نقد و بررسی
نقد ¡Que viva México! | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زادگاه؛ آغاز یک محاکمه خانوادگی فیلم مکزیکی «¡Que viva México!» ساختهٔ لوئیس استرادا، از موقعیتی آشنا و در ظاهر ساده آغاز میشود: مرگ پدربزرگ و بازگشت پانچو به زادگاهش برای شرکت در تقسیم میراث. اما این سفر زودتر از آنکه به دیداری عاطفی با گذشته بدل شود، به میدان کشمکش میان خویشاوندانی تبدیل میشود که هر یک سهم خود را میخواهند و برای بهدستآوردنش حاضرند گذشته را به سود خود بازنویسی کنند.
خانواده در این فیلم نه پناهگاهی امن، بلکه جامعهای کوچک و فشرده است؛ جایی که رقابت، کینه، منفعتطلبی و ادعای حقانیت، پیوندهای خونی را به ابزار جدال بدل میکند. این بازگشت، تقابل دو جهان را نیز پیش میکشد: زندگی شهری و مرفه پانچو در برابر زادگاه روستایی و خانوادهای که سالها از آن فاصله گرفته است.
فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که این دو جهان را نمیتوان بهسادگی در دو سوی اخلاق قرار داد. فاصلهٔ طبقاتی ممکن است شکلهای متفاوتی از خودخواهی و تحقیر بسازد، اما میل به تصاحب و برتری در هر دو محیط حضور دارد. همین ایده ظرفیت اصلی طنز اجتماعی اثر را فراهم میکند. هجو اجتماعی و مسئلهٔ طمع استرادا از ماجرای ارث برای هجو رفتارهایی بزرگتر استفاده میکند.
زمین و ثروت بهجامانده، فقط داراییهایی قابل تقسیم نیستند؛ بهانهایاند برای آشکارشدن سازوکار قدرت در خانواده و جامعه. شخصیتها از عدالت و خویشاوندی سخن میگویند، اما اغلب سخنانشان پوششی برای خواستههای شخصی است. فیلم از این راه به تناقضی اشاره میکند که در آن همه خود را قربانی بیعدالتی میدانند، حال آنکه بسیاری از آنان در لحظهای دیگر حاضرند همان بیعدالتی را علیه دیگری به کار گیرند.
« فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که این دو جهان را نمیتوان بهسادگی در دو سوی اخلاق قرار داد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طنز فیلم زمانی مؤثرتر است که این شکاف را بیواسطه نشان میدهد: میان ادعای اخلاقی و رفتار عملی، میان شعار همبستگی و رقابت بر سر منفعت. فضای روستا نیز این هجو را از حالت انتزاعی بیرون میآورد. آشفتگی محیط، مناسبات محلی و تنشهای خانوادگی، همگی نشان میدهند که نزاع بر سر میراث صرفاً دعوایی خصوصی نیست؛ روابط قدرت در جامعهای کوچک را نیز بازتاب میدهد.
با این همه، تیزی نیت انتقادی همیشه به تیزی نتیجهٔ سینمایی نمیانجامد. فیلم گاه چنان مشتاق است عیبهای شخصیتهایش را به رخ بکشد که مجال نمیدهد مخاطب خودش پیچیدگی تناقضها را کشف کند. در چنین لحظههایی، هجو از مشاهدهٔ دقیق فاصله میگیرد و به تأکیدی پرصدا بر همان نکتههایی بدل میشود که پیشتر روشن شدهاند.
کمدی گزندهای که گاه به فرسودگی میرسد «¡Que viva México!» کمدیای سیاه و هجوآمیز است و از شوخیهای تند، اغراق و موقعیتهای آشفته برای تصویرکردن فروپاشی نزاکت خانوادگی بهره میگیرد. این انتخاب با جهان فیلم تناسب دارد: جایی که گفتوگوها بهسرعت به مشاجره بدل میشوند و هر جمع خانوادگی میتواند صحنهای برای نمایش حسادت یا تحقیر باشد.
در بهترین لحظات، خنده از فاصلهٔ میان ظاهر محترمانهٔ شخصیتها و انگیزههای پنهانشان پدید میآید. مشکل آنجاست که شوخیها بارها به الگوی تکراری بازمیگردند. بهجای آنکه هر موقعیت لایهٔ تازهای از شخصیت یا مناسبات قدرت را آشکار کند، گاه صرفاً شدت همان آشوب قبلی را افزایش میدهد. بخشی از کمدی نیز بر توهین و تحقیر تکیه دارد؛ انتخابی که ممکن است برای برخی مخاطبان با لحن بیپروا و بینزاکت فیلم سازگار باشد، اما در مواردی دیگر نه نقد اجتماعی را عمیقتر میکند و نه خندهٔ رهاییبخشی میسازد.
« فضای روستا نیز این هجو را از حالت انتزاعی بیرون میآورد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، نوسانی است میان هجو مؤثر و شوخیهایی که بیشتر دلزدگی برمیانگیزند. بازیگران و نیروی اجرا یکی از مهمترین تکیهگاههای فیلم، بازیگران پرانرژی آن هستند. آلفونسو هررا در نقش پانچو، میان تعلق و انکار معلق میماند: او از خانواده فاصله گرفته، اما بازگشتش به زادگاه نشان میدهد که گذشته را نمیتوان بهسادگی پشت سر گذاشت.
بازی او به شخصیت امکان میدهد که صرفاً ناظری بیرونی بر آشوب نباشد؛ پانچو نیز درون همان مناسبات گرفتار است و سهمی در تناقضهایی دارد که فیلم به تصویر میکشد. دامیان آلکاثار در نقش روسندو و خواکین کوسیو در نقش روسندیتو نیز به فضای پرتنش و اغراقآمیز اثر جان میبخشند. اجرای آنان با لحن نمایشی فیلم هماهنگ است و به شخصیتهای خانوادگی وزن و حضور میدهد؛ حتی هنگامی که متن بیش از اندازه بر خصلتی واحد پافشاری میکند.
آنا دِ لا رگِرا نیز در نقش ماری، چشماندازی بیرونیتر به محیط روستا و کشمکشهای آن میافزاید. در مجموع، گروه بازیگران از شدت و تحرک صحنهها پشتیبانی میکند، هرچند توان اجرایی آنان همیشه نمیتواند محدودیتهای شخصیتپردازی را جبران کند. شخصیتپردازی میان تیپ و انسان فیلم میخواهد خانوادهای بزرگ و پرجمعیت را به تصویری فشرده از جامعه بدل کند.
این تصمیم به شلوغی و تنوع موقعیتها کمک میکند، اما هزینهاش آن است که بسیاری از شخصیتها بیشتر به نمایندگان یک خصلت یا طبقه شبیه میشوند تا انسانهایی با انگیزههای متناقض و تحول درونی. طماع، متعصب، خودخواه یا ریاکار بودن، گاه چنان پررنگ میشود که ویژگیهای دیگر شخصیت را میپوشاند.
« نتیجه، نوسانی است میان هجو مؤثر و شوخیهایی که بیشتر دلزدگی برمیانگیزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تیپسازی با منطق هجو سازگار است؛ کاریکاتور میتواند عیب اجتماعی را واضحتر و سریعتر نشان دهد. اما هرچه فیلم طولانیتر میشود، نیاز به تنوع عاطفی و جزئیات انسانی بیشتر احساس میشود. اگر همهٔ افراد خانواده تقریباً پیوسته در حال نمایش بدترین وجه خود باشند، مخاطب فرصت اندکی برای درک تفاوت میان آنان پیدا میکند.
در نتیجه، نقد طمع و فساد بهجای آنکه از برخورد شخصیتهای چندوجهی نیرو بگیرد، گاه به رژهای از رفتارهای اغراقشده تبدیل میشود. ریتم، طول فیلم و آشفتگی روایت مدت طولانی فیلم، یکی از چالشهای جدی آن است. «¡Que viva México!» برای گسترش جهان خانوادگی و انباشتن نزاعها زمان زیادی صرف میکند، اما هر صحنه به یک اندازه ارزش افزوده ندارد.
بعضی برخوردها همان تعارضهای پیشین را با صورت تازهای تکرار میکنند؛ به همین دلیل، انباشت ماجراها همیشه به معنای پیشرفت دراماتیک نیست. ریتم کند و پراکنده، بهویژه در بخشهایی که شوخیها به الگوهای تکراری بازمیگردند، میتواند تماشاگر را خسته کند. شلوغی روایت نیز دو اثر متضاد دارد.
از یک سو، حس ازدحام و آشوبی را میسازد که با فضای خانواده و نزاع بر سر ارث تناسب دارد. از سوی دیگر، تمرکز فیلم را تضعیف میکند و گاهی نمیگذارد ایدهٔ مرکزی با قدرت کافی در ذهن بماند. فیلم میخواهد همزمان دربارهٔ خانواده، ثروت، طبقه، فساد و رفتارهای اجتماعی سخن بگوید، اما همهٔ این مسیرها به یک اندازه پرداخت نمیشوند.
« این تیپسازی با منطق هجو سازگار است؛ کاریکاتور میتواند عیب اجتماعی را واضحتر و سریعتر نشان دهد. »
قوتها و کاستیها
حاصل، اثری پرجزئیات اما نه همیشه منسجم است. میزان اثرگذاری انتقاد نقد اجتماعی فیلم صریح و بیپرده است، اما صراحت بهتنهایی برای ساختن نقدی عمیق کفایت نمیکند. پرسش مهم این است که فیلم با شخصیتهایی که بهسخره میگیرد چه نسبتی برقرار میکند: آیا آنها را در سازوکارهای اجتماعی قرار میدهد یا صرفاً به خاطر زشتی رفتارشان محکوم میکند؟
«¡Que viva México!» در بخشهایی به پرسش نخست نزدیک میشود، زیرا نشان میدهد طمع و میل به قدرت محدود به یک طبقه نیست و میتواند در شکلهای گوناگون بازتولید شود. در بخشهایی دیگر، اتکای زیاد به کلیشه و شوخی توهینآمیز، مرز میان نقد رفتار و تحقیر شخصیتها را مبهم میکند. همین ابهام سبب میشود پیام اخلاقی فیلم گاهی کماثر شود.
مخاطب ممکن است نیت انتقادی اثر را دریابد، اما از خود بپرسد آیا فیلم واقعاً در حال کالبدشکافی ریشههای مسئله است یا تنها بر زشتی آن انگشت میگذارد. هرگاه اثر از قضاوت شتابزده فاصله میگیرد و تناقض میان طبقات و مناسبات خانوادگی را نشان میدهد، نیش آن دقیقتر میشود؛ هرگاه به تکرار و اغراق بسنده میکند، انتقادش بیشتر به فریادی بلند شبیه است تا استدلالی روشن.
جمعبندی «¡Que viva México!» اثری بلندپرواز و پرانرژی است که از یک نزاع بر سر میراث، تصویری هجوآمیز از طمع، فساد و گسستهای اجتماعی میسازد. فضای روستا و آشوب خانوادگی، موقعیت مناسبی برای این نقد فراهم میکنند و بازیگران نیز با حضوری پرتحرک به صحنهها جان میدهند. با این حال، طول زیاد، ریتم فرساینده، شوخیهای تکراری و شخصیتهایی که گاه در حد تیپ باقی میمانند، از اثرگذاری فیلم میکاهند.
« حاصل، اثری پرجزئیات اما نه همیشه منسجم است. »
جمعبندی
این فیلم بیش از آنکه تجربهای یکدست باشد، اثری است با ایدهای جذاب و اجرایی نابرابر: در لحظات موفق، تناقض میان ادعا و منفعت را با طنزی تلخ آشکار میکند؛ در لحظات کمرمق، همان نکته را بیش از حد تکرار میکند. تماشاگرانی که با هجویهٔ تند و اغراقآمیز همراه میشوند، ممکن است از جسارت و انرژی آن بهره ببرند، اما کسانی که به ظرافت شخصیتپردازی و ریتم فشرده اهمیت میدهند، احتمالاً فاصلهٔ میان نیت انتقادی فیلم و دستاورد نهاییاش را محسوس خواهند یافت.
ثبت دیدگاه