماندن این شخصیت است.
« رفتارهایش از ترکیب کنجکاوی، خیالپردازی و اشتیاق به مفیدبودن شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او شور و بیقراری رامونا را به حرکات و واکنشهایی ملموس تبدیل میکند، بیآنکه نقش را فقط به مجموعهای از اداهای شیرین تقلیل دهد. در بهترین لحظات، رامونا هم خندهدار است و هم آسیبپذیر: کودکی که میخواهد در دشواریهای خانواده سهمی داشته باشد، اما هنوز توان فهم کامل پیامدهای تصمیمهایش را ندارد.
بااینحال، فیلم گاهی بر شدت شیطنتهای او بیش از اندازه تکیه میکند. تکرار خرابکاریها ممکن است برای بخشی از مخاطبان، بهجای دلپذیر بودن، فرساینده شود. رابطه خواهرانه و معنای بیزوس رابطه رامونا و بیزوس، مهمترین لایه عاطفی فیلم است. بیزوس در آستانه نوجوانی قرار دارد و میکوشد میان نگرانیهای شخصی، مدرسه و مسئولیتهای خانوادگی تعادل برقرار کند.
او از یک سو خواهان استقلال و جدی گرفتهشدن است و از سوی دیگر، پیوندش با خواهر کوچکتر را نمیتواند نادیده بگیرد. رامونا نیز بیزوس را گاهی پناهگاه و گاهی مانعی در برابر خواستههایش میبیند. این رفتوبرگشت میان دلخوری و دلبستگی، رابطهای آشنا و باورپذیر میسازد. Selena Gomez نقش بیزوس را با خویشتنداری و گرمایی آرام اجرا میکند.
او در برابر جنبوجوش رامونا، حضوری متعادل دارد و همین تفاوت به دو خواهر هویت جداگانه میبخشد. با این همه، فیلم فرصت چندانی برای کاوش عمیق در جهان درونی بیزوس پیدا نمیکند. روایت عمدتاً از منظر رامونا پیش میرود و نگرانیهای خواهر بزرگتر بیشتر در مقام یکی از خطوط فرعی باقی میماند.
« بااینحال، فیلم گاهی بر شدت شیطنتهای او بیش از اندازه تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
ازاینرو، عنوان فیلم وعده تمرکز دوگانهای میدهد که داستان تنها تا اندازهای به آن وفادار میماند. خانواده، ناامنی و تجربه کودکانه یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، پیوند دادن بازیگوشیهای رامونا با فشارهای واقعی زندگی خانوادگی است. اختلافنظر والدین و نگرانیهای شغلی، در پسزمینه حضور دارند و به ماجراهای کودکانه وزن بیشتری میدهند.
رامونا آنچه را از گفتوگوهای بزرگسالان میشنود، با برداشت خود ترکیب میکند؛ در نتیجه، مسئلهای پیچیده برای او به تهدیدی مستقیم و ملموس تبدیل میشود. فیلم از این مسیر به تجربهای مشترک میان نسلها نزدیک میشود: بزرگسالان میکوشند مشکلات را پنهان یا کوچک کنند، اما کودکان تغییر فضای خانه را پیش از آنکه توضیحی بشنوند، احساس میکنند.
والدین رامونا و بیزوس نه شخصیتهایی بینقصاند و نه مانعهایی صرفاً برای پیشبرد داستان. آنان نیز زیر فشار تصمیمها و مسئولیتهای خود قرار دارند. با این حال، پرداخت این بخشها گاه سادهسازی میشود. فیلم ترجیح میدهد تنش خانوادگی را در محدودهای امن و خوشعاقبت نگه دارد و از مکث طولانی بر دشواریهای اقتصادی یا اختلافهای عاطفی پرهیز میکند.
حاصل، اثری گرم و مناسب تماشای خانوادگی است، اما نه درامی که بخواهد پیچیدگی بحرانهایش را بهطور کامل واکاوی کند. لحن، فضا و کارگردانی Elizabeth Allen فیلم را با لحنی روشن و صمیمی پیش میبرد. فضای اثر بر رنگهای گرم، موقعیتهای کمخطر و طنزی متکی است که بیشتر از تفاوت برداشت شخصیتها سرچشمه میگیرد تا شوخیهای کلامی تند.
« ازاینرو، عنوان فیلم وعده تمرکز دوگانهای میدهد که داستان تنها تا اندازهای به آن وفادار میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با روحیه داستان سازگار است و فیلم را به تجربهای سبک و قابلتماشا برای خانوادهها بدل میکند. لحظات خیالپردازانه نیز میکوشند ذهن رامونا را به زبان تصویر ترجمه کنند، هرچند این تمهیدها همیشه یکدست نیستند و گاهی با واقعگرایی بخشهای دیگر فاصله پیدا میکنند. ساختار روایی اپیزودیک فیلم هم امتیاز دارد و هم محدودیت.
هر اتفاق، وجهی از شخصیت رامونا یا رابطه او با خانواده را آشکار میکند؛ اما تعدد موقعیتها باعث میشود خط داستانی اصلی گاه پراکنده جلوه کند. بعضی کشمکشها پیش از آنکه فرصت شکلگیری و اثرگذاری پیدا کنند، حل میشوند و پیوند میان خردهداستانها همیشه طبیعی نیست. در نتیجه، فیلم بیشتر به مجموعهای از خاطرههای بامزه و دلنشین میماند تا روایتی با قوس دراماتیک دقیق و پیوسته.
اقتباس و میراث ادبی فیلم بر پایه مجموعه کتابهای Beverly Cleary ساخته شده، اما برداشت آن را نباید بازسازی مستقیم یک جلد دانست. روایت از عناصر و حالوهوای چند کتاب بهره میگیرد و آنها را در قالب داستانی سینمایی کنار هم مینشاند. این رویکرد به سازندگان امکان میدهد خانواده و شخصیتهای پیرامونی را در یک مسیر واحد گرد آورند، ولی در عوض بخشی از ظرافت و جزئیات ادبی منبع را کمرنگ میکند.
خوانندگانی که انتظار دارند فیلم به ساختار و لحن کتابها وفادار بماند، ممکن است با تغییرها و فشردهسازیهای آن فاصله احساس کنند. بااینحال، اثر در بازآفرینی حس نوستالژیک کودکی موفقتر از بازآفرینی دقیق متن است. دغدغههایی مانند نیاز به تأیید، خجالت از رفتار خواهر و ترس از تغییر، به نسل یا دوره خاصی محدود نیستند.
« این انتخاب با روحیه داستان سازگار است و فیلم را به تجربهای سبک و قابلتماشا برای خانوادهها بدل میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بهترین حالت، روحی را حفظ میکند که در مرکز داستانهای کودکان قرار دارد: حق کودک برای اشتباهکردن، خیالپردازی و آموختن از پیامدها. این کیفیت، اقتباس را برای مخاطبی که کتابها را نخوانده نیز قابلفهم میکند، هرچند به قیمت سادهترشدن بعضی لایهها تمام میشود. مخاطب و ارزش تماشا «رامونا و بیزوس» بیش از آنکه در پی غافلگیری روایی یا تحلیل روانشناختی پیچیده باشد، بر دلپذیری شخصیتها و حس همراهی با خانواده تمرکز میکند.
کودکان میتوانند در رامونا میل به کشف و میل به کمککردن را ببینند؛ بزرگسالان نیز احتمالاً با دشواریِ ترجمه نگرانیهای خانوادگی به زبانی قابلفهم برای کودک ارتباط برقرار میکنند. فیلم برای تماشای جمعی مناسب است، زیرا تعارضهایش سنگین یا تلخ نمیشوند و طنزش بر تحقیر شخصیتها استوار نیست.
اما همین نرمی، حد و مرز فیلم را نیز تعیین میکند. پیشبینیپذیری بخشی از رخدادها، حل سریع بعضی مشکلات و تکرار شیطنتهای رامونا، مانع از آن میشود که اثر به درامی ماندگار یا چندلایه بدل شود. تماشاگرانی که دنبال روایت پرتنش، شوخیهای پیچیده یا اقتباسی وفادار به جزئیات کتابها هستند، احتمالاً رضایت کمتری خواهند داشت.
قوت فیلم در صمیمیت و نیت خیر آن است، نه در نوآوری روایی. جمعبندی «رامونا و بیزوس» فیلمی گرم و خوشقلب درباره خانواده، خیالپردازی و پیوند خواهرانه است. اجرای سرزنده Joey King به رامونا جان میبخشد و حضور متعادل Selena Gomez به رابطه دو خواهر رنگی باورپذیر میدهد. اثر در بازنمایی نگاه کودکانه و ساختن فضایی نوستالژیک موفق است، اما روایت پراکنده، کشمکشهای ساده و گاه اغراق در رفتارهای رامونا از عمق آن میکاهند.
« فیلم برای تماشای جمعی مناسب است، زیرا تعارضهایش سنگین یا تلخ نمیشوند و طنزش بر تحقیر شخصیتها استوار نیست. »
جمعبندی
نتیجه، فیلمی سبک و دلنشین است که نه اقتباسی کاملاً وفادار به کتابهاست و نه اثری پرادعا؛ ارزش اصلیاش در یادآوری این نکته است که پشت بسیاری از دردسرهای کودکانه، میل صادقانهای به دوستداشتهشدن و مفیدبودن پنهان است.
ثبت دیدگاه