نقد و بررسی
نقد ملکه جنوب (Queen of the South) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
صعود از حاشیه به مرکز قدرت «Queen of the South» از موقعیتی آشنا در درام جنایی آغاز میشود: زنی که پس از قتل نامزدش ناچار به فرار از مکزیک میشود و در دالاس میکوشد زنده بماند، انتقام بگیرد و جایگاهی برای خود در جهانی بسازد که قواعدش را مردان مسلح و شبکههای تبهکاری تعیین میکنند.
اما جذابیت سریال فقط در رؤیای قدرت گرفتن ترزا نیست؛ در تماشای دگرگونی اوست، زنی که هرچه بیشتر میآموزد و پیش میرود، بیشتر ناچار میشود درباره بهای انتخابهایش تصمیم بگیرد. این اثر اقتباسی از رمان «ملکه جنوب» نوشته آرتورو پرز-رِوِرته است و داستانش را در قالب یک درام جنایی پرحادثه گسترش میدهد.
ترزا؛ قهرمانی در قلمرو خاکستری ترزا مندوزا در آغاز، نه فرمانروایی بیرقیب است و نه شخصیتی که از ابتدا برای قدرت ساخته شده باشد. نیروی او از توانایی مشاهده، یادگیری و سازگارشدن با شرایط میآید. همین تدریجیبودنِ رشد شخصیت، مخاطب را با او همراه میکند: هر تصمیم مهم، حاصل نوعی فشار و انتخاب دشوار است، نه صرفاً نمایش مهارت خارقالعاده.
« نیروی او از توانایی مشاهده، یادگیری و سازگارشدن با شرایط میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ترزا جذاب است، چون هم میتوان برای بقایش نگران شد و هم از مسیری که برمیگزیند پرسش کرد. سریال از او قهرمانی بینقص نمیسازد. ترزا در جهانی حرکت میکند که برای زندهماندن، گاه باید به همان ابزارهایی متوسل شود که آن جهان را خشن و فاسد کردهاند. این تناقض، ظرفیت دراماتیک شخصیت را بالا میبرد: آیا او میتواند در رأس قدرت قرار بگیرد و در عین حال از منطق قدرت فاصله بگیرد؟
اثر همیشه این پرسش را با ظرافت یکسان پی نمیگیرد، اما در بهترین لحظاتش، شکاف میان آرمان و عمل را به بخشی از جذابیت شخصیت بدل میکند. ریتم فصل نخست و نیروی تعلیق فصل نخست با شتاب و کششی مؤثر مخاطب را وارد داستان میکند. خطر از همان ابتدا ملموس است و ترزا مجال چندانی برای مکث ندارد؛ او باید موقعیتها را بخواند، به دیگران اعتماد کند یا نکند و راهی برای ادامهدادن بیابد.
تعلیق در این بخش تنها به تعقیبوگریز و تهدید فیزیکی وابسته نیست، بلکه از ناآگاهی ترزا درباره قواعد تازهای میآید که ناگهان درونشان گرفتار شده است. این شروع پرکشش، نقطه قوت مهم سریال است: مخاطب نهفقط میخواهد بداند چه حادثهای رخ میدهد، بلکه کنجکاو است ببیند ترزا چگونه از دل بحران راهی برای خود میسازد.
« ترزا جذاب است، چون هم میتوان برای بقایش نگران شد و هم از مسیری که برمیگزیند پرسش کرد. »
شخصیتها و اجرا
روایت در آغاز، میان بقا، انتقام و جاهطلبی تعادل قابلقبولی برقرار میکند. بااینحال، همین سرعت بعدها به معیاری برای سنجش فصلهای بعد تبدیل میشود؛ هرگاه داستان از آن انرژی اولیه فاصله میگیرد، افت ریتم آشکارتر به چشم میآید. قدرت، دشمنی و روابط انسانی داستان در شبکهای از اتحادهای شکننده و رقابتهای خطرناک پیش میرود.
شخصیتهایی چون کاملیا وارگاس، با بازی ورونیکا فالکون، به جهان سریال وزن و تنش میبخشند. کاملیا صرفاً مانعی بر سر راه ترزا نیست؛ حضورش تصویری از قدرت تثبیتشده و قواعد بیرحمانهای است که ترزا باید با آنها روبهرو شود. تندی و سلطهجویی او ممکن است برای بعضی تماشاگران آزاردهنده باشد، اما همین ویژگیها او را به نیرویی مؤثر در کشمکشهای داستان بدل میکند.
روابط دیگر نیز بخشی از نیروی سرگرمکننده سریالاند. همکاری، وفاداری و منفعت در این جهان بهسادگی از یکدیگر جدا نمیشوند؛ شخصیتها ممکن است همزمان به هم نیاز داشته باشند و از یکدیگر بترسند. بازی آلیس براگا در نقش ترزا و همراهی بازیگران اصلی، به این رابطهها جان میدهد. بااینهمه، کیفیت اجرا در تمام لحظات یکدست نیست و برخی بازیها خشکتر از آناند که تنش موقعیت را کاملاً منتقل کنند.
« روایت در آغاز، میان بقا، انتقام و جاهطلبی تعادل قابلقبولی برقرار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خشونت، مسئولیت و اسطورهسازی یکی از امتیازهای مهم سریال آن است که جهان خلافکاران را بیقیدوشرط به قلمرو قهرمانی تبدیل نمیکند. جاهطلبی ترزا میتواند هیجانانگیز باشد، اما داستان در پسِ این هیجان، خشونت و خطر را نیز حاضر نگه میدارد. مسیر قدرت، راهی بیهزینه یا رهاییبخش نیست؛ هر پیشروی، او را درگیر مناسباتی میکند که بهسادگی نمیتوان از آنها بیرون آمد.
این نگاه، سریال را از قصهای ساده درباره «رسیدن به قله» فراتر میبرد. جذابیت صعود ترزا با تلخی محیطی همراه است که در آن انتخابهای فردی زیر فشار ترس، منفعت و بقا شکل میگیرند. بااینحال، اثر همیشه پیامدهای اخلاقی و انسانی این جهان را به یک اندازه کاوش نمیکند. گاهی سرعت رخدادها مجال تأمل را میگیرد و خشونت بیشتر به سوختی برای پیشبرد ماجرا بدل میشود تا موضوعی که خودِ روایت بخواهد در آن درنگ کند.
افتوخیز روایت در فصلهای بعد پس از شروع پرقدرت، سریال در فصلهای بعد با دشواری حفظ تازگی روبهرو میشود. سازوکارهای آشنای درام جنایی—رقیب تازه، تهدید بزرگتر و نقشهای پیچیدهتر—بهتدریج بیشتر تکرار میشوند و شماری از اتفاقها زودتر از موعد قابلحدس به نظر میرسند. بنابراین، آن عنصر غافلگیری که در آغاز تماشاگر را به دنبالکردن هر قسمت ترغیب میکرد، همیشه با همان قوت باقی نمیماند.
« جاهطلبی ترزا میتواند هیجانانگیز باشد، اما داستان در پسِ این هیجان، خشونت و خطر را نیز حاضر نگه میدارد. »
قوتها و کاستیها
مشکل دیگر، اتکای گاهوبیگاه داستان به شانس و تصادف است. تعلیق زمانی اثرگذار است که خطر واقعی به نظر برسد؛ اما اگر شخصیت اصلی بارها از موقعیتهای مرگبار با نجاتهایی کمابیش معجزهآسا بیرون بیاید، مخاطب ممکن است بهجای نگرانی، منتظر راه نجات بعدی بماند. این الگو از باورپذیری مسیر ترزا میکاهد، حتی اگر خودِ شخصیت همچنان جذاب و تماشایی باشد.
در نتیجه، سریال در ادامه بیشتر به لطف انرژی و محبوبیت قهرمانش پیش میرود تا انسجام همیشگی طرح. سرگرمی در کنار محدودیتها «Queen of the South» اساساً سریالی سرگرمکننده است: ماجرایی، پرتنش و متکی بر شخصیتی که تماشایش آسان است. بخش مهمی از کشش آن از جاهطلبی ترزا و بازی آلیس براگا میآید؛ او به شخصیتش هم احتیاط میبخشد و هم سرسختی، بیآنکه او را به تصویری یکبعدی از زنی قدرتمند فروبکاهد.
روابط میان شخصیتهای اصلی نیز به داستان گرما و پیوستگی میدهد و اجازه میدهد سریال تنها مجموعهای از درگیریها و توطئهها نباشد. در عین حال، اگر انتظار درامی با پیچیدگی روانشناختی و دقت روایی بسیار بالا داشته باشیم، محدودیتهای اثر آشکار میشوند. برخی خطهای داستانی بیش از اندازه عجیبوغریب یا تصادفیاند و تکرار نجاتهای ترزا، خطر را گاه کماثر میکند.
« مشکل دیگر، اتکای گاهوبیگاه داستان به شانس و تصادف است. »
جمعبندی
این کاستیها لزوماً تماشای سریال را بیلذت نمیکنند؛ بیشتر نشان میدهند که اثر در بهترین حالت خود یک درام جنایی پرکشش و عامهپسند است، نه روایتی که در همه فصلها بتواند پیچیدگی آغازینش را حفظ کند. جمعبندی «Queen of the South» با شروعی درگیرکننده و قهرمانی ماندگار، تماشاگر را به سفر زنی میبرد که از موقعیت فرار و درماندگی، قدمبهقدم به سوی قدرت حرکت میکند.
سریال در ترسیم جذابیت و بهای این صعود موفق است و با بازی آلیس براگا و کشمکشهای میان شخصیتهای اصلی، لحظات سرگرمکننده فراوانی میآفریند. اما افت نسبی فصلهای بعد، قابلپیشبینیشدن برخی رخدادها، بازیهای نابرابر و وابستگی گاهبهگاه به تصادف مانع از آن میشود که کیفیت آغازینش همواره حفظ شود.
حاصل، اثری پرکشش و خوشتماشا با شخصیتی مرکزی جذاب است؛ سریالی که بیش از آنکه بهسبب ظرافت بیوقفه روایت به یاد بماند، بهخاطر مسیر پرحادثه و تلخِ ترزا در ذهن میماند.



ثبت دیدگاه